پایان نامه با کلید واژگان صدور انقلاب

دانلود پایان نامه ارشد

ويژگي‌هاي دولت سوريه
1 – 4 – 1. اين كشور از زمان استقلال خود در سال 1946 داراي نظام جمهوري پارلماني بوده است و احزاب سياسي در آن از آزادي نسبي برخوردار بودند و حزب بعث به عنوان يك حزب قومي بدنبال اتحاد كشورهاي عربي بود.
2 – 4 – 1. سوريه در زمان حاكميت حافظ اسد از غرب و آمريكا تا حدودي فاصله گرفته بود و راهي مستقل از آنها در پيش گرفته و به بلوك شرق نزديك شده بود و شوروي از حاميان تسليحاتي آن بود.
3 – 4 – 1. سوريه رژيم صهيونيستي را به خاطر تجاوزات مكرّر و اشغال جولان و قبل از آن فلسطين دشمن مي‌شمرد.
با اين ويژگيهايي كه بر شمرده شد دو دولت از نظر سياسي بسيار از يكديگر دور بودند و نمي‌توانستند رابطه دوستانهاي داشته باشند اما بدنبال پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (قدس سره)رابطه بين دو كشور به دليل نزديكي مواضع سياسي به سرعت بهبود و گسترش يافت دلايل اين بهبود را نيز مي‌توان به شرح ذيل بر شمرد:
1-  دولت سوريه قبل از انقلاب با مخالفان شاه ارتباط داشت.
2-  با پيروزي انقلاب اسلامي ايران تغيير بنيادين در سياست خارجي ايران اتفاق افتاد و راهبرد خود را تقويت رابطه با كشورهاي اسلامي و عربي قرار داد و كشور ايران كه در بلوك كشورهاي طرفدار غرب قرار داشت سياستي مستقل در پيش گرفت و به جنبش عدم تعهّد ملحق گرديد.
3-  اقدام انقلابي رهبر كبير انقلاب اسلامي در قطع رابطه با رژيم صهيونيستي و محكوم نمودن سياست‌هاي تجاوزكارانهي آن و توصيف اين رژيم به غده سرطاني و بدنبال آن تحويل سفارت رژيم صهيونيستي در تهران به سازمان آزاديبخش فلسطين و برافراشتن پرچم فلسطين بر بام سفارت رژيم اشغالگر قدس انعكاس وسيعي در جهان اسلام و عرب داشت و بسياري از مردم جهان عرب از اين تحول خشنود گرديدند. سوريه به دليل دشمني با رژيم اشغالگر قدس، از اين سياست جمهوري اسلامي ايران استقبال نمود و بارها خشنودي خود را از اين اقدام اعلام كرد و بدنبال آن رابطه دو كشور رو به گسترش گذاشت.
4-  مخالفت دو كشور با سياست‌هاي رژيم بعث عراق روابط را بيش از پيش گسترش داد.
5-  مخالفت دو كشور با اقدام مصر در صلح با رژيم صهيونيستي و تأثيرات آن در منطقه.
6-  حمايت دو كشور از مقاومت در فلسطين و لبنان.
7-  حمايت سوريه از ايران در مقابل حمله عراق به ايران. سوريه بسيار كوشيد تا از تلاش رژيم وقت عراق براي تبديل جنگ تحميلي به جنگ عرب و فارس جلوگيري نمايد و اين اقدام سالها ادامه داشت و علي رغم پيشنهادات كشورهايي مانند عربستان و كويت براي ترغيب حافظ اسد براي بهبود رابطه با عراق، ‌ايشان ازهرگونه اقدامي كه به تقويت عراق منجر شود خودداري نمود. طي اوج جنگ تحميلي فشارها به سوريه افزايش يافت اما دولت اين كشور نه بلكه از حمايت ايران دست برنداشت بلكه حمايت‌هاي راهبردي خود را افزايش نيز داد به طوري كه دولت عراق به شدت در تنگنا قرار گرفت. يكي از اقدامات مهم دولت سوريه در خصوص حمايت از جمهوري اسلامي ايران بستن خط لوله اي بود كه نفت كركوك در شمال عراق را به بندر بانياس در كناره درياي مديترانه منتقل مي‌نمود.اين اقدام موجب ضربه زدن به اعتبار سياسي و اقتصاد رژيم صدام حسين گرديد. از روابط خوب دو كشور هر دو استفاده بهينه نمودند و هرگز اين رابطه يك طرفه نبود و طي 30 سال رابطه خوب دو كشور در حال نهادينه شدن است به طوري كه ايران و سوريه با ثبات ترين رابطه را در منطقه داشته‌اند و اين رابطه مي‌تواند براي ديگر كشورهاي منطقه و اسلامي نيز الگو قرار گيرد و مردم كشورهاي منطقه از‌ آن بهره برداري نمايند.
اين رابطه براي هريك از دو كشور منافعي به شرح ذيل داشته است.

5 – 1. منافع رابطه براي ايران
1 – 5 – 1. سوريه تلاش زيادي نمود تا جنگ ايران و عراق به عنوان جنگ فارس و عرب مطرح نشود و جنگ قومي در منطقه شعله ور نگردد.
2 – 5 – 1.  سوريه توانست با بستن لوله هايي كه نفت شمال عراق را به ساحل شرقي درياي مديترانه مي‌رساند ضربه بزرگي بر اقتصاد اين رژيم كه در حال جنگ با ايران بود وارد نمايد.
3 – 5 – 1. سوريه بارها مانع اجماع كشورهاي عضو اتحاديه عرب بر عليه ايران در جنگ تحميلي گرديد. به طور مثال سوريه اجلاس سران كشورهاي عرب كه در ماه مه 1982 جهت حمايت از عراق برگزار شد را تحريم و براي عدم موفقيت آن تلاش نمود. سوريه توانست به همراه الجزاير، ليبي و سازمان آزاديبخش فلسطين مانع اجماع جهان عرب بر عليه ايران در آن مقطع گردد.
4 – 5 – 1. سوريه تلاش فراواني را براي كاهش فشار‌هاي كشورهاي عربي به خصوص سعودي و كشورهاي عربي خليج فارس بر ايران نمود اين كشورها به شدت از روابط رو به گسترش و هم پيماني ايران و سوريه نگران بودند. ضمناً در بعضي از بحران‌هاي رابطه ايران و كشورهاي عربي، سوريه پا درمياني و توانست رابطه ايران و آن كشورها را بهبود بخشد.
5 – 5 – 1. در اوج تحريم تسليحاتي ايران در جنگ تحميلي سوريه توانست سلاح‌هاي پيشرفته دفاعي را در اختيار جمهوري اسلامي ايران قرار دهد.
6 – 5 – 1.  ايران توانست از طريق سوريه رابطه خود را با لبنان تعميق نمايد و اين اقدام يك اهميت راهبردي براي كشورمان در پي داشت.

 
6 – 1. منافع رابطه براي سوريه
منافعي كه سوريه از روابط خود با جمهوري اسلامي از ‌آن برخوردار شد را مي‌توان به شرح ذيل بر شمرد:
1 – 6 – 1. افزايش نقش منطقه اي سوريه در اثر رابطه با جمهوري اسلامي ايران
بعد از حمله عراق به كويت و اشغال اين كشور توسط رژيم صدام، بارها دولتهايي مانند كويت و عربستان كه در زمان جنگ تحميلي سياست‌هاي سوريه در هم پيماني با ايران را مورد نكوهش قرار داده بودند صحت مواضع سوريه براي آنها آشكار شد. سوريه توانست با هم پيماني با ايران و مخالفت با رژيم صدام احترام بين‌المللي و منطقه اي جلب نمايد. ديگر كشورهاي منطقه به خصوص عربستان بارها در جنگ تحميلي از سوريه خواستند براي پايان جنگ تحميلي ميانجيگري نمايد و حتي شاه سابق عربستان تلاش نمود اجلاسي بين حافظ اسد و صدام برگزار نمايد كه حافظ اسد از آن شانه خالي نمود. از سوي ديگر سعودي‌ها بارها براي ترغيب سوريه جهت باز كردن لوله‌هاي نفت عراق به سوريه كمك مالي نمودند.
2 – 6 – 1.  ايران با استفاده از روابط خوب خود با تركيه زماني كه رابطه سوريه و تركيه بحراني و در آستانه درگيري قرار گرفتند توانست ميانجيگري نمايد و بحران را كنترل و مانع ايجاد جنگ بين دو كشور همسايه گردد. با توجه به مطالب فوق مشاهده مي‌شود روابط دو كشور به نفع هردو كشور بوده است لذا رهبران دو كشور با درك اين مسئله طي سه دههي اخير براي گسترش و تعميق اين روابط تلاش نموده‌اند لذا براي منافع بلندمدت از بسياري از اختلافات سطحي چشم پوشي و به منافع دراز مدت منطقهاي نگاه نمودهاند.
با توجه به مطالب فوق، اهميّت و چرايي اظهارات مقام معظم رهبري در تاريخ 29 / 11/ 1385 كه در ملاقات با بشار اسد، ايران و سوريه را عمق استراتژيك يكديگر ناميدند و تاكيد فرمودند روابط 28 ساله ايران و سوريه از ديرينه ترين و ممتازترين روابط كشورهاي منطقه است، بهتر درك مي‌شود.

2 – روابط ايران و سوريه پس از انقلاب
بدنبال پيروزي انقلاب 57، رابطه بين دو كشور به دليل نزديك شدن مواضع سياسي و نحوه نگرش مسئولين نظام جمهوري اسلامي به تحولات بينالملل به سرعت بهبود و گسترش يافت. بواقع با رخ دادن انقلاب 57، تغيير بنيادين در سياست خارجي ايران صورت گرفت که در راس آن ايران کوشيد تا روابط خود را بر پايه سياست نه شرقي- نه غربي استوار سازد. در اين راستا قطع رابطه با ايالات متحده به عنوان رأس بلوک غرب و همچنين تلاش براي رابطه مستقلانه با شوروي به عنوان سردمدار بلوک شرق در دستور کار سياست خارجي ايران قرار گرفت. علاوه بر اين ايران کوشيد تا رابطه خود را با کشورها غير متعهّد و همچنين اسلامي بهبود بخشد. همچنين مبارزه با اسرائيل نيز به عنوان يکي از عمدهترين مؤلفههاي سياست خارجي پس از انقلاب مورد شناسايي قرار گرفت. اتخاذ چنين سياستي لاجرم ايران را به کشورهاي در حال مبارزه با اسرائيل نزديک مي کرد که بالتبع سوريه يکي از اين دولتها بود. روابط ايران و سوريه با شروع جنگ تحميلي ايران و عراق وارد مرحله جديدي شد و تحول عميق‌تري يافت. با توجه به هم مرز بودن سوريه و عراق و مشكلاتي كه از گذشته بين دو كشور وجود داشت جنگ بين ايران و عراق اثر مستقيم برجاي گذارد. پيروزي انقلاب اسلامي و به دنبال آن قطع رابطه با رژيم صهيونيستي و پيوستن ايران به صف مبارزان عليه اسرائيل و حمايت بي‌دريغ از حقوق حقّه ملت فلسطين و از طرف ديگر آغاز جنگ با دشمن ديرين سوريه، يعني عراق، نمي‌توانست بر رابطه دولت سوريه با ايران بي‌تأثير باشد. حافظ اسد در حمايت از ايران و نقطه نظرات سياسي انقلاب اسلامي و محکوم کردن صدام در 10 نوامبر 1980 گفت: «بيشتر کشورهاي عرب روابط خوبي با ايران دارند که قول داده است در کنار اعراب در مخالفت با دشمن صهيونيستي بايستد. عجيب است که چنين انقلابي مورد حمله قرار گيرد».81 سوريه از همان ابتداي جنگ در جبهه موافق ايران و مخالف صدام قرار گرفت به طوري که در همان آغاز جنگ از به وجود آمدن يک جبهه متحد عربي بر عليه ايران جلوگيري کرد و با نظر بغداد در مورد جنگ عرب و عجم مخالفت کرد. پس از انقلاب اسلامي و آغاز جنگ بين ايران و عراق، کشورهاي عربي منطقه همگي به حمايت عراق مي‌پرداختند و در اين راستا در نوامبر 1980 کشورهاي محافظه‌کار و ارتجاعي عرب به رهبري عربستان و اردن قصد داشتند تا با برپايي کنفرانس امان (پايتخت اردن) حمايت اعراب از عراق در جنگ عليه ايران را جلب کرده و آنها را بر عليه ايران بسيج نمايند. اين امر با مخالفت سوريه و ساير کشورهاي جبهه پايداري يعني الجزاير، يمن جنوبي، ليبي و سازمان آزادي بخش فلسطين مواجه گرديد. اما سوريه به اندازه‌ کافي قدرتمند نبود که از برگزاري چنين کنفرانسي در پايتخت اردن جلوگيري نمايد. به هر حال مخالفت سوريه و ساير کشورهاي مترقي عرب باعث گرديد که اين کنفرانس به صورت يک رويداد کم اهميت تلقي گردد.82
حمايتهاي سوريه از ايران در جنگ ادامه داشت تا اينکه در ژانويه 1987 زماني که نيروهاي ايراني طي عمليات کربلاي 5 به چند کيلومتري بصره رسيدند، حافظ اسد تحت فشارهاي سياسي و کمکهاي چشمگير اعراب ثروتمند خليج فارس با قطعنامه کنفرانس امان که به طور ملايمي ايران را در جنگ محکوم مي‌نمود موافقت کرد. اين نخستين بار از شروع جنگ ايران و عراق بود که سوريه در صدور قطعنامه‌اي که ايران را به لحاظ اشغال سرزمين عراق محکوم مي‌کرد، شرکت مي‌نمود. سوريه که در کنفرانس امان به علت وابستگي به اعانات کشورهاي ثروتمند عرب بر تصميمات کنفرانس گردن نهاده و پس از اجلاس مذکور در صدد دلجويي از ايران برآمد، بار ديگر وزير امور خارجه خود را جهت اداي توضيحات به تهران گسيل داشت. با وجود حمايت‌هايي که در طول جنگ تحميلي سوريه از ايران به عمل آورد، از مطالعه گزارشها و مطبوعات بينالمللي در آن دوران چنين مي‌توان برداشت کرد که از لحاظ توازن سياسي، حافظ اسد از سقوط کامل رژيم بعث عراق نگران بود. زيرا اين امر منجر به ايجاد يک عراق قدرتمند تحت سلطه ايران در کنار مرزهاي سوريه مي‌شد. همچنين اين مسئله براي غرور و حيثيت اعراب از جمله سوريه ضربه‌اي به حساب مي‌آمد. در اين ميان مفسران غربي و عربي که مايل نبودند گرمي روابط ميان ايران و سوريه ادامه يابد شروع به گردآوري فهرستي از اختلافات دو کشور کردند. اصطکاک بين دمشق و تهران در مورد عرضه نفت، خط مشي نسبت به گروه‌هاي مذهبي، بدهي‌هاي سوريه به ايران، مسئله رفتار ايرانياني که جهت زيارت به دمشق مسافرت کرده و قصد صدور انقلاب اسلامي را دارند و … از جمله اين موارد محسوب مي‌شد. در اين ميان کشورهاي عربي خواهان قطع کمک و حمايت سوريه از ايران شدند.83 پس از پايان جنگ نيز به علت ترس سوريه از حمله عراق و همچنين منافع و نقطه نظرات نسبتاً مشترک هر دو کشور نسبت به مسئله لبنان و فلسطين باعث شد که سوريه همچنان روابط حسنه خود را با جمهوري اسلامي ايران حفظ کند. با شروع جنگ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان افغانستان Next Entries پایان نامه با کلید واژگان وزارت امور خارجه، نفت و گاز، حقوق بشر