پایان نامه با کلید واژگان رولان بارت

دانلود پایان نامه ارشد

نشانه‌ هايي با کارکرد عاطفي108
همين تقسيم به ظاهر ساده نکاتي بسيار پيچيده و تأمل‌برانگيز را به دنبال خواهد داشت که تأثير چشم‌گيري در تعيين مسير اين تحقيق نيز دارد. يکي از آن نکات اين است که با توجه به اين تقسيم مفهوم علاقة گيرنده را بايد با دقت بيشتري سنجيد. گاهي گيرنده توجه به خود پيام (مرجع يا موضوع پيام) دارد که اين علاقه، علاقه‌اي عقلي خواهد بود و گاهي هم توجه گيرنده به برقراري و ادامة ارتباط است، نه به خود پيام که در اين صورت علاقه، بيشتر علاقه‌اي احساسي است. علاقة صرفاً احساسي که گيرنده از ارتباط با فرستنده در خود حس مي‌کند کاملاً با نوع نخستِ آن تفاوت دارد، چرا که در اين يک توجهِ عقليِ گيرنده بسيار ضعيف است. ارتباط عاشقانه که صرفاً مبتني بر همدلي است از اين نوع است.
بنابراين پي‌ير گيرو دو قطب تجربة عقلي و احساسي را در مقابل همديگر مي‌داند و معتقد است توجه گيرنده به هر سو جلب شود، از سوي ديگر فاصله خواهد گرفت.109
سوال بسيار مهمي که در مسير اين تحقيق تأثيرگذار است، اينکه توجه بيننده به الگوهاي فيلم‌ها بيشتر توجهي عقلي است يا توجهي احساسي؟ به نظرم شايد در دقايق اولية فيلم توجهمان به شخصيت اصلي بيشتر توجهي عقلي باشد، اما فيلم‌هاي موفق تمام تلاش خود را مي‌کنند تا در همان دقايق اوليه اين وزنه را به سمت احساس سوق دهند. يعني سعي مي‌کنند بيننده نهايت لذت يا هيجان را از تماشاي اين شخصيت‌ها و ارتباط با آنها به دست آورد؛ مثلاً با ظاهر زيبايشان، با کنش‌هاي زيبايشان يا با عکس‌العمل‌هاي زيبايشان. سپس به وسيلة اين ارتباطِ شکل‌گرفته ميان مخاطب و الگو سعي در کنترلِ احساسات مخاطب داشته و او را در تجربياتي مطابق جهان‌بيني دلخواه‌شان شريک مي‌کنند.
براي دفاع از خود لازم است هميشه هشيار باشيم، ارتباط مخاطب با فيلم‌ نوعي ارتباط دو سويه است، به اين نحو همانطور که ما به حضور شخصيت‌هاي فيلم آگاهيم و آنان را تماشا مي‌کنيم، آنها نيز در حاليکه وانمود مي‌کنند از حضور ما بي‌خبرند، مدام ما را در نظر دارند و به عکس‌العمل‌هاي ما واکنش نشان مي‌دهند؛ زيرا همه مي‌دانيم فيلم‌ها و انيميشن‌ها براي مخاطباني که ما باشيم ساخته شده‌اند و تمام تلاش‌شان بر اين بوده است که تمام عکس‌العمل‌هاي ما را پيش‌بيني کنند.
شايد از خود بپرسيد چگونه مقوله‌هايي از نوع زيبايي، لذت يا جذابيت قابل اندازه‌گيري‌اند و چگونه سازندگان اين اثرها مي‌توانند عکس‌العمل‌هاي مخاطبانشان را نسبت به چيزهايي که گمان مي‌کنند زيبا و جذاب است، برانگيزند؛ درست است که مصاديق اين امور در همه يکسان نيستند، اما به قول رولان بارت که معتقد بود: “هيچ گاه نمي‌توان برخوردي آموزشي در شيوة تحليل نشانه‌شناسي داشت مگر زماني که اين نظام‌ها به طور تجربي شکل گرفته باشند”،110 تجربة تکرار مداومِ الگوهاي موفق و پر مخاطب هاليوود ثابت مي‌کند که آنها به دانشي در اين باره دست يافته‌اند که ما شديداً محتاج همان دانشيم.
فيلم خصوصيات خاص خودش را دارد و نمي‌توان به همين سادگي مؤلفه‌هاي يک الگوي ديني را برايش فهرست کرد. الگوي واقع در فيلم هرگز نمي‌تواند از احساسات جدا باشد، مخصوصاً آنجا که مخاطبش نوجوان باشد و در فصل‌هاي گذشته بيان کرديم که در سن نوجواني احساسات و تخيل در حال فوران مي‌باشند. پس هرگز دور از ذهن نيست که در اين تحقيق در صدد باشيم بيشتر به مؤلفه‌هاي احساسي يک الگوي ديني توجه داشته باشيم تا بدانيم چگونه مي‌توان با انبوهِ نشانه‌هاي احساسي در ذهن مخاطب نوجوان نفوذ کرده و چگونه مي‌توان نشانه‌هاي عقلي را ميان نشانه‌هايي احساسي کاشت که نوجوان ناخواسته پذيرا و مشتاق آنها گردد. رابطة عقل و احساس به همين سادگي قابل بيان نيست، به نظرم در عين حال که اين دو در تقابل با يکديگرند و همديگر را درک نمي‌کنند همواره با همند. هرگاه احساسي داشته باشيم دانشي از آن به دست آورده‌ايم و هر گاه دانشي داشته باشيم حسي از وجود آن در خود داريم. پس اينگونه هم نبايد تصور کرد که اشباع الگوهاي ديني از نشانه‌هاي احساسي باعث رکود عقل در مخاطب خواهد شد، بلکه اين نشانه‌هاي احساسي اگر در مسير درستي خلق شده باشند نه تنها تکرارشان باعث رکود عقل نخواهد بود، بلکه باعث اوج گرفتن درک مخاطب نيز خواهند شد. دليلش را اينگونه مي‌گويم که اين تجربيات احساسي از تماشاي فيلم باعث فعاليت هر چه بيشتر قوة خيالمان خواهد شد111 و همانطور که غزالي فانوس خيالش را شرح داده است، مانند اکثر فيلسوفان مسلمان بر امکان هدايت‌گري خيال تأکيد داشت و معتقد بود اثر خيال در هدايت انسان اگر در مسير حقيقت باشد، از عقل کمتر نخواهد بود.112 نمي‌خواهم وارد بحث خيال و قوة متخيله شوم، اما همين اشاره کافي است تا بيان کنم چقدر بهره‌گيري از نشانه‌هاي احساسي امري پيچيده و حساس است و به همين سادگي نبايد از کنارش بگذريم. حال که از لزوم بهره‌گيري از نشانه‌هاي احساسي در الگوهاي فيلم‌هايمان آگاهيم نبايد اين عمل را ساده فرض کنيم و گمان کنيم هيچ قانوني برايش وجود ندارد، زيرا اگر هيچ قانوني در کار نبود، محال بود هاليوود، مدام پاي مخاطبانش را به سينماها بکشاند.

3-1-5. انتخاب انيميشن
در بحث از اينکه چرا اصلاً انيميشن را پاية اين تحقيق موردي قرار داده و چرا از ميان آثار سينمايي دست به انتخاب نزده‌ام، دليل اصلي اين بود که انيميشن ذاتاً ويژگي‌هايي دارد که آن را براي مخاطب جذاب‌تر مي‌کند و چون بحث اصلي ما مرتبط با همين نکته است به انيميشن‌ها روي آورده‌ام. به طور خلاصه ماهيت برتري انيميشن بر فيلم‌ها (البته فيلم‌هايي که در آنها از تکنيک انيميشن رئال بهره گرفته نشده باشد) اينستکه تک‌تک فريم‌ها کاملاً تحت کنترل اعضاي سازندة اثر مي‌باشد. بگذاريد مثالي بزنم: از يک انيماتور انتظار مي‌رود شخصيت صحنة ده ثانيه‌اي را به گونه‌اي انيمه کند که نه تنها با بازي بهترين بازيگران جهان برابري کند بلکه از آنها برتر نيز باشد و اين انتظار هرگز از يک انيماتور، انتظار زيادي نيست (البته در صورتي که زمان و بودجه و امکانات لازم را در اختيار او قرار داده باشيم). زيرا که يک انيماتور مي‌تواند حتي تا سالها بر روي اين ده ثانيه تمرکز کند و تک‌تک فريم‌هاي انتخابي خود را در هر وقت که بخواهد بچيند، حذف يا اضافه کند و يا تغيير دهد. اما يک بازيگري که در مقابل دوربين فيلم‌برداري قرار مي‌گيرد تنها در همان لحظه امکان بروز همان عمل را دارد و ديگر بر تک‌تک فريم‌هاي خود آن‌چنان کنترلي نخواهد داشت. ساده‌تر بگويم اگر صد بار بهترين بازيگر جهان را مقابل دوربيني قرار دهيد در همان صد برداشت صد فريم برتر در زمانهاي متفاوت از او خواهيد ديد که اگر از بازيگر بخواهيد در برداشت صد و يکم تمام فريم‌هاي برتر اين صد برداشت را يکجا جمع کند و ارائه دهد او نخواهد توانست اينچنين عملي انجام دهد.

3-1-5-1. انتخاب دو اثر
در تحقيق موردي هر چه تعداد موارد بالاتر بروند، اعتبار تحقيق نيز افزايش خواهد يافت. از طرف ديگر تحقيقات دانشجويي از محدوديت‌هايي برخوردارند که اکثراً مهمترين آنها کمبود اطلاعات علمي دانشجو و کمبود زمان مي‌باشد. براي همين در اين تحقيق به همين دو اثر اکتفا مي‌شود و سعي مي‌کنم از همين‌ها نتيجه‌گيري‌هاي قابل قبولي ارائه دهم.
نام دو اثري که انتخاب شده‌اند از اين قرار است:
How to Train Your Dragon (2010) چگونه اژدهايتان را تربيت مي‌کنيد Brave (2012) شجاع‌ “بي‌پروا” ايد
بايد اعتراف کرد آثار انبوهي در غرب وجود دارند که همگي مي‌توانند مواردي براي گرفتن تأييدات نظريه‌هاي اين تحقيق باشند. ولي در هر تحقيق مجبوريم از ميان آنها دست به انتخاب بزنيم و تنها به مقدار محدودي که توانايي بررسي آنها را داريم نظر بياندازيم. دليل انتخاب اين دو اثر اولاً به خاطر آن بود که مخاطب آنها در درجة اول نوجوانان مي‌باشند، زيرا بسيار آثاري ديگر هم وجود دارند که مخاطب آنها در درجة اول کودکان هستند. در ضمن اين اثرها از رتبه و فروش خوبي نيز برخوردار بوده‌اند. از آنجا که يکي از اهداف اصلي اين تحقيق يافتن مؤلفه‌هاي جذب کنندة مخاطب است (تا بررسي کنيم چگونه مي‌توان از آنها در الگوي ديني استفاده کرد) معيار فروش اين آثار از اهميت بالايي برايمان برخوردار بود، زيرا که فروش بالاي يک اثر مي‌تواند تا حدودي دليل خوبي بر موفق بودن آن اثر در جذب مخاطبان باشد.
3-1-5-2. بررسي تنها قسمت هاي مهم دو اثر
از اين دو انيميشن سکانس‌هايي انتخاب مي‌شوند که نويسنده گمان مي‌کند مي‌تواند از نشانه‌هاي موجود در آنها تأييداتي بر نظرات خود بيابد. محدود کردن اينچنيني مزايا و معايب خاص خودش را دارد، در عين آنکه باعث مي‌شود امکان تحليل عميق‌تري را داشته باشيم اين امکان نيز به وجود خواهد آمد که حالاتي را از قلم بيندازيم. براي رفع اين عيب نگارنده هميشه تلاش خواهد کرد با مرور کل فيلم، آگاهي خود به کليت فيلم را نيز حفظ کند.

3-2. چند نکته
قبل از شروع تحليل اجازه دهيد چند نکته را که به نظرم بسيار مهم هستند در اينجا مطرح کنم:

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان انتقال اطلاعات Next Entries منابع تحقیق درباره دانشگاه ارومیه، استراتژی ها، عوامل داخلی