پایان نامه با کلید واژگان سلامت اجتماعی، تفکر انتقادی، سبک هویت، روانشناسی

دانلود پایان نامه ارشد

د بررسی را که تاکنون ناشناخته مانده است را آشکار سازد از طرفی مطرح کردن این متغیرها می‌تواند از چند واقعیت اساسی پرده بردارد:
ضعف دانش آموزان و معلمان در مهارت‌های گرایش به تفکر و لزوم تجهیز آنها به این مهارت.
ضرورت آموزش مهارت تفکر انتقادی و جاگرفتن در سیستم تعلیم وتربیت است که متاسفانه توجه وتعهد با این هدف در کلاس‌های درس و برنامه‌ریزی آموزش و پرورش مدارس به فراموشی سپرده شده است و یا از فعالیت‌های مربوط به آن پشتیبانی لازم به عمل نمیآید.
آن چه در کشور ما در سالهای اخیر مورد غفلت قرار گرفته است توجه ناکافی به سلامت اجتماعی افراد است اگر چه سلامت فیزیکی تا حد زیادی برآیند سلامت اجتماعی در هر جامعهای است اما پژوهش‌های اندکی در کشور در زمینه وضعیت سلامت اجتماعی در ارتباط با متغیرهای تاثیر گذار بر آن انجام گرفته است.
در پژوهش‌های انجام شده در ایران در ارتباط با پایگاه‌های هویت باید گفت بیشترپژوهش‌ها انجام شده درسالهای اخیر به دلیل در دسترس نبودن ابزار مناسب، اغلب در زمینه هویت شغلی بوده است.
همچنین با بررسی‌های اولیه‌ای که پژوهشگر در خصوص متغیرها و نحوهی ارتباط آن ها به دست آورده، پژوهش‌های اندکی نزدیک به این نوع پژوهش صورت گرفته است.

1-۶. تعريف‌های نظری متغیرها
تفکر انتقادی
تفکر انتقادی به معنی پرسیدن سوالات ،تجزیه تحلیل وبررسی تفکر خود و دیگران است. کلمه” انتقاد ” از لغت یونانی kiikos اقتباس شده است منظوراز انتقاد در این جا تیزبینی است نه گله‌مندی وشکایت. تفکر انتقادی توانایی گرفتن تصمیمات منطقی درباره آن چه که باید انجام دهیم و باور کنیم، هم چنین توانایی وگرایش فرد برای سنجش نتایج امور و تصمیمگیری درباره آنها بر اساس شواهد، تفکر اندیشمندانه ومنطقی که روی تصمیم‌گیری برای انجام دادن چیزی یا باور آن متمرکز است (آمیت و آزیکویش29 ،2001).
در یک گزارش از تحقیق دلفی 30 که از 46 نفر از صاحب نظران تفکر انتقادی مورد سوال قرار گرفته‌اند، آنها سه بعد را در باب تفکر انتقادی عنوان نمودند. بعد علاقه، بعد انگیزش، و بعد مهارت. جوهرهی اصلی تفکر انتقادی را بعد مهارت‌های شناختی معرفی می‌کنند که شامل شش زیر مجموعه است. توضیح، خودنظم‌دهی، ارزیابی، استباط، نتیجه‌گیری و تحلیل می‌باشد (فاکیسون31، 1990).
تفکر انتقادی یک فراینده پیچیده، منطقی، با انگیزه است که نیاز به تمرین و کاربرد دارد لازمهی زندگی و محیط‌های آموزشی امرزویست و با ارزیابی شواهد معتبر به نتایج درست منتهی می‌شود (بنرلی، 1998؛ به نقل عباسی،1380). هاشمیان نژاد (1380) تفکر انتقادی را به عنوان تفکری مستدل و منطقی تعریف می‌کند که به منظور بررسی و تجدید نظر در عقاید، نظرات، اعمال و تصمیم‌گیری بر مبنای دلایل و شواهد انجام میگیرد.
اگر بخواهیم یک جمع‌بندی از تعاریف تفکر انتقادی داشته باشیم می‌توان گفت تفکر انتقادی تفکری منطقی، استدلالی، مسئولانه، باهدف شناخت است وکمک به اتخاذ بهترین تصمیم و باور به آن تصمیم و یا عملکرد به آن است. تفکر انتقادی باورهای سنتی را به چالش می‌کشاند. فرد نقاد با طرح سوالات مناسب و جمع‌آوری داده‌های مربوطه به نتایج قابل اعتماد می‌رسد فرد برای خود فکر می‌کند.
سبک‌های هویت
ارائهی یک تعریف جامع ودقیق از هویت کار آسانی نیست با توجه به این وضع در ششمین کنفرانس، جامعهی پژوهش برای تشکیل هویت ” SRIF 32،1999 ” موضوع محورهای آن، یافتن فرایندهایی جهت یک تعریف مناسب، و یکپارچگی تعاریف متعدد از هویت بود، مارشال 33(1999) دلیل این ناهماهنگی را، اجزای متعدد این سازه می‌داند چرا که تاکید بیشتر بر یک یا دو فرایند آن سبب نامتوازن شدن تعریف یکپارچه از آن می‌شود (شکر کن وهمکارن، 1380).
البته باید توجه داشت موضوع هویت و نحوهی شکل‌گیری آن مختص رشته‌ی خاصی نیست و در حوزهای علمی چون روانشناسی، علوم سیاسی و حتی در ادبیات هم کار شده است. در روانشناسی به سهم خود در هر کدام از شاخه‌های آن نیز مثل روانشناسی رشد، شخصیت،روانشناسی اجتماعی نیز مطرح شده است. این موضوع دلیلی بر اهمیت و وسیع بودن این حوزه را می‌رساند.
هویت در دوران بزرگسالی به صورت یک کل منسجم و ترکیب یافته از ارزش‌ها، رفتارها، نقش‌ها و مهارت‌های مختلف شناختی و اخلاقی تبدیل می‌شود که هم به گذشته فرد مرتبط می‌شود وهم جهت‌گیری وی را به آینده شکل می‌دهد (برزونسکی، 2002).
مارسیا معتقد است هویت تغیر در کارکرد مفهوم خود، درونی کردن ارزشها، اهداف، انتظارات و فرایندهای خودتنظیمی است. یافتن مفهوم فردی از ثبات در فرد خود را نشان می‌دهد (1998، سعادتی شامپر و همکاران، 1386).
هویت از یک تعریف سازمان یافته از خود و ارزشها ،باورها و اهدافی که فرد به آن پایبند است تشکیل شده است. « هریک از ما احساسی از این داریم که چه کسانی هستیم و چگونه شبیه یا متمایز از دیگران هستیم. بخشی از این احساس، شناختی (روشهایی که، خود را توصیف می‌کنیم ) و بخشی از آن هیجانی ( ارزیابی ما از خودمان به عنوان خوب یا بد در انجام تکالیف یا فعالیت‌ها ) است. احساس خود از زمان تولد وجود دارد» (اریکسون، 1993؛ مارسیا،1991؛ به نقل شهرآرای ،1384 ، 157).
در اینجا به طور مختصر به روند آغاز طرح هویت و وبه دنبال آن پایگاه‌های هویت و بالاخره مطرح شدن سبک‌های هویت و افراد صاحب نام در هر یک از این دیدگاه‌ها اشاره‌ای کوتاه شد و در فصل دوم به طور مفصل به آن خواهیم پرداخت.
مفهوم هویت برای اولین بار از مکتب روانکاوی و از سوی اریکسون (1965) مطرح شد در مرحله پنجم یعنی “هویت در برابر سردرگمی نقش” از هشت مرحله‌ای که وی برای رشد روانی – جسمانی قائل است جای دارد. همانطور که قبلا اشاره شد مارسیا (1966) بر اساس نظریهی اریکسون، 2 مفهوم اساسی” اکتساب و تعهد ” را برای رشد هویت مطرح می‌کند. 4 وضعیت هویت عبارتننداز:
1- هویت موفق 2- هویت سردرگم 3- هویت دیررس 4- هویت زودرس.
برزونسکی (1990) بر اساس فرایندهای شناختی– اجتماعی وضعیت‌های هویت مارسیا را در چگونگی شکل‌گیری، حفظ و تطابق هویت در نوجوانان پرداخت و برای اولین بار از سبک هویت نام برد و سه سبک: 1- سبک هویت اطلاعاتی 2- سبک هویت هنجاری 3- سبک هویت سردرگم/ اجتنابی را معرفی می‌کند. سبک هویت روش تلاش تطابق افراد برای ساخت هویت خود و یا اجتناب از بررسی مسائل هویتی است. به عبارتی این سبک‌ها هویت فرد را تعیین می‌کنند به لحاظ کلی به عنوان سبک‌های شناختی – اجتماعی، و به طور خاص شیوه‌های پردازش اطلاعات مربوط به هویت، تصمیات شخصی و فائق آمدن بر مسائل هویتی هستند (برزنسکی و فراری، 1996).
سلامت اجتماعی
از دیدگاه کیینز(1998) ، سلامتی بر اساس سه جنبه در نظر گرفته می‌شود. 1-عاطفی(هیجانی) 2- اجتماعی 3- روان‌شناختی . که در تعریف سلامت هر سه مورد در نظر گرفته می‌شود وی سلامت اجتماعی را ارزیابی و شناخت فرد از چگونگی عملکردش در اجتماع و کیفیت روابط با افراد دیگر، نزدیکان وگروهای اجتماعی که وی عضوی از آنها است تعریف می‌کند (1998؛ به نقل باباپوروهمکاران، 1388).
« از نظر کیینز سلامت اجتماعی عبارت است از چگونگی ارزیابی فرد از عملکردش در برابر اجتماع. فرد سالم از نظر اجتماعی، اجتماع را به صورت یک مجموعه‌ی معنادار، قابل فهم و بالقوه برای رشد و شکوفایی دانسته و احساس می‌کند که به جامعه تعلق دارد، و از طرف جامعه پذیرفته می‌شود و در پیشرفت آن سهیم است. کیینز ابعاد سلامت اجتماعی را با در نظر گرفتن الگوی سلامت مطرح می‌کند که دارای پنج بعد است. 1- انسجام اجتماعی34 2- پذیرش اجتماعی35 3- مشارکت اجتماعی36 4- انطباق اجتماعی37 5- شکوفایی اجتماعی38 می‌باشد» (سام آرا، 1388، ص16و17).
لارسون (1996) معتقد است سلامت اجتماعی بخشی از سلامت فرد را می‌سنحد و شامل پاسخ‌های درونی فرد که شامل احساس، تفکر و رفتار است. سلامت اجتماعی نماد رضایت یا فقدان رضایت فرد از زندگی اجتماعی‌اش می‌باشد.

در کل می‌توان گفت مفهوم سلامت اجتماعی، در کنار ابعاد جسمی و روانی سلامت مورد توجه قرار گرفته است، جنبه اجتماعی آن را با محور قراردادن فرد مورد بررسی قرار می دهد، به عبارتی رشد و پیشرفت جامعه در گرو تندرستی آن جامعه در ابعاد جسمانی، روانی و اجتماعی است در واقع سلامت فرد و سلامت جامعه آن چنان بهم تنیده که نمی‌توان بین این دو مرزی تعیین کرد. در اینجا فقط اشاره‌ای کوتاه به ابعاد آن شد که در فصل دوم به طور مفصل توضیح داده خواهد شد.

1-6 تعاریف عملیاتی
گرایش به تفکر انتقادی : از طریق سئوالات پرسشنامهی ریتکس(2003) مورد سنجش قرار گرفت.
سبک‌های هویت برزونسکی(1998): در این پژوهش نمره کل این متغیر با مقیاس پرسشنامهی سبک های هویت (ISI-g6 ) برزونسکی برای هر فرد به دست آمد.
سلامت اجتماعی کیینز(1998) : در این پژوهش نمره کل سلامت اجتماعی، با پرسشنامهی سلامت اجتماعی کیینز به دست آمد.

فصل دوم: مباني نظري و پیشینه پژوهش

2-1. مقدمه
سلامت یکی از مباحث مطرح در بسیاری از فرهنگ‌هاست و هریک از این جوامع در فرهنگ خود تعریف و شاخص‎‌هایی برای سلامت قائل هستند متاسفانه سلامت جزء آن دسته از نعمت‌هایی است که تا زمانی از دست نرود ارزش آن به درستی شناخته نمی‌شود تعریف دقیق برای آن در دست نیست هرچند هر گاه سخنی از سلامت به میان می‌آید بیشتر بیشتر مردم به بعد جسمانی آن را مورد توجه قرار می‌دهند در صورتی که مطابق اعلام بهداشت جهانی39 سلامت شامل سه فاکتور جسمانی، روانی، اجتماعی می‌باشد در واقع می‌توان به جرات گفت سلامت فردی پایه و بنیان سلامت اجتماعی است از آن جا که سلامت فردی از اساسیترین بنیان تربیتی یعنی خانواده، تا محیط رشد و تغیرات بیولوژیکی و شخصیت فرد….تاثیر میپذیرد. یکی از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر سلامت اجتماعی، نوع شکلگیری شخصیت فرد یا به عبارتی کسب هویت فردی است که از اوائل نوجوانی با تغیرات جسمانی و شناختی ظاهر میشود و اگر در مسیر صحیح پیش برود تا اوائل جوانی تقریبا هویت فرد تثبیت میشود. از طرفی برای رسیدن به هویت موفق و صحیح عوامل زیادی می‌توانند مداخله دارند از جمله؛ تفکر انتقادی و مهارت‌های آن به طور اخص یکی از مهمترین این عوامل است که آموزش، استفاده و کاربرد درست این ابزار میتواند پیشبینی کنندهی قویای در مسیر رسیدن به یک هویت بهنجار؛ منسجم و مورد قبول جامعه قرار گیرد. که هم از طرفی از عوامل تضمین سلامت فردی است و هم به تبع آن میزان سلامت اجتماعی نیز تحت الشعاع قرار میگیرد. در این فصل از تحقیق ابتدا به تعریف سلامت اجتماعی به عنوان یکی از ابعاد سلامت پرداخته می‌شود و سپس ضمن بیان شاخص‌های سلامت اجتماعی و نظریات مربوط به آن، مباحث هویت و تفکر انتقادی و مباحث مبوط با آنها مطرح میشود و در ادامه ارتباط هر یک از آنها با هم و در آخر مباحث اشاره‌ای چند به پیشینه‌ی هر یک از آنها در داخل و خارج کشور میشود و سپس با یک جمع‌بندی کوتاه از کل مباحث، این فصل به پایان می‌رسد.

2-2- سلامت
« سلامت40 بنیادیترین‌ عنوانی است که حیات انسان به آن استوار است. سلامت به عنوان مفهوم اساسی در زندگی انسان، از بدو پیدایش بشر و در قرون و اعصار متمادی مطرح بوده است. انسان برای رسیدن به آن، همهی امکانات و نیروهای خود را بسیج کرده است. اما هر گاه سخنی از آن به میان آمده بیشتر بُعد جسمانی آن به ذهن میآید. در چند دههی اخیر بُعد روانی آن نیز مطرح شده است و بُعداجتماعی آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است. سازمان جهانی41 در راستای تامین سلامت روانی، جسمانی و اجتماعی اعضاء جامعه بر این نکته تاکید دارد که هیج کدام از ابعاد سلامتی بر دیگر ابعاد آن برتری ندارد، رشد و تعالی جامعه در گرو تندرستی آن جامعه است و شناسایی عوامل تعین‌کننده و مرتبط با آن در جهت سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی در سطوح خرد و کلان جامعه از دیدگاه سه بُعد جسمی، روانی و اجتماعی از مسائل هر کشوری محسوب میشود» (مرندی، 1385: 20). منشور اوتاوا علاوه

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع تولید واقعی، پست مدرنیسم، زیبایی شناسی، زیبایی شناختی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان سلامت اجتماعی، سلامت روانی، سلامت روان، انسجام اجتماعی