پایان نامه با کلید واژگان طبیعت انسان، فئودالیسم، قانون طبیعی

دانلود پایان نامه ارشد

هم در طبیعت انسان است و جزء تمایات اوست پس نهاد دولتی و فرمانروایی اجتماعی در طبیعت انسان موجود است.52
به صورت کلی در نتیجه روند طبیعی گسترش خانواده، به خاندان تبدیل میشود. خاندانها روستا را به وجود میآورند و اتحاد چند روستا باعث پیدایش دولت (پولیس) میشود. بنابراین دولت در اوج روند تکامل طبیعی است که با معاشرت غریزی مردان و زنان آغاز میشود. خانواده و انجمنهای کمتر از دولت، قادر به ارضای همه نیازهای اجتماعی فرهنگی و سیاسی انسان نیستند و نمیتوانند شرایط لازم برای زندگی خوب را فراهم آورند، فقط دولت در موقعیتی است که میتواند همه نیازهای انسان را تامین کند. به عقیده ارسطو، شهر که میتوان آن را دولت نامید: پدیدهای است طبیعی و انسان به حکم طبیعت حیوان اجتماعی است و آن کس که از روی طبع و نه بر اثر تصادف بیرون از دولت شهر باشد موجودی یا فروتر از آدمی است یا برتر از او53.
به نظر ارسطو انسان به لحاظ توانایی نطق و خرد با دیگر حیوانات اجتماعی متفاوت است بنابراین میتواند در زندگی عمومی شرکت کند پس اندیشههای مشترک قانون54 وعدالت55 در چارچوب دولت، مردم را به هم پیوند میدهد. این است بنیاد عقلی یا فلسفی خاستگاه دولت.56
1-4: نظریه تاریخی یا تئوری تکاملی
نظریه تکامل میگوید که منشاء و خاستگاه دولت را میتوان در همان پدیدههایی که باعث رشد و تکوین دولت در طول تاریخ شدهاند ، جستجو کرد. این نظریه ابراز میدارد که منشاء دولت را نمیتوان تنها در یک عامل مثل زور یا طبیعت بشر قرار داد بلکه دولت محصول روند یکنواخت تکاملی است که در آن عوامل زیادی نقش مهمی داشتهاند. برخی از این عوامل عبارتند از:
1.خویشاوندی؛ 2. دین؛ 3.جنگ و کشمکشها؛ 4.عوامل اقتصادی57 ….
با توجه به برخی از این عوامل میتوان گفت که در تاریخ تمدن هیچ زمان معینی را نمیتوان مشخص کرد که در آن دولت به وجود آمده باشد. از آن جا که دولت پدیدهای در حال رشد بوده است تنها عوامل معینی را میتوان مشخص کرد که نقش خود را در تکوین و رشد دولت ایفا کردهاند.اما این تکامل دولت در طول تاریخ به صورت منظم و مستمر نبوده است58.
سیر تکاملی دولت از دولتهای ساده به پیچیده امروزی بوده است. ابتدا امپراطوریهای اولیه سپس دولت شهرها، سپس امپراطوریهای بزرگ و تا امروزه که دولتهای نوین و پیچیده به وجود آمدهاند.بنابراین دولت پدیده پویایی است که علتی نهایی ندارد. دولت نه عطیه خداست و نه هدیه نیروهای زمینی بکله کار سنجیده خود انسان است در شرایط و اوضاعهای مختلف که کمکم در جریان تکامل دولت، آگاهیهای سیاسی مردم هم افزایش یافته است.59
صورت کلیتر این نظریه ابراز میدارد که همه پدیدههای موجود و دولت شامل یک سیرتطوري یعنی یک خط تاریخیاند که در آن حرکت از سادگی به پیچیدگی و از پستی به اعتلا انجام گرفته است. دولتهای امروزی در انتهای تاریخ و در پیشرفتهترین نقطه از آن قرار دارد و جوامع ابتدایی را درآغاز تاریخ و در پستترین نقطه آن قرار گرفته است.60
از سردمداران این نظریه میتوان به گارنر، گتل و مک آیور جامعهشناسی اشاره کرد.
1-5: نظریه قرارداد اجتماعی
قرارداد اجتماعی نظریهای است که اساس فلسفی دولت نوین است. بر طبق این نظریه، اصل حق الهی سلطنت جای خود را به اصل همراهی و رضایت شهروندان برای زندگی در سایه قدرت و عدالت دولت میدهد. این نظریه برای توضیح اصل و منشاء عقلی تاسیس دولت از یک حالت فرضی بهنام حالت یا وضع طبیعی آغاز میکند که در آن انسانها در حالت بیحکومتی آزادانه در طبیعت زیست میکردهاند و از دردها یا آزادیهای طبیعت برخوردار بودهاند. سپس با شناخت عقلی و با توجه به سودمندیهای نظم و قانون تن به فرمانبرداری از دولت میدهند. آزادی های طبیعی خود را فدا میکنند و به محدودهی آزادی های فردی قدم میگذارند که قدرت و نظم دولت در عین حال تضمین کننده آن است.بنابراین قرارداد اجتماعی سازشی است نانوشته میان اعضای یک جامعه و بنابر خواستههای همگانی برای آنکه در روابط خود و زیر حاکمیت دولت با مسولیت متقابل عمل کنند و بر مبنای همین قرارداد ضمنی است که حکومت و دولت به وجود میآید61.
نظریه قرارداد اجتماعی اساساً وسیلهای بود برای انتقاد قدرت سنتی مستقر، در آستانه ظهور دولت ـ ملتهای جدید و جستوجویی بود برای یافتن پایهی نظری عقلی برای دولت.62
اصطلاح قرارداد اجتماعی به یک فعل اشاره دارد که همان فعل تاسیس یک شکل سامان اجتماعی، مورد توافق جمعی است هر چند این توافق صرفاً یک امر فرضی است.نظریهپردازان متعددی که به توصیف قرارداد اجتماعی پرداختهاند خصیصههای متفاوتی به این فعل نسبت دادهاند.این خصیصهها ممکن است مربوط به تاسیس جامعه پیش از آغاز حکومت باشند یا بهعكس مربوط به دولت و جامعهای باشند که همزمان سر بر آوردهاند63.
باید گفت که قرارداد اجتماعی به دو مسئله مهم اشاره دارد اولاً اینکه جامعه انسانی و حکومت هر دو ساخته انسان و جزء مصنوعات بشری هستند. دوم اینکه جامعه و حکومت هر دو مبتنی بر توافق دو جانبه هستند نه مبتنی بر زور و جنگ.64
بنابراین نظریه، دولت محصول کوشش سنجیده و خردمندانه انسان است و اقتدار خود را از رضایت مردمی میگیرد زیرا در زمانهای دور تاریخی مردم رضایت خود را به صورت جمعی و هیئتی ،سازمان سیاسی و حکومتی دادهاند.هابز، لاک و روسو از قائلان به این نطریه بوده اند65.
بخش پنجم: قراداداجتماعی
1: مفهومشناسی قرارداد اجتماعی
در فلسفه سیاسی، قرارداد اجتماعی66 نظریهای است که اساس فلسفی دولت نوین است. بر طبق این نظریه، اصل حق الاهي سلطنت جای خود را به اصل همراهی و رضایت شهروندان برای زندگی در سایه قدرت و عدالت دولت میدهد.67 بنابر نظریه قرارداد اجتماعی، دولت محصول کوشش سنجیده انسان است و اقتدار خود را از رضایت مردمی میگیرد که در زمانهای دور تاریخی از راه قرارداد اجتماعی را به صورت هیئتی سیاسی سازمان دادهاند68.
درباره این که قرارداد اجتماعی چه نوع فعلی بوده است و در صحت این که آیا صورت پذیرفته یا یک نوع توهم و خیال است نظریههای گوناگونی ابراز شده است. بعضیها این قرارداد را واقعیتی تاریخی و بعضی دیگر آن را یک فرض و غیر تاریخی بیان کردهاند.بنیاد این نظریه بر این فرضیه استوار است که پیش از تکوین دولت انسان در وضع طبیعی زندگی میکرده است. وضع طبیعی را عدهای حالت پیش از اجتماعی شدن و عدهای دیگر پیش از سیاسی شدن میدانند ولی هر چه بوده باشد، وضعی پیش از نهاد حکومت است69.
انسان پیش از دولت در وضعیتی زندگی میکرده که در آن قانون طبیعی بر رفتار و اعمال انسان حاکم بوده و هر کس مطابق میل و خواستههای فردیش عمل کرده است، اما نیازها و ضرورتهای بسیاری باعث شده است تا انسانها دور هم گرد آیند و با یکدیگر درباره تاسیس دولت به توافق برسند تا در سایه آن به خواستهها و نیازهایشان رسیدگی بهتری شود. 70
این باور که انسانها زمانی گرد هم آمدهاند تا قراردادی را شکل بدهند القاء کننده این است که یک وضع ما قبل حکومتی وجود داشته است. این وضع تصویری به دست میدهد از این که انسان بدون حکومت چگونه انسانی بوده است و میخواهد نشان دهد که انسان چه تعهد و دینی نسبت به حکومت دارد. اندیشه وضع طبیعی از این روند پذیرفته افتاد که بخشی از اسطورههای مردم از دوران باستان بود.جانبداران گوناگون این نظریه در مورد شرایط زندگی انسان در وضع طبیعی توافق ندارند. برخی آن را وضع درد منشانه کامل که در آن قانون جنگل بر انسانها حاکم بود تصور کردهاند. برخی دیگر آن را یک زندگی معصومانه و با سعادت دانستهاند. عدهای دیگر هم آن را وضعی کاملاً نا امن،گرچه تا حدی انسانی میدانستند71.
شرایط این زندگی هر چه بود، انسان در وضع طبیعی، بنا به این یا آن دلیل،تصمیم گرفت آن را ترک کند و یک جامعهمدنی بنا بر قرارداد اجتماعی بر پا دارد. پس از آن قانون طبیعی، جای خود را به قانون بشری داد که توسط اقتدار سیاسی به اجرا در میآمد.72
بین صاحبان اندیشه قرارداد اجتماعی در کم و کیف این اندیشه اختلافاتی وجود دارد. برخی آن را قراردادی بین افراد انسانی در وضع طبیعی میدانند، برخی دیگر آن را توافقی بین حاکم و انسان میدانند. در مورد چیستی وضع طبیعی و واقعی یا فرضی بودن آن هم باز اختلاف نظر وجود دارد.اما باید گفت با وجود این اختلافات، صاحبان این اندیشه همگی بر این اصل اعتقاد دارند که نهاد سیاسی دولت یا حکومت زاییده یک قرارداد است و به تبع آن حکومت و دولت در طبیعت بشر نهاده نشدهاند بلکه نتیجه خرد جمعی و توافق کلی خود انسانها بر حسب اختیارشان است. دیگر اینکه همگی به وضعی ما قبل پیدایش نهاد حکومت یا دولت معترف هستند73.
باید گفت که نظریه قرارداد اجتماعی میخواهد به انتقاد از قدرت سنتی مستقر کلیسا بپردازد و پایه ظهور دولت ملتهای جدید را پیریزی میکند که حتی بعدها پایه دموکراسی‌های جدید میشود.
2: ریشههای تاریخی نظریه قرارداد اجتماعی
میتوان گفت که در دوران یونان و روم باستان اشاره صریح و به معنای امروزی به واژه قرارداد اجتماعی نشده است اما این واژه در فلسفههای کهن هم استعمال شده و کمکم حالتی از تکوین را طی نموده و تا به مفهوم امروزی آن کامل شده است.
سوفسطائیان این واژه را در افکار خود تقریباً به صورت مکتوب برای اولین بار به کار میبرند آنان قوانین را ساخته بشر میدانستند نه فرستاده شده از طرف خداوندان .سوفسطائياني چون پروتاگوراس معتقد بودند که مردم در جامعه به این نتیجه میرسند که برای حفظ منافع خود به یک توافق برسند و پیمانی ببندند جهت قانون و قانونگذاری. از سوفسطائيان مطالب زیادی در تفسیر این نظریهشان باقی نمانده است74.
افلاطون و ارسطو هم چون به انسان دید طبیعتاً اجتماعی داشتند این نظریه را رد نموده . قبول نکردهاند و فقط از جهت سلبی به آن اشارتی نمودهاند.75
اپیکوریان76 بعد از افلاطون و ارسطو این بودند که از نظریه قرارداد اجتماعی استفاده کردند. آنان معتقد بودند که حیات اجتماعی کلاً بر پایه منافع فردی گذاشته شده است. اگر ما عضو جامعه شدهایم برای آن است که پنداشتهایم که در عضویت جامعه بیشتر تحصیل فایده میکنیم و جامعه و دولتها ما را بهتر از خطر دشمن حفظ میکنند . اگر روزی فرا رسد که جامعه و دولت این دو وظیفه را تامین نکنند بهتر است که نباشند. پس عدالت و حقوق اجتماعی و قانون از باب موهومات بوده و وجود خارجی ندارد و خوب و بد و قانون، اموری قراردادی و اصطلاحیاند. قانون و مقررات را هم اعضاء جامعه تعیین و تشخیص میدهند. طبق نظر اپیکوریان کلیه افراد بشر ذاتاً خود خواه هستند و مردم ضمن تشکیل دولت و جامعه با یکدیگر قرارداد ضمنی منعقد میکنند که مزاحم یکدیگر نباشند. بدین ترتیب دولت و قانون در یک قرارداد به وجود آمدهاند تا معاشرتها و معاملات و زندگی مردم را با یکدیگر کنترل و تسهیل نمایند. در دوران قرون وسطی کم و بیش به نظریه قرارداد اشاراتی شده است اما در این دوره دولت معنایی خاص مییابد که نتیجه گناهکاری و مجازات الهی میشود.77 کسانی چون مین گلد، توماس آکوئیناس و مارسیلیوس، اشارتی ضمنی به این نظریه داشتهاند اما سیسیرون تعبیری از قرارداد اجتماعی به دست میدهد که به جریان تکامل آن کمک شایانی میکند. او میگوید که حقوق و قوانین موضوعه برای سلامتی اتباع و حفظ کشور و تامین آرامش و شادمانی حیات انسان به وجود آمده و یک فرد یا چند فرد ابتدا مقرراتی به منظورهای فوق وضع کرده و به مردم گفتهاند که اگر این مقررات یک مرتبه قبول و عمل شوند برای آنها حیات شرافتمندانه و سعادتمندانه را تامین میکند. پس از آن که قوانین را در جایگاه عمل قراردادند مردم بر آنها توافق کرده و نام قانون و حقوق را بر آن نهادند. پس سبب وجود دولت آن است که به وسیله وجودش منافع متقابله مردم و افراد جامعه تامین شود و مردم صاحب حکومت عادل باشند. پس قدرت دولت ناشی از قدرت مردم اجتماع است.78
اما فئودالیسم79 هم به نوبه خود در جریان تکاملی اندیشه قرارداد اجتماعی نقش داشته است. فئودالیسم در ادوار بینظمی بود که زمانه به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان اخلاق فردی، اخلاق اجتماعی، جوامع انسانی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان فلسفه سیاسی، انسان شناسی، الزام سیاسی