پایان نامه با کلید واژگان شستگي، پايه، جريان، كردند

دانلود پایان نامه ارشد

واخت σ_g در حدود30/1 مي باشد. اتما (1980) اثر دانه بندي ذرات بستر بر عمق آب شستگي موضعی اطراف یک پایه دایره ای شکل را در شرايط آب صاف بررسی کرد و به اين نتيجه رسيد كه هر چه σ_g افزايش می‌یابد سرعت و عمق آب شستگي كاهش می‌یابد. براي ذرات بسترغیر يكنواخت (يعني براي مقادير σ_g بيشتر) دركف گودال آب شستگي در مقابل جريان نزديك شونده به پايه پديده مسلح سازي26 اتفاق مي افتد كه در آن ذرات در شت تر از شسته شدن ذرات ریزترجلوگيري مي كنند كه اين پديده بيشتر در شرايط 1u_*/u_(*c) ≈ موثر مي باشد و براي u_*/u_(*c) هاي بالاتر يعني در شرایط بستر فعال اثر كمتري دارد چون در این شرايط، جريان قادر است تا بيشتر ذرات را به حركت در آورد[14].
2-7-4. اندازه ذرات
تاثير اندازه و چگالي ذرات بستر بــر عمق آب شستگي اغلب تابعـي از u_(*c) معرفي می‌شود. اتما و رادکیوی(1977) راجع به تاثير اندازه ذرات بستر بر عمق آب شستگي موضعي در اطراف پايه پل آزمایشاتی در شرايط آب صاف انجام دادندکه دراين آزمـــايشات مشـــاهـــده شد كــــه بـــه ازاي
mm d_50≤0/7، ناهمواری های موجی شکل بستر27 تشكيل می شوند در حاليكه براي d_50≥0/7 mm، ناهمواری های موجی شکل بسترتشكيل نمی‌شوند. همچنين مشاهده شد كـــــه بــراي ذرات بســتر باmm d_50≥0/7 آزمايشات با موفقيت مي تواند در شرايط u_*~0/95u_(*c) انجام شود بدون اينكه ذرات در بالا دست پايه پل از جاي خود حركت كنند ولي براي ذرات با d_50≤0/7 mm ســـطح بستر در بالا دست پايه پل قبل از شروع آزمايش و رسيدن به شرايط 0/95 = (u*)/(u*c) صاف و يكنواخت باقي نمي ماند و سطح ناهموار خواهد شد.
بنا براين اگر ذرات بستردارایd_50≤0/7 mm باشند نمي توانند در شرايط جريان بحراني سطح صاف و يكنواخت خود را حفظ کنند چون در اين صورت ناهمواری های موجی شکل بستر تشكيل می‌شوند و انتقال ذرات بستر به طور محدود رخ خواهد داد كه اين شرايط ديگر شرايط آب صاف واقعي نخواهد بود ونتايج غیرقابل اعتماد خواهند بود.
رادکیوی و برازرز(1991) دریافتند كه ناهمواری های موجی شکل بستر معمولاً در شدت جریان بيشتر از 6/0 و براي ذرات با اندازه d_50≤0/7 mm رخ مي دهند. بنابراين براي ذرات ريـزتر شرايـط جريان بــه اندازه كافي در شرايط آب صاف باقی نمي ماند تا ماكزيم عمق آب شستگي رخ دهد و بلافاصله پس از شروع آزمايش شرايط جريان به شرايط بستر فعال تبديل می‌شود. البته يك استثنا نیز وجود دارد و آن اين است كه انحراف از معيار هــندسي σ_g~1/3-1/5 باشد كه دراين شرایط، ذرات درشت تر بستر از شسته شدن ذرات ريزتر محافظت ميکنند ولي اين محافظت برای مناطقي از گودال آب شستگي كه قدرت فرسايش بيشتر است كمتر است و نمي تواند تا رسيدن به ماکزیمم عمق آب شستگي مناسب باشد.
2-8. گسترش گودال آب شستگي با زمان28
ملویل و چیو(1999) در يك تلاش براي استانداردکردن معيارهای حالت تعادل 32 آزمايش انجام دادند كه محدوده زيادي از قطر پايه ها، عمق جريان و سرعت جريان را پوشش مي داد. آنها دو نوع ذره با قطرهاي مختلف كه در محدوده ذرات درشت دانه قرار مي گرفتند را آزمايش كردند.آزمايش تا زمان رسيدن به شرايط تعادل ادامه داشتند. آنها شرايط تعادل را زماني كه سرعت آب شستگي به كمتر از 5% در صد قطر پايه در 24 ساعت برسد تعريف كردند كه با اين تعريف گاهي اوقات زمان رسيدن به شرايط تعادل تا 3 روز به طول مي انجاميد. نتايج آزمايش ها نشان داد كه براي يك عمق جريان و سرعت جريان مشخص زمان رسیدن به عمق به آب شستگي متعادل با افزايش قطر پایه افزایش می‌یابد. این نتیجه مورد انتظار بود چون هر چه قطر پایه افزایش می یابد، عمق گودال آب شستگی و درنتيجه زمان رسيدن به آن نیز افزايش می‌یابد.
اتما(1980) نشان داد كه زماني كه نمودار عمق آب شستگي بر حسب لگاريتم زمان ترسيم می‌شود سه فاز كاملاً مجزا در پروسه آب شستگي وجود دارد: فاز اول یا آغازي29 فاز فرسايش30 و فاز تعادل31 (شکل 2-4) .

شکل 2-4: طرح شماتیک از نمودار عمق آب شستگی بر حسب لگاریتم زمان(اتما(1980))
همان طور كه در شكل2-4 پيداست در فاز اول به علت برخورد جريان رو به پايين به سطح يكنواخت و صاف بستر، آب شستگي با سرعت زیادی رخ مي دهد. به همین علت اين قسمت از نمودار داراي شيب بسيار تندي مي باشد. فاز دوم كه به عنوان فاز فرسايش اصلي32 معروف است زماني آغاز می‌شود که ورتکس نعل اسبی عامل اصلي فرسايش باشد.
در خلال فاز دوم عمق گودال آب شستگي با افزايش قدرت و اندازه ورتکس نعل اسبی افزايش می‌یابد. شيب نمودار در اين فاز نسبت به فاز قبلي بسيار كمتر مي باشد. در مرحله آخر كه فاز تعادل ناميده می‌شود (ناحيه 3 در نمودار) چون قدرت فرسايش ورتکس نعل اسبی بسيار كاهش يافته است عمق گودال آب شستگي تغييرات زيادي نمي كند و عمق تعادل برقرار مي باشد در اين مرحله شیب نمودار تقريباً صفر مي باشد.

2-9. تشکیل ناهمواری های موجی شکل در بستر ماسه ای
ریپل33 به ناهمواری های موج شکلی گفته می شود که در بسترهای ماسه ای شکل در اثر عوامل مختلف از قبیل ریز بودن دانه های بستر و بالا بودن تنش برشی وارده از طرف آب به بستر به وجود می آیند (شکل2-5).
ناهمواری های موجی شکل بستر ممکن است در بالا دست و پایین دست فلوم و قبل یا بعد از مدل فیزیکی به وجود آیند. مشکلی که ممکن است در اثر ناهمواری های موجی شکل بسترها به وجود آیند این است که اگر قبل از اتمام آزمایش در اطراف مدل به وجود آیند باعث ناهمواری بستر شده و ماکزیمم عمق آب شستگی و گودال آب شستگی بدست آمده در انتهای آزمایش قابل اعتماد نخواهند بود.
طبق تحقیقات انجام شده توسط برازرز و رادکیوی (1991) اگر شدت جریان از 6/0 بیشتر d_50<0/7 mm و(U_*/U_(*c) >0/6) باشد تشکیل ناهمواری های موجی شکل بستر اجتناب ناپذیر خواهد بود. با توجه به ماسه استفاده شده باd_50=0/88 mm درتحقیق حاضرهیچ گونه ناهمواری های موجی شکل بستر مشاهده نشد. نمونه ای از ناهمواری های موجی شکل بستر که در آزمایش های آلابی (2006) مشاهده شد در شکل 2-5آورده شده است[3]. علت این امرآن بودکه او شدت جریان را 8/0 (U_*/U_(*c) =0/8) انتخاب کرده بود و مصالح آن دارایd_50=0/53mm بودند. به همین علت به محض شروع آزمایش ناهمواری های موجی شکل بستر تشکیل شده و به محل پایه می رسیدند و شرایط آزمایش از حالت آب صاف خارج می شد. او علت این امر را ناپایداری جریان در هنگام ورود به قسمت کار و یا توزیع سرعت غیریکنواخت در بالا دست کانال می دانست و سعی کرد این مشکل را با قراردادن یک مش با تعداد سوراخ های بالاتر در ورودی کانال حل کند.

شکل 2-5: نمایی از ناهمواری های موجی شکل تشکیل شده در آزمایش هایآلابی (2006)
اما باز هم ناهمواری های موجی شکل بستر تشکیل شدند و او با همین شرایط آزمایش های خود را انجام داد. تفاوت آزمایش های انجام شده بوسیله آلابی (2006) با آزمایش های انجام شده در تحقیق حاضر این است که آلابی(2006) سرعت بحرانی یا آستانه حرکت ذرات را فقط با دیاگرام شیلدز بدست آورد و بعد از اینکه آزمایش های سری اول و دوم را انجام داد متوجه شد که آستانه حرکت ذرات که از دیاگرام شیلدز بدست آورده دقیق نیست و برای سری سوم آزمایش هایش از طریق آزمایش های تجربی آستانه حرکت ذرات را بدست آورد. او برای این کار ابتدا عمق جریان را 23cm ثابت نگه داشت سپس شدت جریان را U_*/U_(*c) =0/55 به مدت 24 ساعت نگه داشت. هنگامیکه مشاهده کردکه هیچ ذره ای شروع به حرکت نکرده و ناهمواری های موجی شکل بستر تشکیل نشده شدت جریان را به وسیله افزایش دبی به مقدار 05/0 زیاد کرد و برای 24 ساعت نگه داشت. او این کار را تکرار کرد تا اینکه مشاهده کرد که برای d_50=0/53 mm و y_0=23 cm، ریپل در U_*/U_(*c) =0/85 تشکیل می شوند. او همچنین این کار را برای عمق های کمتر تکرار کرد و متوجه شد که تشکیل ناهمواری های موجی شکل بستر علاوه بر شدت جریان به عمق جریان نیز بستگی دارند و هر چه عمق جریان کمتر باشد، ناهمواری های موجی شکل بستر در شدت جریان های کمتری تشکیل می شوند. در تحقیق حاضر آستانه حرکت ذرات هم از طریق دیاگرام شیلدز و هم از طریق انجام آزمایشات (به روش گفته شده در فصل سوم)تعیین شده است.
2-10. تعريف طوقه34
ملویل و کلمن (2000) طوقه را به عنوان وسيله اي كه به پايه متصل می‌شود و معمولاً در ترازهاي نزديك به بستر نيز قرار می‌گیرد تعریف کردند. طوقه معمولاً به فرم يك ديسك محافظتي نازك مي باشد كه ضخامت آن ناچيز است[15]. يك طوقه نبايد خيلي ضخيم باشد كه مانعي در مقابل جريان باشد و باعث پيشرفت آب شستگي شود[43]. طوقه به منظور محافظت بستر در مقابل اثر فرسايشي جریان رو به پایین در اطراف یک پایه پل قرار می گیرد. در اثر کاهش قدرت جریان رو به پایین ورتکس نعل اسبی نيز که یکی از پیامد های جریان رو به پایین می باشد، به شدت تضعيف شده و درنتيجه عمق آب شستگي كاهش می‌یابد.
یک طوقه جریان اطراف یک پایه را به دو ناحیه بالا و پایین طوقه تقسیم می کند (شکل 2-6). در ناحیه بالادست، طوقه مثل یک مانع در مقابل جریان رو به پایین عمل می کند و به شدت آن را تضعیف می کند. در ناحیه پایین دست آن اگر طوقه در تراز بستر باشد از قدرت ورتکس نعل اسبی نیز می کاهد ولی اگر در تراز های بالا تر از بستر قرار بگیرد تاثیر چندانی بر ورتکس نعل اسبی نخواهد داشت و فقط جریان رو به پایین تضعیف شده وجود خواهد داشت[25]. پس همان طور که بسیاری از محققین بیان کرده اند کارایی طوقه ها با افزایش فاصله از بستر کاهش می یابد.

شکل 2-6: طرح شماتیک ازتاثیر طوقه بر مکانیزم های موثر بر آب شستگی(ذراتی و همکاران(2006))
نحوه سوار شدن و قرارگيري يك طوقه در اطراف پايه هاي دايره ايي ومستطيلي درشكل 2-7 نشان داده شده است.طوقه ها با نام هاي مختلفي همچون صفحات تخت35، سپرافقي36و صفحه محافظتی37 در متن های مربوطه به کار برده می شود.

شکل 2-7: نحوه قرار گیری طوقه در اطراف پایه های مستطیلی و دایره ایی(آلابی(2006))
2-11. کارهای قبلی انجام شده در زمینه طوقه ها
سامر و همکاران(2011) درباره آب شستگي در اطراف يك پايه مدور قرار گرفته در ماسه، رس با تراكم ميانگين و رس با تراكم زياد در شرایط جریان بستر فعال و تحت امواج یک طرفه38 را بررسي كردند.
سامر و فردسوفی(1990) راجع به آب شستگي زير لوله هاي انتقال كه در كف دريا واقع شده اند و مكانيزم خوددفن39 اين لوله ها تحت امواج و در شرايط بستر فعال آزمايشاتي انجام دادند.
سامر و همکاران(1993) درباره تاثير سطح مقطع بر آب شستگي پايه هاي پل قرار گرفته در بستر ماسه اي يكنواخت در شرایط بستر فعال آزمايشاتي را انجام دادند. آن ها عمق آب شستگي را براي سه نوع پايه دايره اي، مربع شكل(با جهت گيري 900) و مربع شكل(با جهت گيري 450) را اندازه گیری كردند و براي تعیین عمق آب شستگی نهایی هر يك از اين پایه ها فرمول هايي را ارائه كردنـد.
دی و همکاران(2011) عمق آب شستگي را در خاك هاي مركب از ماسه و رس و براي درصد هاي متفاوت از رس(n) (n=(رس وزن)/(ماسه وزن+رس وزن))رادر شرايط بستر فعال و تحت امواج را بررسي كردند و در افتند كه براي n=0/3 و n=1 عمق آب شستگي تقريباً يكسان است.
در زمينه وسايل پيشگيري از آب شستگي نيز تحقيقات متعددي انجام شده است. برای مثال دی و همکاران(2006) صفحه جدا كننده جریان40 و سيم هاي محافظت كننده41 (سيم هاي كه با زاويه هاي مختلف نسبت به افق به دور پايه پل پيچيده می‌شوند) را در شرايط بستر فعال و تحت امواج بررسي كردند و اعلام كردند كه صفحات جدا كننده جريان تا 6/61% و سيم هاي محافظت كننده به طور متوسط تا 3/46% عمق آب شستگي را كاهش می دهند.
ملویل و دیگران(1999) اثر پايه هاي انحرافي را در شرايط بستر فعال و تحت امواج بررسي كردند و به اين نتيجه رسيدند كه هر چه پارامتر شدت جريان( v/v_c ) افزايش يابد، كارايي پايه هاي انحرافي براي كاهش عمق آب شستگي نیز كمتر می‌شود به طوری که اين وسايل در شرايط بستر فعال (v/v_c 1 ) كارايي چنداني ندارند و بر عکس در شرايط آب صاف (v/v_c <1) عملكرد بهتري دارند.
ذراتی و دیگران(2006) اثر كاربرد همزمان طوقه و ریپ رپ در کاهش عمق آب شستگی براي پايه هاي مستطيلي شكل و در شرايط آب صاف و براي زاويه هاي مختلف بين پايه پل و جريان را بررسي كردند.
تفرج نوروز و همکاران(2010) در يك تحقيق گسترده شش نوع مختلف وسايل تغییر دهنده جهت جريان شامل صفحات مستغرق، صفحات کف، پایه های انحرافی عرضی، سیم های محافظتی، طوقه ها و بازشوها42 را بررسي كردند و نهايتاً اعلام داشتند كه كاربرد يكي از اين وسايل به تنهايي نمي تواند به طور مطلوب در كاهش عمق آب شستگي موثر باشد. آن ها همچنين اعلام داشتند كه كارآيي هر يك از اين وسايل به شرايط آزمايش از جمله عمق جريان، شدت جريان، مدت زمان انجام آزمايش و نوع ماسه به كار رفته بستگي دارد كه تغییردر هر يك از اين شرايط مي تواند باعث بدست آمدن نتايج غير قابل اعتماد شود.
کومار و همکاران(1999) اثر طوقه و بازشوها بر كاهش عمق آب شستگي براي پايه هاي دايره اي شكل و در شرايط آب صاف بررسي كردند و سپس رابطه تجربی زیر را براي محاسبه عمق آب شستگي براي پايه هاي دايره اي شكل كه به طوقه مجهز هستند ارائه کردند:
(d_sp-d_sc)/d_sp =0/057〖(B/b)〗^(1/612) 〖(H/y_0 )〗^(0/837) (9-2)
که در این رابطه ds_p عمق آب شستگی برای پایه بدون طوقه،ds_c عمق آب شستگی برای پایه با طوقه، B قطر طوقه، b قطر پایه، H ارتفاع طوقه نسبت به سطح آب و Y_0 عمق آب می باشد.
تاناکا و یانو (1967) در يك فلوم كوچك كه در آن عمق جريان 10cm و که دارای بستر ماسه ایی با قطر متوسط 0/4 mm تاثير طوقه هایي به قطر9، 12،15 و 18 سانتی متر را براي يك پايه مدور به قطر3 cm بررسي كردند و به اين نتيجه رسیدند كه هر چه اندازه طوقه ها كوچكتر باشد از كارآيي آنها در كاهش عمق آب شستگي كاسته می‌شود. آنها همچنين مشاهده كردند كه هر چه طوقه ها در عمق بالاتري نسبت به سطح بستر قرار گيرند عمق گودال آب شستگي بيشتر خواهد بود. نتايج آزمايش های آنها با نتایج آزمایش های توماس (1967)يكسان مي باشد.
سینگ و دیگران(2001) در زمینه کاهش آب شستگی بوسیله طوقه ها آزمایشاتی انجام دادند.آنها آزمایشات خود را به مدت 300 دقیقه و بر روی پایه هایی به قطر 25 mm و 62 mm انجام دادند. ماسه استفاده شده بوسیله آنها دارای d_50=0/285 mm و σ_g=2/51 بود. نتایج نشان داد که طوقه های به قطر هایW= 1/5 D ,2 D ,2/5 D (D قطر پایه)که در بستر قرار گرفته بودند به ترتیب50%، 68% و100% عمق آب شستگی را نسبت به حالت پایه بدون طوقه کاهش دادند. همچنین مشاهده شد که برای طـــوقه به قطـــر2D زمانی که در تراز -0/1 Dدر زیر بستر قرار می گیرد بیشترین کارایی را دارد و عمق آب شستگی را به اندازه 91% کاهش می دهد و زمانی که در تراز+0/5 D قرار می گیرد 25% عمق آب شستگی را کاهش می دهد. پس می توان نتیجه گرفت که عملکرد طوقه ها در کاهش عمق آب شستگی به عرض آنها و فاصله آنها از بستر بستگی دارد.
مشاهیر و دیگران(2004) نیز توسعه عمق آب شستگی در طول زمان بررسی کردند.آنها از پایه ایی به قطر D =4 cm و طوقه به قطر 3D = 12 cm استفاده کردنــــــد. مـــاســـــه استــفاده شـــده دارای
d_50=0/95 mm و σ_g=1/2 (ماسه یکنواخت) بودند. شدت جریان نیز 92/0بوده و مدت زمان انجام آزمایش ها بر اساس شرایط تعادل بوده است.آنها شرایط تعادل را این گونه تعریف کردند: زمانیکه تغییرات عمق آب شستگی کمتر از 2% قطر پایه در 8 ساعت باشد.گسترش زمانی آب شستگی حاصل از این آزمایش ها در نمودار 2-1 آمده است.

نمودار2-1:تغییرات عمق آب شستگی بر حسب زمان در بالادست پایه دایره ای شکل با و بدون طوقه (مشاهیر و دیگران(2004))
آنها نتیجه گرفتند که قرار گرفتن طوقه در زیر بستر باعث افزایش قابل توجه کارایی آنها در کاهش آب شستگی نمی شود و علت این امر را این گونه بیان کردندکه مقدار ماسه قرار گرفته برروی طوقه در اثر جریان آب به سرعت فرسایش یافته و خود آن بخشی از گودال آب شستگی می شود.آنها همچنین نتیجه گرفتند که نسبت W/D=3 بیشترین کارایی را در کاهش عمق آب شستگی دارد.
ذراتی و دیگران (2004) در مورد کاربرد همزمان دو طوقه نیز تحقیقاتی را انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که نصب یک طوقه در بالای بستر(علاوه بر طوقه قرار گرفته در زیر بستر) باعث افزایش کارایی طوقه ها می شود.
مشاهیر و دیگران(2004) گزارش دادند که طوقه ها نه تنها باعث کاهش آب شستگی می شوند بلکه باعث کاهش سرعت روند آب شستگی نیز می شوند.
توسعه عمق آب شستگی بر حسب زمان نیز در شکل زیر نشان داده شده است. همان طور که در شکل پیداست مشاهیر و دیگران(2004) نتایج آزمایشات خود را با نتایج آزمایشات اتما (1980) مقایسه کرده اند و به این نتیجه رسیدند که طوقه با قطر سه برابر قطر پایه که در سطح بستر قرار گرفته است راندمان بیشتری نسبت به طوقه با قطر دو برابر پایه دارد.

نمودار 2-2: گسترش زمانی آب شستگی برای طوقه های با قطر متفاوت(مشاهیر و دیگران(2004))
کایاتورک و دیگران(2004) اثر طوقه بر گسترش زماني آب شستگي در اطراف تكيه گاه هاي پايه هاي مدور را بررسي كردند. آزمايشات در يك فوم به عرض 1/5 m و شيب 10-4 و در شرايط آب صاف انجام شد. عمق جريان 10cm و شدت جريان 9/0 بوده و هر يك از آزمايش ها به مدت شش ساعت انجام شده است. مصالح بستر داراي 1/48 mm=d50 و σ_g=1/28 بوده است. در اين تحقيق اثر اندازه های مختلف طوقه ها كه در ارتفاع هاي مختلف نصب شـــده اند، بر گســـترش زماني آب شستگي مطالعه شـــد. طوقــه با چهار قطر متفاوت از جمـله w=0/025,0/05,0/075,0/1 m و در ارتفاع هاي ±0/025 m و ±0/05 mبستر قرار گرفتند. نمودار2-3 گسترش زماني آب شستگي در تكيه گاه هاي پايه ها مدور را نشان مي دهد. 〖 d〗_sعمق آب شستگي و z_c نشان دهنده ارتفاع طوقه نسبت به بستر مي باشد.

نمودار 2-3: گسترش زمانی آب شستگی در اطراف تکیه گاه های پایه پل با و بدون طوقه کایاتورک و دیگران(2004)
آزمايش ها نشان دادند كه حضور طوقه نه تنها باعث كاهش عمق آب شستگي می‌شود بلكه سرعت گسترش گودال آب شستگي در طول زمان را نيز كاهش مي دهد. از نمودار 2-3 می توان فهمید كه با افزايش zc از كارآيي طوقه در كاهش عمق آب شستگي كاسته می‌شود. همچنين با نصب طوقه در زير بستر نتايج بهتري بدست آمده است. براي مثال هنگامی‌که طوقه در فاصله 50 mm زير بستر قرار بگيرد، عمق آب شستگي تا 67% كاهش می‌یابد. همچنين آنها مشاهده كردند كه هر چه قــطر طوقه افزايـش يابد، عمق آب شسـتگي نيز كاهش می‌یابد كه اين نتيجه با نتيجه بدست آمده بوسیله کومار و همکاران (1999) كاملاً همخواني دارد[17].
تفرج نوروز و دیگران (2012) بر اساس آنالیز ابعادی و با استفاده از تئوری باکینگهام پارامترهای موثر بر آب شستگی در اطراف یک پایه مدور قرار گرفته در بستر قابل فرسایش و تحت شرایط جریان یکنواخت را بدست آوردند و در قالب رابطه زیر بیان کردند:
d_s/b=Φ(V/V_c ,σ_g,B/b ,ρ_s/ρ,b/d_50 ,h/b,Vb/ν,Vt/b) (10-2)
که در آن:
d_s: ماکزیمم عمق آب شستگی در جلوی پایه
b : قطر پایه
Φ: تابع نامعلومV
v: سرعت متوسط جریان
B: عرض فلوم
ρ_s: چگالی ذرات
h: عمق جریان
ρ: چگالی آب
ν: لزجت سینماتیکی آب
ρ_s: قطر متوسط ذرات
V_c: سرعت متوسط بحرانی جریان که در آن ذرات در آستانه حرکت قرار می گیرند
t: مدت زمان سپری شده از شروع آزمایش
σ_g=√(d_84/d_16 ): انحراف از معیار هندسی اندازه ذرات
d_50: قطر متوسط ذرات بستر
آنها تاثیریک طوقهبه قطر w=3b را در کاهش آب شستگی اطراف یک پایه به قطر b = 4cm بررسی کردند و نتایج بدست آمده را با نتایج سایر محققین مقایسه کردند.آزمایشات آنها در یک فلوم به طول 66/9 متر و عرض 5/48سانتی متر و بر روی یک بستر ماسه ایی که دارای d_50=0/76 mm و σ_g=1/46 (ماسه یکنواخت) و در شرایط جریان آب صاف(0/9تفرج نوروز و همکاران(2012) همچنین اعلام کردند که برای بروزکمترین خطا در آزمایش های خود موارد زیر را در نظر گرفتند:
1) برای جلوگیری از اثر انسداد43 که به علت حضور پایه ممکن است اتفاق بیافتد آزمایش به گونه ایی طراحی شد که B/b>10 باشد.
2) برای نادیده گرفتن اثر اندازه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان نیروی کشش Next Entries پایان نامه با کلید واژگان دبی جریان، قابلیت اندازه گیری، پردازش اطلاعات