پایان نامه با کلید واژگان شهر اصفهان، حجرالاسود

دانلود پایان نامه ارشد

افزود حال كه چنين مي گويي، ما در كتاب هايمان خوانده ايم كه اگر به مقدار كف دست از آن آب بر سر بريزد هرگز خوار و ذليل نمي گردد.( مجله ميقات حج، ش 31، ص 95)
همچنين نقل شده وقتي كه اسكندر بر اهل مكه (خزاعه) غلبه پيدا كرد و آن ها را از مكه بيرون كرد، حج بيت الله بجا آورد.( دينورى،1371، صص 34 – 33)
فاكهي از مجاهد نقل مي كند: به سرزمين روم رفتيم، در آنجا راهبي بود كه در شب ما را منزل داد. او از ما پرسيد: آيا در ميان شما كسي هست كه از شهر مكه آمده باشد؟ گفتم: بله. گفت: آيا مي داني ميان زمزم و حجر چقدر فاصله هست؟ گفتم: نمي دانم، مگر از روي حدس و تخمين بگويم. گفت: اما من مي دانم، آب زمزم از زير حجر جاري است و اگر نزد من يك مشت از آن آب باشد، دوست تر دارم تا تشتي از طلا داشته باشم.( مجله ميقات حج، ش 31، ص 94.)
اين اخبار و امثال آن بيانگر اين است كه كعبه براي مردم روم داراي قداست و ارزش خاص بوده است.
كعبه نزد اديان و امت ها به طور كلي، كعبه در كتاب هاي پيشينيان داراي جايگاه خاصي بوده است.
ارزقي از قول وهب بن منبه آورده است كه كتاب هاي گذشتگان از خواص زمزم سخن گفته اند. وي مي افزايد: سوگند به آنكه جان وهب در دست اوست، هر آنكه از زمزم سير بنوشد، درد از او برطرف گردد و شفا يابد. نظير آن را از قول كعب الاحبار و كتب پيشين نيز آورده است.( مجله ميقات حج، ش31، صص 53 ـ50.)

10-2. جايگاه کعبه نزد اديان مختلف
براي روشن شدن جايگاه كعبه در اديان مختلف، نگاهي گذرا به اديان بزرگ زمان جاهلي مي افكنيم:
1-10-2. يهود
يهوديان كعبه را تعظيم مي كردند و آن را معبدي مي دانسته و در آن خدا را طبق دين ابراهيم عبادت مي كردند. شواهدي بر اين امر وجود دارد:
1. طبق قولي چاه زمزم به خاطر مزمزه يهود و مجوس از آب آن، به زمزم معروف گشته است. اين خود شاهدي بر اين است كه يهوديان براي زمزم و در نتيجه، كعبه ارج و منزلت قايل بوده اند.(ياقوت الحموى، 1380، ج 4، ص 529)
2. در كعبه نقاشي ها و تمثال هايي آويزان بوده است؛ از جمله، تمثالي از حضرت ابراهيم و اسماعيل كه تيرهايي از قمار در دست داشتند. اين تمثال ها تا زمان فتح مكه در كعبه آويزان بوده است.(امينى، 1362، ص 58 )
2-10-2. نصارا
نزد نصارا نيز كعبه به عنوان محل عبادت خداوند تلقّي مي شد. ايشان براي كعبه ارج و منزلتي خاص قايل بودند. شواهدي چند بر اين امر تأكيد دارند.
1. از ابن عباس روايت شده است: “ان الحواريين كانوا اذا بلغوا الحرم نزلوا يمشون حتي يأتوا البيت” يا از ابن زبير روايت شده كه: “ان الحواريين خلفوا نعالهم حين دخلوا الحرم اعظاماً ان ينتعلوا فيه.” (ديار بكرى، 1359 ، ج 1، ص 108)
2. كساني كه پيش از سال فتح مكه، داخل كعبه را ديده اند، گويند: تمثال حضرت مريم و حضرت عيسي(ع) در آن نصب بوده و عيسي در دامن مادر نشسته بود. (رشيدرضا، 1366، ج10، ص421) اين مطلب را بيشتر رواياتي كه فتح مكه را گزارش كرده اند، بيان شده است.
ممكن است گفته شود كه چرا تماثيل حضرت عيسي و مريم(ع) در كعبه آويزان بوده با اينكه كعبه در آن زمان جايگاه بت ها شده بود. در پاسخ بايد گفت از جمله علت هايي كه عرب جاهلي بت ها را در كعبه قرار مي دادند، نه بدين خاطر بود كه خدا را قبول نداشتند، بلكه بت ها را به عنوان شفيعان خود در خانه خدا (كعبه) قرار مي دادند تا به درگاه الهي براي آن ها شفاعت كنند. در واقع، بت ها واسطه بين خدا و مردم بودند. علت ديگر اين بود كه آن بت ها را به عنوان الهه هاي خود مي پنداشتند. با اين بيان، بعيد نيست كه تمثال حضرت عيسي و مريم در كعبه بوده باشند؛ زيرا مسيحيان نيز به وسيله آن تمثال ها به خدا مي رسيدند و حتي از اين بالاتر اينكه، آن ها را الهه هاي خود مي دانستند، چنان كه اين آيه كريمه بر آن دلالت مي كند: (اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَـهَيْنِ مِن دُونِ اللّهِ.) (مائده،116)
در اين صورت، معلوم مي گردد كه كعبه نزد مسيحيان دست كم براي عده اي كه با حجاز در ارتباط بودند، داراي ارج و منزلتي رفيع بوده است.
3-10-2. هندو
هندوها معتقدند كه روح در “سينا”، كه اُقنوم سوم از ثالوث بوذي است، هنگامي كه با همسر خود از شهرهاي حجاز ديدار مي كرد در حجرالاسود حلول كرده است. (امينى، 1362، ص 57 ) به همين دليل، هندوها براي كعبه مقامي رفيع قايل بوده و آن را معبدي براي خود به حساب مي آوردند.
4-10-2. صابئين
صابئين نيز به فضل و قداست كعبه معترف بودند. (ياقوت الحموى، معجم البلدان، 1380،ج4، ص 529) صابئين از فرس و كلدانيان معتقدند كه كعبه يكي از خانه هاي مقدس هفت گانه است. دومين آن “مارس” است كه بر بالاي كوهي در شهر اصفهان قرار دارد. سوم بناي “مندوسان” است كه در بلاد هند واقع شده است. چهارم “نوبهار” است كه در شهر بلخ قرار دارد. پنجم “بيت غمدان” در شهر صنعاء مي باشد. ششم “كاوسان” است كه در شهر فرغانه خراسان واقع شده است. هفتم خانه اي است در بالاترين شهرهاي چين. گفته شده كه كلدانيان معتقد بودند كعبه خانه زحل است؛ چون قديمي بوده و عمر طولاني كرده است. (طباطبائى، 1362، ج 3، ص 559.)
همچنين قاضي عبدالجبار نقل مي كند كه صابئين خانه هايي را براي عبادت به عدد هفت ستاره ساخته اند و مدعي هستند كه بيت الله الحرام يكي از آن هاست. علت اينكه اين بيت باقي مانده، اين است كه بيت زحل رمز بقا و ثبات مي باشد. (قاضى، ج 5، ص 152)
شاهد ديگر بر اين مسئله اين است كه حضرت ابراهيم از پيامبران بزرگ مورد پذيرش صابئين مي باشد. از اين رو، بعيد نيست كه آن ها كعبه اي را كه به دست مبارك حضرت ابراهيم ساخته شده است بزرگ شمرند.
نتيجه: لازم است به اين مسئله اشاره شود كه بعضي از مورّخان و محققان، (جواد على،1367، ج 4، ص 17) در مورد جايگاه كعبه نزد ساير ملل و اديان مي گويند تمام اين مطالبي كه گفته شده برآمده از روايات مي باشد و ما دليل و سند تاريخي بر آن نداريم. از سوي ديگر، عواطف نقش زيادي در ظهور اين روايات داشته اند. ولي شايد نتوان ادعاي اين محققان را به طور كامل در تمام موارد پذيرفت؛ زيرا اولا، تمامي اين اديان كه ذكر شدند از اديان سامي هستند و براي حضرت ابراهيم(ع) اهميت شاياني قايلند و از سوي ديگر، بر اساس آيه كريمه 70 سوره حج، حضرت ابراهيم مأمور به دعوت همه مردم براي انجام مراسم حج بوده است. از اين رو، بعيد نيست كه آن ها براي كعبه اهميت قايل باشند.
ثانياً، كعبه محل عبادت خدا بوده است و اغلب اين اديان به خداوند اعتقاد داشته اند. در نتيجه، بعيد نيست كه آن ها هم در بيت الله الحرام به عبادت خداوند مي پرداختند.
ثالثاً، رواياتي وجود دارند كه بيان مي كنند پيامبران پيشين براي كعبه اهميت قايل بودند و طواف آن را بجا آورده اند. از اين رو، بعيد نيست كه پيروانشان نيز از آن ها تبعيت كرده باشند.
رابعاً، در برخي موارد سند تاريخي بر مسئله وجود دارد كه بدان اشاره شده است. خلاصه اينكه، كعبه در بين اقوام و اديان گوناگون در ايام جاهلي داراي جايگاه رفيع بوده است.
5-10-2. چرا کعبه را، کعبه ناميدند؟

کعبه در سال 1880 ميلادي
در علت نامگذاري “کعبه” بدين اسم، دو وجه ذکر شده است:
1 ـ چون کعبه داراي ارتفاع و بلندي از سطح زمين مي باشد، همچنانکه کعبه در لغت نيز به معناي ارتفاع آمده است.
2 ـ زيرا خانه خدا به شکل مربّع است و عرب اين اسم را به هر خانه اي که چهار گوش باشد اطلاق مي کند. وليکن با کثرت استعمال (وضع تعيّني) براي خانه خدا عَلَم گرديد. بنابراين هر گاه اسم کعبه برده مي شود، به خانه خدا انصراف دارد.
البته “واژه کعبه” در قرآن در بعضي موارد به تنهايي و در بخشي از آيات، همراه با کلمه “البيت الحرام” آمده است. مانند: “يا ايهاالذين آمنوا لا تقتلوا الصيد و انتم حرمٌ… هدياً بالغ الکعبة”؛ (مائده، 95 .18؛ اسراء: 1) اي کساني که ايمان آورده ايد، هرگاه در احرام باشيد شکار را مکشيد، هرکه صيد را به عمد بکشد، جزاي او قرباني کردن حيواني است همانند آنچه کشته است، بشرط آنکه دو عادل به آن گواهي دهند و قرباني را به کعبه رساند. در آيه ديگر چنين مي فرمايد: “جعل اللّه الکعبة البيت الحرام قياماً للناس…”(مائده،97 .19؛ حج: 25 .)؛ خدا، کعبه بيت الحرام را، با ماه حرام و قرباني بي قلاده و با قلاده، قوام کار مردم گردانيد.

6-10-2. نام هاي کعبه در قرآن:

خداوند در آيات مختلف، براي خانه خود عناوين و نام هاي متعدد آورده که به ترتيب مي آوريم:
ـ به کعبه، “بيت” هم گفته مي شود:
در بسياري از آيات، اسم بيت بر کعبه اطلاق شده است:
الف ـ “ما کان صلاتهم عندالبيت اِلاّ مکاءً و تصدية.”(انفال: 35 .20؛ فتح: 25)؛ دعايشان در نزد خانه کعبه جز صفير کشيدن و دست زدن، هيچ نبود.
ب ـ “فَلْيعبدوا ربّ هذاالبَيْت.”( قريش: 3 .21؛ مائده: 2)؛ پس بايد پروردگار اين خانه را بپرستد.
ج ـ “اِنّ الصفا و المروة من شعائراللّه فَمن حج البيت…”( بقره، 158 و22؛ حج، 33)؛ صفا و مروه از شعائر خداست، پس کساني که حج خانه خدا بجاي مي آورند يا عمره مي گذارند، اگر بر آن دو کوه طواف کنند مرتکب گناهي نشده اند. صفا و مروه اسم دو کوهي است که بين آنها فاصله اي وجود دارد و سعي ميان آن دو از ارکان حج است. در عصر جاهلي بر کوه صفا بتي بنام “اساف”، و بر کوه مروه بت ديگري بنام “نائله” بود. مسلمانان از سعي ميان آن دو کوه که زيارتگاه مشرکين بوده بيم داشتند وليکن در اين آيه سعي ميان اين دو کوه از شعائر خداي يکتا خوانده شده تا ديگر بيمي بر جاي نماند.
د ـ “و اذ جعلنا البيت مثابة للناس و امناً…”(بقره، 125و23)؛ و کعبه را جايگاه اجتماع و مکان امن مردم ساختيم. مقام ابراهيم را نمازگاه خويش گيريد.
هـ ـ “و اذ بوّ أنا لابراهيم مکان البيت…”(حج، 26 و24؛ طور،4) و مکان خانه را براي ابراهيم آشکار کرديم و گفتيم: هيچ چيز را شريک من مساز و خانه مرا براي طواف کنندگان و برپاي ايستادگان و راکعان و ساجادان پاکيزه بدار.
و ـ “و اذ يرفع ابراهيم القواعد من البيت…”(بقره، 127و25؛ ابراهيم، 37)؛ هنگامي که ابراهيم و اسماعيل پايه هاي خانه را بالا بردند. گفتند اي پروردگار ما، از ما بپذير که تو شنوان و دانا هستي.
ز ـ “وللّه علي الناس حج البيت مَن استطاع اليه سبيلاً…”( آل عمران، 97 و26؛ آل عمران، 96)؛ و خدا راست بر مردم حج خانه، آن کس که بتواند به سويش راهي بيابد و هر آن کس که کفر ورزد، همانا خدا از جهانيان بي نياز است.
ح ـ “اِنّ اوّل بيت وضع للناس…”( آل عمران، 96و27؛ شوري، 7) ؛ نخستين خانه اي که براي مردم (و عبادت خداوند) بنا شده است.
ط ـ “… و عَهِدنا اِلي ابراهيم واسماعيل اَنْ طهرّا بيتي.” (بقره،125و28؛ انعام،92)؛… ما ابراهيم و اسماعيل را فرمان داديم: خانه مرا براي طواف کنندگان و مقيمان و راکعان و ساجدان پاکيزه داريد.
و در جاي ديگر چنين آمده است:
ي ـ “و اذبوّأنا لابراهيم مکان البيت اَنْ لا تشرک بي شيئاً و طهرّ بَيْتي للطائفين و القائمين و الرّکّع السجود…” (حج، 25 و29؛ بلد، 1و3)؛ و بياد آور اي رسول که ما ابراهيم را در آن بيت الحرام تمکين داديم که با من چيزي شريک نگيرد و بر او وحي کرديم که خانه مرا براي طواف کنندگان و نمازگزاران و رکوع و سجود کنندگان پاکيزه نمايد.
به کعبه، مسجدالحرام نيـز گفتـه شـده است:
الف ـ “و من حيث خَرجت فَوَلّ وجهک شَطرالمسجدالحرام…” (بقره، 150 و30؛ تين، 1) ؛ و هرگاه (يا هرجا) بيرون شدي، روي خود را به جانب مسجدالحرام برگردان.
ب ـ “ولا تقاتلوهم عندالمسجدالحرام…”( (بقره،191و31؛ نمل،91)؛ و در مسجدالحرام با آنها (کافران) جنگ مکن، مگر آنکه با شما بجنگند و چون با شما جنگيدند بکشيدشان، که اين است پاداش کافران.
ج ـ “ولا يجر منّکم شنئان قوم اَنْ صدّوکم عن المسجدالحرام.”( (مائده،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان حجرالاسود، سنگ نوشته Next Entries پایان نامه با کلید واژگان ضرب المثل