پایان نامه با کلید واژگان رسول خدا (ص)، نهج البلاغه

دانلود پایان نامه ارشد

ا روشن شود كه پيامبر (ص)در چه اوضاع و احوالي دعوت خود را شروع كرد و پايه گذار اولين دولت اسلامي شد،‌به همين منظور در اين بخش مطالبي را براي روشن شدن موضوع بايد عنوان كرد. آن مطالب عبارتند از:
1- مفهوم جاهليت و ويژگي‌هاي آن
2- اوضاع جغرافيايي عربستان
3- اوضاع فرهنگي عربستان
4- اوضاع اقتصادي عربستان
5- اوضاع سياسي و مذهبي عربستان
1-1-1-1- مفهوم جاهليت و ويژگي‌هاي آن
“پيش از هر سخني بايد محدوده زماني و مكاني دوره جاهليت را تبيين كرده و سپس به بيان ويژگيها و خصوصيات آن بپردازيم: از نظر زماني، دوران قبل از بعثت رسول خدا(ص) را، تا حدود 150 و حداكثر 200 سال، دوران جاهلي مي‌نامند. اما در نظر دقيق آنچه از حوادث نقل شده اين دوره را مي‌توان پذيرفت حوادثي است كه تا حدود عام الفيل يعني چهل سال قبل از بعثت رخ داده است. از حوادث پيش از آن تا حدود 200 سال، اشعار و اخباري نقل شده ولي درصد صحت آنها اندك است؛ در مورد تاريخ عرب قبل از اين دو قرن، شايد تنها در يك مورد قرآن اشاره دارد كه همان قضيه آمدن ابراهيم (ع) و اسماعيل و هاجر به وادي غير مزروعي18 مكه است. درباره محدوده مكاني منطقه‌ايي كه نام جاهليت بر آن نهاده شده بايد گفت كه، اين اسم براي اولين بار از طرف قرآن نسبت به دوران قبل از بعثت به كار رفته وليكن محدوده مشخصي را منظور نكرده است؛ قرآن بيشتر مصاديقي را كه از نظر معيارهاي قرآن غلط باشد كارهاي جاهلي محسوب مي‌كند.19”
“از بعضي آيات قرآن و احاديث معصومين عليهم السلام چنين استفاده مي شود كه پس از اسلام نيز جاهليت واقع شده وعده‌ايي از مردمان با ويژگيها و معيارها جاهلي در جامعه مسلمين ظاهر شده‌اند.20”
به عنوان مثال در آيه شريفه چنين آمده است:
“و ما محمدٌ اِلّا رسولٌ قد خَلَت من قَبله الرُّسُلُ اَفأِن ماتَ او قُتِلَ انقَلَبتُم علي اعقابِكُم وَ مَن ينقلِب علي عَقِبَيه فَلَن يَضُرَّ اللهَ شَيئاً و سَيَجزي اللهُ الشاكرين”21.
ترجمه: و محمد (ص) نيست جز فرستاده‌ايي كه پيش از او هم پيامبران گذشتند. آيا اگر او بميرد يا كشته شود عقبگرد مي‌كنيد؟ و هر كه عقبگرد كند،‌هرگز به خدا زياني نمي رساند، و خدا سپاسگزاران را پاداش خواهد داد. “
در حديثي از امام باقر عليه السلام، در همين مورد آمده است:
“همانا مردم، بعد از ارتحال رسول خدا (ص)به وضع اهل جاهليت برگشتند.22”
همچنين در حديثي از پيامبر اكرم (ص)نقل شده كه فرمود:
“من بين دو جاهليت بر انگيخته شده‌ام كه آخرين آنها بدتر از اولين مي‌باشد.23”
مرحوم علامه شعراني چنين گفته است:
“جاهليت اولي به اصطلاح امروز آن دوره توحش انسان است كه هنوز قواعد مدنيت را در نيافته خود را پاي بند احكام نساخته بود. در آن عهد مردان و زنان بر حسب غريزه حيواني با يكديگر معاشرت داشتند، و پس از آنكه قومي متمدن شدند و محاسن آداب، مكارم اخلاق و احكام و شرايع را پذيرفتند، هرگاه باز به توحش بازگردند و شرم و حياميان آنها ضعيف گردد و مراعات آداب نيكوفراموش شود، جاهليت ثاني است. بي عفتي و لاقيدي زنان از لوازم توحش نوع بشر است آن‌گاه كه زندگيشان نزديك به روش حيوانات بود، خداوند زنان را از آن گونه رفتار منع كرد.24”
اما درباره چيستي جاهليت بايد گفت كه:
“كلمه جاهليت از ريشه جهل گرفته شده است، اما اين دليل بر آن نيست كه مفهوم آن به معناي جهلي است كه در مقابل دانش و علم به كار مي‌رود. براي شناختن اين كلمه كه خود يك اصطلاح است بايد موارد استعمال آن را در همان دوران بررسي كنيم.25
همان‌گونه كه اشاره شد اين كلمه براي نخستين بار در قرآن به كار رفته است، لذا ابتدا موارد استعمال آن را در قرآن مرور مي‌كنيم. آياتي كه در آنها كلمه جاهليت آمده از اين قرار هستند:
“وَ قَرنَ في بُيُوتكُنَّ وَ لا تَبَرّجنَ تَبَرُّجَ الجاهليّه الاولي” و در خانه‌هايتان بمانيد و چنان كه در زمان پيشين جاهليت مي‌كردند،‌ زينتهاي خود را آشكار مكنيد.26
و در آيه ديگر آمد است:
“يَظُنّونَ بالله غيرَ الحَقِّ ظَنَّ الجاهليَّهِ” در مورد خداوندگمان غير حق دارند يك گمان جاهلي.27
و در ايه ديگري نيز چنين آمده است:
“اَفحُكمَ الجاهليّه يبغُون وَ مَن اَحسَنُ من الله حكماً لِقَوم يوقنون”
آيا حكم جاهليت را مي‌جويند؟ براي آن مردمي كه اهل يقين هستند چه حكمي از حكم خدا بهتر است.”28
و در جاي ديگر آمده است:
“اِذ جَعَلَ الّذين كفرُوا في قُلُوبهم الحَميّهُ الجاهليّه؛”
آنگاه كه كافران تصميمي گرفتند كه دل به تعصب، تعصب جاهلي بسپارند.29
كاربرد كلمه جاهليت در آيات فوق، نشان مي‌دهد كه قرآن برخي از كارهاي دوره جاهلي را، كه با معيارهاي واقعي اسلام سازگار نيست جاهلي دانسته و محكوم مي‌كند؛ قرآن زيور، عقايد و احكامي را محكوم مي‌كند كه جاهلي باشد، كما اينكه حميّت و تعصب موجود در نظام قبيله‌ايي را تعصب جاهلي مي‌داند.30″
در نهج البلاغه نيز جاهليت مورد انتقاد و توصيف قرار گرفته است از جمله حضرت علي عليه السلام مي‌فرمايد:
“همانا خدا محمد(ص) را بر انگيخت، تا مردمان را بترساند و فرمان خدا را چنان كه بايد، رساند.
آن هنگام شما اي مردم عرب! بدترين آيين (علي شرّ دين) را برگزيده بوديد، و در بدترين سراي خزيده (في شرّ دار)، منزلگاهتان سنگستان‌هاي ناهموار،‌همنشينان گرزه مارهاي زهردار. آبتان تيره و ناگوار، خوراكتان گلو آزار. خون يك ديگر را ريزان. از خويشاوند بريده و گريزان. بت‌هاتان همه‌جا برپا. پاي تا سر آلوده به خطا.31″
“همچنين در خطبه 126 مي‌فرمايد:
همچون بدخويان جاهليت مي‌باشيد كه نه در دين فهم دارند و نه شناساي كردگارند.
نيز در خطبه 95 مي‌فرمايد:
او را بر انگيخت، در حالي كه مردم سرگردان بودند و بيراهه فتنه را مي‌پيمودند، هوا و هوسشان سرگشته ساخته، بزرگي خواهيشان به فرو دستي انداخته، از ناداني جاهليت خوار، سرگردان و در كار نا استوار، به بلاي ناداني گرفتار. او كه درود خدا بر او باد،‌ خير خواهي را به نهايت رساند، به راه راست رفت و از طريق حكمت و موعظه نيكو، مردم را به خدا خواند.
روشن است كه در گفتارهاي مذكور، انحطاط فكري اعراب،‌در كنار خشونت طبيعي و انحطاط مادي و معنوي به تصوير كشيده است.32″
با بررسي اين موارد به اين نتيجه مي‌رسيم كه: “افعال و افكاري كه ناشي از جهالت و ناداني بوده و مخالفت با معيارهاي قرآني است، افعال و افكار جاهلي محسوب مي‌شود.33”
“به باور بلاشر، اسلام بر تمامي ويژگيهاي روحي عرب مانند مزاج جنگي، حساسيت عربي، قساوت در انتقام، و مسايلي چون شرب خمر، قمار بازي و آنچه در رديف آنهاست، صفت جاهلي را اطلاق كرده است.34”
“به عقيده جواد علي جاهليت به معناي سفاهت، حماقت، حقارت، و خشم و تسليم ناپذيري در برابر اسلام و احكام آن مي‌باشد.35”
“بعضي از نويسندگان، كلمه جاهليت را به لحاظ آن كه از ريشه جهل گرفته شده، در مقابل علم و دانش قرارداده و بر اين باورند كه اسلام اين كلمه را در مقابل علم و دانشي كه پيامبر بدان وعده داده به كار برده است.36”
اما در توضيح نهايي راجع به كلمه جاهليت بايد گفت:
“هر عمل خلاف و نادرست، چه نتيجه جهل باشد چه حاصل عدم حاكميت عقل برقواي انساني، به آن عمل جاهلي گفته مي‌شود كه در فارسي عوامانه كلمه “نفهمي” در برابر آن است؛ يعني اگر علم نداشته باشد عملي را انجام دهد، اين كلمه بر او صادق است.37″
بنابراين مي‌توان “جاهليت را مترادف با عقب ماندگي شديد دانست؛ اگر جامعه در ابعاد مادي و معنوي عقب مانده و به عبارت ديگر،‌نا به ساماني جدي داشته باشد، به تعبير قرآن جامعه جاهلي است.38”
2-1-1-1- اوضاع جغرافيايي عربستان
“تاريخ نويسان يوناني و رومي سرزمينهاي عربي را به نام آربيا39 مي‌شناسند. در حالي كه مورخان و جغرافيدانان عرب اين سرزمينها را جزيره العرب مي‌نامند.
اين نامگذاري در واقع جنبه مجاز ‌دارد، زيرا سرزمين عرب در حقيقت جزيره نيست، بلكه شبه جزيره است؛ ولي عربها شبه جزيره را جزيره نام مي‌نهند.
سرزمينهاي عربي را از آن رو جزيره نام نهاده‌اند كه پيرامون آن را درياها و رودها فرا گرفته، و اين سرزمينها را به صورت جزيره‌اي از جزاير دريا در آورده است.40″
“”شبه جزيره” عربي كه برخي از جغرافيدانان عرب، آن را جزيره ناميده‌اند، بزرگترين و پهناورترين شبه جزيره جهان است. اين شبه جزيره در منتهي اليه جنوب غربي آسيا واقع است و قريب سه ميليون كيلومتر مربع مساحت دارد.41″
اين شبه جزيره، به طور مستطيل غير متوازي الاضلاع است كه از شمال به فلسطين و صحراي شام؛ از مشرق به حيره و دجله و فرات و خليج فارس؛ از جنوب به اقيانوس هند و خليج عمان؛ و از مغرب به بحر احمر محدود مي‌شود. بنابراين،‌از طرف مغرب و جنوب به وسيله دريا،‌و از شمال و مشرق به وسيله صحرا و خليج فارس محصور شده است.42
در قديم اين شبه جزيره را به سه قسمت تقسيم كرده بودند:
1- قسمت شمالي و غربي كه حجاز ناميده مي‌شد؛
2- قسمت شرقي و مركزي كه صحراي عربي ناميده مي‌شد.
3- قسمت جنوبي كه يمن ناميده مي‌شد.43
“طبيعت مناطق مختلف سرزمينهاي عربي با يكديگر متفاوت است، بخش بزرگي از آن را صحرا تشكيل مي‌دهد كه آباديهاي ميان كوير، زمينهاي پست، و گودالهايي را كه آب باران در آن جمع مي‌شود و يا بر روي زمين جريان مي‌يابد، در بر مي‌گيرد اما درّه در آنجا كم است و تنها در اطراف شبه جزيره ديده مي‌شود. اختلاف آشكار در طبيعت جغرافياي سرزمينهاي عربي سبب شده است كه ساكنان آن به دو دسته تقسيم شوند: چادرنشينان كه اعراب نيز ناميده مي‌شوند، و در صحرا سكونت مي‌گزينند، و ساكنين شهرها كه به كشاورزي يا بازرگاني و پيشه‌وري اشتغال دارند، و اينها اهل مدر يا اهل حجر يعني شهرنشينان هستند.44”
به نظر گوستاولوبون،‌ فرق اساسي و كلي ميان اعراب همان فرقي است كه به شيوه زندگي آنان بر مي‌گردد و اعراب را به دو دسته بياباني و شهري تقسيم مي‌كند.45
يونانيان و لاتينيان جزيره العرب را به سه بخش تقسيم كرده‌اند:
“عربستان خوش بخت و عربستان بياباني و عربستان سنگي46”
1- عربستان خوش بخت كه سرزمين يمن و همه منطقه‌هايي را كه در كتاب‌هاي عربي به آنها جزيره العرب گفته مي‌شد، در بر مي‌گيرد. حدود شمالي آن چندان روشن نيست. از نزديكي شهر كنوني سوئز اغاز مي‌شود و با عبور از منطقه هاي بياباني و سنگي جنوبي به منطقه اهواز مي‌رسد.
2- عربستان بياباني؛ كه به صحراي شام گفته مي‌شد و همه بيابان‌ها و منطقه‌هاي صحرايي كه قبيله‌هاي صحرا نشين عرب در سراسر شبه جزيره زندگي مي‌كردند را در بر مي‌گرفت. منطقه‌هاي صحرايي عرب، به سبب كثرت بيابان‌ها در مركز و شمال و جنوب، بخش بزرگ از شبه جزيره را تشكيل مي‌داد.
3- عربستان سنگي اين سرزمين كه در شمال سرزمينهاي عرب و جنوب غربي صحراي شام واقع شده است. سومين بخش از سرزمين‌هاي عربي در تقسيمات يونانيان و روميان به شمار مي‌آيد. حدود اين منطقه چندان روشن نيست اما گفته مي‌شود كه محل دولت نبطيان (انباط) در قرون نخستين ميلادي بوده است.47
بخشهاي جزيره العرب:
عربهاي شهرنشين سرزمين خود را به پنج بخش بزرگ تقسيم مي‌كنند كه عبارتند از:
“تهامه، نجد،‌ حجاز، عروض و يمن.48”
1- تهامه
شامل منطقه باريك ساحلي مي‌شود كه به موازات درياي سرخ از يمن در جنوب،‌تا عقبه در شمال امتداد مي‌يابد و سلسله جبال سراه به عنوان بزرگترين كوههاي عرب، اين منطقه را از شبه جزيره جدا مي‌كند. تهامه از ريشه “تهم” به معني “شدت گرما و سكون بار” است و به دليل همين شدت حرارت و عدم تحرك هواست كه “تهامه” ناميده شده است.49
2- نجد
نجد فلات مياني در شبه جزيره عرب است و بين “باديه السماء” در شمال، دهناء در جنوب،‌و عراق در شرق،‌و حجاز در غرب واقع شده است.50
3- حجاز
حجاز ميان نجد و تهامه واقع شده است؛ و آن كوهي است كه از يمن آغاز مي‌شود و به شام مي‌پيوندد و چون ميان نجد و تهامه و مقابل ساحل امتداد مي‌يابد و بين آنها فاصله مي‌افكند بدين نام خوانده شده است.51
4- يمن
اين منطقه گسترده‌ايي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان فرهنگ نامه، عام و خاص، امام صادق Next Entries پایان نامه با کلید واژگان فرهنگ و تمدن، حجرالاسود