پایان نامه با کلید واژگان سوريه، خارجي، رياست

دانلود پایان نامه ارشد

ي و خارجي است. شرايطي که در طول زمان شکل گرفته و در جريان است. سوريه نيز از اين امر مستثني نيست. لذا براي پي بردن به مبناي اتحاد استراتژيک اين کشور با ايران و روابط آنها با يکديگر ناگزير از آن هستيم تا نگاهي به سياست اين کشور، جابجايي نخبگان در آن و تحول شرايط محيطي و منطقهاي داشته باشيم. براي اين منظور در اين فصل ابتدا تاريخ کشور سوريه از ابتدا تا سال 2000 بصورت مختصر مورد بررسي قرار ميگيرد. سپس تغييراتي که بواسطه جانشيني بشار اسد بجاي حافظ اسد در دمشق اتفاق افتاده تشريح مي گردد.

1- حكومت، سازمان‌ سياسي سوريه
پيش از آنکه روابط دو کشور ايران و سوريه را بررسي نماييم آنچه بعنوان يک ضرورت خود را نشان ميدهد آشنايي با تاريخچه و سياست کشوري است که قصد پرداختن به آن را داريم.اين مهم در طول اين فصل انجام خواهد شد

1 – 1. تاريخ کشور سوريه؛ از زمان استقلال سوريه تاکنون
سوريه با خروج نيروهاي فرانسوي که در پي جنگ جهاني دوم وارد سوريه شده بودند، به استقلال رسيد. از آنجا که سوريها با اداره وضع مملکت آشنايي نداشتند و از طرفي اين کشور با مشکلاتي چون برخوردار نبودن دستگاه دولت از تجربه اداري و سياسي، نداشتن کارگزاران با تجربه و عقب ماندگي فرهنگي و ضعف ارتش مواجه بود باعث شد که سوريه دهههاي 1950 تا اواسط دهه 1970 يعني زمان کودتاي اسد را در ناآرامي به سر ببرد. در اين ميان ميتوان به کودتاي حسني زعيم، حناوي و اديب شيشکلي اشاره کرد.
 در اين ميان در نوامبر 1957 مجلس سوريه مصوبهاي را در حمايت از اتحاد با مصر تصويب کرد و در فوريه سال 1958سوريه و مصر متحد شدند. جمال عبدالناصر رئيسجمهور و صبري علي معاون وي شد. بدنبال اين اتحاد همه احزاب سياسي سوريه منحل گشتند.
در دسامبر 1959 وزيران بعثي بطور دستهجمعي از کابينه اتحاد کنارهگيري کردند و با عناصر ضد ناصري وارد همکاري شدند بالاخره نظامي‌هاي دستراستي ضد ناصري طي کودتايي که در28 سپتامبرصورت گرفت، انحلال جمهوري عربي را اعلام کردند و بدين ترتيب سوريه از مصر جدا شد و جمال عبدالناصر دولت مستقل آن را به رسميت شناخت.
اما بعثيها که خود عامل انحلال جمهوري متحد عربي بودند به اهداف خود دست نيافتند لذا با کمک افسران نظامي بعثي در8 مارس 1963 دست به کودتا زدند و در اولين قدم به پاکسازي نيروهاي مسلح و پرسنلي که به هواداري پيمان با مصر شناخته شده بودند پرداختند. در پي اين تحولات ژنرال امين حافظ بعنوان فرمانده کل ارتش منصوب شده، و در12 نوامبر1963 به رياست شوراي انقلاب و نخست وزيري رسيد و در 1964 قانون اساسي موقت را صادر کرد. در23فوريه 1966 گروهي از افسران بعث ازجمله صلاح جديد، حافظ اسد، مصطفي طلاس برضد امين کودتا کردند و وي را سرنگون نمودند.حمله اسرائيل به نواحي جنوب شرقي درياچه طبريا و تصرف مواضع سوريها سبب شد که کنگره حزب بعث به دو گروه ملّي‌ها و پيشروها تقسيم شود. رهبري گروه ملّي، که حافظ اسد بود اعتقاد داشت بايد همه امکانات و منابع کشور براي مبارزه با اسرائيل تجهيز گردد. ولي گروه پيشرو به رهبري دکتر يوسف زعين معتقد بود که نبرد با اين رژيم تنها از راه اعمال نيروي نظامي امکان پذير نخواهد بود. اين رقابت و کشمکش ادامه داشت، تا اينکه حزب بعث درسال1970 طرف گروه پيشروها را گرفت و نظاميان تحت امر حافظ اسد را از دخالت در سياست برحذر داشت. در نتيجه اين اقدام حافظ اسد که فرمانده نيروي هوائي بود، در 16 نوامبر 1971 طي يک کودتا با عنوان “حرکت تصحيحيه ” جناح غير نظاميان را سرنگون کرد و رئيس جمهور نورالدين آتاسي و دها تن ديگر از جناح رقيب دستگير و به زندان انداخت. از آن تاريخ تا تابستان سال 2000.م که حافظ اسد در اثر بيماري فوت نمود قدرت در دست اسد باقي ماند. پس از فوت حافظ اسد با تغيير در قانون اساسي کاهش سن رئيس جمهور از 40 به 35 سال را براي رياست جمهوري بشار اسد باز شد. بعد از اين تغييرات در قانون اساسي و شرکت بشار در رفراندم رياست جمهوري، بشار اسد از سال 2000. م ميلادي اولين دوره رياست جمهوري خود را آغاز نمود.
بشار اسد پس از بر سر کار آمدن مدعي اصلاحات سياسي شد و در همين زمينه در دو سال اول حکومت وي فضاي سياسي تا حدي باز شد. اما بدنبال هشدار نيروهاي امنيتي به بشار اسد مبني بر خطرناک بودن اين نوع آزادي‌ها در سوريه به تدريج بار ديگر بشار اسد اولويت خود را به سياست خارجي و اقتصادي معطوف نمود و با فعالان سياسي که دم از اصلاحات مي‌زدند برخورد شد. طي چند سال گذشته هرچند بارها بشار خبر از اصلاحاتي محدود از جمله آزادي مطبوعات و اعلام قانون مطبوعات و قانون احزاب داده است اما تا کنون عملاً شاهد چنين مسئله اي نبودهايم.
همچنين بشار اسد در ششم خرداد سال1386 طي همه پرسي رياست جمهوري سوريه در سراسر اين کشور و نمايندگي‌هاي سياسي اين کشور در خارج 11 ميليون و 472 هزار و157 ، 11 ميليون و 199 هزار و 445 راي بود. يعني62/97 درصد کل آراء را به خود اختصاص داد.
اسامي رﺆساي جمهور سوريه از زمان استقلال تا كنون
طول دوره رياست جمهوري
اسامي
49- 1943
مارس 1949
54 – 1949
1954
58 – 1954
61 – 1958
سپتامبر1961
63 – 1961
مارس 1963
65 – 1963
70 – 1965
71 – 1970
از مارس 1971 تا 2000 چهار دوره
2000 تا كنون
1 – شکري القوتلي
2 – حسني زعيم
3 – اديب شيشکلي
4 – هاشم الا تاسي
5– شکري القوتلي
6 – جمال عبدالناصر
7 – معموم الخضيري
8 – ناظم القدس
9 – ژنرال لوئي الاتاسي
10 – ژنرال امين الحافظ
11 – دکتر نور الدين الاتاسي
12 – احمد الخطيب
13 – ژنرال حافظ الاسد
14– دکتر بشار الاسد

1 – 1 – 1. بشّار اسد و طراحي آينده سياسي کشور در حزب بعث سوريه
حزب بعث سوريه در روز ششم ژوئن دهمين کنگره ملي خود و به تعبيري دومين کنگره در زمان حاکميت بشاراسد و اولين کنگره‌اي را برگزار کرد که ديگر شاهد وجود يک حزب بعث موازي در عراق نبود. از زواياي متعددي مي‌توان به اين تحول نگريست، اما احتمالاً اساسي‌ترين پرسش در اين زمينه آن است که آيا رهبري سوريه مي‌تواند با توجه به فشارهاي بين‌المللي و مشکلات فزاينده داخلي، اصلاحات اقتصادي و سياسي را نيز به گونه‌اي مبتکرانه به پيش ببرد؟ و يا اصلاحات نهايتاً بر دولت سوريه تحميل خواهد شد؟
2 – 1 – 1. بازنگري‌ها در کنگره دهم
بشاراسد در سخنراني افتتاحيه خود در دهمين کنگره ملي حزب بعث و با حضور 1221 نماينده بر روي دو موضوع اصلاحات اقتصادي و مبارزه با فساد تأکيد کرد، اما ذکري از اصلاحات سياسي به ميان نياورد. اسد منظور خود از اصلاحات اقتصادي را بهبود معيشت مردم و ارتقاي استاندارد‌هاي زندگي تعريف کرد. متوسط در آمد سالانه در سوريه، طبق گزارش بانک جهاني1040 دلار در سال 2001 ميلادي بوده است و در همين سال نرخ بيکاري نيز حدود 20 درصد اعلام شده است. در يکي از معدود موارد پذيرش‌ ضعف‌ها و کاستي‌ها، بشاراسد اعلام کرد که ”سوريه مواجه با مشکلات متعددي است که به دليل ضعف ساختارهاي دولتي، فقدان نيروي انساني کارآمد و انباشت تاريخي اين مسائل بر روي هم پديد آمده است. علاوه بر اين مشکلات، شرايط بين‌المللي و تحولات منطقه‌اي تأثير منفي بر سرمايه‌گذاري‌ها و ايجاد فرصت‌هايي داشته است که اميد مي‌رفت شکوفا گردند“. بي‌ترديد، منظور بشاراسد، افزايش تنش‌ در روابط با ايالات متحده پس از اشغال عراق از سوي اين کشور بوده است.
در مورد اصلاحات حکومتي نيز او گفت: ”ما به ساز و کار‌هاي قاطع‌تر و مؤثرتري براي مبارزه با فساد نياز داريم“. ترجيح اقتصاد بر سياست به طور کلي به معناي آن است که بشاراسد بيشتر تمايل به کسب رضايت مردم دارد و جلب رضايت فعالان سياسي روشنفکر و مجامع جهاني براي او در درجه اول اهميت قرار ندارد. او گفت: ”ابتکارات جديد، واکنش به فشارهاي خارجي نيست بلکه پاسخ به نيازهاي داخلي است“. اما نبايد انديشيد اين دو نوع اصلاح‌گري فاصله بسياري از يکديگر دارند. مناصب سياسي در سوريه دوره‌اي و کوتاه مدت نيستند. از اين‌رو مي‌توان چنين انديشيد که روزمرگي و يکنواختي براي مرد سياسي، سمّ فساد و عدم کارآيي را توليد مي‌کند و نيز به بي‌ثمري ساز وکارهاي اداري و حکومتي موجود مي‌انجامد. از اين‌رو، مبارزه با فساد و يا در واقع، اصلاح ساز و کارهاي اداري حکومت يا رفع ناکارآيي دولت، هدف سياسي بزرگي است، زيرا قرار است اصلاح سازماني موتور پيش برنده هر نوع اصلاحات و از جمله اصلاحات سياسي باشد. بشاراسد بي‌ترديد به اهداف سياسي يعني بازگشايي‌ها و شفافيت سياسي نيز نظر دارد، اما روشن است که مي‌خواهد اصلاحات را از دولت و درست‌تر بگوئيم از حزب بعث آغاز کند. حزب بعث دو ميليون عضو دارد که اين اعضا از عضويت خود و خط و ربط‌هاي سياسي براي ترقي مادي و پيشرفت اجتماعي خود استفاده يا سوء استفاده مي‌کنند.
3– 1 – 1. ريزش گاردهاي پير و عقايد کهنه
در جريان کنگره سالانه 3 روزه حزب بعث به نظر مي‌رسيد چيزي که در وهله نخست براي بشاراسد اهميت دارد، جايگزيني رهبران جوان يا رهبران قديمي مورد تأييد او با گاردهاي قديمي است که پس از درگذشت حافظ اسد نيز اهرم‌هاي قدرت را در دست داشتند. رهبران قديمي غير از عبدالحليم خدام که زمزمه کنار رفتن آنها به گوش مي‌رسد، عبارتند از محمد زهير، مشاور معاون رئيس جمهوري، عبدالله الاحمر، معاون ملي دبيرکل حزب بعث، مصطفي طلاس، وزير دفاع سابق و محمد مصطفي ميرو، نخست وزير سابق که همگي از جمله مهره‌هاي برجسته بعثي هستند. تحليل‌گران بيشترين اهميت را براي استعفاي عبدالحليم خدام قائل مي‌باشند. او تأثير عمده‌اي در سياست خارجي سوريه داشت. خدام چندين دهه متصدي سياست خارجي سوريه و مشهور به معمار نفوذ سوريه در لبنان بود. اين جمله مشهور متعلق به اوست که ”لبنان چه متفرق باشد چه يکپارچه، سرانجام به دامان سوريه باز خواهد گشت“. استعفاي او، شش هفته پس از خروج نيروهاي سوري از لبنان، گواهي بر پايان دوره سروري او بر برنامه‌هاي خارجي دولت سوريه است و حتي بنابر برخي تحليل‌ها، نفوذ او بر سياست خارجي سوريه از مدتي پيش در حال افول بوده است. خدام سني مذهب که در دهه‌هاي 1970 و 1980 ميلادي هدف ترور اخوان‌المسلمين قرار گرفته بود، براي استعفاي خود دلايل شخصي و از جمله مسأله سلامتي‌اش را بر شمرد و تصريح کرد که همچنان به رهبري حزب وفادار است. او که يکي از دو معاون رياست جمهوري بود، به گفته يک منبع حزبي طي يکي از اجلاس‌هاي کميته سياسي حزب استعفا داد، امري که معمول نيست. اين کميته معمولاً هيچ استعفايي را نه مي‌تواند بپذيرد و نه رد کند. جالب است که خدام حتي با استعفاي خود، باز اقدامي وفادارانه و فداکارانه نسبت به خاندان اسد انجام داد و به تصريح خودش خواست با اين استعفا ديگر گاردهاي قديمي را تشويق به استعفا کند تا جا براي رهبران جديد باز شود. از جمله رهبران جديد مي‌توان به ماهراسد برادر بشاراسد اشاره کرد. فاروق الشرع و محمدالحسين، وزراي کنوني خارجه و دارايي، خانم بثينه شعبان، وزير امور مهاجران، عمار ساعاتي رئيس اتحاديه دانش‌آموزي، غسان لحام، وزير تشريفات کاخ رياست جمهوري و آصف شوکت، فرمانده امنيت نظامي از زمره شخصيت‌هايي مي‌باشند که احتمالاً در پرتو تحولات جديد ارتقاي سياسي خواهند يافت. مناف عبدالله، رئيس سازمان تبليغات سوريه خبر داد که پيشنهادي در کنگره مطرح خواهد شد که به موجب آن عضويت هر فرد در کادر رهبري حزب بعث فقط براي دو دوره مجاز است. اگر اين پيشنهاد به تصويب رسد به جز چند نفر، ديگر اعضاي حزب بعث بايد از رأس هرم قدرت کناره بگيرند.
روشن است که با تحولات جديد قرار است ايدئولوژي و مشخصاً ايدئولوژي بعث از سياست خارجي سوريه کنار رود و يک ديپلماسي پراگماتيستي‌تر جاي آن را بگيرد. بازنشستگي گاردهاي قديمي که عادت داشتند طرح‌ها و ابتکارات آمريکايي در منطقه را مورد انتقاد قرار دهند نيز همراه با اولويت اهداف اقتصادي، به معناي گسترش عملگرايي در سياست خارجي جديد سوريه خواهد بود. امّا مهمتر از اين، چرخش‌‌هاي عقيدتي و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان خارجي، هويت، تأكيد Next Entries پایان نامه با کلید واژگان حقوق بشر، سازمان ملل، دولت اقتدارگرا