پایان نامه با کلید واژگان شاخص توسعه، علم اقتصاد

دانلود پایان نامه ارشد

توجه قرار مي گيرد.
2-رويكردهاي بررسي الگوي مصرف تغذيه
استفاده از “ضريب انگل” يكي از رايج ترين شيوه هاي تحليل در اين رويكرد است. در اين رويكرد از سنجة مصرف واقعي استفاده مي شود كه عبارت است از تقسيم كل مخارج اسمي تمام كالاها و خدمات بر شاخص هزينه زندگي و مقياس هم ارزي به دست مي آيد. البته اين نوع مطالعه بيشتر اطلاعاتي درباره كم غذايي و سوء تغذيه به دست مي دهد كه به تنهايي مبين ميزان فقر و يا اصلا فقير بودن يا نبودن نمي دهد.
3- تعيين خطوط فقر:
اساس اين رويكرد، مبتني بر تعريف سطح از پيش تعيين شده اي از استاندارد زندگي است كه به خط فقر موسوم است و طبق آن كساني كه زير اين خط قرار دارند، فقير و كساني كه در بالاي آن قرار دارند، غير فقير محسوب مي شود. اشكال اين رويكرد آن است كه اگر چه خطوط فقر واقعا وجود دارند، اما ديدگاه قابل پذيرش يكساني درباره آن وجود ندارد.
تعريف خط فقر بر تفسيرهاي رفاهي مبتني نيست، بلكه استانداردها و تعاريف ويژه خود را دارد كه در مقايسه محلي، ملي يا حتي بين المللي تعريف مي شوند. “راواليون” تابع عمومي سنجش فقر بر مبناي تعريف خط فقر را به اين صورت تعريف كرده است:
P = P (Z / U , L )
كه در آن Z خط فقر،U ميانگين توزيع متغيرهايي است كه فقر با آن سنجيده مي شود وL منحني لورنز است كه تمامي اطلاعات درباره نابرابري هاي نسبي را در بر دارد.
مهمترين روش هايي كه در رويكرد تعيين خطوط فقر به كار گرفته مي شود عبارت است از:
– تعيين خط فقر مطلق: خط فقري تصور مي شود كه بر حسب سطح زندگي و در طول كل دامنه مقايسه فقر ثابت است.
– تعيين خط فقر نسبي: فقري است كه در طول آن دامنه بوده و هرچه سطح زندگي متوسط بالاتر باشد اين خط نيز بالاتر خواهد بود.
فقر مطلق معمولا براي كشورهاي توسعه نيافته و فقر نسبي براي كشورهاي پيشرفته مناسب تر است.
I. تعيين خطوط فقر بر مبناي نيازهاي اساسي: در اين شيوه ها خط فقر با مشخص ساختن برخي نيازهاي اساسي فقر كه با حوزه مقايسه فقر مرتبط است، تعريف مي شود. مهمترين نيازهاي اساسي شامل غذا، پوشاك و مسكن است.
II. تعيين خط فقر ذهني: بر مبناي قضاوت افراد درباره حداقل سطح زندگي، كه در يك جامعه خاص مورد اجماع است، تعريف مي گردد.
III. خطوط فقر دوگانه و چند گانه: در اين روش دو يا چند خط فقر تعريف مي گردد كه خط پايين از شاخص هايي نظير خطر جدي بي غذايي، بي سرپناهي، بيكاري، معلوليت و … محاسبه مي گردد.
در همين راستا بانك جهاني دو خط فقر را به عنوان خط فقر نسبي و مطلق تعيين كرده است و كليه افراد داراي درآمد كمتر از 1 دلار در روز در زير خط فقر مطلق و كليه كساني كه بين 1 تا 2 دلار در روز درآمد دارند را زير خط فقر نسبي محسوب مي نمايد.
دكتر زاهدي اصل در كتاب رفاه اجتماعي، سنجش فقر را بر اساس خط فقر اينگونه توصيه مي كند:
به طور کلي فقر را با سه نوع شاخص که در اندازه گيري فقر عموميت دارد مورد سنجش قرار مي دهند:
1- مصرف سبد خالص از کالا
2- هزينه کل
3- درآمد کل
براي تعيين خط فقر بايد سبد معين و استانداردي از کالا تعريف نمود و آنرا با سطح درآمدها مقايسه کرد. کساني که درآمدشان کمتر از هزينه تامين يک سبد کالاهاي اساسي باشد زير خط فقر مي باشند.(منبع 5 )
4 – ارزيابي ميزان شيوع فقر بدون پيمايش خانوار:
اين روش مبتني بر كابرد معرف هاي كلي اقتصادي يا اجتماعي در سطوح كلان است. در اين روش مي توان توابعي را بر حسب تعدادي از متغيرهاي اساسي و ضروري كه معرف سطح در آمد يا سطح زندگي كلان در جامعه كل، نقاط شهري يا نقاط روستايي هستند، تخمين زد و بر اساس آن تصويري عمومي و كلي از وضعيت كلي نابرابري هاي اجتماعي در جامعه به دست آورد.
از روش سنجش نابرابري بدون پيمايش خانوار به طور گسترده اي در گزارش هاي سالانه درباره توسعه انساني (از 1990به بعد) بهره گيري مي شود.
متغيرهاي مورد استفاده در اين مطالعات دوره اي صرف نظر از شاخص مركب توسعه انساني از اين قرار است:
* نمايه هاي محروميت انساني
* سنجش موقعيت زنان
* سنجش فاصله بين شهر و روستا
* نمايه هاي بهداشتي
* امنيت غذايي
* نمايه ارتباطات
* سنجش سرمايه گذاري اجتماعي
* سنجش رشد شهر نشيني
* نمايه هاي جمعيتي
* سنجش ميزان سست شدن ساختارهاي اجتماعي
روش سنتي رايج در اقتصاد، سنجش جوامع بر اساس متوسط در آمد سرانه و سنجش جمعيت بر اساس طبقه بندي در آمدي بوده است. اين روش هاي سنجش ابتدايي، اگرچه در مجموع بخشي از تمايزات موجود را نشان مي دهد اما قادر به نماياندن واقعيات نابرابري نيست، در نتيجه اقتصادشناسان، به منظور غلبه بر اين نارسايي بتدريج با ابداع و كاربرد وسيع شاخص هايي نظير ضريب جيني و ضريب انگل و منحني لورنز كوشش هاي ثمر بخشي را براي تدفين روش شناختي مطالعات نابرابري در حيطه علم اقتصاد به عمل آوردند.
5- شاخص توسعه انساني :
شاخص توسعه انساني به دنبال كوشش هاي بين المللي براي تشخيص سطوح توسعه يافتگي كشورها و ميزان برخورداري ملت ها و مردم جوامع سياسي ( كشورها ) از آغاز دهه1990 مطرح گرديد و بتدريج به يكي از مهم ترين و معتبرين شاخص ها براي تشخيص نابرابري هاي اجتماعي در سطح بين المللي بدل شد.
شاخص توسعه انساني شاخصي مركب و مشتمل بر اين سه شاخص اساسي است :
1- اميد به زندگي (طول عمر) (p1)
2- حضور آموزشي (دانش) (p2)
3- در آمد (استاندارد مناسب زندگي)(منبع10 )
در ميان عوامل فوق محروميت اول در ارتباط با احتمال بقاي انسان هايي است كه در سنين اوليه عمر خود در معرض خطر مرگ و مير قرار مي گيرند. عامل دوم ناتواني در خواندن و نوشتن و توانايي ارتباط با ديگران را مورد بررسي قرار مي دهد و متغير سوم امكانات زندگي را بررسي مي كند كه در كشورهاي در حال توسعه از تركيب سه متغير زير زير تعيين مي گردد:
1- درصد مردمي كه به آب سالم دسترسي ندارند.
2-درصد مردمي كه به خدمات بهداشتي دسترسي ندارند.
3- درصد كودكان كم وزن زير 5 سال.
P3 ميانگين ساده درصدهاي فوق مي باشد. فرمول برآورد شاخص فقر انساني بر اين اساس عبارت است از:
HPI -1 = [1/3(P13 + P23 + P33)] 1/3
دركشورهاي صنعتي، علاوه بر سه شاخص فوق،شاخص چهارمي به نام محروميت اجتماعي نيز اضافه مي شود كه بيشتر در ارتباط با بيكاري مي باشد.نتيجه اين فرمول اعدادي هستند كه بر اي كشورهاي مختلف قابل مقايسه مي باشند.
1-6- 4 – فقر و حاشيه نشيني
بين فقر و حاشيه نشيني،ارتباطي نزديك وجود دارد. دكتر پيران در مقاله”شهرنشيني شتابان و ناهمگون”،حاشيه نشين را شخصيتي مي داند كه از پيوند دو نظام فرهنگي متفاوت و گاه متخاصم ظهور مي كند.چنين موجود دو رگه اي در آن واحد خود را متعلق به هر دو نظام فرهنگي مي داند و در عين حال خود را متعلق و متمايل به هيچكدام از آنها نمي داند.
در فرهنگ فقر مقصود از حاشيه نشيني بيشتر اشاره به احساس در حاشيه بودن فقرا است نه سكونت در حاشيه جغرافيايي شهر ها.بدين معنا كه گاه محلاتي در داخل شهرها به دليل اينكه ساكنان با آنچه فرهنگ حاشيه نشيني خوانده ميشود فاصله اي ندارند،محلات حاشيه اي محسوب مي گردند.
1-6 -5- مفهوم فرهنگ
از آنجا كه در ميان ديدگاه ها و نظريه هاي موجود در ارتباط با فقر، اين تحقيق، بيشتر رفتارهاي فرهنگي فقرا و فرهنگ حاكم بر رفتارهاي آنها را مورد بررسي قرار مي دهد، مناسب است كه نگاهي نيز به فرهنگ و مقصود ما از آن در اين تحقيق داشته باشيم:
در دايرة المعارف ويكي پديا (WikiPedia) آمده است:
به طور معمول فرهنگ عبارت است از ساختارهاي رفتارهاي انساني بر اساس تعريف “ادوارد تايلر”، فرهنگ مجموعه پيچيده اي است که در برگيرنده دانستني ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقيات، قوانين،عادات و هرگونه توانايي ديگري است که بوسيله انسان به عنوان عضو جامعه کسب شده است.(منبع23)
“رالف لينتون” فرهنگ را ترکيبي از رفتار مکتب مي‌داند که بوسيلة اعضاء جامعه معيني از نسلي به نسل ديگر منتقل مي‌شود و ميان افراد مشترک است.
به نظر “جين گودول” فرهنگ طريقي است که مردم بر اساس آن زندگي مي کنند که شامل عقايد، زبان، تاريخ و نحوة پوشش آنها مي باشد.
به نظر “ادوارد ساپير” فرهنگ عبارت است از نظامي از رفتارها که جامعه بر افراد تحميل مي‌کند و در عين حال نظامي ارتباطي است که جامعه بين افراد بر قرار مي‌کند.
“آنتوني گيدنز”، فرهنگ را ارزشهايي كه اعضاء يك گروه معين دارند، هنجارهايي كه ار آن پيروي مي كنند و كالاهاي مادي كه توليد مي كنند، مي داند.(منبع 11 ) وي ارزش ها را آرمان هاي انتزاعي و هنجارها را اصول و قواعد معين مي داند و دايرة فرهنگ را در بر گيرندة شيوه زندگي اعضاء يك گروه اعم از چگونگي لباس پوشيدن، رسمهاي ازدواج و زندگي خانوادگي، الگوهاي كار، مراسم مذهبي و سرگرمي ها مي داند.
“اسكار لوئيس”، مردم شناس وصاحب نظريه “فرهنگ فقر”، فرهنگ را از ديدگاه مردم شناسي، در مقدمة رمان فرزندان سانچز اينگونه تعريف مي كند: اصطلاح فرهنگ در كاربرد مردم شناسانه اش الگويي است براي زندگي كه از نسلي به نسل ديگر سپرده مي شود.
مفهوم فرهنگ در اين تحقيق نيز مطابق با اين تعريف در نظر گرفته شده است.

فصل دوم
ادبيات تحقيق

2- 1- برسي نظريه ها و تئوري ها
2-2- نظريه هاي اقتصادي
2-3- نظريه هاي اجتماعي
2-4- فرهنگ فقر
2- 5- چهارچوب نظري تحقيق
2- 6- ابعاد فرهنگ فقر
2 –7- ويژگي هاي فرهنگ فقر

2- 1- بررسي نظريه ها و تئوري ها
پديده هاي فقر و نابرابري در جوامع ارتباط تنگاتنگي دارند چرا كه نابرابري باعث قشربندي در جامعه مي گردد و اقشار پايين در اين تقسيم بندي در حقيقت همان فقرا هستند، يعني عدم وجود برابري در جامعه (در اين كه اين برابري بايد در تقسيم برابر ثروتها باشد يا فرصتها و قدرت، بحث فراواني وجود دارد) باعث مي شود كه بخشي از جامعه به ورطه فقر گرفتار آيد.در اينجا به بررسي نظريات موجود درباره نابرابري و فقر مي پردازيم .
2 – 2- نظريه هاي اقتصادي
نظريه هاي اقتصادي (بويژه مرتبط با اقتصاد كلان و برنامه هاي سياسي و حكومتي) اين نظريه ها بيشتر به روش هاي فقرزدايي مي پردازند و در سه دسته بزرگ قابل طيقه بندي هستند:
الف ـ نظريه هاي مبتني بر نظام سرمايه داري ليبرال
اين نظام از حيث تاريخي گسترة وسيعي داشته، از قرن هجدهم به وسيلة فيزيوكرات ها بنيان نهاده شد، با مكتب كلاسيك رسميت پيدا كرد و سپس در قالب مكتب نئوكلاسيك تداوم يافت.
اين نظام، براساس اعتقاد به نظام طبيعي، نظام اقتصادي خود را بر پاية اصولي چون اصالت فرد، مالكيت خصوصي و عدم دخالت دولت در اقتصاد بنيان نهاده بود و چنان مي انديشيد كه هرگاه دولت با دخالت خود، تعادل طبيعي اقتصاد را متزلزل نسازد، اهدافي چون رشد اقتصادي كشور، تثبيت سطح قيمت ها، اشتغال كامل و تعادل تراز پرداخت ها خود به خود حاصل مي شود.
پس از جنگ جهاني دوم و بحران بزرگ اقتصادي اروپا، اين نظريه مدتي كم رنگ شد و در برخي از اصول آن، به ويژه مسئلة دخالت دولت، تغييراتي داده شد. از دهة 1960 به بعد، با احياي مكتب نئوكلاسيك و ايجاد مكتب پولي، نظام سرمايه داري ليبرال جان تازه گرفت. پوليون و نئوكلاسيك ها بازگشت به اصول اوليه ي اين مكتب يعني آزادي اقتصادي و عدم دخالت دولت در اقتصاد را عامل اصلي توسعة كشورها معرفي كردند. گروهي ازطرفداران مكتب نئوكلاسيك در دهه هاي اخير هوادار توزيع مجدد درآمد به نفع فقيرانند. آنان معتقدند بايد طرح هاي سرمايه گذاري معين بخش عمومي با در نظر گرفتن اثر آن ها بر توزيع درآمد ارزيابي و انتخاب شود. اما اغلب آن ها مدعي اند كه خود سيستم قيمت ها موجب گسترش فرصت هاي شغلي و افزايش درآمد فقيران خواهد شد(منبع 12 ) اقتصاددانان مكتب پولي، كه در اصول بانئوكلاسيك ها خويشاوندي نزديك دارند، اغلب در برابر موضوع توزيع درآمد چشم مي بندند و آرزو مي كنند هرگز مطرح نگردد. آن ها با اين ادعا كه فلاسفه دربارة

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع قضا و قدر، آداب و رسوم، ظلم و ستم Next Entries مقاله رایگان با موضوع ضرب المثل