پایان نامه با کلید واژگان صلح حدیبیه، قرآن کریم، تاریخ صدر اسلام، اجتماعی و سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

شوهرشان نیست به دروغ به او نسبت ندهند، و در[کار] نیک از تو نافرمانی نکنند، با آنان بیعت کن و از خدا برای آنان آمرزش بخواه، زیرا خداوند آمرزندة مهربان است».
تبیین ماجرای بیعت زنان در صلح حدیبیه و فتح مکه با حضرت محمد(ص) بیانگر این حقیقت است که از دیدگاه اسلام زنان صلاحیت دارند دوشادوش مردان در امور مهم عمومی و اجتماعی و سرنوشت ساز اظهار نظر کنند و در حد توان برای انجام مسئولیت سهم بگیرند و دخالت نمایند. در تحقق این عمل سیاسی در بیعت عقبة دوم دو زن به نام های «ام عماره» و «اسماء» حضور دارند. به جز اینها، بانوان دیگری در مکه با رسول خدا(ص)، بیعت نمودند و یکی از مورخان معروف درکتاب خویش صفحاتی را به چگونگی بیعت زنان با پیامبر و محتوای بیعت ها اختصاص داده است و هفتاد زن را برمی شمرد که در بیعت ها حضور داشته اند (گلی زواره، 1384: 36 به نقل از: طبقات الکبری، ج8: 413).
لازم به ذکر است که مسئله و معنای بیعت در آن زمان یک بار معنایی خاص به همراه داشت و مفاد آن لزوم همکاری همه جانبه با پیامبر(ص) را در همة زمینه های مختلف سیاسی ـ اجتماعی به دنبال داشت. این که بیعت زنان لازمة حضور آنان در اجتماع است یا نه، باید گفت ممکن است در بعضی موارد مانند شرک نورزیدن و … نباشد اما مواردی از بیعت وجود دارد که حضور زنان در اجتماع یکی از پیش فرض های آن است و از این رو می تواند با حفظ حدود شرعی و عفاف به صورت آزاد دراجتماع فعال باشد.
با اندیشیدن در سیر این بیعت ها، روشن می شود که زنان در صدر اسلام به خوبی به معنای بیعت واقف بودند، زیرا این بیعت و پیمان بستن با رسول خدا(ص) به خودی خود، یک مسئولیت اجتماعی بود و به هیچ وجه امکان نداشت کسی که در مسائل اعتقادی و ایمانی خود آگاهی و درک لازم را پیدا نکرده، بتواند متحمل چنین مسئولیت سنگینی شود، مگر به واسطة محکم بودن ایمان و داشتن تقوای الهی.
1. 5. 2. هجرت
هجرت یکی دیگر از حرکت های اجتماعی و سیاسی است که در صدر اسلام دو بار اتفاق افتاد. قرآن کریم درآیات متعددی از مهاجرت زنان مسلمان سخن گفته است:
اولاً، هجرت را برزنان و مردان به طور مساوی واجب می کند: «اِنَّ الَّذینَ تَوَفّهُمُ الْمَلائِکَهُ ظالِمی اَنْفُسِهِمْ قالوُا فیمَ کُنْتُمْ قالوُا کُنّا مُسْتَضْعَفینَ فی الْارْضِ قالوُا اَلَمْ تَکُنْ اَرْضُ اللهِ واسِعَهً فَتُهاجِروُا فیها فَاُولئِکَ مَاْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصیراً / اِلَّا الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجال وَ النِّساءِ وَالْوِِلْدانِ لا یَسْتَطیعُونَ حیلَهً وَ لا یَهْتَدوُنَ سَبیلاً» (نساء/97-98)؛ «کسانی که برخویشتن ستمکار بوده اند، [وقتی] فرشتگان جانشان را می گیرند، می گویند: درچه [حال] بودید؟ پاسخ می دهند: ما در زمین از مستضعفان بودیم می گویند: مگر زمین خدا وسیع نبود تا درآن مهاجرت کنید؟ پس آنان پایگاه شان دوزخ است، [دوزخ] بد سرانجامی است. مگر آن مردان و زنان و کودکان فرودستی که چاره جویی نتوانند و راهی نیابند».
ثانیاً، از هجرت زنان به مدینه به همراه پیامبر به طور خاص یاد می کند: «یا اَیُّهَا النَّبِیُّ اِنّا اَحْلَلْنا لَکَ اَزْواجَکَ اللّاتی اتَیْتَ اُجُورَهُنَّ وَ ما مَلَکَتْ یَمینُکَ مِمّا اَفاءَ اللهُ عَلَیْکَ وَ بَناتِ عَمِّکَ وَ بَناتِ عَمّاتِکَ وَ بَناتِ خالِکَ وَ بَناتِ خالاتِکَ اللّاتی هاجَرْنَ مَعَکَ» (احزاب/50)؛ «ای پیامبر ما برای تو آن همسرانی که مهرشان را داده ای حلال کردیم، و[کنیزانی] را که خدا از غنیمت جنگی در اختیار تو قرارداده، و دخترعمویت و دختران دایی تو و دختران خاله هایت که با تو مهاجرت کرده اند».
ثالثاً، درآیه ای دیگرآزمودن زنان مهاجر را تبیین کرده است: «یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا اِذا جاءَکُمُ الْمُؤْمِناتُ مُهاجِراتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اَللهُ اَعْلَمُ بِایمانِهِنَّ فَاِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤمِناتٍ فَلا تَرْجِعُوهُنَّ اِلَی الْکُفّارِ لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَ لا هُمْ یَحِلُّونَ» (ممتحنه/10)؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید، چون زنان با ایمان مهاجر نزد شما آیند آنان را [از نظر ایمان] بیازمایید. خدا به ایمان آنان داناتراست. پس اگرآنان را مؤمن تشخیص دادید دیگرایشان را به سوی کافران باز نگردانید. نه آن زنان برایشان حلالند و نه آن [مردان] براین زنان حلال». در پیمان صلح حدیبیه مقرر بود که مسلمانان اگر به مدینه آمدند برگردانده شوند. اما خداوند این آیه را فرو فرستاد و زنان را از آن پیمان مستثنی کرد (مهریزی،1378: 55- 56).
هجرت، یک عمل سیاسی و نوعی مبارزه اجتماعی با طاغوت و زمامداران ستم پیشه در تاریخ صدر اسلام بود که زنان هم به سهم خود در این عمل سیاسی حضوری فعال داشتند. هجرت مسلمانان درآن زمان نوعی اعتراض به عملکرد مشرکان بود که می خواستند مسلمانان را با آزار و اذیت فراوان از پای درآوردند. وجود زنان دراین هجرت ، نشان مشارکت سیاسی و اجتماعی آنان می باشد. شمار مهاجران به حبشه در این مقطع زمانی کمی بیش از هشتاد نفر بود که تعدادی از زنان در این هجرت حضور داشتند.
تصمیم زنان مهاجر از این رو اهمیت دارد که اساساً لازمة هجرت، تغییر در مبانی عقیدتی و پذیرش گزاره های جدید دینی بود. این هجرت، بار سیاسی و فرهنگی زیادی را نیز به همراه داشت. برحسب روایات تاریخی دو تن از زنان به نام های «ام سلمه و ام حبیبه» که بعدها افتخار همسری پیامبر(ص) را پیدا کردند، درشمار مسلمانان مهاجر بودند. در هجرت به حبشه بار اول چهار زن و بار دوم هجده زن به همراه مردان مهاجر به حبشه هجرت کردند (یوسفیان، 1392 به نقل از طبقات الکبری، ج1: 204 ـ 207).
در هجرت به مدینه نیز شاهد حضورگسترده زنان هستیم، زنانی که همة دارائی شان را در مکه برجای گذاشتند و خودشان به مدینه آمدند. از این زنان با ایمان می توان از فاطمه بنت اسد مادر حضرت علی(ع) نام برد که پیاده از مکه به مدینه به سوی پیامبر(ص) مهاجرت کرد. حضرت فاطمه (س) دختر پیامبر(ص) نیز جزء افرادی بود که از مکه به مدینه مهاجرت کرد. دیگری اسماء بنت عمیس بود که بعد از بازگشت از حبشه به مدینه مهاجرت کرد.
«اَنّی لا اُضیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ اَوْ اُنْثی بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذینَ هاجَروا وَ اُخْرِجوُا مِنْ دِیارِهِمْ وَ اُوذوُا فی سَبیلی وَ قاتَلوُا وَ قُتِلوُا لَاُکَفِّرنَّ عَنْهُمْ سَیِّاتِهِمْ وَ لَاُدْخِلَنَّهُمْ جَنّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِها الْاَنْهارُ» (آل عمران/195)؛ «من عمل هیچ یک از مردان و زنان شما را ضایع نمی کنم. همه از یکدیگرند و با هم پیوند دارند. پس کسانی که هجرت کردند و ازدیارشان اخراج گردیدند و در راه من اذیت شدند و پیکار کردند وکشتند، بدی های آنان را می پوشانم و آنها را در بهشت هایی که از زیرشان نهرها جاری است وارد می کنم» (جودوی و هادوی،1386: 107- 108).
بنا بر نظرعلامه طباطبایی، از اهل سنت نقل شده است که این آیه دربارة ام سلمه نازل شده، آنگاه که وی به پیامبر(ص) گفت: چرا در قرآن از هجرت زنان یادی نشده است و این آیه نازل شد. از طریق شیعه نیز نقل شده که بقیة آیه درمورد امام علی(ع) نازل شد، آنگاه که با فواطم به مدینه هجرت می کردند و مورد حملة تعدادی ازمشرکین قرارگرفتند وحضرت علی(ع) به خوبی ازآنان دفاع نمودند (المیزان، ج4: 96 ـ 95).
1. 5. 3. جهاد
یکی از جلوه های بارز مشارکت اجتماعی زنان در عرصة سیاست، حضور آنان در میادین جنگ بوده است. در اسلام جهاد بر زن واجب نیست. البته عدم وجوب جهاد بر زنان موجب بی تفاوتی آنان نسبت به این مسئله و ارزش های آن نشده است. گزارش های متعددی از پیگیری زنان صدر اسلام برای بهره مندی از فضیلت جهاد در راه خدا، در منابع موجود است. به رغم عدم وجوب جهاد بر زنان، حضور آنان در بیشتر جنگ های صدر اسلام گزارش شده است، از جمله در جنگ های احد، خیبر، بنی قریظه، فتح مکه و حنین (واعظی و جباری، 1389: 156، به نقل از الاصابه فی تمییز الصحابه، ج6: 19).
خداوند در قرآن، فراوان امر به جهاد نموده و اساساً خصوصیت پیامبر(ص) و همراهان او را غلضت و شدت نسبت به کفار بیان داشته است. «مُحَمَّدٌ رَسوُلُ اللهِ وَالَّذینَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ تَراهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللهِ» (فتح/29)؛ «محمد فرستادة خداست و کسانی که با او هستند، برکافران سختگیر و با همدیگرمهربانند. همواره آنها را در رکوع و سجود می بینی که فضل و خشنودی خدا را می جویند …». در جای دیگری می فرماید:«لا یَستَوِی القاعِدُونَ مِنَ المُؤمِنینَ غَیرُ اُولِی الضَّرَرِ وَ المُجاهِدوُنَ فِی سَبیلِ اللهِ بِاَموالِهِم وَاَنفُسِهِم فَضَّلَ اللهُ المُجاهِدینَ بِاَموالِهِم وَ اَنفُسِهِم عَلَی القاعِدینَ دَرَجَهً وَکُلًّا وَعَدَاللهُ الحُسنی وَ فَضَّلَ اللهُ المُجاهِدینَ عَلَی القاعِدینَ اَجراً عَظیماً» (نساء/95)؛ «مؤمنانی که بی هیچ رنج وآسیبی از جنگ سرمی تابند با کسانی که به مال و جان خویش در راه خدا جهاد می کنند برابر نیستند. خدا کسانی را که به مال و جان خویش جهاد می کنند برآنان که ازجنگ سرمی تابند به درجاتی برتری داده است و خدا همه را وعده نیکو داده است و جهادکنندگان را برآن ها که از جهاد سرمی تابند به اجری بزرگ برتری نهاده است» این آیه نشان می دهد که ارزش جهاد به جنسی خاص محدود نشده است.
زنان در عصر نبوی به هنگام جهاد و جنگ وظایف متعددی را به عهده می گرفتند و خدمات آنان در عرصة رزمی و نظامی به صورت های گوناگون جلوه گر بود:
1. آب رسانی و امداد مجروحان و پرستاری از آنان و حمل مجروحین به پشت جبهه؛
2. نگهداری و نگهبانی از تدارکات؛
3. به دست گرفتن اسلحه و جنگیدن با دشمن در صورت لزوم؛
4. نگهبانی در پشت جبهه و شهر مدینه؛
5. تشویق و ترغیب مردان به جنگ و ملامت و سرزنش آنان در حال فرار؛
6. اهدای کمک های مالی و تأمین جنگ؛
7. استقامت ورزیدن و صبر کردن با دیدن اجساد عزیزان خود؛
8. برگزاری جلسات عزاداری و بزرگداشت شهیدان؛
9. امان و پناه دهی (یوسفیان، 1392 به نقل از اسدالغابه، ابن اثیر، ج5: 553 ـ 624).
اصولاً اینکه گفته اند جهاد از دوش زن برداشته شده مربوط به نبردهای ابتدایی است اما در جنگ های دفاعی، این وظیفه اختصاص به مردان ندارد و واجب است هم زن و هم مرد مهیای نبردهای دفاعی باشند. آیت الله جوادی آملی خاطرنشان ساخته اند دراینگونه مباررزات که جنبة دفاعی دارد اگر زن فرماندة لشگرگردد نه تنها جایز است بلکه گاهی واجب است. زیرا وقتی بخواهند نفرات قابل توجهی از زنان به عرصة دفاع قدم نهند نیاز به مدیرجنگی و هدایت کنندة عملیاتی که از جنس خودشان باشد دارند. لذا ضرورت دارد بانوان، فنون نظامی را مطابق مقتضیات عصر خویش فراگیرند (گلی زواره، 1390).
1. 5. 4. حکومت
در قرآن آیاتی که بیانگر صلاحیت و شایستگی زنان و نقش آنان در زمینه های امور سیاسی، قدرت و حکومت است، آیات مربوط به ملکة سبا می باشد که در سورة نمل در آیات 23 ـ 43 مطرح شده است. بیان داستان ملکة سبا در قرآن بدون هیچ توجیه و کنایه ای، نمایانگر دید مثبت قرآن به جایگاه یک زن در بالاترین سطوح سیاسی و موقعیت اجتماعی، یعنی حاکمیت می باشد. اگر چنانچه زن صلاحیت چنین کار و مسئولیتی را نمی داشت، نمی توانست در آیین شریعت الهی به چنان موقعیتی دست پیدا کند؛ بلکه بنا برروش قرآن کریم ـ که موارد باطل و ناسازگار را با دیدگاه خود نقد می کند ـ باید به صورت صریح یا با اشاره به آن می پرداخت؛ حال آنکه اصل طرح این داستان و نحوة پردازش آن، همه نشانة تأیید و سازگاری با دیدگاه وحی است.
از دیگر ویژگی های این زن پای بندی او به مشورت و نداشتن استبداد و خودرأیی است. قرآن درآیة 32 درسورة نمل از قول او اینگونه سخن می گوید: «َقالَتْ یا اَیُّهَا الْمَلَؤُآ اَفْتُونی فی اَمْری ما کُنْتُ قاطِعَهً اَمْراً حَتّی تَشْهَدُونِ»، «ای رجال کشور! شما به کار من رأی دهید که من تاکنون بی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان قرآن کریم، علامه طباطبایی، نظام حقوقی، دوران جاهلیت Next Entries پایان نامه با کلید واژگان امام خمینی، نهی از منکر، امر به معروف، قرآن کریم