پایان نامه با کلید واژگان رسول خدا (ص)، نماز جماعت، نماز جمعه

دانلود پایان نامه ارشد

آنها پيشنهاد ثروت كلان، پيشوايي قبيله و پادشاهي قوم را با پيامبر در ميان نهادند. زراندوزان مكه، پس از نوميدي از اين تدبير به استهزاي پيامبر (ص) روي آوردند. درخواست انجام كارهاي فرابشري، پرسش‌هاي بي‌منطق و نامعقول، تهمت سحر و جنون و … شيوه‌هاي مبارزه سپاه جهل عليه شخصيت نبي‌اكرم (ص) بود.
13-2-3.اقدامات عليه بنيان فكري نهضت
كارسازترين سلاح رسول خدا (ص) در دعوت، پيام نهفته در آيات قرآن بود. قرآن دل‌ها را تسخير مي‌كرد و مشركان مكه را به واكنش وا مي‌داشت. بخشي از اقدام‌هاي آنان عبارت است از:
1. تحريم شنيدن قرآن.
2.ايجاد هياهو و جنجال هنگام تلاوت قرآن
3.اسطوره، افسانه و شعر شمردن قرآن
4.سرگرم كردن مردم به وسيلة معركه‌گيراني چون نضر بن حارث و نقل داستان‌هاي مردم‌پسند
5.ترديد در وحياني بودن قرآن
6.ترويج افسانه‌هاي منطق‌ستيزي چون افسانه غرانيق
14-2-3. اقدامات عليه حاميان نهضت
يكي از راه‌هاي جلوگيري از گسترش نهضت نوين اسلام و مخالفت با گرويدن به آن، دشوارسازي شرايط زندگي اسلام‌آورندگان و آزار آنان بود. چنين شگردي، كه پيش از اسلام نيز سابقه داشت دست كم دو اثر داشت: بازگشت تازه اسلام آوردگان به دامان كفر و شرك و كاهش يا از ميان رفتن گرايش به پيامبر (ص) در مردم عادي.
در اين موقعيت – كه فشار بر حاميان و هواداران نهضت روزافزون مي‌شد- پيامبر (ص) به عنوان سكان‌دار كشتي نهضت، با پيشنهاد هجرت به حبشه موافقت كرد. مهاجرت به حبشه در سال پنجم بعثت- كه در مرحلة اول يازده مرد و چهار زن در آن شركت جستند- از يك سو مي‌توانست روح اميد را در مسلمانان ستمديده تقويت كند و از سوي ديگر، راه را براي عمل به تكاليف اسلامي و استمرار تبليغ در خارج از مكه هموار سازد.
در مهاجرت دوم-كه پنهاني و بر اساس تجربه‌هاي مهاجران نخست و با فاصله چند ماه از هجرت نخست تحقق يافت- شمار فزون‌ترين از مسلمانان، براي حفظ ايمان و ماندن بر عقيدة توحيدي، آوارگي در سرزمين‌هاي ناشناخته را پذيرفتند. اقدام‌هاي مشركان قريش با سخنان هوشمندانة جعفر بن ابي طالب (نمايندة پيامبر) بي‌نتيجه ماند.
جعفربن ابي طالب آيات گزينش مريم و عظمت مسيح را- كه بي‌ترديد زاييدة رهنمودهاي حضرت رسول (ص) بود- تلاوت كرد. نجاشي با شنيدن ايات الهي دربارة عيسي، خود را به حمايت از مسلمانان متعهد دانست. به دليل بازگشت ناموفق نمايندگان قريش از حبشه و بروز هرچه بيشتر كاركردهاي اجتماعي و فرهنگي دين جديد، رهبران شرك، ترور ناجوانمردانة رسول خدا (ص) را در شمار برنامه‌هاي خود قرار دادند كه با وجود ابوطالب، نقشة ترور ناكام ماند و دشمنان دين به طرحي ديگر روي آورد.
15-2-3. انزواي سياسي و محاصره اقتصادي
مبارزة منفي راهي آسان براي به زانو درآوردن اقليت‌ها در هر جامعه است. زيرا برخلاف مبارزة عادي، به مقدمات چنداني نياز ندارد و با بسيج عمومي اجرا شدني است. سران قبايل و اشراف متنفذ قريش عهد‌نامه‌اي به تصويب رساندند و ضمن آويختن آن در كعبه، سوگند ياد كردند كه در صورت تسليم نشدن محمد (ص) در برابر خواسته آنان تا هنگام مرگ بدان وفادار باشند. بندهاي اين پيمان چنين بود:
1. بايد هرگونه خريد و فروش با هواداران محمد متوقف گردد.
2. ارتباط، معاشرت و پيوند زناشويي با مسلمانان ممنوع است.
3.جبهة مخالف محمد در تمام حوادث و پيشامدها بايد مورد حمايت قرار گيرد.
بدين ترتيب، به ناچار و با پيشنهاد ابوطالب، بني‌هاشم و بني‌عبدالمطلب تمام روابط‌شان را در محدوده شعب تعريف و متركز كردند. مسلمانان در اين دوران سه ساله، سخت‌ترين فشارهاي رواني و معيشتي را تحمل كردند. شدت فشار به اندازه‌اي بود كه آنها گاه ناگزير به خوردن چيزي روي مي‌آوردند كه ماهيت غذايي نداشت.
دربارة علت بازگشت قريش از پي‌گيري سياست قطع مراودة اقتصادي، سياسي و اجتماعي با مسلمانان، افزون بر پشيماني گروهي از امضاي پيمان‌نامه، مي‌توان به حضور ابوطالب (ع) در انجمن قريش اشاره كرد. او گفت: برادرزاده‌ام محمد مي‌گويد: موريانه پيمان‌نامه‌اي را كه در كعبه آويخته‌اند خورده و تنها نام خدا باقي مانده است. ببنيد اگر گفتارش راست است، محاصره را بشكنيد و اگر راست نمي‌گويد، او را به شمار خواهم سپرد. چون سراغ نامه رفتند، به درستي سخن پي بردند و با توجه به زمينه‌هاي پديد آمده، پيمان‌نامه را نقض كردند و محاصره را شكستند. بدين ترتيب نوادگان هاشم از زندان بزرگ بي‌سقف بيرون آمدند. فشار حوادث، گرسنگي‌هاي پياپي شعب، بيداري در شب براي پاسداري از جان رسول خدا (ص) و نگراني و اضطراب شديد روحي، زندگي ابوطالب را – كه عمرش از 80 گذشته بود- تهديد مي‌كرد و توانايي‌اش را از ميان برده بود؛ اما او هرگز از حمايت حضرت رسول (ص) دست برنداشت، پير روشن‌بين بني‌هاشم، حتي در آخرين لحظات و در بستر مرگ نيز هاشميان را به حمايت از رسول امين سفارش مي‌كرد.
درهمين سال خديجه، همسر بردبار رسول خدا (ص) نيز به سراي جاودان شتافت و پيامبر را در اندوه دوباره فرو برد؛ به گونه‌اي كه سال دهم بعثت را “عام الحزن” ناميد.(ابن هشام، 1418، ج1، ص399)
16-2-3. توفيق دعوت در مكه و زمينه‌هاي هجرت به مدينه
پيامبر به دنبال پايگاه و محيطي مستعد بود كه بتواند درونمايه‌هاي غني اعتقادي جمعيت نوآيين را كه در ديوارهاي متعصب نظام كهن جاهلي نمي‌گنجد، از بن‌بست خارج سازد و فضاي مناسبي براي بروز و ظهور آن فراهم آورد. از اين رو پيامبر (ص) به صورت آشكارتري براي تغيير حوزه جغرافياي دعوت و فراتر بردن دامنه دعوت از مكه، دوگونه اقدام انجام داد:
1. از طريق عرضه اسلام- دعوت به پرستش الله و روي‌گرداني از بت‌ها- بر قبايلي كه براي حج و تجارت به مكه مي‌آمدند، كوشيد آنان را به حمايت از خويش وا دارد؛ اما كمتر نتيجه گرفت و شدت عمل برخي از بزرگان قريش همچون ابوجهل و عموي پيامبر (ابولهب) چنان بود كه هر تازه واردي كه سخنان آن حضرت را مي‌شنيد، در اين انديشه فرو رود كه در صورت حمايت از پيامبر بايد با قريش، كه مخالف او هستند، درگير شود و اين كاري بود كه هيچ يك از شخصيت‌ها و قبايل، نه آن را در توان خود مي‌ديدند و نه به مصلحت خويش مي‌دانستند.
2. اقدام ديگر پيامبر رفتن به خارج مكه و تبليغ اسلام در نقاط ديگر بود. سفر به شهر طائف در شوال سال دهم بعثت اقدام مهم ديگر آن حضرت در جهت يافتن پايگاه در خارج از مكه ياد شده است. اگرچه رهاورد اين سفر تبليغي نيز خرسند كننده نبود، زمينة امضاي پيمان عقبة نخستين با برخي از مردم يثرب را فراهم آورد. (ابن هشام، 1418، ج2، ص49)
17-2-3. آخرين توطئه و هجرت پيامبر (ص) به مدينه
يثربيان كه خود پيشنهاد مهاجرت حضرت رسول(ص) را مطرح كرده بودند و با پيامبر (ص) بيعت كردند، خبر بيعت يثربيان و پيمان آنها به گوش سران شرك رسيد. شكنجه و آزار مسلمانان هر روز بيشتر مي‌شد. پيامبر خاتم (ص) كه وضع را چنين ديد، با پيام خداوند فرمان هجرت مسلمانان به يثرب را صادر كرد. بدين ترتيب همة مسلماناني كه به معرفت عقلي، رشد نفساني، طرد وسوسه‌ها و وابستگي‌هاي عاطفي رسيده بودند، مخفيانه و باكمترين زاد در مسير هجرت گام نهادند.
جبهة باطل به زودي دريافت كه يثرب پناهگاه مناسبي براي مسلمانان شده است. بنابراين در مهم‌ترين نشست مشورتي “دارالندوه” حضور يافتند. در اين مجمع سه نظريه مطرح شد:
1. به زنجير كشيدن و به سياه‌چال افكندن رسول خدا
2. تبعيد پيامبر به نقطه‌اي دوردست
3.كشتن پيامبر به وسيله نمايندگان كارآزمودة هر قبيله
سرانجام نظر سوم تصويب گرديد وافرادي از تمام قبايل آماده شدند تا شب هنگام حضرتش را نابود سازند. پيامبر خدا (ص) گنجينة اسرارش علي (ع) را فراخواند؛ امانت‌هاي مردم را به وي سپرد تا به صاحبانش باز گرداند و به او فرمود: در بسترم بخواب و روپوش مخصوص بر خويش بيفكن. در اين هنگام علي (ع) پرسيد: آيا شما جان سالم بدر خواهيد برد؟ پيامبر (ص) فرمود:‌ آري.
بدين ترتيب، علي (ع) با آگاهي از كشته شدن خود، مشتاقانه براي نجات جان مقتداي خويش و تقديم جان بر ايمان در ليله المبيت در بستر پيامبر خفت و رسول حق روانه هجرت شد. اين فداكاري آن قدر خالصانه و پراهميت بود كه مورد ستايش خداوند واقع شد.
پيامبر خدا (ص) در حالي كه آياتي از سوره “يس” را مي‌خواند، از منزل خارج شد و از بي‌راهه به طرف غار ثور كه در بيرون مكه بود، حركت كرد.ابوبكر كه از رويداد آگاهي يافت، در راه به پيامبر پيوست. (ابن هشام، 1418، ج2، ص109)
3-3. هجرت و نقش ديني، اجتماعي و سياسي آن
آنچه در آموزه‌هاي ديني بر آن تأكيد شده است، لزوم گسستن از جامعة جاهلي و تلاش براي پيوستن به جامعه‌اي متكامل و شرايطي تعالي‌بخش است…
اصولا فلسفة هجرت در قرآن و سنت پيامبر گوياي آن است كه انسان در هر جا و هر جامعه‌اي به طبيعت فطري و كمال باطني خويش دست نمي‌يابد. بنابراين، وظيفه يكايك افراد خواهان تكامل اين است كه از جامعه‌اي كه در آن ظلم، زشتي، انسان‌پرستي و … رواج دارد روي گردانند و به جمعي كه شرايط و زمينه يكتاپرست‌شدن و ماندن در آن بيشتر است، بپيوندند.
مطابق آيات قرآن هيچ فردي در يك وضعيت اجتماعي ظالمانه كه روابط سياسي، اقتصادي و اخلاقي آن بر مبناي ستم به حقوق عمومي استوار شده است. حق مسامحه و غفلت ندارد و نمي‌تواند به بهانة استضعاف در آن جامعه هضم شود. همين مضمون در بيان امام صادق (ع) در تفسير آية “يا عبادي الذين آمنوا إن أرضي واسعه فاياي فاعبدون.”؛ خانه و سرزميني كه در آن معصيت خداوند مي‌شود، جاي ماندن نيست.
بنابر تعليم اسلام براي مال‌اندوزي و سلطه‌جويي نبايد هجرت كرد، بلكه براي خدا يعني اقامه آيين و اشاعه شريعت وي بايد حركت نمود. پس اسلام هدف هجرت را از چپاول اقوام و تسلط بر سرزمين‌ها، به هدف معنوي برگرداند. چنانچه جهاد اسلامي يعني دفاع از حيثيت ديني و جان و مال مسلمانان نيز چنين است.
دو نكته كه در حاشيه مباحث هجرت توجه به آن اهميت دارد و به معناداري هجرت تأكيد مي‌كند و از لطايف اين سفر معنوي شمرده مي‌شود، اين است كه:
1- به اتفاق سيره و تاريخ‌نويسان با آنكه شهر مدينه كاملاً آماده استقبال از پيامبر بود به طوري كه هيچ خانه‌اي از خانه‌هاي انصار نماند، مگر آنكه در آنجا از رسول اكرم (ع) سخن مي‌رفت، پيامبر(ص) بر عكس بسياري از رهبران، به محض احساس خطر، پيش از پيروانش از دام بلا نگريخت و آنها را تنها در ميان مشكلات و سختي ها رها نكرد.بلكه پس از حركت مهاجران به مدينه تصميم به هجرت گرفت.
2- برخلاف بسياري از رهبران، اموالي را كه به رسم امانت نزد رسول (ع) سپرده بودند غنيمت نشمرد و به همراه خود نبرد؛ بلكه علي (ع) را در مكه گذاشت تا سپرده‌هاي مردم را بدانان بازگرداند، در حالي كه همه آن مردم و صاحبان امانت از پيروان وي نبودند.
1-3-3. تأسيس ملت و گسترش اسلام
رسول خدا (ع) روز دوشنبه در دهكدة قبا – در دو فرسخي مدينه – مورد استقبال گروهي از اهالي مدينه و مكه قرار گرفت و تا پايان هفته كه منتظر كاروان اهل بيت نبوت و ديگر مسلمانان بود، مسجدي بنياد نهاد.
شور و هيجاني خاص سراسر يثرب را ، كه ساكنانش سه سال در انديشة ايمان به رسول خدا به سر مي‌بردند، فرا گرفته بود و همه دربارة صفات نيك و اخلاق پسنديدة پيامبر سخن مي‌گفتند.
پيامبر خدا (ع) به هنگام ورود، احساسات انبوه مسلمانان اوس و خزرج را كه به افسار شتر چنگ‌زده بودند و مي‌كوشيدند افتخار ميزباني وي را به دست آورند، پاسخ داد: “زمام شتر را رها كنيد، حيوان مأمور است.” شتر كوچه‌ها را درنورديد و سرانجام در زمين دو يتيم زانو زد. وقتي زمين يتيمان براي زندگي غمخوار يتيمان برگزيد، انصار رضايت دادند تا حضرت به طور موقت در خانة ابوايوب، كه در كنار آن زمين قرار داشت به سر برد. حضرت پس از استقرار در خانة ابوايوب، به اقامة نماز جماعت پرداخت و در اولين خطبة نماز جمعه، كه با حضور انصار و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان رسول خدا (ص)، حضرت محمد (ص) Next Entries پایان نامه با کلید واژگان حضرت محمد (ص)، مسجد الحرام