پایان نامه با کلید واژگان شاه طهماسب، ابراز وجود، دارالفنون

دانلود پایان نامه ارشد

صورت هاي کلهور و کلهر نوشته اند و اهالي اين واژه را با فتح کاف و کسر لام(کَلِر) تلفظ مي کنند. راولينسن معتقد است مسکن ايل کلهر همان شهر آشوري(کالح) است که تا امروزه اين واژه را حفظ کرده و در سير تطور خود به صورت کلهر در آمده است. معمرين هوشمند ايل اينگونه توجيه مي کنند که چون در مراسم هاي باستاني سده و مهرگان جوانان اين ايل در دستگاه سلاطين ساساني مأمور بر افروختن آتش بر فراز صخره هاي صعب العبور زاگرس بو.ده اند و واژ?(کل) در زبان کردي به معني صخره گاه است و (ور) کردي فعل امر(بر) است و صفت مرکب کل ور به اين سبب بر ايل اطلاق شده است. ضمناً آهوي نر را در فصل مستي و بي باکي که در هر خيرش چند صخره را پشت سر مي گذارد نيز( کل) مي گويند و اکراد منطقه هر هيأت زيبا و متناسب و شايسته را به(کل) تشبيه مي نمايند که تمام اين خصوصيات در افراد ايل کلهر نسبتاً وجود دارد ( پرنيان ، همان )
سابقه تاريخي ايل کلهر:
صاحب نظران و محققين ايراني و مستشرقين و ايران شناسان غير ايراني متفق الرأيند که کلهرها از قديمي ترين طوايف ايراني هستند که در غرب ايران سکونت داشته اند و در طول تاريخ مرزبانان وطن دوست و ايران خواه بوده اند.
چه قبل از اسلام که با انتساب نژاد خود به پهلوانان شاهنامه اين پيوند را پاسدار بوده اند و اصولاً ادامه اين پيوند طوري استمرار مي يابد که بعد از ظهور اسلام نيز با توجهي به آيين نوين محمدي آميخته مي شود و در مقابل اديان منسوخ چون يهود قرار مي گيرد.
اما محققيني چون راولينسن با توجيهي اين مطلب متواتر تاريخي را دگرگون نماياننده و کلهرها را باقي مانده اسراي ساماريه به شمار مي آورد. هر چند واقعيت امر را بالغ بر دو قرن پيش از راولينسن، امير شرفخان بدليسي در شرفنامه عنوان مي نمايد و راولينسن با تحليل مطابق خواست? خود آن را به عنوان(افسان? مبهم) ياد مي کند و در مقام صادق نماياندن نظريه ي خود بر مي آيد، امير شرفخان در شرفنامه مي نويسد: ( و ايشان منحصراً به سه شعبه و نصب خود را به گودرز ابن گيو مي رسانند و گيو در زمان سلاطين کيان والي شهر بابل بود که به کوفه اشتهار دارد. از او رهام نام پسري به وجود آمد که حسب الحکم بهمن کياني لشکر به شام و بيت المقدس و مصر کشيده، خرابي و قتل بسيار نمود، چندان از قوم بني اسرائيل به قتل آورد که از خون ايشان آسياب به گردش آمده؛ مورخان بخت النصر قدم بر سرير سلطنت نهاد از آن تاريخ حکومت آن ديار در دست اولاد ايشان است و عشيرت ايشان را گوران مي خواندند).
کلهر همان طوري که امروز زادگاه بسياري از دانشمندان و هنري مردان غرب ايران بوده است درگذشته هاي دور نيز افراد اين ايل معمار و حجار عصر ساماني را که در بين اهالي به فرهاد معروف است از خود دانسته است، چنانکه صاحب شرفنامه مي نويسد: نهنگ دريايي محنت و پلنگ کوهسار شفقت(فرهاد) که در زمان خسرو پرويز ظهور کرده از طايفه کلهر است.اين سخن، روايت سينه به سينه معمرين ايل را که جوانان کلهر بر قله هاي زاگرس آتش افروز جشن هاي باستاني و حامل تنديس هاي هنري و مذهبي بر سخره هاي صعب العبور بوده اند؛ قوت مي بخشد. اگر چه کلهرها از ديرباز در زيستگاه خود کوهپايه هاي زاگرس ساکن بوده اند اما تا دوره صفويه به صراحت از کلهر در تواريخ معتبر نامي برده نشده است در زمان ظهور شاه اسماعيل کلهر داراي تشکيلات ايلي شد و با کردان پازوکي در خدمت پادشاه نوجوان صفويه کمر خدمت بستند و به بسياري از ايلات معتبر کرد چون زنگنه و کليايي و… در اين پيمان هم داستان شدند.
ابتدا به خاطر حفظ تماميت عرضي ايران که در دست حکومت هاي کوچک محلي بودو ديگر تشکيل سد دفاعي در مقابل همسايه ي قدرتمند که در ماوراي ساحل بغداد تا کرانه هاي ارس و دهان? خليج فارس با ايران بزرگ همسايه بود که البته عنصر مؤثر و مهم مذهبي در ايجاد اين پيوستگي و يکپارچگي نقش اصلي را داشت و در جمعيت آنها مورخين آورده اند که: در قشون کردان، کلهر با پازوکي از لحاظ تعداد برابر ترکمان شاهسوند(قزلباش) بوده اند اما چون سلاطين صفويه بر سرير سلطنت مستقر شدند به جاي استمالت و برآوردن خواسته هاي هم پيمانان ايلي خود، درصدد برتري دادن قوم قزلباش برآمدند و ايل کلهر را جزء تابعين به حساب نياوردند و امرايي که تابعين نبودند، استقلال نداشتند سپس اين امر موجب آزردگي و دلسردي ايل بزرگ کلهر شد و جنگ آوراني که براي کسب اين قدرت مرکزي و پيروزي خاندان صفوي رنج ها برده بودند، سر به طغيان برداشتند. سياسي مردان ايل کلهر که به نيروي شمشير و شهامت از مقرّحکمراني خلفاي عباسي سرزمين را بسته بدون چون و چراي ايران را تا نواحي ايران مرکزي با هم پيمانان خود در اختيار داشتند و به اقتصاي زمان ياساي قزلباش را گردن نهاده، ذالفقارخان ترکمان را به رياست پذيرفته بودند، با اتکا به لياقت و رادي او مانند فردي از ايل خود به همايتش برخاستند.
چنانکه اکثر مورخين از او به عنوان ذوالفقارخان کلهر ياد کرده اند.
همين ذوالفقارخان به شهادت عده اي از مورخين از جمله ((علي ظريف الاعظمي در تاريخ الدول الفارسيه في العراق)) بعد از مرگ شاه اسماعيل صفوي و ظهور شاه طهماسب اول به تسخير عراق پرداخت و دستگاه سلطنتي را بر هم زد و دولت کرد عراق را تأسيس کرد و مدتي در عراق حکمراني نمود. به همين صورت در دوره هاي بعدي يعني زمان افشاريه و زنديه و سپس قاجاريه ايل بزرگ و دلاور کلهر حضور فعال خود را در تمامي جريانات سياسي کشور حفظ نموده و با چاره انديشي هاي سران و رهبران و حاکمان منطقه در جريان امور کشور جهت گيري هايي داشته. (همان)
با آمدن محمدعلي ميرزاي دولتشاه و وصلت فرزندان اسماعيل خان با نوادگان دولتشاه اولاد حشمن الدوله و عنايت دولتشاه و فرزندش محمدحسين ميرزا به طايفه حاجي زادگان به تدريج به شهر کرمانشاه به ايجاد زندگاني اشرافي و ترتيب ساختمان و عمارت و آداب و تربيت شهري فرزندان در کنار شاهزادگان قاجار پرداخته و قطع رابطه ايلي با سواره و رعايا که زيربناي ادام? حيات آنان بودند و کشيدن مرزي ما بين خاندان خود و آنها که کلانتران طوايف و کدخدايان به عنوان رابطه اي در اين امر نقش داشتند پايگاه هاي ايلي آنها را فرسوده ساخت.
در اين دايره فرزندان سران ايل از حديث کوچ و بار بدور ماندند نمايندگاني از سوي اين خاندان بعنوان (سر ايل) نظم کوچ گرمسيري و سردسيري را به عهده گرفته مأموريت مي يافت، و گاهي سران ايل براي تفنن و تفريح و احداث قلعه و بنا، اقامتي در ايل داشتند و بيشتر اوقات خود را در مرکز ايالت(کرمانشاه) و يا تهران مي کذراندند و با در اختيار داشتن گروهي از سواران بالغ بر پانصد تا هزار سوار که هر چند مدت تعويض مي شدند حفاظت محدوده اي از شهر يا قصري را که در اختيار مي گرفتند.
با روي کار آمدن ناصرالدين شاه در سال 1264. ق و اقتدار اميرکبير که عزيزخان سردار کل فرمانده کل قوا و رياست انتظامات تهران را عهده دار گرديد اين حضور سواره در تهران جدي گرديد و سران ايل با دريافت درجات نظامي، ياور، سرهنگ، سرتيپ و گذراندن دوره هايي در دارالفنون چهره هايي منظم يافتند اگرچه سواره نيز در ميدان مشق با شيوه هاي جنگ هاي منظم آشنا مي شدند اما فضاي نظامي ايل طالب پذيرش اين ترتيب و تعلميات نبود. تمامي اين عوامل دست به دست هم داده سران طوايف کلهر هر کدام در پي استقلال طايف? خود بر مي آيند، با مرگ اميرکبير و عدم تداوم برنامه هاي مورد نظر او بازگشت فوج، عدم توانايي سران در استقرار مجدد در ايل و اخذ ماليات و کوچ و تبديل ماهيت ايلي خاندان حکمران به ماهيت اشرافي، هر کدام از سران طوايف در پي سلطه و حکومت ايل کلهر برآمدند و پس از درگيري هاي خونين داودخان 1300. ق از تير? عبدالمحمد طايف? خالدي توانست به قدرت برسد زيرا که نياي خود اسدخان و پدرش عباس خان (حاکم کلهر از 1296 تا 1298) را در اين مسير با کشتن فرزندان از دست داده بود. داودخان چون بر پشت اسب و با رعايت ياساي ايلي به اين مرتبه دست يافته بود، بر تمام قوانين اشرافي، از زندگي در شهر و وصلت با شاه زادگان و جدايي فرزندان خود از ساير افراد ايل دوري کرد و با وصلت با افراد عادي و کدخدايان و کلانتران و همنشين شدن با ساير مردم کلهر در ميان ايل زيست و با آنها زندگي و پيوند کرد در امور آنها را به حساب آورد، محبوبيت يافت بر پشت اسب به رياست رسيد و بر پشت اسب جان داد و با قدرت حکومت کرد در حالي که ساير سران ايل براي نفوذ در دربار و دستگاه حکمرانان ايالت در پي فرستادن فرزندان خود به اروپا و ايجاد وسايل رفاهي خود در شهر و ده بودند داودخان فرزندانش را در ميان مردم ايل پروراند و در پي براندازي حکومت مرکزي و به قدرت رساندن ايل کلهر بود ماليات را به ندرت و ضرورت به مأموران دولتي پرداخت مي کرد عزا و عروسي هاي با شکوه طولاني، تعظيم و تکريم هاي مرسوم ايلي، چون دست به سينه ايستادن و ننشستن رعايا در محضر ايلخان، سواره حاضر در ديوان خانه براي امور احتمالي، کلفت و نوکران جداگانه براي فرزندان دختر و پسر خان، داشتن مشاور و فراش باشي و ناظر و طبال و قورچي باشي، ترتيب خانه هاي (عمله) که با عنوان (پشت ماله) نيز خوانده مي شدند و همواره هزار خانواري در پشت خرگاه حاکم کلهر چادر مي زدند و امر گله داري و کشاورزي و بيگاري و امورات مرسوم ايل مربوط به خان را انجام مي دادند همه و همه در چارچوب ياساي ايل و با حضور و دخالت داودخان انجام گرفت به طوري که به روايت معمرين ايل چهل قاطر مسکوکات و خزائن و نقدينه ي داودخان را در کوچ ها جا به جا مي کرددوران سلطه و حکمراني داودخان يکي از پرآوازه ترين ايام ايل کلهر در تاريخ ايران است، تأثير اين شخص در انسجام مجدد ايل کلهر، تلاش او براي دستيابي به موقعيت و وضعيت دوره زنديه که حکومت مرکزي ايران توسط ايل کرد ديگري اداره مي شد؛ تحت عنوان حمايت از سالار الدوله و …، همراهي او با نهضت مشروطيت در آغاز و تغيير سياسي و همراهي با جبه? انشعابي شيخ فضل اله نوري و سپس همکاري با سالار الدوله تفاوت قابل بحثي در روند حکمراني داودخان مي باشد.( سلطاني، 1372 :572 )

رخدادهاي ايل کلهر در زمان داودخان:
جنگ با قبايل عرب:
قبايل عرب که زمامداران عثماني آنها را جايگزين طوايف اکراد، در نقاط مرزي ايران کرده بودند و بعضي نيز بر روال سابق براي تعليف دام به نوار مرزي کوچ کردند هرچند گاه براي ابراز وجود و حضور اقدام به دستبرد و مزاحمت طوايف کوچرو کلهر مي نمودند.درحکومت داودخان سواران تحت امر علي اکبرخان (سردار جنگ) پسر داودخان که بالغ بر سيصد نفر تفنگچي بودند در منطقه سومار با احشام قبايل عرب برخورد مي کنند و درگيري آغاز مي شود در حمله اول سنگرنشينان محافظ قبيله کشته و مابقي افراد مسلح به اسارت سواران کلهر در مي آيند. و چند هزار احشام و دام آنها توسط سواران به کوه هاي کلهر برده مي شوند.
طوايف کلهر بسيج شده در نقاط مهم مرزي کلهر و عثماني مستقر مي شوند و در مقابل قبايل عرب سنگربندي نموده اما جسارت تجديد جنگ را نداشتند. تا اينکه ايلچي والي بغداد براي فيصله دادن امر و صلح في مابين وارد مرز شد و با رئيس و مشاوران ايل تماس گرفته، کوپه سنگ مندليج را به عنوان مرز دو طرف و حدود طوايف مهاجر عرب و ساکنان ايراني کلهر قرار داده، با پرداخت خسارت مرتع به طوايف زينفع، داودخان اجازه ي استرداد احسام به سواران صادر نمود. اين ملاقات و خاتمه ي برخورد که بدون اطلاع مأموران حکمران در کرمانشاه به نشان? آغاز بي اعتنايي داوودخان به دولت مرکزي بود.( سلطاني، 1372 :573 )

ايل کلهر در سرکوبي شورش سالارالدوله1:
در جريان شورش سالارالدوله وي سوارهاي خود را براي تصرف شهر نهاوند حرکت داد. امير افخم همداني با سوار و سرباز قدم به ميدان جنگ مي گذارد داوودخان سهام الممالک رئيس ايل کلهر در يکي دو فرسخي شهر نهاوند اطراق و توقف مي کند که شب در آنجا به سر برد. و روز ديگر وارد نهاوند شود. اين خبر را که به امير افخم همداني مي رسد دو سوار با عجله نز

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان آداب و رسوم، استان کرمانشاه، استان کرمان Next Entries پایان نامه با کلید واژگان ايل، نقي، بسيار