پایان نامه با کلید واژگان سبک زندگی، مؤلفه های اخلاق، فعالیت های اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد

زشتى اخلاقى شناخته مى‏شوند. با توجه به آنچه گذشت كليات فضائل اخلاقى عبارتند از:
1. اعتدال در شناخت و درك كه «حكمت» ناميده مى‏شود.
2. اعتدال در شهوت و جذب كه «عفت» ناميده مى‏شود.
3. اعتدال در غضب و دفع كه «شجاعت» است.
4. مجموعه «حكمت» و «عفت» و «شجاعت» مساوى با «عدالت» است.
و كليات رذائل اخلاقى نيز عبارتند از:
1. افراط در شناخت كه «وسوسه» است.
2. تفريط در شناخت كه «حماقت» است.
3. افراط در شهوت كه «شرور بودن» است.
4. تفريط در شهوت كه «پخمه بودن» است.
5. افراط در غضب كه «خشم» است.
6. تفريط در غضب كه «ترس» است.
و هر كدام از اين ده صفت اخلاقى چندين صفت اخلاقى را به عنوان زير مجموعه خود دارند.

2-11. آداب
بنابراین آنچه از مؤلفه های اخلاقی در سبک زندگی مدنظر است همین آداب می باشد چرا که سبک زندگی به نمودهای رفتاری انسان در زندگی توجه دارد و آنچه که از آن به خلقیات تعبیر می شود حالت های مختلف درونی است که می توان آن را در بحث سلیقه یا ذوق مورد بحث وبررسی قرار داد. ذوق و سلیقه نیز امری درونی بود که براساس آن انسان بدون فکر به انتخاب زیبایی شناسانه اقدام می نمود.

2-11-1. تعریف آداب
از امير مؤمنان على عليه السلام نقل شده كه فرمودند:
«بهترين زيور براى انسان ادب است»، و نيز فرمود: «ادب باعث رشد فهم و ثمر دادن ذهن است»
حفظ حد و اندازه هر چيزى و تجاوز ننمودن از آن را ادب آن چيز گويند. مثلا زبان انسان بايد چيزى را كه باعث خوارى و ذلت انسان است نگويد بنا بر اين اگر كسى فحش و ناسزا مى‏گويد چون زبان او حدّ و مرز خود را رعايت نكرده از ادب زبان خارج شده و مى‏توان او را بى‏ادب ناميد. اما او بى‏اخلاق يا بد اخلاق نيست.
زبيدى گويد: «حقيقت ادب همان دعا است. سپس گويد استادم از اساتيد خود نقل كرده كه ادب ملكه‏اى است كه صاحب خود را از آنچه ناپسند بوده و باعث خوارى مى‏گردد باز مى‏دارد»
فيومى نيز در «المصباح المنير» گويد: «ادب تمرين دادن نفس به ارزشهاى اخلاقى است.»
و ابو زيد انصارى گفته است: «هر ورزش پسنديده كه انسان را داراى فضيلتى نمايد ادب ناميده مى‏شود» و كتاب تهذيب نيز شبيه آن را گفته است. و در كتاب التوشيح آمده است كه:
«ادب بكارگيرى سخن يا عمل پسنديده است. و نيز بدست آوردن هر چه نيكو شمرده مى‏شود و نيز تعظيم نسبت به افراد برتر، و نرمى نسبت به افراد پايين را ادب گويند.» و خفاجى در كتاب عنايه از شرح ادب الكاتب جواليقى نقل كرده است كه از نظر لغت، اخلاق پسنديده و انجام دادن خوبيها را ادب نامند. و در ميان مسلمانان اصطلاح جديد پديد آمده كه به علوم عربى نيز ادب گفته مى‏شود»
از كلام زبيدى فهميده بدست مى‏آيد كه ارزشهاى اخلاقى و ملكاتى كه سبب اعمال نيك شده، ادب ناميده مى‏شوند. ولى با دقت در موارد استعمال اين واژه معلوم مى‏شود كه اخلاق يك حالت يا ملكه نفسانى است كه مربوط به روح انسان و درون اوست، ولى ادب مربوط به اعمال بيرونى و جوارحى انسان است.
وقتى گفته مى‏شود: «كسى را ادب نمودم» مقصود آن است كه شخصى را تنبيه نموده و اين تنبيه سبب و علت بر ادب شدن او گرديده است. در روايتى نيز از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمده است كه: «اين قرآن ادبستان خدا است» يعنى قرآن كريم كتاب ادب است و خداوند از مردم خواسته است كه از اين كتاب ادب بياموزند.
علامه طباطبايى معتقد است كه: «هر هيئت نيكوئى كه براى اعمال انسان باشد آن را ادب مى‏نامند چه در كارهاى دينى مثل آداب دعا باشد يا در كارهاى اجتماعى و عقلائى مثل آداب ملاقات دوستان و بلكه مى‏توان گفت: ظرافت‏هاى هر كارى را ادب آن كار مى‏نامند. و ادب تنها در كارهاى اختيارى مصداق داشته، و هر كارى كه بتواند شكل‏هاى مختلف داشته باشد و در يك صورت متصف به ادب گردد و در صورتى ديگر خير، بهترين شكل ممكن آن عمل را ادب آن مى‏نامند. مثلا ادب غذا خوردن در اسلام اين است كه با نام خداوند شروع و با حمد الهى پايان يابد و از پرخورى بپرهيزد»
نتيجه آنكه: هر علمى كه مى‏تواند صورتها و شكل‏هاى مختلف به خود بگيرد، بهترين شكل انجام آن را ادب آن كار مى‏نامند. و هر گاه آن فعل با چنين شكل و صورتى انجام شود آن را مؤدبانه مى‏نامند.

2-12. تفاوتهاى اخلاق و آداب‏
1. اخلاق از مسائل مربوط به روح انسانى بحث مى‏كند ولى آداب مربوط به افعال بدن است.
2. مسائل اخلاقى هميشه و در طول زمان ثابت بوده و تغيير در آنها راه ندارد ولى آداب در زمان‏هاى مختلف متغير و متفاوتند.
3. مسائل اخلاقى از نظر مكان نيز ثبات داشته و در هر شهر و هر كشورى يكسان مى‏باشند، اما آداب در شهرها و كشورهاى مختلف، تغيير نموده و آداب هر منطقه مخصوص همان مكان است. مردم دنيا در معناى ادب با يك ديگر تفاوت و اختلاف ندارند اما در مصداق آن هر ملتى با ملت ديگر تفاوت دارد.
4. اخلاق علت است و آداب معلول و ثمره آن است، ادب هر شخصى نشان دهنده فضيلت‏ها يا رذيلت‏هاى اخلاقى اوست.
5. در روايات اسلامى به آداب بيش از اخلاق اهتمام داده شده است.
6. مسائل اخلاقى قابل استدلال عقلى مى‏باشند ولى براى آداب استدلال عقلى وجود نداشته و تابع ذوق و سليقه مردم مى‏باشند.
عالمان دينى در طول تاريخ به هر دو علم اخلاق و آداب، توجه داشته و كتابهاى سودمند و با ارزشى در هر دو موضوع پديد آورده‏اند. و حتّى كتابهايى در موضوعات خاص مربوط به ادب تاليف شده است مثل «منية المريد» كه در خصوص آداب تعليم و تعلّم است و به مطلق آداب مثل آداب لباس و مسكن، ادب دعا، ادب محل كار و … نپرداخته است.
روشن است كه هدف اصلى از علم اخلاق رسيدن به توحيد نيست و لذا مى‏بينيم كه حتى كفار و مشركان و يهوديان نيز فراوان كتاب‏هاى اخلاقى نوشته‏اند و بسيارى از عناوين مباحث آنها همانند كتابهاى اخلاقى مسلمانان است. اما مهمترين هدف از «آداب شرعى» رسيدن به توحيد بوده و اينكه تمام اعمال انسان، نشانه‏هاى توحيد را به خود گرفته و نشان دهنده آن باشد. بطورى كه تمام كارهاى انسان با چنان ادبى همراه باشد كه بيننده را متوجه به توحيد نموده و مصداق اين حديث باشد كه: «با كسى نشست و برخاست كنيد كه ديدن او شما را به ياد خدا اندازد»
هر ملتى آدابى دارد اما هدف از تمام آداب رسيدن به خداوند نيست و اين هدف تنها در آداب دين مقدس اسلام و از ويژگى‏هاى خاص آن است.( طبرسى، فضل بن حسن، الآداب الدينية للخزانة المعينية، 1جلد، زائر – قم، چاپ: اول، 1380.ص194)
بنابراین وقتی مؤلفه های اخلاقی را در سبک زندگی جستجو می کنیم باید بدانیم دنبال آدابی باشیم که ما را در زندگی به خدا نزدیک کند و جزو جلوه های رفتاری در زندگی بحساب بیاید. جلوه هایی که خلقیات ریشه های آن ، و آدابِ رفتاری شاخ و برگ های آن هستند. در این پژوهش که پیرامون سریال مادرانه می باشد جلوه های رفتاری و آداب دینی و احیاناً رفتارهای غیر دینی را در این سریال ها به بوته بحث و نقد قرار می دهیم.

2-13. بررسی مؤلفه های اخلاقی (رفتاری ) سبک زندگی در سریال مادرانه
با توجه به آنچه در فصل پیشین و در باب تفاوت بین اخلاق و آداب گفتیم مشخص شد مشاهده و تقلید، اجرای عمل بدون کمک، دقت در عمل، هماهنگی حرکات و عادی شدن عمل در عین آگاهی و اختیار، از مراحل ساحت رفتاری به شمار می آید.
آموزش های دینی، با جهت دهی رفتار دین داران، نقشی اساسی در زیبا سازی اعمال آنها ایفا می کند؛ زیرا انسان دین دار در پی رضایت حضرت حق و هماهنگ سازی رفتار خود با دستورات اوست. او گفتار فرستادگان الهی را می شنود و به تقلید عاشقانۀ رفتار و کردار آنها می پردازد و با دقتی شگرف، در پی هماهنگ سازی اعمال خود با آنهاست، به نحوی که بسیاری از رفتارها برایش عادی می شود، چنان که در خصوص برخی عبادات چنین پیش می آید. از سویی چون دستورات الهی از طرفِ زیبا و خیر مطلق صادر شده، به تبع آن، رفتارهای منطبق برآن دستورات نیز از زیبایی و برتری برخوردار است.
مهم ترین کنش دین در این ساحت، پشتیبانی از اخلاق است. هیچ دیانتی نمی تواند ادعایی ضد عدالت، آزادگی یا حقوق اصیل انسانی داشته باشد. در عین حال که اخلاق از دین مستقل است، مورد تأیید و اهتمام دین نیز می باشد. برای بسیاری از مردم تا این ارزش ها از طرف نیرویی مافوق توصیه نشوند، اهمیت جدی نمی یابند و مؤثر نمی افتند. پشتیبانی دین از اخلاق، به این معناست که به آدمیان اطمینان خاطر می دهد این اخلاق بر جایی استوار تکیه زده، زجرشان بی اجر نمی ماند و مرجعی اصیل آن را تأیید کرده است.
افزون برآن، اجرای قانون در جامعه، نیازمند مهار درونی است که دین عهده دار آن است؛ به یک معنا، همان عنصر تقوی که در عمق جان ها نشسته باشد. بنابراین رویکرد ما در این پژوهش رفتاری_اخلاقی است.(اسلام و زیبایی های زندگی،رجبی نیا،ص301)
از سویی، ارتباطات در زندگی انسان بسیار حائز اهمیت است؛ زیرا انسان وضعیت خاصی دارد که ممکن است در بخشی از این وضعیت با موجودات دیگر اشتراک داشته باشد، ولی در بخش دیگر افتراق دارد، و محور اصلی حیاتش با موجودات دیگر نیز متفاوت است. آنچه باعث می شود تعادل انسان به هم بریزد، بیشتر در ارتباطات است. البته باید دانست تعادل با سازگاری تفاوت دارد، زیرا در سازگاری نوعی انفعال است که فرد خود را باید با چیز یا چیزهایی هماهنگ سازد. به هر حال انسان موجودی است که با خود و دیگران ارتباط دارد..
از سوی دیگر انسان، موجودى كمال‏جو و تعالى‏پذير است؛ كمال آدمى، بر اثر حسن انجام وظايفى به دست مى‏آيد كه به موجب روابط گوناگون او با خود، خداوند و همنوعان بر عهده‏اش نهاده شده است، اين روابط، به ترتيب عبارتند از:
الف- رابطه‏ انسان‏ با خودش؛ به اين معنا كه خود را بشناسد، ارزش‏ها و استعدادهاى بالقوّه و خدادادى خود را تشخيص دهد، هدف از خلقت و فلسفه وجودى خود را مورد مطالعه و بررسى قرار دهد تا در نتيجه به قدر و قيمت واقعى گوهر وجود خويش واقف گردد.
ب- رابطه انسان با خدا؛ كمال نهايى انسان، تقرّب به پروردگار است.
اين مهم تنها از راه شناخت او و راه‏هاى تقرّب به درگاه او ميسّر خواهد بود.
ج- رابطه انسان با ديگران؛ انسان موجودى اجتماعى است و بسيارى، اين ويژگى را جزو خصوصيّات ذاتى و طبيعى او دانسته و او را موجودى مدنىّ بالطبع به شمار آورده‏اند. برخى از نظريه‏پردازان علوم اجتماعى نيز، اين خصيصه را، معلول نيازهاى متنوّع آدمى دانسته‏اند؛ زيرا نيازهاى او- با توجّه به استعدادهاى مختلف نهفته در وجودش- با معاشرت، تبادل افكار و ايجاد روابط نيكو با همنوعان، در يك اجتماع سازمان‏يافته انسانى تأمين مى‏شود. بر اثر همين معاشرت‏ها و تبادل افكار، روابط انسانى شكل مى‏گيرد و فرهنگ انسانى به وجود مى‏آيد.(آداب معاشرت،مقدس نیا،محمد،انتشارات افق فردا،1379ص14)
اولین محیطی که شخصیت اجتماعی انسان در آن شکل می گیرد خانواده است. خانواده یکی از نهادهای اجتماعی نخستین است که شالوده حیات اجتماعی محسوب می گردد و گذشته از وظیفه فرزند آوری و پرورش کودک و در نتیجه استمرار نسل ها و بقاء نوع بشر، وظایف متعدد دیگری از قبیل فعالیت های اقتصادی،آموزش و پرورش و اجتماعی کردن فرد را نیز به عهده دارد. خانواده به عنوان عامل واسطی است که قبل از ارتباط مستقیم فرد با گروه ها، سازمان ها و مؤسسات اجتماعی، نقش مهمی در انتقال هنجارهای اجتماعی و میراث های فرهنگی به عهده دارد.

2-13-1. تعریف خانواده:
خانواده عبارت است از گروهی که از افراد (دو نفر یا بیشتر) که میان آنها روابط خویشاوندی برقرار است و در مکان واحدی زیست می کنند و تغذیه مشترک دارند. این گروه اختصاصاً در جوامع امروز از پدر، مادر و فرزندان تشکیل می گردد. به عبارت دیگر خانواده سازمان یا اجتماعی است که مبتنی بر روابط خویشاوندی(سببی و نسبی) می باشد. خانواده یک نهاد اجتماعی است و در همه جا و همه زمان ها وجود دارد و بدون آن دوام و بقاء جامعه میسر نخواهد بود. هیچ جامعه ای نیست که در آن نظام خانوادگی برقرار نباشد. هر یک از ما به گونه ای در خانواده پا به هستی نهاده ایم و در کانون خانواده و تحت مراقبت و تعلیمات اقوام خود پرورش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان علامه طباطبایی، سبک زندگی دینی، کیمیای سعادت Next Entries پایان نامه با کلید واژگان امام صادق، امام حسین، امام حسین علیه السلام