پایان نامه با کلید واژگان شرکت در انتخابات، آذربایجان شرقی، شهر ورامین، جمال الدین

دانلود پایان نامه ارشد

باشد، اظهار نمايم…. نفت ايران متعلق به ملت ايران است و به هر ترتيبي كه بخواهد نسبت به آن رفتار مي كند…».173
در اعلاميه اي كه آيت الله كاشاني در مورد ملي شدن صنعت نفت صادر كرد، آمده است: «بر همه كس واضح و آشكار است كه تمام بليات و مصائب، خصوصاً هرج و مرج دستگاه اداري و غارت بيت المال و تسلط زمام داران نالايق و مملكت فروش و به طور كلي تشويق خيانت كاران و حبس و تبعيد و زجر وطن پرستان در اثر سياست جابر انگلستان در مملكت ما به وجود آمده… براي غارت نفت ايران كه بزرگ ترين و مهم ترين ثروت ملي ماست، مرتكب شده و مي شود… ملي شدن صنعت نفت در ايران، تنها چاره بيچارگي هاي ماست…».174
به دنبال آيت الله كاشاني، آيت الله العظمي خوانساري، آيت الله بهاءالدين محلاتي، آيت الله شاهرودي و حجت الاسلام سيدمحمود روحاني قمي و عده اي ديگر از علما و مراجع تقليد، با صدور فتاوايي، ضمن تجليل از آيت الله كاشاني، نظر ايشان را در مورد ملي شدن صنعت نفت قوياً مورد تأييد قرار دادند. آيت الله خوانساري دراعلاميه خود چنين نوشت: « با اين كه مثل حضرت مستطاب آيت الله كاشاني دامت بركاته كه مجتهدي عادل و باشهامت و دل سوز و فداكار براي مصالح دين و دنياي مردمند، با اين همه جديت و ترغيب و تحريض، مردم را بيدار مي كنند، ديگر مجال عذري براي كسي باقي نمي ماند».175
با اوج گیری نهضت ملی نفت ایران، آیت الله کاشانی به حمایت از آن پرداخت و در موفقیت و همگانی شدن نهضت نقش عمده ای ایفا ساخت. موضع گیری کاشانی در مورد ملی شدن صنعت نفت روحانیون به نام را به نفع آن برانگیخت. بجزآیت الله خوانساری، آیت الله محلاتی و آیت الله شاهرودی از جمله روحانیون درجه دوم قم بودند که به حمایت از ملی شدن صنعت نفت برخاستند.
آیت الله سیدمحمدتقی خوانساری برای تشویق مردم، برای شرکت در انتخابات و رأی دادن به کسانی که شایسته باشند و در فکر مصالح مردم باشند، بیانیه ی در تاریخ 19/9/1330 صادر کرد176
در واقعه 23/4/1330 که با ورود هریمن آمریکایی به ایران روی داد و در این بلوا چند نفر کشته شدند کاشانی در دفاع از دولت مصدق این حادثه را به استکبار و دشمنان ایران نسبت می دهد177 حمایت کاشانی تا بعد از 30 تیر ادامه داشت.

انتخابات دوره هفدهم مجلس
مصدق تنها نخست وزیر ایران بود که نادرست بودن انتخابات را اعلام کرد و به عنوان بالاترین مقام اجرایی کشور در پیام نوروزی خود در 29 اسفند 1330 اظهار نمود حاضر نیست که پیش از اصلاح قوانین انتخابات ، اقدام به برگزاری انتخابات دوره ی هفدهم مجلس نماید اما برای جلوگیری از فترت ناچار شد با همان قانون ناقص عمل کند و با همه ی تلاشی که به کاربرد آنگونه که انتظار میرفت توفیقی حاصل نشد178چون مصدق دستور انتخاباتی آزاد را داده ، این امر دست ارتش، شاه و محافظه کاران استان ها را در تقلب باز گذاشت و مجلس به دو گروه فراکسیون جبهه ملی و فراکسیون سلطنت طلبان تقسیم شد و در میان نمایندگان مجلس نیز دسته بندی شکل گرفت 1-طرفداران مصدق 2- طرفداران کاشانی 3-وابستگان به دربار 4- بی طرفان
نخست وزیر تصور کرده بود که انتخابات آزاد به رای دهندگان اجازه خواهد داد که اراده عمومی را ابراز دارند آنچه اتفاق افتاد این بود که زمینداران ، دهقانان را دسته دسته به پای صندوق های رای بردند تا به نامزدهای مورد نظر آنها رای دهند تا فروردین ماه معلوم شد که مجلس هفدهم دربرگیرنده یک اکثریت ضد دولت خواهد بود.179 سید حسن امامی امام جمعه تهران از منطقه سنی مذهب مهاباد وکیل شد ، میراشرافی که اصفهانی بود از مشکین شهر آذربایجان وکیل بود و اینها در این نقاط زمینه ای برای انتخاب شدن نداشتند ، جمال الدین امامی رئیس مجلس ، مجددا از خوی انتخاب شد ، عبدالرحیم فرامرزی سردبیر کیهان از شهر ورامین که خاندان سلطنتی و سیدضیاء در آنجا املاک وسیعی داشتند انتخاب شد، مراد ابراهیم ریگی از روسای بلوچ از بلوچستان مجددا انتخاب شد سران ایلات آذربایجان شرقی همگی وارد مجلس شدند. مراجع دینی محمد تقی خوانساری و حجت کوه کمره ای فتوا دادند که به شخصیت های ملی مذهبی رای دهند.180
مصدق طی پیامی رادیویی گفت: “مداخلات بعضی از مامورین دولتی و ثروتمندان متنفذ محلی در شهرستانها و آزادی بی سابقه انتخابات موجب گردید بعضی از انجمنهای نظارت سوء استفاده کنند0″181 با دخالت ارتش و دربار در انتخابات ، مصدق مجبور شد پس از آن که اکثریت کرسی ها (80کرسی از 134 کرسی) پر شد دستور توقف حوزه‌های باقی‌مانده را صادر کند. برخی مورخین عقیده دارند مصدق با پی بردن به اینکه جناح مخالف، اکثریت قابل توجه کرسیهای استانی را بدست خواهند آورد، پس از اینکه انتخاب شوندگان به حد نصاب رسیدند (هفتاد و نه نماینده)، انتخابات را متوقف کرد.182 همایون کاتوزیان می گوید از 80 وکیل مجلس هفدهم فقط 30 نفر هوادار نهضت بودند اگر دولت مصدق دیکتاتوری می کرد باید بیشتر از این تعداد را یعنی 95درصد آرا را به سود خود تغییر می داد چه با زور و یا تطمیع و تهدید و …، اینکه مصدق انتخابات حوزه هایی که مخالفش بودند متوقف کرد درست نیست ، چونکه اولا اکثریت انتخاب شده ها پشتیبان نهضت نبودند و ادامه یا به پایان رساندن انتخابات بدست مجلس بود (و این مجلس هم اکثرا هوادار نهضت نبودند). مصدق نه جلوی انتخاب شدن مخالفین خود از جمله سید مهدی میر اشرافی و دکتر طاهر یزدی و … را و نه جلوی انتخابات را گرفت183

رقابت های انتخاباتی:
انتخابات دوره هفدهم مجلس، موقعيت كاشاني را در داخل “جبهه ملي” و در محور مصدق- كاشاني تقويت كرد. ظاهراً قبل از وساطت كاشاني بر سر معرفي كانديداهاي نمايندگي مجلس هفدهم، عدم هماهنگي و تفرقه در “جبهه ملي” به اوج خود رسيده بود . «جبهه ملي»، كاشاني را به عنوان رئيس مطلق‌العنان ستاد انتخاباتي خود در كل كشور برگزيد. كاشاني نه تنها در اين مقطع رهبر معنوي “مجمع مسلمانان مجاهد” و “حزب زحمتكشان ملت ايران” بود، بلكه به دليل عدم انسجام و سازماندهي مدبرانه و نبود سياست‌گذاري و برنامه‌ريزي مشخص در “جبهه‌ملي” به مقام رهبري معنوي و اجرايي آن جبهه هم رسيد. با قدرت و اختياراتي كه در امر انتخابات به كاشاني واگذار شده بود، تعجب‌آور نبود كه او به دنبال هموار كردن راه نمايندگي منصوبين، گماردگان و نزديكان خود باشد. “مجمع مسلمانان مجاهد” در زير چتر حمايت كاشاني آنچنان مشروعيت يافت و بال و پر گرفت كه به يكي از سه تشكل عمده “جبهه ملي” در انتخابات دوره هفدهم مجلس شوراي ملي، مبدل شد. اين تشكيلات تازه وارد كه ريشه در هسته اوليه “جبهه ملي” نداشت، در كنار، “حزب ايران” و “حزب زحمتكشان ملت ايران”، مسئوليت يافت تا در تشخيص صلاحيت و تائيد نامزدي نمايندگان جبهة ملي، مشاركت كند.
دو جناح جبهه ملی هم به رقابت پرداختند. یک جناح جبهه ، اعضای حزب ایران و پیروان سکولار مصدق قرار داشتند و جناح دیگر ، مجاهدین اسلام نزدیک به آیت الله کاشانی و حزب زحمت کشان بقایی با حمایت اندکی از سوی فدائیان اسلام قرار داشتند ، در گرماگرم مبارزات انتخاباتی ، محمد عبد خدایی عضو فدائیان اسلام با کافر خواندن فاطمی به سوی وی تیراندازی و او را زخمی کرد.كاشاني بارها اطمينان داده بود و اعلام كرده بود كه در انتخابات دخالت نخواهد كرد. روشن بود كه ميان قول و عمل كاشاني ، در اين مورد، فاصله زيادي وجود داشت كه به يك “بحران اعتماد” دامن مي‌زد. طرح و پرداختن به اين قضيه كه كاشاني علي‌رغم ميل مصدق دست به خلافكاري‌هاي انتخاباتي زده بود و اين مداخلات نهايتاً چهره دولت را كه مسئول حسن اجراي انتخابات بود مغشوش مي‌كرد ، حتي اگر از جانب مخالفين محور مصدق- كاشاني عنوان مي‌شد، بي‌شك بر مصدق كه وعده انتخابات آزاد و سالمي را داده بود بي‌اثر نبود.
سفارت بریتانیا که مسائل انتخابات را تحت نظر داشت ، نوشت اختلاف بین کاشانی و مصدق طی هفته جاری آشکار شد ، کاشانی به شکلی فزاینده از مصدق و وزیر کشور ناراضی است زیرا آنان از کمک به کاندیداهای او برای ورود به مجلس خودداری می کنند، همچنین کارهای «سفارشی» شرم آور پسران کاشانی در انتخابات به طور جدی به اعتبار وی لطمه زده و او از این مسئله آگاه است.184
مداخله كاشاني در انتخابات شاهرود به اين احتمال دامن مي‌زند كه رقابت ميان فولادوند و قنات‌آبادي، انعكاسي از زورآزمايي كاشاني با بروجردي باشد. بي‌شك كاشاني مي‌دانست كه فولادوند لر مورد حمايت بروجردي است و شايد اتفاقي نبود كه او به سراغ شاهرود و مصاف با شخص مورد نظر بروجردي مي‌رود. شايد كاشاني همچنان مايل بود تا قدرت سياسي بروجردي كه منبعث از نفوذ و موقعيت مذهبي او بود را در برابر قدرت سياسي و تشكيلاتي خودش محك زند. به گزارش میدلتون دخالتهای بی امان کاشانی باعث شد کلالی وزیر جدید کشور استعفا دهد185. به دنبال فعاليت‌ها و اعمال نفوذ در شاهرود، نتيجه‌اي كه كاشاني مي‌خواست به دست آمد و شمس قنات‌آبادي به عنوان نماينده اين شهر به مجلس هفدهم راه يافت. براساس اظهارات وكلاي مجلس، اخبار مطبوعات و همچنين اعلاميه‌ها و تكذيب‌نامه‌هاي متعدد كاشاني و طرفدارانش، مي‌توان ادعا كرد كه آيت‌الله در تعدادي از حوزه‌هاي انتخاباتي، كانديداي مورد نظر خود را داشت و به همين علت در روند انتخابات مستقيماً مداخله مي‌كرد. از میان فرزندانش ، سید محمد کاشانی در ساوه و کاشان خود را نامزد کرده بود به روايتي، حتي سيد مصطفي كاشاني كه مورد احترام همگان بود، روش كار سيد محمد را نمي‌پسنديد و او را كه خطش شباهت زيادي به خط آيت‌الله داشت، مسئول نوشتن بسياري از توصيه نامه‌ها- بدون اطلاع آيت‌الله- مي‌دانست. ابوالمعالی فرزند دیگر کاشانی که خیلی کارهای زشتی هم کرده بود186 از سبزوار خود را نامزد کرد187 جهت فرونشاندن موج اعتراض به مداخلات و زياده‌طلبي‌هاي سياسي كاشاني و پسرانش، كه هم از طرف مخالفان دولت و هم از داخل “جبهه ملي” مطرح مي‌شد، كاشاني اعلام كرد كه به دليل حفظ بي‌طرفي در انتخابات، فرزندان خود را وادار به انصراف از نامزدي نمايندگي كرده است. حسین مکی گفت که با صحبت هایی که با کاشانی کردیم این اعلامیه را در 7 دی 1330 صادر کرد: «هرکس که شجاع و بصیر و متدین و خدمت گزار به مصالح کشور باشد کاندیدای انتخابات باید باشد و منتخب من و مسلمین خواهد بود و اینکه خود کاندید انتخابی برای هیچ یک از نقاط کشور نخواهد شد».188
گذشته از مسئله اعوان و انصارگماري، كاشاني به روايت جرايد و بازيگران سياسي آن روز، با برخي از نامزدهاي نمايندگي در انتخابات هفدهم، سر ستيز داشت. نامه‌هاي كاشاني به اطراف و اكناف در مورد انتخابات، گاه كلي مي‌باشند و گاه دقيقاً امر به انتخاب افرادي مشخص و يا نهي از انتخاب اشخاصي ديگر مي‌كنند.189 انتساب فعاليت‌هاي كاشاني به دولت از طرف موافقين و مخالفين، مصدق را در موقعيتي حساس و آسيب‌پذير قرار مي‌داد. نخست‌وزير از يك سو نگران مداخله ارتش و صاحب نفوذان محلي بود و از سوي ديگر جناح يا جناح‌هايي از نيروهاي منتسب به خودش متهم به دخالت در انتخابات بودند. اگر بخواهيم نسبت به مصدق خوش‌بين باشيم، مي‌توان استدلال كرد كه بنا به مصلحت سياسي، مصدق اشكالات موجود در اردوگاه خود را ناديده مي‌گرفت تا بتواند تمام توان خود را در راه مبارزه با دشمن خارجي و متحدين داخلي آنها، بكار گيرد.
مصدق اگرچه در مورد انتخاب افراد توصيه اي نمي کرد و نظر مثبتي نمي داد, ولي ظاهراً از بيم انتخاب مخالفان، در بعضي حوزه ها، از انتخابات جلوگيري مي کرد
شايد بتوان استدلال کرد که مصدق بي قانوني متحدانش را تحمل مي کرد تا فعاليت هاي غيرقانوني دربار – ارتش را خنثي کند. انتخابات دوره هفدهم نشان داد که مصدق به دليل مصلحت سياسي روز و حفظ متحدان سياسي خود که لزوماً تعهدي به قانونمندي و اجراي قانون اساسي نداشند, بلکه به دنبال کسب قدرت بودند, در اجراي بي طرفي و عدالت سياسي تعلل و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان رادیکالیسم، مخالفت مردم، محافظه کاری، قانون اساسی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان تیراندازی