پایان نامه با کلید واژگان روانشناسی، ناخودآگاه، بیماری روانی، جنس مخالف

دانلود پایان نامه ارشد

، بلندی مقام و مرتبه را هم می رساند، چنانکه گفته می شود: « شخصیت های علمی » ، « شخصیت های کشوری» ، لشکری، …. (سیاسی،1385،چ2، 7)

1-1-1-3- تعریف روانشناختی شخصیت
از شخصیت در علم روانشناسی ، تعاریف مختلفی ارائه شده است در برخی از این نظریه ها اهمیت فراوان به ناخودآگاه داده شده است و پیرامون آن معتقدند که آدمی از انگیزه های واقعی رفتار و اعمال خود بی اطلاع است، زیرا آنها در شعور باطن یا ناخودآگاه هستند.
آقای گوردون آلپورت یکی از نخستین روانشناسانی که در زمینه شخصیت انسانی، مطالعات گران بهایی انجام داده است . شخصیت را به شرح ذیل تعریف می کنند:
« شخصیت عبارتست از سازمان پویای سیستم های فیزیکو- روانی هر انسان که نحوه سازگاری متمایز و مشخص او را با امکانات محیط زندگی شخصیتش تعیین می کند.» (الطانی،پیشین، 105)
در این تعریف منظور از به کارگرفتن لفظ «پویا» مشخص کردن ماهیت متغیر شخصیت و تاکید بر روی دگرگونیهایی است که از نظر کیفی در رفتار فرد ایجاد می شود. و منظور از لفظ «سازمان» در تعریف فوق مجموعه صفات انتزاعی که به طور ساده پهلوی یکدیگر قرار گرفته نیست بلکه شخصیت یک فرآیند ترکیبی است که افراد سازنده آن بر روی یکدیگر بسیار موثرند.
و غرض از سیستم های فیزیکو – روانی، همه عادات، نگرشها، ارزشها، عقاید، حالات عاطفی احساسات و محرکهایی است که دارای ماهیت روانی ولی اساس عصبی – غددی یا فیزیکی هستند.

1-1-2- اجزای شخصیت
1-1-2-1- ساختار شخصیت
فروید که او را به پدر نظریه های مربوط به شخصیت لقب داده اند، شخصیت آدمی را مرکب از سه سیستم می داند:
1. نهاده که تابع اصل لذت و خوشی است
2. من، که از اصل واقعیت تبعیت می کند و بخش منطقی و عقلانی شخصیت آدمی است
3. من برتر، که جنبه وجدانی و اخلاقی شخصیت آدمی است که نمودار شخصیت اجتماعی است.
این سه سیستم فوق الذکر ظاهرا جدا از هم به نظر می آیند ولی واقعیت این است که با هم کار می کنند و رفتار آدمی تقریبا نتیجه عمل هر سه آنهاست.

1-1-2-2- مراحل شکل گیری شخصیت
در پنج سال اول زندگی ، آدمی از چند مرحله مختلف می گذرد. بعد از آن قریب شش سال در حال خمود و آرامش نسبی می ماند. با ظهور دوران نوجوانی ، حرکات تحولی شدت می یابند و این شدت تا دوران سالمندی ادامه دارد. و از آن پس شخصیت ثبات نسبی حاصل می کند.
فروید در این تقسیم بندی بیشتر به عامل جنسی ، که به عقیده او مهمترین عامل تشکیل دهنده شخصیت یا به عبارتی دیگر، مهم ترین انگیزه رفتار آدمیان است ، توجه داشته است. هر یک از مراحل پنج سال اول زندگی از جهت حساسیت جنسی یا انرژی حیاتی بنام یکی از منطقه های مخصوص بدن خوانده شده است . این مراحل عبارتند از :
مرحله دهانی – مرحله مرزی – مرحله عفو جنسی – مرحله شهوی

الف- مرحله دهانی
نوزاد ناراحتی را که بر اثر گرسنگی پیدا می کند با به کار انداختن لب و دهان و مکیدن پستان مادر (یا پستانک) از بین می برد و لذت حاصل می کند و بدین جهت این مرحله، « مرحله دهانی» خوانده شده است و دوره این مرحله تا یک سالگی است. (سیاسی،1384،چ4، 30 و 31)

ب- مرحله مرزی (نشیمن گاهی )
غذایی که کودک خورده است چون هضم شود و تفاله آن در قسمت پایین دستگاه گوارش تراکم گردد، کودک دچار تنیدگی و ناراحتی می شود و برای رفع این ناراحتی و کسب خوشی، بدون ملاحظه زمان و مکان ، بی درنگ آن را دفع می کند زیرا او فقط تابع اصل لذت است و از اصل واقعیت بی خبر است و هنوز نیاموخته است که عمل تخلیه را نباید بی درنگ انجام داد. بلکه گاهی باید آن را به تاخیر انداخت و موکول به موقع و مکان مناسب نمود. (همان، 32 و 33)

ج- مرحله عفو جنسی
پس از مرحله مرزی، کودک گویی برای جلب لذت به جستجوی نواحی دیگري از بدن خود- مانند گوش، چشم، ناف و عفو جنسی – می پردازد و ازمالش دادن آنها احساس لذت می کند. علاقه مندی و محبت او نسبت به دیگران بیشتر از این جهت است که آنها کمک می کنند به اینکه او اینگونه لذت بدنی حاصل کند. کودک در این جستجو، سرانجام عفو جنسی خود را از جاهای دیگر بدن حساس تر می یابد. از این رو این مرحله، « مرحله عفو جنسی» نام گرفته است. تصورات و خیالبافی هایی که این لذت را همراهی می کنند، موجب تمایل او نسبت به افراد خانواده و ظهور «عقده ادیپ» می گردند. (همان، 33 و 34)

د- مرحله شهوی
کودک به گفته فروید از سن هفت سالگی تا یازده سالگی از نظر جنسی ، یک دوران رکود و آرامش را می گذراند و خواهشهای غریزه جنسی او در حال واپس زدگی به سر می برند. پس از آن دوره ای دیگر از رشد جنسی آغاز می شود و طی آن کودک برای کسب لذت، کمتر به خویشتن می پردازد، بلکه توجیهش بیشتر به خارج از خود و به دیگری- نخست به هم جنس و بعد به جنس مخالف- معطوف می گردد. در این حال خواهشهای جنسی که ناشی از نهاد هستند شدت مخصوص می یابند. (همان، 34 و 35)

عقده ادیپ
نوزاد، مادر را اولین کسی می داند که به رفع احتیاجات و نیازمندیهای او می پردازد، به او غذا می دهد، تر و خشکش می کند. این مسائل باعث می گردد که او به تدریج ، مادر را از خود و خود را از مادر بداند و با او همانندی پیدا کند. کودک بر اثر این احساس که وجودش بستگی به مادر و نیاز به توجه و مراقبت وی دارد، دلبستگی پیدا می کند و او را به شدت دوست می دارد.
کودک در خلال این مسائل، با بدن و اعضای بدن خود آشنایی پیدا می کند و متوجه عفو جنسی خود می گردد. پسر نسبت به پدر که گاه گاهی او را در آغوش می گیرد و مورد نوازش قرار می دهد محبت پیدا می کند. و چون او را نیرومند می بیند و از حیث ساختمان بدن و عفو جنسی همانند خود می یابد، مایل است به اینکه با او کاملا همانند و این همان شود. ولی بتدریج به خصوص پس از اینکه از شیر مادر گرفته شد، متوجه می شود که پدر قسمت زیادی از وقت و محبت مادر را به خود اختصاص می دهد. از این رو نسبت به او بدبین می شود و او را رقیب خود می داند، و از او تنفر حاصل می کند. به خصوص که پدر گاه و بی گاه و احیانا به خشونت به او ، امر و نهی می کند و از پاره ای کارها که زیان بخش یا ناپسند می داند – در صورتی که برای کودک لذت بخش هستند- باز می دارد و این دو گانگی عاطفی (مهر، کین) مدتی در کودک باقی می ماند تا اینکه کودک این بیم و هراس را پیدا می کند که مبادا ! پدر متوجه رقابت و نفرت او شده است و در مقام انتقام بر مي آید.

عقده الکترا
ظهور تصفیه عقده الکترا همانند ظهور تصفیه عقده ادیپ در پسران است، با این تفاوت که دختر در عین محبت نسبت به مادر و این همانی با او متوجه اختلافی که از حیث ساختمان بدنی با پدر وارد می شود و مادر را که از این حیث ، همانند خود اوست و از محبت و ناز و نوازش پدر بهره مند است، رقیب خود احساس می کند و ضمنا او را مسئول نداشتن عفو جنسی پسر می داند به این معنا که در دختر عقده اختگی نمودار می گردد. دختر نیز دچار دو گانگی عاطفی ( مهر و کین) می گردد. و این امر باعث تشویش و دلواپسی او می گردد. در اینجا هم « اصل واقعیت » با مکانیسم دفاعی « واپس زنی » مشکل را حل می کند و دختر تمایل جنسی به پدر را به ناخودآگاه می برد و خود را از ناراحتی و دلواپسی رها می سازد. با این همه باید دانست که رقابت دختر نسبت به مادر طولانی تر از رقابتی است که پسر نسبت به پدر دارد. و عقده الکترا پس از تصفیه شدن آثارش ، تا هنگام زناشویی و تولد فرزندان ، کمابیش باقی می ماند و از آن پس متوجه همسر و فرزندان می گردد.
لازم به ذکر است که تصفیه عقده ادیپ تقریبا در سن 5 یا 6 سالگی صورت می گیرد. عدم تصفیه این عقده یا ناقص بودن این تصفیه ، بعدها موجب ناراحتیها و اختلالات روانی خواهد بود. اما این عقده حتی در صورت تصفیه نسبتا کامل باز در شخصیت آدمی در تمام عمر کمابیش آثاری باقی می گذارد و در وضع و رفتار او نسبت به جنس مخالف و نسبت به صاحبان قدرت، (رئیس، فرمانده، سلطان و غیره ….) که قائم مقامهای پدر ، محسوب می شوند ، نمودار می گردد. (فدایی،1382، 40،39و 41)

1-2- مبانی نظری تحقیق
1-2-1- نظریه طبقه بندی شخصیت از روی خصوصیات جسمانی
برای شخصیت ، طبقه بندی های زیادی پیشنهاد شده است، قدیمی ترین طبقه بندی مربوط به بقراط و جالینوس می باشد. بقراط بدن آدمی را دارای 4 خلط، خون، بلغم ، صفرا و سودا دانسته و بین این 4 خلط و عناصر آب و باد و خاک و آتش ارتباط برقرار کرد و برای هر یک خصوصیاتی بیان داشته است. برای طبقه بندی شخصیت «لاوانر» از قیافه شناسی مدد گرفت و بعد از او عده ای دیگر مانند گال، لمبروزو ، یولا، پاندز، کرچمر و شلدن در مورد ارتباط صورت ظاهری با اعمال زیستی از یک طرف و حالات و فعالیت های روانی از سوی دیگر تحقیقاتی انجام دادند و نظریه هایی بیان داشتند که در اینجا از نظر روانشناسی و روان پزشکی کیفری به بررسی چند نوع از این طبقه بندی ها اشاره می کنیم. (طریقتی،1387-40،41)

1-2-1-1- طبقه بندی کرچمر
کرچمر، روان پزشک آلمانی ، سه اصل زیر را مبنای طبقه بندی شخصیت قرار داده است :
1- میان شکل بدن و صفات اصلی روان، همبستگی مثبت وجود دارد.
2- سلامت و ناسلامتی روان، با بهنجاری و نابهنجاریها، تفاوتشان کمی است نه کیفی
3- صفات اصلی شخصیت ، همان هایی است که به صورتی شدت یافته در بیماریهای پسیکو زمانیا کودپرسیو و اسکیزوفرنی مشاهده می شود.
کرچمر ابتدا افراد را به دو تیپ « فربه تان» و « لاغراندامان» تقسیم کرد و سپس یک تیپ دیگر به نام «سخت پیکران یا عضلانی » به آن افزود.
کرچمر از نظر آناتومی و روانشناسی افراد را به 4 طبقه تقسیم بندی کرده است :
الف- استینک که افرادی لاغر و قد بلند می باشند به عبارتی دارای تیپ استخوانی می باشند.
ب- پیک نیک که افرادی چاق و دارای قد کوتاه می باشند به عبارتی دیگر تیپ بطنی دارند.
ج- اتلتیک که افرادی عضلانی و قوی هستند و ورزشکار بوده و دارای تیپ سخت می باشند.
د- دیس پلاستیک که افرادی بیقواره هستند.( همان، 42 و 43)

1-2-1-2- طبقه بندی شلدون
«ویلیام شلدون » روی اصول فرضیه تیپ شناسی کرچمر به اتفاق دکتر « استیونس » و دکتر «توکر» ، خصوصیات جسمانی و شخصیتی گروه زیادی از دانشجویان خود را مورد مطالعه قرار دادند و با نتایجی که بدست آوردند، طبقه بندی شخصیت کرچمر را نپذیرفتند و نظریه خود را بر مبنای طبقه بندی شخصیت از روی خصوصیات لایه های «جنینی» پیشنهاد کردند. براساس این طبقه بندی، افراد به سه دسته آند و مورف ، مزو مورف و اکتو مروف گروه بندی شدند .

1-2-1-3- طبقه بندي هوتن
هوتن، انسان شناسی امریکایی از نظر آناتومی و جرم شناسی افراد را به 4 تیپ مختلف تقسم کرده و جرایم ارتکابی هر دسته را مشخص کرده است :
الف- بلند قد تنومند: جرایم ارتکابی این گروه بیشتر آدم کشی بدون سبق تصمیم است.
ب- بلند قد باریک : جرائم شان آدم کشی با سبق اندیشه است و بیماری روانی آنان معمولا اسکیزوفرنی می باشد.
ج- کوتاه قد تنومند: جرائمی نظیر آدم کشی، تجاوز و دزدی و هتک ناموس دارند و بیماری روانی آنان معمولا جنون ادواری است.
د- کوتاه قد باریک : جرائم ارتکابی آنان، آدم کشی ، دزدی اموال و راهزنی است.

1-2-2- نظریه طبقه بندی شخصیت برمبنای تعادل غدد داخلی و شیمیایی بدن
قدیمی ترین طبقه بندی شخصیت منسوب به بقراط و جالینوس است. (440 قبل از میلاد) . بقراط می پنداشت عناصر 4 گانه آب و خاک و باد و آتش ، در بدن خواص و آثاری دارند و این عناصر چهارگانه را با خون صفرای سیاه ، صفرای زرد، بلغم مطابقت می داد و برای هر یک صفات مخصوص مزاجی و روانی قایل بود و بر این گمان بود که مزاج های زیر با صفات روانی خاص مشخص می گردند:
-صفرا وی مزاج ها : افرادی باریک اندام ، اخمو، افسرده ، غمزده ، تندخو، زود خشم، جاه طلب و حسود می باشند.
– بلغمی مزاج ها: آرام با عضلاتی شل، زود آشنا، اجتماعی ، کم فعالیت ، کند ذهن، لاقید و بی درد هستند.
-سودا وی مزاج ها : سیاه چرده، دراز اندام، عصبانی ، مضطرب ، ناراحت و بد بین می باشند.
– دموی مزاج ها : ظاهری خوش آب و رنگ ، قوی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان دادرسی کیفری، ارتکاب جرم، شخصیت مجرم، شخصیت بزهکار Next Entries پایان نامه با کلید واژگان مسئولیت کیفری، اشخاص حقوقی، ارتکاب جرم، سئولیت کیفری اشخاص حقوقی