پایان نامه با کلید واژگان روزنامه اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

نهضت شرق به رهبری سید ابوالمعالی کاشانی اعلامیه ای در طرفداری از شاه صادر و خواهان این بود که جلوی هرج و مرج گرفته و جلوی سفر شاه گرفته شود.342
جبهه آزادی ارگان حزب ایران یکی از شرایط کاشانی برای سازش و همکاری با دربار در اسفند ماه را این می داند که بعد از شکست مصدق اداره موقوفات فارس ، خراسان ، قم و شاه عبدالعظیم به اختیار خودش گذاشته شود.343
تعزیه گردانان ، شروران و چاقوکشانی مانند شعبان بی مخ که با مکی و بقایی و کاشانی پیوند داشتند و گروهی به رهبری طیب حاج رضایی و حسین رمضان یخی که به دستور بهبهانی بودند344 در پیشاپیش تظاهرکنندگان ضد مصدقی قرار داشتند آنها به مصدق فهماندند که محدود کردن قدرت شاه ، نتیجه ای معکوس دارد.
شعبان بی مخ در خاطرات خود نوشته است:
روز 9 اسفند خدمت شما عرض کنم که ما اول صبح رفتیم خونه کاشانی, درست یادمه. اون حاجی(محسن) محرر بود, امیر موبور بود, احمد عشقی بود و حاجی حسین عالم بود و یه عده ای دیگه. آیت الله کاشانی گفت: « برین شاه داره از مملکت بیرون میره, برین نذارین شاه بره» گفت:: « اگه شاه بره عمامه ی مام رفته!»345
برخلاف بهبهانی که از عواقب سفر شاه پریشان بود ، کاشانی فرصت مناسبی یافته بود که انتقام خود را از مصدق(بخاطر شکست اخیرخود درمورد اختیارات) بگیرد، نمايندگاني از بازار با آيت الله کاشاني و بهبهاني ملاقات مي کنند و بر حسب نظر ايشان تصميم به تعطيل کردن بازار مي گيرند. آيت الله بهبهاني به اتفاق بهاءالدين نوري و سيد جلال الدين, حدود نيم ساعت بعد از ظهر وارد کاخ مي شوند تا با شاه ديدار کنند.
ملکه اعتضادي رهبر “جمعيت ذوالفقار,” به همراه اعضاي خود که از “جوانان قبايل مختلف ايران و پسران رجال ديني” بودند, بخشي از تظاهرات جلوي کاخ را به عهده داشت. آنتونی ایدن وزیر خارجه انگلیس در مورد 9 اسفند از نقش کاشانی و افسران بازنشسته در حمله به خانه مصدق نوشته346، کاشاني توانست از طريق عوامل قلدر و چماق به دستاني که تحت امر بقايي و قنات آبادي بودند, عده‌اي را بسيج کرده و به مقابل خانه شاه بکشد. او همچنين در مقام رئيس مجلس, مي خواست بر شاه فشار گذارد تا مملکت را ترک نکند. مي توان ادعا کرد که در روز 9 اسفند, هماهنگي دقيقي ميان کاشاني و بهبهاني وجود داشت و اين دو به تقسيم کار بسيار موثر و کارآئي ميان خود دست يافته بودند.347روزنامه شاهد گزارش داد: صدای فریاد جمعیتی که به دستور کاشانی و بهبهانی در بیرون کاخ گردآمده بودند و شماری کفن پوش هم در میان آنان دیده می شد و پسر کاشانی و چند روحانی درپيشاپيش آنان بودند، در داخل کاخ سلطنتی به گوش رسيد.348 آیت الله بهبهانی ، میر اشراقی ، سرلشگر گرزن و سپهبد شاه بختی از افسران بازنشسته رهبری مردم را به عهده گرفتند آنها در سخنرانی ها مردم را تحریک می کردند ” ای مردم اعلی حضرت می خواهد ازکشور خارج شوند باید تا ریخته شدن آخرین قطره خون مان مانع رفتن شاه شویم.349
در ضمن, مشهور بود که آيت الله بهبهاني با سفارت انگلستان روابطي دارد. در 21 آذر 1329, فواد روحاني به درخواست نورث کرافت گزارشي در مورد “علت ناخشنودي ايرانيان از انگليسي ها” تهيه مي کند. در اين گزارش, روحاني مي نويسد “يک نفر که مقام مهمي دارد به من گفت که او مطمئن بود که يک کلمه از طرف سفارت انگلستان به بهبهاني کفايت مي کند که او را از مسيري که اتخاذ کرده است منصرف کند”.350
بهبهاني و کاشاني عملاً قصر شاه را با افراد خود محاصره کرده و او را به نام حمايت از تاج و تخت, زنداني کرده و اجازه تکان خوردن به وي نمي دادند. در ساعت 3 بعد ازظهر شاه مجبور شد از پشت در کاخ اختصاصي براي اجتماع کنندگان صحبت کند. مردم نيز با شعار “زنده باد شاه” از او استقبال کردند. شاه از پشت ميکروفون خطاب به آنها گفت, که اگر چه از مدت ها پيش به علت معالجه قصد عزيمت به خارج از کشور را داشته, اما حالا که مي بيند مردم از رفتن او “ممانعت” مي کنند, “چاره اي” جز به تأخير انداختن سفر خود ندارد.
مهاجمين با جيپ بهداري به در خانه مصدق حمله مي برند. اما شاه از اين رويداد مضطرب مي شود و وزير کشور, وزير دربار و افسراني را که در کاخ بودند موظف مي کند تا هر چه زودتر مردم را متفرق کنند.
حدود ساعت چهار بعد از ظهر که جمعيت همچنان درصدد ورود به منزل مصدق بودند, رضوي نايب رئيس مجلس, به منزل کاشاني مي رود و از او مي خواهد تا اعلاميه اي صادر کرده تا مردم از جلوي منزل مصدق متفرق شوند. کاشاني هم بلافاصله آيت الله موسوي را به در خانه مصدق مي فرستد تا مردم را از تظاهرات منع کند. کاشاني همچنين اعلاميه اي منتشر مي کند که, “برادران عزيز, مسموع شد عده اي به در خانه جناب آقاي دکتر مصدق حمله نموده اند. خواهشمندم متفرق شويد و از تعرض خودداري نمائيد. جناب آقاي موسوي را براي ابلاغ اين مطلب فرستادم”351. چنين به نظر مي رسد که يا شعبان جعفري آنچنان گرم عمليات خود بوده است که از فرمان کاشاني در مورد عدم تعرض به منزل مصدق سرپيچي مي کند و يا اعلاميه کاشاني, جنبه اي ظاهري داشته و قرار نبوده است که عناصر فعال آن روز که هدف اصلي خود را مي دانستند, با اين گونه اعلاميه ها برنامه خود را تغيير دهند.
ساعت 8 و 20 دقيقه شب, پس از تشکيل دادن هيئت دولت در ستاد ارتش, دکتر مصدق با پيژامه و کفش سرپائي وارد بهارستان شد تا در جلسه خصوصي مجلس شرکت کرده و به سوالات نمايندگان پاسخ دهد… مصدق رشته سخن را به دست گرفت و به سه مطلب عمده اشاره کرد. اول اينکه او به وسيله علاء پيغام داده بود که براي ادامه زمامداري خود مجبور است دست به رفراندوم زند و دوم اينکه, شاه پيشنهاد مي کند که مي خواهد جهت معالجه کشور را ترک کند. او پس از ارائه شمه اي از تعرض چاقوکشان به منزلش به سومين و مهم ترين مطلب نطق خود مي‌رسد. مصدق مي گويد, “اکنون به آقايان نمايندگان محترم عرض مي کنم که 48 ساعت وقت داريد که به جاي من نخست وزير ديگري انتخاب کنيد و اگر تا پايان اين مهلت که به خاطر جلوگيري از هرج و مرج عنوان نخست وزيري را قبول کرده ام مجلس فکري نکند من طي پيامي به همان ملتي که مرا نخست وزير کرده است جريان را مي گويم, زيرا من نخست وزير ملت هستم نه نخست وزير شاه و مجلس”.352
تعطيل بازار و اعتصاب عمومي در دفاع از مصدق, تيغ برنده اي بود که مردم را در حالت آماده باش عمومي قرار مي داد و در عين حال حامل اين پيام براي کاشاني بود که آنچه پايگاه سنتي او به حساب مي آمد, اکنون در اختيار مصدق قرار گرفته بود. در مجلس هم “فراکسيون نهضت ملي” از مصدق خواست تا از تمامي قدرت قانوني خود “براي خنثي کردن نقشه هاي خائنانه که به تحريک بيگانگان و پاره اي از عمال نشان دار آنها ترتيب داده شده” بود, فوراً استفاده کند.
وی در بیانیه‌ای از همکاری مردم با روحانیت در ممانعت از سفر شاه تشکر کرد و تذکر داد که به گمانش سفر شاه به خارج صرفا به تشنجات موجود در مملکت می‌افزاید. وی عین همین مطلب را در نامه‌ای به شاه نوشته بود. مصدق از تحولات نهم اسفند به خشم آمده بود، به ‌ویژه از نقشی که به گمانش آمریکا در تحولات آن روز بازی کرده بود، سخت ناراضی بود، اندکی پس از ترک کاخ و دیدار نیمه‌تمام، اما پر حادثه با شاه، مصدق با هندرسن ملاقات کرد. به گفته هندرسن، مصدق عصبانی بود و حال مزاجی‌اش هم مناسب نبود و می‌گفت: «به دردسر شدید دچار شده است.» هندرسن کوشید که مصدق را از تلاش برای بیرون راندن شاه از مملکت منصرف کند.  مصدق در جواب به لحن تند و گزنده به توطئه‌های دربار علیه دولتش اشاره کرد و می‌گفت: همه کسانی که آن روز صبح در مجلس جلسه تشکیل داده‌اند و به تصویب مصوبه‌ای در دفاع از شاه کمک کردند، عمال انگلیس بودند و در برخی موارد دیگر مخالفان خود را خائن، چاقوکش و عامل بیگانه خوانده‌بود. 353
پس ازاین وقايع, مصدق در پشت يک جلد کلام الله مجيد که نزد شاه فرستاده بود نوشته بود, “دشمن قرآن باشم اگر بخواهم برخلاف قانون اساسي عمل کنم و همچنين اگر قانون اساسي را نقض کنند و رژيم مملکت را تغيير دهند من رياست جمهور را قبول نمايم.”354
پخش فوري خبر مسافرت اختياري شاه به عنوان مسافرتي تحت فشار و نهايتاً “استعفاي شاه”, ترفند هوشمندانه اي توسط مخالفان مصدق بود تا به مردم چنين القاء شود که شاه زير فشار مصدق و در مخالفت با نخست وزير خود, مي خواهد تاج و تخت را رها کند.
کاشانی در پیام خود که از طریق ساواک برای شاه فرستاد در سال 1340 ، یادآور شد که شاه پرست نیستم ولی به شاهنشاه ایران کمال علاقه را داشته و دارم و می دانم که برهم خوردن وضعیت فعلی با نیستی و نابودی ایران و امثال من برابر است ، کما اینکه در اسفند ماه 1331 که علیحضرت قصد عزیمت از ایران را داشتند ، اقدامات و تلفن های من بود که باعث تجمع افرادی در کاخ گردیده و مانع عزیمت شاهنشاه به خارج از کشور شدیم. اگر اقدامات و سخنرانی های موثر بقایی نبود دکتر مصدق خودخواه و خودرای بی سواد ، همان روزها این مملکت را به وادی نیستی می داد.355
روزنامه ها عکسی از علما و حجج اسلام چاپ کرد که روز عید 1332 در کاخ مرمر به حضور شاه شرفیاب شده بودند و نوشتند امسال اجتماع آقایان علما بیش از سنوات قبل بود در حالی که مصدق به دیدن شاه نرفت و از 130 نماینده 29 نفر در مراسم حاضر شدند در این مراسم ابتدا آیت الله حاج شیخ بهاء الدین نوری از طرف عموم علمای اعلام تبریک گفت و از خداوند مسئلت کرد که در سایه قدرت و عظمت شاه دشمنان مملکت را نابود فرماید و آنگاه دیگر آقایان به حضور شاه معرفی شدند آیت الله حاج میرزا عبدلله تهرانی (چهل ستونی) هم سخنرانی نمودند و از زحمات آیت الله بهبهانی در انصراف اعلیحضرت از مسافرت تقدیر کرد ، هرچه روابط مصدق و شاه سردتر می شود برگذاری روابط شاه و روحانیت افزوده می گشت هر چه اختلاف دولت و شاه بیشتر می شد تظاهر دربار به دوستی با روحانیت بیشتر می گردید، شاه می گفت حضرت علی را در خواب دیدم که شمشیر بر کمرم بست و من یقین حاصل کردم که به سلطنت بازخواهم گشت و نذر کردم زیارت امام رضا بروم،356 در روز عید شاه اعلام کرد که برای زیارت ارض اقدس به مشهد مشرف خواهد شد در روز دوم فروردین هم شاه با موافقت آیت الله بروجردی ، بهبودی از طرف شاه به قم رفت و در آنجا به منزل مرحوم آیت الله حجت و مرحوم آیت الله خوانساری رفت و خلعت هایی که از طرف شاهنشاه برای بازماندگان این دو آیت الله ارسال شده بود تقدیم کرد در این مراسم نمایندگان بروجردی و جمعی از اهالی مردم حضور داشتند در 9 فروردین به مناسبت میلاد حضرت علی ، مجلس جشنی در آرامگاه رضاشاه با حضور جمعی از علما و افسران تشکیل شد و پس از وعظ و منتخب خوانی به سر مقبره مرحوم اعلیحضرت فاتحه خواندند در همین روز هم از طرف دولت مراسم ترحیمی به مناسبت فوت آیت الله سید مرتضی خسروشاهی برگزار شد و عموم علما و رجال و طبقات در آن حضور داشتنددر شماره دهم فرودین روزنامه اطلاعات عکس آیت الله عبدالله تهرانی و بهبهانی و آیت الله شیخ بهاء الدین نوری را در کنار حسین علاء وزیر دربار چاپ نمود که در آن مجلس ختم شرکت کرده بودند نماینده مجله مصور چاپ قاهره در تهران به دیدار کاشانی رفت و علت مدافع شاه شدن وی را پرسید که آیت الله پاسخ داد شاه فعلی 12 سال است که سلطنت می کند و من تا کنون به دیدارش نرفتم چیزی که هست این است که مسافرت شاه با آنکه مصدق مایل بود ، موجب فتنه و فساد در ایران می شد به این جهت مانع از مسافرت وی شدم ، شاه فاسد و هوسباز و یا دیکتاتور و مستبد نیست شاه یک مرد تربیت شده عاقلی است .در 22 فروردین بهبهانی به دیدن مصدق رفت و از وی خواست دوستانه مسائلش را با شاه حل کند. 357
مصدق معتقد بود که, هدف توطئه 9 اسفند, از بين بردن شخص او توسط “عده‌اي از دربار و علماء و افسران و بعضي از اعضاي جبهه ملي” بود. ادوارد سابلیه نویسنده ی فرانسوی در این مورد مقاله ای منتشر ساخت : کاشانی می خواست به وسیله ی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان قانون اساسی، مجلس شورای ملی، ابراهیم گلستان، آسیب پذیری Next Entries پایان نامه با کلید واژگان میانجیگری، سکولاریسم