پایان نامه با کلید واژگان ضرب المثل

دانلود پایان نامه ارشد

2 و32؛ قصص، 57)؛ و دشمني با قومي که مي خواهند شما را از مسجدالحرام باز دارند، وادارتان نسازد که از حدّ خويش تجاوز کنيد.
د ـ “و کيف يکون للمشرکين عهدٌ عنداللّه و عند رسوله اِلاّ الذين عاهدتم عندالمسجدالحرام…” (توبه، 7 و33؛ عنکبوت،67)؛ چگونه مشرکان را با خدا و پيامبر او پيماني باشد؟ مگر آناني که نزد مسجدالحرام با ايشان پيمان بستيد.
هـ ـ “و مالهم اَلاّ يعذّبهم اللّه و هم يصدون عن المسجدالحرام…”؛ و چرا خدا عذابشان نکند، حال آنکه مردم را از مسجدالحرام باز مي دارند و صاحبان آن نيستند.
و ـ “سبحان الذي اسري بعبده ليلاً من المسجدالحرام…”(انفال، 34)؛ منزّه است آن خدايي که بنده خود را شبي از مسجدالحرام به مسجدالاقصي، که گرداگردش را برکت داده ايم، سير داد.
ز ـ “اِنّ الذين کفروا و يصدون عن سبيل اللّه و المسجدالحرام الذي جعلناه للناس…” (مائده، 97)؛ آنهايي که کافر شدند و مردم را از راه خدا و مسجدالحرام (که براي مردم چه مقيم و چه غريب يکسان است) باز مي دارند…
ح ـ “هم الّذين کفروا و صدوکم عن المسجدالحرام…” (مجلسي، 1404، ج 96، ص 57)؛ ايشان همانهايي هستند که کفر ورزيدند، و شما را از مسجدالحرام باز داشتند، و مانع شدند که قرباني به قربانگاهش برسد.
و آيات ديگري که در سورهاي بقره و توبه وجود دارد، همين مطلب را اثبات مي کند.
علت نامگذاري مکّه بدين اسم چيست؟
لغت شناسان در وجه تسميه مکّه به اين اسم، نکاتي را ذکر کرده اند، که به آنها اشاره مي کنيم:
“ابن منظور” در لسان العرب مي گويد: از آنجا که آبِ آن سرزمين، قليل است و مردم براي رفع احتياجات خود، آب را از زير زمين استخراج مي کردند، آن را مکّه ناميدند. (انّما سميّت بذلک لِقلّه ماءِها حيث کانوا يمتکّون الماء فيها اَيْ يستخرجونها.) (ابن منظور، 1414، ص32)
عبداللّه بن زبير مي گويد: “انّما سميّت بذلک لقّلة مائها” و اين اسم از ضرب المثل معروف عرب گرفته شده است که مي گويند: (مکّ الفصيل و امتکَّ)؛کودک هر آنچه شير که در پستان مادر بود، مکيد.
و باز در همان کتاب آمده است: “مِن انّها کانت تُمکُّ مَن ظَلَم فيها و اَلْحدَ اَيْ تهلکُه”؛ هر کس در آن مکان ظلم کند و يا الحاد و بي ديني را رواج دهد، هلاک مي شود.
و ياقوت حموي در معجم البلدان، در علّت تسميه مکّه به اين نام چنين مي گويد: چون اعراب جاهلي گمان مي کردند، حجّشان باطل است، با اين گمان به نزد کعبه مي آمدند و در حين طواف فرياد مي کشيدند و دستهاي خود را به هم مي زدند (کف مي زدند) و بعيد نيست که آيه 35 سوره انفال اشاره به همين داستان داشته باشد. “و ما کان صلوتهم عندالبيت اِلاّ مکاء و تصدية…”(ياقوت الحموي، 1380، ص87)
7-10-2. چرا مکّه را “بکّه” ناميدند؟
براي روشن شدن جواب، بايد به اهل خبره رجوع کرد، و بر اين اساس ناگزيريم نظر لغت شناسان را ملاحظه کنيم:
“ابن منظور” در لسان العرب مي گويد: “اينکه مکّه را بکّه ناميدند، چون هر ظالمي قصد تعدي و تجاوز به آن را داشته باشد، گردنش قطع خواهد شد “لانّها کانت تبکّ اعناق الجبارة اذااَلحدوا فيها بظلمٍ.”
و همين نظر را نيز اسماعيل بن حمّاد جوهري در کتاب صحاح اللغة جلد 4 صفحه 1576 ، ابراز کرده است. “عبداللّه زبير نيز به همين معني نظر داده است.”
و از برخي علّت آن چنين نقل شده: چون مردم به هنگام طواف خانه خدا، مزاحم يکديگر مي شوند.
ولي اسماعيل بن حماد جوهري در “صحاح اللغة” و در همان جلد، نظريه ديگري مطرح کرده و مي گويد: “مِنْ انّ بکّة اسم بطن مکّه و انّما سميت بذلک لازدحام الناس فيها.”؛ بکّه اسمِ خودِ مکّه است، ليکن علتّ نامگذاري آن به اين اسم آن است که: مردم زيادي در آن مکان اجتماع و ازدحام مي کنند.
در جاي ديگري آمده است: “اَنَّ مکّة للبلد و بکّة اسمٌ الارض البيت سمّي بذلک لانّ الناس يتباکوّن فيه اي يزاحمون فيالصلاة و الذّهاب.”؛ مکّه، اسم شهر مکه مي باشد و بکّة اسم است براي زميني که بيت اللّه، در آن واقع شده، و علّت نامگذاري آن به اين اسم آن است که: مردم در رفت و آمد و به هنگام نماز مزاحم يکديگر مي شوند.
بهر حال با توجه به اين همه تفصيلات، بايد بدانيم که اسم بکة، در قرآن مجيد نيز آمده است. آنجا که مي فرمايد: “اِنّ اوّل بيت وضع للناس للذي ببکة مبارکاً و هديً للعالمين.”(آل عمران، 96)؛ همانا اولين خانه اي که براي مردم بنا نهاده شد همان است که در مکّه واقع شده، و براي عالميان مايه برکت و هدايت است.
8-10-2. علت نامگذاري مکّه به “امّ القري”
الف: فخر رازي در تفسير خود چنين مي گويد: “انّما سميّت بذلک اجلالاً لًها لانّ فيها البيت و مقام ابراهيم(ع) و العرب تسميّ اصل کلّ شئ اُمُّه.”؛ علت نامگذاري مکّه بدين اسم، در واقع نوعي تجليل از مکّه مکرّمه است، زيرا خانه خدا و مقام ابراهيم(ع) در آن قرار دارد و عرب نيز ريشه هر چيزي را “امّ” مي گويد.
ب: ابن منظور در لسان العرب مي نويسد: “انّما سميّت بامّ القري لانّها قبلة جميع الناس يؤموّنها.”؛ از آنجا که مکّه قبله همه مردم است و بدان سو نماز مي گذارند، “امّ القري” ناميده شد.
و خداوند متعال نيز از مکّه به امّ القري تعبير نموده است.
“و کذلک اَوْحينا اليک قرآناً عربيّاً لِتنذرَ امّ القري و من حولها…”(شوري، 7)؛ و نيز قرآن را به زبان عربي بر تو نازل کرديم تا ام القري (مکّه) و ساکنان اطرافش را بيم دهي.
و در آيه ديگر: “…لتنذر ام القري و من حولها…”(آل عمران، 96)؛ … تا با آن مردم امّ القري و مردم اطرافش را بيم دهي…
ـ در بعضي از آيات از مکّه به لفظ “بَلَد”، تعبير شده است.
“لا اقسم بهذاالبلد و انت حلّ بهذاالبلد”(بلد، 1 و2)؛ قسم به اين شهر، و تو در اين شهر سکونت گزيده اي.
“والتين و الزيتون و طور سينين و هذاالبلد الامين.”(بلد، 1 و2)؛ سوگند به انجير و زيتون، سوگند به طور مبارک، سوگند به اين شهر ايمن.
“در آيات 126 بقره و 35 ابراهيم نيز از مکّه به بَلَد تعبير شده است.”
ـ در بخشي از آيات از مکّه به”بلدة” تعبير شده است: “انما امرت اَن اعبد ربّ هذه البلدة الّذي حرّمها…”(فخر رازي، ،ج8، ص158)؛ جز اين نيست که به من فرمان داده اند که پروردگار اين شهر را که خدا حرمتش نهاده، و همه چيز از آن اوست پرستش کنم.
ـ تعبيـر از مکّـه به “حـرم امن” مي فرمايد: “اَوَلم نمکّن لهم حرماً آمناً يجبي اليه ثمراتُ کلّ شئٍ رزقاً منْ لدُنّا.”(جوهري،1974، ج2، ص98)؛ آيا آنها را در حرمي امن جاي نداده ايم که هرگونه ثمرات در آن فراهم مي شود و اين رزقي است از جانب ما… باز مي فرمايد: “اَوَلَمْ يَروْا انّا جعلنا حرماً آمناً…”(ابن فارس، 1404،ج?1، ص125)؛ آيا ندانسته اند که حرم امن را جاي مردم قرار داديم، و حال آنکه مردم در اطرافشان، به اسارت ربوده مي شوند.
9-10. ويژگي هاي کعبه در قرآن:
1. مثابة: “وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ”(بقره، 125)نخستين ويژگي و صفتي که براي بيت الله در قرآن ذکر شد ” مثابة ” است که خانه خدا به عنوان مرجع و ملجأ و پناهگاه عمومي مطرح شده است.
2. امناً: “وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْن”(بقره، 125) دومين ويژگي، که صاحبخانه براي خانه اش آورده، ” امنيت ” است که بزرگترين و مهمترين نعمت براي جوامع انساني به شمار مي رود و تحقّق محيط و جامعه امن از آرزوهاي ديرين بشر است.
3. خانه مردم: “وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ”(بقره، 125) “إِنَّ أَوَّلَ بَيْت وُضِعَ لِلنَّاسِ”(آل عمران، 96) ويژگي ديگر کعبه آنست که از آنِ ناس و همه مردم است و اختصاص به شخص يا گروه و نژاد خاصي ندارد؛ هم بناي آن براي مردم است، هم ملجأ، مرجع و مأمن براي آنان، و هم مايه قوام جوامع بشري است.
4. خانه خدا: “وَ عَهِدْنَا إِلَي إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيِ…”(بقره، 125) “وَ إِذْ بَوَّأْنَا لاِِبْرَاهِيمَ مَکَانَ الْبَيْتِ أَنْ لاَتُشْرِکْ بِي شَيْئاً وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ…” (الحج، 26). ويژگي ديگر آن که، بيت الله است؛ تنها خانه اي که در قرآن به خدا نسبت داده شده است و جالب اين که خداوند منان، در اين دو آيه شريفه، آن را به خودش نسبت داده است. از اينرو، دو تن از بهترين بندگان خود را مأمور تطهير خانه اش ساخت. اما در جاي ديگر، حضرت ابراهيم (ع) اين خانه را به خداوند متعال نسبت داده است. “رَبَّنَا إِنِّي أَسْکَنتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَاد غَيْرِ ذِي زَرْع عِنْدَ بَيْتِکَ الْمُحَرَّمِ…”(ابراهيم، 37) ياد آوري چند نکته:
1. جمع ميان اين که:
کعبه هم خانه خداست و هم خانه مردم، روشن است؛چه اين که کعبه خانه خداست اما براي مردم بنا گرديده و براي آنها مأمن و مرجع قرار داده شده است. يعني آنچه که به نام خدا و براي خداست، بايد در خدمت مردم و بندگان او قرار گيرد. حضرت آيت الله جوادي آملي در فرق ميان اين دو، مي گويد: از جهت ادبي، فرق اينکه خانه خدا بدون (لام) به خداوند نسبت داده شده، اما در ” وُضِعَ لِلنّاسِ ” با (لام) به مردم اسناد داده شده است؛ تشريفاً معبد و مطاف و قبله قرار داده شد، اما تفاوت معنوي اينست که “بيت ” در اثر اضافه به “الله”، شرافت پيدا کرد. اما مردم در اثر اضافه کعبه به آنها شريف مي شوند. پس شرف کعبه به خاطر اضافه به خدا و شرف مردم در اثر ارتباط با کعبه است. (فصلنامه (ميقات حج)،1372، شماره 4)
2. در آياتي که در بالا اشاره شد، کعبه با عنوان “بَيْتِي” آمده، در حالي که خداوند نه جسم است و نه نياز به خانه دارد. پس منظور از اين اضافه، همان اضافه تشريفيه است؛ يعني براي بيان شرافت و عظمت چيزي، به خدا نسبت داده شده است؛ مثل شهر الله، کتاب الله، بيت الله و مرحوم آقا ميرزا جواد ملکي تبريزي در اين باره فرمودند: (و من عظائم تلک النعم، جعل الکعبة بيتاً لنفسه… و لعمري انّ هذا، غاية اللطف و الرفق و الکرم) (ملكي تبريزي، 1339، ص194)
5. باني آن ابراهيم: “وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْمَاعِيلُ” (بقره، 127). کعبه با دست تواناي دو پيامبر عظيم الشأن الهي بازسازي و تجديد بنا گرديد و به خاطر همين باني، بر بيت المقدس فضيلت پيدا کرده است؛ زيرا که باني کعبه، ابراهيم و باني بيت المقدس سليمان است؛ (و لاشک انّ الخليل أعظم درجة و أکثر منقبة من سليمان فمن هذا الوجه يجب أن تکون الکعبة أشرف من بيت المقدس) (فخر رازي، 1372،ج8، ص154). و به تعبير آيت الله جوادي آملي، ابراهيم از پيامبران اولوالعزم کعبه را ساخت اما بيت المقدس را حضرت سليمان که از حافظان شريعت انبياء اولوالعزم است، ساخت. (ميقات حج، شماره 4، 1372)
6. پايه هاي کعبه بر خلوص نهاده شد: “وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ”.(بقره، 127) بالا بردن قواعد و پي هاي کعبه، عبادتي خالصانه به دست حضرت ابراهيم و اسماعيل (ع) بوده; به طوري که براي اينکار هيچ پاداشي نطلبيدند،
بلکه تنها گفتند: “رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا”؛ پروردگارا ! اين خدمت را از ما بپذير. يعني پاداش از ديدگاه اين دو پيامبر عظيم الشأن، پذيرش عمل نزد خداوند است که عمل بدون قبولي خدا، ناچيز و بي ارزش است؛ از اينرو، خداوند اين دو پيامبر را به صفت بندگان مخلص ستود.
7. نخستين معبد: “إِنَّ أَوَّلَ بَيْت وُضِعَ لِلنَّاسِ”. پيشينه تاريخي، ويژگي ديگر بيت الله الحرام است، تا آنجا که در قرآن، به عنوان نخستين معبد عمومي در روي کره زمين شناسانده مي شود. بدينسان کعبه بر بيت المقدس مقدم و قبله نخست جهانيان بود.
اين آيه مبارکه، پاسخ به اعتراض يهوديان بر مسلمانان است که مي گفتند بيت المقدس برتر از کعبه و براي قبله بودن سزاوارتر است؛ چون کعبه پيشتر بنا شده و قبله برخي از انبيا بوده است. در پاسخ به اين اعتراض بود که خداوند فرمود: نخستين خانه اي که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان شهر اصفهان، حجرالاسود Next Entries پایان نامه با کلید واژگان امام صادق، حجرالاسود، مسجد الحرام