پایان نامه با کلید واژگان سازمان ملل، دفاع مقدس

دانلود پایان نامه ارشد

تقديم ميگردد، گفت: اعطاي اين نشان نشانه قدرداني و تشکر عميق از ايشان و دولت و ملت سوريه است.97

5 – 2. روابط نظامي ايران و سوريه
سابقه همکاريهاي نظامي ايران و سوريه به هشت سال دفاع مقدس باز ميگردد زماني که ايران بواسطه تحريمهاي بينالمللي از امکان خريد تسليحات مورد نياز در جبههها محروم بود. در اين سالها دولت حافظ اسد در ازاي تحويل نفت توسط ايران به اين کشور بخشي از مايحتاج نظامي ايران را از راه قاچاق تسليحات تأمين مينمود. اما در حال حاضر که ايران خود قادر به توليد بسياري از تجهيزات نظامي گشته است سوريه مقصدي براي فروش تجهيزات نظامي ايران است. بخشي ديگر از خريدهاي نظامي سوريه از چين و روسيه به ادعاي پارهاي از گزارشهاي تأييد نشده توسط ايران پرداخت شده است.98 در سالهاي اخير دو کشور همکاريهاي نظامي آشکاري را به نمايش گذاشته اند. در سال 2006 ايران و سوريه پيمان دفاع متقابل بر ضد تهديدات مشترک«يعني آمريکا و اسرائيل» را امضا کردند.99 در 30 ژوئن 2010 روزنامه وال استريت ژورنال گزارش کرد که ايران در سال 2009 سيستم راداري براي سوريه تهيه کرده است که ميتواند«توانايي اسرائيل براي شروع يک حمله غافلگيرکننده ضد تأسيسات هستهاي ايران» را تضعيف سازد. اطلاعاتي که توسط مقامات اسرائيلي و آمريکايي ناشناس فاش گرديد و بوسيله ايران و سوريه انکار شد.100 گزارش ژوئن نخستين گزارشي نيست که ايران را در سالهاي اخير متهم به صادرات اسلحه به سوريه نموده است. در اکتبر 2009 نيز سربازان آمريکايي مدعي شدند کشتي آلماني را متوقف نمودهاند که در محمله بارگيري شده آن به مقصد سوريه مهمات جنگي وجود داشته است. ادعا شد اين کشتي حامل گلولههاي 62/7 ميليمتري اسلحه کلاشينکوف بوده که براي ارتش سوريه يا حزب الله ارسال ميگشته است. اين محموله از سوي آمريکا نقض آشکار قطعنامه 1747 سازمان ملل متحد تلقي گرديد.101 برخي تحليلها و اخبار حکايت از آن دارد که ايران بر طبق موافقتنامه دفاعي خويش با سوريه در سال 2005 بخشي از تسليحات پيشرفته نظامي خود شامل موشکهاي اسکاد B موشکهاي ميان برد شهاب 3 و اسکاد C که قابليت پرتاب از موشک اندازهاي متحرک را دارا هستند و ميتوانند به اهدافي در اسرائيل ضربه زنند به اين کشور منتقل کرده است. اين تحليلها همچنين از موافقتنامه دفاعي ديگري با دولت سودان خبر ميدهند که امکان حمله به کشورهاي عربي متحد غرب همچون عربستان را فراهم ميکند.102
به هر حال آنچه به تقويت روابط دو کشور ميانجامد و بارها از سوي مقامات سوري مورد تأکيد قرار گرفته است دشمن مشترک است. محمد حبش رئيس کميته دوستي ايران و سوريه در پارلمان سوريه در اين خصوص ميگويد:«ما معتقديم که دستور کار آمريکا در خاورميانه بسيار براي مردم منطقه خطرناک است.ما معتقديم که اسرائيل دشمن مشترک ماست. اين دقيقاً همان چيزي است که ايران نيز به آن اعتقاد دارد.»103

نتيجه گيري
اگرچه روابط ايران و سوريه در بخشهاي اقتصادي و فرهنگي قابل توجه است. اما در هر حال مهمترين بعد اين روابط پيوندهاي سياسي ـ نظامي است. دو دولت پس از سالها تبادل نظر و ارتباط به اين تفاهم رسيدهاند که امنيت آنها و منطقه در گرو پيوند با يکديگر است و تا زماني که اين شرايط تحقق پيدا نکند روياي صلح و وحدت در منطقه دست نيافتني است. به همين خاطر وجود دشمن مشترک در گذشته يعني صدام و اسرائيل و در حال حاضر اسرائيل موجب گشته تا پيوندي استراتژيک ميان دو دولت شکل گيرد. روابط دو جانبه هيچ گاه بدون تأثير پذيري از تحولات منطقهاي نخواهد بود و اين مستلزم نرمش و انعطافهايي از سوي دو طرف است. براي مقابله با توهم شکلگيري هلال شيعي در منطقه با همکاري ايران و سوريه و خنثي سازي تبليغات منفي تشکيل امپراتوري راديکال اسلامي دو طرف نيازمند نشان دادن چرخشهايي در مواضع خود ميباشند. سوريه براي رهايي از فشارهاي عربي سعي نموده با موضع منفي نسبت به حاکميت ايران بر جزاير سه گانه و تداوم مذاکرات با آمريکا تا حدي از فشارها بر کشورش بکاهد.

فصل چهارم
آينده روابط ايران و سوريه

1 – آينده روابط ايران و سوريه
براي آنکه به درک بهتري از آينده روابط ايران و سوريه نايل آييم و بررسي اينکه آيا سوريه مي تواند يک شريک استراتژيک براي ايران به حساب آيد، نياز است تا ابتدا به تحولات منطقه خاورميانه پس از حملهی ايالات متحده به عراق بپردازيم. پس از آن به سراغ تحولات اخير سياست خارجي سوريه پرداخته تا از اين منظر روابط ايران و سوريه را مورد فهم قرار دهيم.
1 – 1. سياست خارجي سوريه پس از حمله آمريکا به عراق
همان طور که پيشتر اشاره گرديد، سوريه به علت درگيري با اسرائيل، پيوند نزديک با ايران و همچنين حمايت از جنبشهاي ضد اسرائيلي در ليست سياه آمريکا قرار گرفته است. علاوه براين بايد به رابطه نه چندان مطلوب سوريه با کشورهاي مطرح جهان عرب يعني مصر و عربستان اشاره کرد. چرا که سوريه به دنبال يک راهحل مشترک براي صلح خاورميانه بود حال آنکه مصر در اقدامي يک جانبه بر سر ميز مذاکره با اسرائيل رابطه خود را از حالت خصمانه خارج ساخت. به اين موارد بايد دخالت در لبنان و ازدياد حس تنفر لبنانيها از سوريه بعنوان يک کشور مداخله گر را نيز بايد افزود. در نتيجه مي توان گفت که سوريه در آستانهي حمله آمريکا به عراق جايگاه مطلوبي در منطقه نداشت. برخلاف آنچه حافظ و بالتبع بشار در سياست خارجي دنبال ميکردند ( رهبري جهان عرب و حل مطلوب درگيريهاي با اسرائيل) سياستها در جهت انزواي سوريه حرکت ميکرد.
حمله آمريکا به عراق سبب ايجاد حس عربي در منطقه در ميان کشورهاي عرب زبان شد. چرا که اين کشورها ميديدند که يک کشور عرب مورد حمله قرار گرفته و به تعبير ديگر وجدان عمومي اعراب جريحهدار گرديد.
اين حمله باعث شد تا بازيگران اصلي جهان عرب مانند عربستان به سمت تعادل بخشي رفتار خود حرکت کنند. آنان کوشيدند تا از يک طرف به گونهاي رفتار کنند که موجب خشم آمريکا نشود و از طرف ديگر هويت جمعي عربيشان بيش از پيش پريشان نگردد. در نتيجه فضا براي حل مشکلات جهان عرب به طور يکپارچه در سياستهاي اين کشورها گنجانده شد. و اين مهم همان امري بود که مطلوب سوريه در سياست خارجي تلقي ميگرديد. ايجاد يک راهحل کلّي براي حل مسئله اسرائيل نه آنکه هر کدام از کشورها جداگانه به سمت صلح بروند چرا که در غير اين صورت مسئله فلسطين به صورت يک امر حاشيهاي در ميآمد و بالتبع سوريه از آن جهت که در مرز اسرائيل قرار دارد نيز متضرر ميگرديد.
2 – 1. اقدامات سوريه در پرتو تحولات اخير خاورميانه
همانطور که گفته شد سياست خارجي اعراب در جهت يکي شدن با محوريت ايالات متحده است نه اسرائيل. در نتيجه سوريه کوشيد تا بهبود روابط خود با ايالات متحده و متحدينش مانند فرانسه را در دستور کار خود قرار دهد تا بتواند از اين راه بحران پيش روي خود در عرصههاي داخلي و خارجي را حل نمايد. در همين راستا ديپلماسي اسد فعال گرديد و اين امر در چند جهت حرکت نمود.
در وهلهی اول سوريه روابط خود با اعراب را سامان بخشيد. سوريه در اجلاسهاي متعدد در سال هاي اخير نه تنها مانند سابق مانع از ايجاد اجماع در برابر ايران نميگردد بلکه همصدا با ديگر اعراب بر اشغالگر خواندن ايران در جزاير سه گانه و مداخله گر خواندن آن صحه ميگذارد!!
در همين زمينه(يعني جبهه اعراب) سوريه کوشيد تا نقش سابق خود در لبنان که چندان خوشايند غرب و اعراب نبود را واگذارد و بيشتر تلاش نمود تا از طريق همپيمانان خود مانند امل و حزب ا.. اهداف خود را پيگيري نمايد. خاصه آنکه پس از ترور رفيق حريري سوريه به شدت در مظان اتهام قرار گرفت و شوراي امنيت سازمان ملل طي بررسي و تحقيق نقش سوريه در ترور حريري را قابل توجه دانست.
در بعد دوم سوريه کوشيد تا از طريق ترکيه مذاکرات صلح با اسرائيل را پيگيري نمايد.104 هر چند اين مذاکرات به علت پافشاري اسرائيل بر خواستههاي نامعقول به نتيجه نرسيد اما نفس مذاکره با رژيمي که در چشم اعراب از بحران مشروعيت رنج ميبرد قابل توجه بود. در ماههاي اخير و پس از روي کار آمدن اوباما و آمدن فرستاده ويژهاش يعني ميچل به منطقه خاورميانه، بحث از سرگيري مجدد مذاکرات مطرح شده است.
در بعد سوم سوريه تلاش کرده است تا روابط خود با ايالات متحده به عنوان مهمترين بازيگر منطقه ترميم بخشد. سفرهاي ديپلماتيک مقامات آمريکايي به سوريه مبين اين امر است. همانطور که گفته شد ايالات متحده نيز با استقبال اين تغييرات را زير نظر گرفته است. بواقع استراتژي تغيير در برابر امتياز به خوبي در اين رفتار قابل مشاهده است. آمريکاييها اينک برآنند تا هر چه بهتر و سريع تر سوريه را از ايران به عنوان اصليترين مانع شکلگيري صلح خاورميانه دور سازند.
سوريها نيز اينک بين انتخاب ايران و غرب بر سر يک دو راهي سرنوشت ساز ايستادهاند. از يک طرف سوريها يا بايد روند سابق را طي نمايند و با تهديدات مضاعف و تحريمهاي بيشتر مواجه شوند و يا در طرف ديگر ضمن بازگشت به دامان غرب و رفع تهديدات، با کمکهاي مطلوب اقتصادي رو به رو شوند.
توجه به شواهد فوق، کمکها و انتقال تکنولوژي به سوريه در چارچوب پروژه هاي اقتصادي را بيشتر قابل درک ميشود. اينک اين جمهوري اسلامي است که تلاش دارد تا به هر نحو سوريه را در کنار خود داشته باشد و اين آخرين متحد در منطقه را از دست ندهد. در نتيجه تلاش ميکند تا با کمکهاي اقتصادي و همچنين انتقال بيش از حد انتظار به سوريه جلوي اين کار را بگيرد. اما بايد توجه داشت که شواهد امر چيز ديگري را نشان ميدهد. اسد اينک به فراست دريافته که برداشت تحريمها از کشورش در گرو پيمودن راه غرب است. همچنين حل اشغالگريهاي اسرائيل آزادي بلندي هاي جولان نيز از طريق نزديکي به دولت جديد اوباما است که خود از مخالفين شهرک سازي در کرانه باختري رود اردن است. بواقع اسد دريافته که دولت جديد آمريکا از مخالفت با اسرائيل و حتي هشدار دادن به آن ابايي ندارد. در نتيجه اسد تلاش ميکند تا به آمريکا و متحدينش مانند فرانسه نزديک شود.  اين امر مستلزم فاصله گرفتن هرچه بيشتر از ايراني است که خود گرفتار بحثهاي داخلي و محدوديتهاي خارجي ناشي از برنامه اتمي است. به اين موارد تلاش اسرائيل براي وجه الصالحه قرار دادن ايران براي حل بحران خاورميانه را بايد افزود. بواقع اسرائيل تلاش کرده تا توقف شهرک سازي در کرانه باختري رود اردن را معطوف به فشار بيشتر به ايران در برنامههاي هستهاياش کند که در اين کار نيز تا حد بسياري موفق گرديده است. چرا که مقامات اسرائيلي در جريان سفرهاي دورهاي خود به روسيه و اروپا توانستند به اين مطلوب دست يابند.

2 – آينده روابط استراتژيک ايران و سوريه
ايران و سوريه مدت هاست که صفت «شريک استراتژيک» را براي يکديگر بکار مي برند و سران دو کشور همواره بر روابط حسنه و راهبردي تاکيد ميکنند.105 اين امر به مدد تحولات سياسي بعد از سال 1358 و با تجاوز نظامي عراق به خاک ايران صورت گرفت. در آن زمان درحالي که تمام کشورهاي جهان عرب از در حاميان رژيم بعثي صدام درآمدند، اين حافظ اسد بود که به علت اختلافات ايدئولوژيک پيشين با صدام حسين، به مخالفت برخاست. اين اقدام از يک سو سبب خشم جهان عرب گرديد و از سوي ديگر سبب شد تا رابطه ايران و سوريه وارد فصل نويني گردد و در نتيجه از آن زمان سوريه از کمکهاي مالي فراوان ايران برخوردار شود.
البته نبايد در اين ميان قرابتها و ملاحظات امنيتي- ايدئولوژيک دو کشور مانند مبارزه با اسرائيل، حمايت از جنبشهاي ضد اسرائيلي و همچنين قرابت مذهبي غافل شد.( امام موسي صدر در پي کسب حمايت خارجي در برابر ديگر گروههاي لبناني که از معاضدت کشورهاي غربي برخوردار بودند، طي فتوايي علويان سوريه را شيعه ناميد تا از اين رهگذر بتواند حمايت سوريه براي جنبش امل را کسب کند). چرا که اين موارد در تقريب هرچه بيشتر مواضع دو کشور نقش به سزايي را ايفا کرده است. در حال حاضر آنچه روابط ايران و سوريه را بيش از پيش مهم مينمايد، تحولات پيش روي خاورميانه و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزش زبان، سازمان دانش، صادرات گاز Next Entries پایان نامه با کلید واژگان درآمد سرانه