پایان نامه با کلید واژگان زنجیره تأمین، مهندسی ارزش، مدیریت دانش

دانلود پایان نامه ارشد

شبيه سازي در نگاشت جريان ارزش حاصل می شود:
• شبيه سازي بعد چهارم يعني زمان را به نقشه جريان ارزش اضافه مي کند. نگاشت جريان ارزش چيزي جز تصوير لحظه اي از يک وضعيت نيست. اگر نگاشت جريان ارزش به تنهايي استفاده شود، يک تصوير متحرک که ممکن است اطلاعات زيادي را در اختيار ما بگذارد، کم دارد.
• يکي از اصول توليد ناب اين است که ” تجزيه و تحليل نبايد باعث از کار افتادن شود”. شبيه سازي نگاشت جريان ارزش به گروه ناب اين امکان را مي دهد که بدون ايجاد اختلال در فرآيند توليد کار خود را انجام دهند.
• شبيه سازي نه تنها راحت تر، ارزان تر، سريع تر پيشنهاد ارائه شده را تست مي کند، بلکه ارزيابي سريع از تغييرات پيشنهاد شده روي سيستم را ارائه می دهد.
• نگاشت جريان ارزش مدل و داده هاي لازم براي شبيه سازي را فراهم کرده و شبيه سازي راحت تر انجام مي شود.
• نگاشت جريان ارزش و شبيه سازي در توليد ناب همديگر را تقويت مي کنند.
پس با جمع بندي مطالب فوق مي توان به طور خلاصه گفت که نگاشت جريان ارزش يک فرآيند سيستماتيک است که شامل مراحل زير است:
• مشاهده ي جريان اطلاعات از انتها به ابتداي جريان ارزش
• مشاهده ي جريان مواد از ابتدا به انتهاي جريان ارزش
• نگاشت اين جريانات با خلق يک خلاصه ي تصويري که نقشه ي وضعيت فعلي ناميده مي شود
• متصور کردن وضعيت آينده با کارايي بهبود داده شده و ترسيم آن
• توسعه يک برنامه پياده سازي جريان ارزش
2-11-3- نگاشت توسعه يافته ي جريان ارزش (EVSM60)
علت استفاده از نگاشت توسعه يافته ي جريان ارزش اين است که همه ي طرف هاي ذينفع را در جريان ارزش در گير مي کند و هم چنين به فرصت هايي براي حذف ضايعات منجر مي شود. حذف ضايعات از طريق 1- کاهش زمان تحويل 2- کاهش موجودي 3- جريان اطلاعات و مواد کاراتر انجام مي شود. فعاليت هاي بهبودي که مورد نياز است شامل:
– افزايش تعداد دفعات تحويل
– کاهش زمان تغيير و تحول
– کاهش زمان از کار افتادگي
– آنالیز ارزش / مهندسي ارزش
مزيت هاي نگاشت توسعه يافته ي جريان ارزش:
– زنجیره‌ی تأمین کاراتر و ناب تر که به سرمايه در گردش کمتري نياز دارد
– منابع کمتري براي مديريت زنجیره‌ی تأمین نياز است
– بسياري از ضايعات حذف مي شوند
– اجازه مي دهد تا روي چيزي غير از مديريت موجودي و مواد تمرکز کنيم.
2-12- پیشینه تحقیقات انجام شده
آنوپام آگروال در سال 2014 میلادی در مقاله ای تحت عنوان «مدیریت مواد اولیه در زنجیره تأمین» به بررسی و بهره وری زنجیره تأمین (خلق ارزش) پرداخته که میتوانند خود را جهت یافتن مواد اولیه بهتر با استفاده از مدیریت در حال توسعه آماده کنند در این مقاله با بررسی مطالعه های موردی که در این زمینه داشتند به سه مورد دست یافتند. اولین یافته آن این بود که شرکت می تواند یک رویکرد سنتی برای مدیریت موارد اولیه اتخاذ کند و دومین یافته این بود که شرکت ها می توانند به طور مستقیم عرضه مواد خام را به تأمین‌کننده بدهند که این امر در برخی از عوامل زنجیره تأمین مفید واقع شده است و سومین یافته آنها این بود که شرکت ها می بایست تأمین کنندگان خود را با هم تلفیق کنند و در نتیجه می توانند با همکاری میان تأمین کنندگان برای زنجیره تأمین مفید و سودمند باشند پس از تحلیل هر یک از این موراد، به سه سناریو در تهیه مواد اولیه برخورد می کنیم که به‌صورت تجربی در بررسی این مدل ها به دست آورده اند لذا با بررسی این سناریو ها به این نتیجه می رسیم که داشتن یک مدیریت فعال در یافتن مواد اولیه ارزش حاصله در زنجیره تأمین افزایش می یابد که مدیران با مدیریت فعال خود دست به خلق ارزش در زنجیره تأمین بزنند.
پتری هلو در سال 2013 میلادی در مقاله ای تحت عنوان «پیوند استراتژیک خلق ارزش درطراحی زنجیره تأمین عمیاتی» به بررسی جنبه های خلق ارزش و تخصیص و عملیاتی نمودن زنجیره تأمین پرداخته است با توجه به اینکه هدف از خلق ارزش در این مقاله گرفتن حداکثر ارزش افزوده در شرایط مالی است که می تواند در زنجیره تأمین عملیاتی و مؤثر باشد با توجه به مطالعه موردی انجام شده برای شناسایی این دیدگاه و ترکیب ارزش وزنجیره تأمین در این مقاله به پنج مورد دست یافتند که این موارد شامل موارد ذیل هستند (1) ماهیت تدارک ارزش که ناشی از فعالیت اصلی شرکت می باشد (2) تصمیم گیری عملیاتی در خصوص تولید و یافتن منابع و توزیع آن (3) توصیف مدیریت ریسک در این زمینه (4) داشتن استراتژی تحقق نظم یا سفارشی سازی محصول (5) استراتژی میانه روی که با بررسی این موارد در مطالعه موردی به این نتیجه رسیدند که ماهیت هر یک از موارد ذکر شده ممکن از در طول زمان با توجه با اینکه استراتژی کسب و کار پیوسته در حال تحول هستند تغییر کند همچنین برای رسیدن به نتیجه مطلوب و خلق ارزش در این زمینه می توان با شناسایی هر یک از موارد برای تعریف زنجیره ارزش در سطح شرکت به اولین مورد که بهترین راهنما در مدیریت زنجیره تأمین است توجه بسیاری نمود که بستر مهم ارزش آفرینی و افزایش بهره وری در زنجیره تأمین خواهد بود و کمک شایانی به ارزش آفرینی در شرکت خواهد نمود.
دیوید پورتر در سال 2013 میلادی در مقاله ای با عنوان «مدل های زنجیره تأمین برای مونتاژ یک سیستم با یک الگوریتم ساده و بهتر» به فرموله شدن تابع هزینه به‌صورت غیر خطی پرداخته است که این تابع شامل هزینه های موجودی، سفارش، حمل و نقل و تحویل می شود که برای یک سیستم تولید که در آن مواد اولیه ای مورد استفاده قرار می گیرد مد نظر قرار گرفته شده بنابراین آنها جهت پیدا کردن بهترین و صحیح ترین راه به رسم یک الگوریتم با استفاده از پیشنهاد های قبلی رحمان و ساکرز در سال 2007 پرداخته اند. با توجه به اینکه در این مقاله برای رسم ساده تر این الگوریتم اکتشافی به تعداد نقاط ارزیابی کمتری نیاز بود به استفاده از روش های مبنی بر ریاضی پرداخته شده در واقع آنها به طراحی یک الگوریتم اکتشافی جایگزین برای تبدیل مقادیر صحیح به نموداری جهت بهره وری پرداختند اما متأسفانه با توجه به اینکه مقادیر به صورت فرض و آزمون و خطا در نظر گرفته شده بود متأسفانه نتوانستند پاسخ مناسبی در زمینه مدیریت زنجیره تأمین جهت کاهش هزینه ها دست یابند.
دكتر محسن شفیعی نیک‌آبادی در سال 1391 در مقاله ای تحت عنوان «چارچوبی، فرآیندهاي مدیریت دانش در زنجيره تأمین» در راستای این مقاله اهمیت مدیریت دانش در زنجیره تأمین در صنعت خودرو سازی مورد بحث قرار گرفت و در زمینه بهره وری زنجیره تأمین با مدیریت دانش به تحقیقاتی پرداخته با توجه به یافته هاي کلی تحقیق می‌توان متوجه شد که مهمترین فرآیندهاي مدیریت دانش در زنجیره تأمین صنعت خودرو به ترتیب، فرآیندهاي کلیدي “انتقال، اشتراك و توزیع دانش” و “استفاده، کاربرد و بهره برداري از دانش” خواهد بود. سپس می توان فرآیندهاي “خلق، کسب و تولید دانش”، ” سازماندهی، نگهداري و انبار دانش” و در نهایت” فرآیند ارزیابی و بازخور” را مشاهده کرد که می تواند در زنجیره تأمین مفید واقع شود.
مهدی سرابی و کاظم جعفری در سال 2012 در مقاله ای تحت عنوان «معماری سرویس‌گرا؛ راه حلی برای یکپارچه سازی زنجیره تأمین» به معرفی معماری سرویس‌گرا با استفاده از سرویس وب پرداخته‌ اند. «معماری سرویس‌گرا روشی برای ساخت سیستم‌های توزیع شده‌ای است که در آنها عملکرد سیستم به‌صورت سرویس در اختیار کاربران و یا سایر سرویس‌ها قرار می‌گیرد.» روش پیاده‌سازی معماری سرویس‌گرایی که مد نظر این مقاله است استفاده از سرویس‌های وب می‌باشد. تفاوت سرویس و سرویس وب در حجم مخاطبان آن است. در سرویس وب، طیف مخاطبانی که بالقوه می‌توانند از سرویس شما استفاده کنند، کل کاربران روی شبکه اینترنت است؛ که در این مقاله به مزایای معماری سرویس گرا نسبت به نرم افزارهای موجود در مدیریت زنجیره تأمین اشاره ای شده است که می تواند در سرعت دست یابی به اطلاعات برای مدیریت زنجیره تأمین و همچنین به روز بودن اطلاعات مطابق با فناوری روز تأثیر به سزایی نسبت به زنجیره تأمین سنتی داشته باشد.
دکتر ایرج مهدوی و همكارانش در سال 1390 در مقاله تحت عنوان «به کارگیری مهندسی ارزش در شبکه گاز رسانی استان مازندران» در راستای این مقاله، پس از بررسی مفاهیم مهندسی ارزش به ترسیم اهداف مهندسی ارزش اشاره شد و پس از تحلیل FAST در ساختار شبکه گاز رسانی، دو مرحله اصلی برای بررسی و مطالعه ارزش در پروژه های گاز رسانی طراحی می گردد. در مرحله اول مسئله طراحی شبکه و استقرار ایستگاه های تقلیل فشار از طریق یک مدل ریاضی کارآمد بر مبنای حداقل درخت پوششی61MTS مورد مطالعه قرار می گیرد. در مرحله دوم نیز با توجه به خروجی مرحله اول، به بررسی عوامل اصلی و فرعی اثر گذار روی هزینه انتقال گاز درشبکه گاز رسانی (Cij) پرداخته می شود، در این مرحله تغییر رویکردها مورد ارزیابی کمی قرار گرفته و راهکار های اجرایی معرفی می گردند؛ و در نهایت دو مطالعه موردی در منطقه کلاردشت و پل سفید اعتبار سنجی مدل پیشنهادی برای مکان یابی62TBS را ارائه دادند.
اكبر عالم تبريز و محمدرضا منيري در سال 1390 در مقاله تحت عنوان «به کار گیری مهندسی ارزش با رویکرد MADM فازی در بهبود پروژه» در راستای این مقاله مهندسي ارزش با مدل هاي MADM فازي تلفيق شده که در اين تلفيق به منظور تعيين وزن معيارهاي ارزيابي پيشنهادهاي حاصل از مرحله خلاقيت، از روش AHP فازي و به منظور تعيين اولويت گزينه ها از روش TOPSIS فازي استفاده شده است که موجب افزایش ارزش در بهبود پروژه ها شده است. بر اساس برآورد تيم مهندسي ارزش، اجراي طرح پيشنهادي به جاي طرح اوليه، كاهش 45/21 درصدي در هزينه پروژه و 6/17 درصدي در زمان پروژه را در پي خواهد داشت که این خود نشان دهنده ایجاد ارزش در ساخت یک پروژه خواهد بود.
لعیا الفت و علی خاتمی فیروز آبادي و روح الله خداوردي در سال 1390 در مقاله ای تحت عنوان «مقتضیات تحقق مدیریت زنجیره ي تأمین سبز در صنعت خودروسازي ایران» در اين راستا این مقاله به یکپارچه کردن مدیریت زنجیره ي تأمین با الزامات زیست محیطی در تمام مراحل طراحی محصول، انتخاب و تأمین مواد اولیه، تولید و ساخت، فرایندهاي توزیع و انتقال، تحویل به مشتري و بالاخره پس از مصرف، مدیریت بازیافت و مصرف مجدد به منظور بیشینه کردن میزان بهره وري مصرف انرژي و منابع همراه با بهبود عملکرد کل زنجیره ي تأمین است. در این مقاله به شناسایی مقتضیات (محرك ها، موانع، اقدامات و نتایج) لازم جهت دستیابی به مدیریت زنجیره ي تأمین سبز در صنعت خودروسازي ایران پرداخته شده است. سپس اقدامات لازم جهت دستیابی به مدیریت زنجیره ي تأمین سبز، استخراج شد و این اقدامات براي نهایی شدن از طریق پرسشنامه به نظر سنجی خبرگان گذارده و در نهایت اقدامات اجرایی به کمک روش Topsis فازی اولویت بندی شد.
شهریار عبدالله پورنژدی و همکاران در سال 1389 در مقاله تحت عنوان «آیا مهندسی ارزش صرفاً یک نگرش است؟» در راستای این مقاله چند مسئله مورد توجه قرار اين که مهندسی ارزش یک متدولوژی ساختاريافته می باشد و اينكه اين متدولوژي داراي تكنيكهايي است كه در حقيقت لازمه هر متدولوژي می‌باشد، اين تکنیک‌ها اغلب در قالب سه دسته معرفي شدند (تکنیک‌های آناليز عملكرد، تکنیک‌های محاسبه ارزش، تکنیک‌های خلاقيت) و در نتیجه این مقاله، به کار گیری تکنیک های مهندسی ارزش در افزایش کارایی و اثر بخشی فرایند خلاقیت، به طور قطع، مفید خواهد بود.
دکتر احمد جعفرنژاد، دکتر علی محقر، مریم درویش و مهرداد یاسایی در بهار 1389 در مقاله ای تحت عنوان «ارائه روشی براي اندازه گیري چابکی زنجیره تأمین با استفاده از ترکیب تئوري گراف، رویکرد ماتریسی و منطق فازي» که در ابتدا با چند تعریف زنجیره ی چابک با هدف فراهم آوردن ابزاري جهت اندازه گیري چابکی زنجیره تأمین، به بررسی و ارائه تکنیکی براي اندازه گیري چابکی زنجیره تأمین پرداخته است. این تکنیک ترکیبی از تئوري گراف و رویکرد ماترسی با منطق فازي و مدلسازي ساختار یافته مفهومی می باشد. تکنیک مذکور در یک مطالعه موردي به کار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان زنجیره تأمین، خلیج فارس، ارزش افزوده Next Entries پایان نامه با کلید واژگان مهندسی ارزش، زنجیره تأمین، مدل کسب و کار