پایان نامه با کلید واژگان رسول خدا (ص)، قضا و قدر

دانلود پایان نامه ارشد

رِزْقا إِلا بَسَطْتَهُ وَ لا خَوْفا إِلا آمَنْتَهُ وَ لا سُوءا إِلا صَرَفْتَهُ وَ لا حَاجَةً هِيَ لَكَ رِضًا وَ لِيَ فِيهَا صَلاحٌ إِلا قَضَيْتَهَا يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ، بارخدايا از تو مي خواهم آنچه باعث رحمت و وسايل حتمي مغفرت توست و بهره اي از هر نيکي و سلامتي از هر گناهي، بارخدايا هيچ گناهي برايم مگذار جز آنکه آنرا بيامرزي، و هيچ اندوهي جز اين که برطرف کني، و هيچ دردي جز آن که شفا دهي، و هيچ عيبي جز آن که بپوشاني، و هيچ رزقي جز آن که فراوانش کني، و هيچ ترسي جز آن که امانش بخشي، و هيچ بدي جز آن که بگردانيش، و هيچ حاجتي که در آن خشنودي تو و صلاح کار من باشد جز آن که برآوردهاش کني، اي مهربانترين مهربانان، اجابت فرما اي پروردگار جهانيان» (ص1040). «وَ عِزَّتِكَ يَا كَرِيمُ لَأَطْلُبَنَّ مِمَّا لَدَيْكَ وَ لَأُلِحَّنَّ عَلَيْك، سوگند به عزت تو اي بزرگوار که من از آنچه پيش توست ميخواهم و در اين باره پافشاري دارم» (جوشن صغير، ص174).
«هر انساني در همان آغاز تولدش، و در عهد كودكي و قبل از رشد و بلوغش مجهز به حرص شديد هست، و اين حرص شديد بر خير صفتي است كمالي كه اگر نبود به دنبال كمال و جلب خير و دفع شر از خود بر نمي‏آمد، هم چنان كه قرآن كريم فرموده: « وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ»48 » (تفسير الميزان، ج20، ص19). پس حرص صفتي ممدوح و از فضايلي است که خداوند براي تلاش در جهت بقا و رسيدن به کمال انسان آنرا فطري وجود وي گردانده است و انسان، خود بالاختيار ممکن است آن را در جهات منفي به کار برد و آن را به رذيله مبدل سازد. عدم معرفت، گاهي حق و باطل را بر انسان مشتبه مي گرداند و زخارف دنيوي که بر اساس صفت حرص انسان، در برابر او خودنمايي مي کنند، او را به حريص گشتن به دنياي فاني متمايل مي نمايند.
«صفت حرص … به عنوان نعمت و فضيلت خلق شده بود، و اين خود انسان است كه آن را از فضيلت بودن خارج مي‏كند و به صورت رذيله‏اش در مي‏آورد، از نعمت بودن خارجش ساخته به صورت نقمت در مي‏آورد، و مذمتي هم كه شده از حرص منحرف شده است نه حرص خدادادي، و يا به عبارت ديگر از حرص بشري شده است، نه حرصي كه خدا در بشر قرار داده. و استثناي مؤمنين هم نه از اين جهت است كه اين صفت در آنان وجود ندارد، بلكه استثناي آنان از اين جهت است كه مؤمنين حرص خود را به همان صورت كمال و فضيلت اصلي باقيش گذاشتند، و به صورت رذيله و نقمت مبدل نكردند» (همان، ص21).
«نمازگزاران» در قرآنکريم نمونهاي از افراد رشد يافته ميباشند. علامه طباطبايي در تفسير سوره مبارکه معارج، نمازگزاران را کساني معرفي مي نمايند که بهترين اعمال يعني « نماز» را به پا ميدارند و در آن تداوم دارند، به سائل و محروم انفاق ميکنند، عملاً و قلباً روز جزا را تصديق مينمايند (يعني سيره زندگيشان به گونهاي است که معتقدند همه اعمال نيک و شرشان جزا داده خواهد شد) و تصديق ايشان به معناي مراقبت است، که خدا را در همه اعمال ياد مينمايند، اگر آن عمل مورد رضايت او بود انجام داده وگرنه آن را ترک مينمايند (تفسير الميزان، ج20)؛ فقط اينهايند که ميتوانند صفت فطري حرص را در جهت طبيعي آن که حرص در بدست آوردن نيکيهاست هدايت کرده و از افتادن آن در وادي گمراهي حفظ نمايند. در زيارت اميرمؤمنان، زيارت روز عيدغدير از کتاب مفاتيح، خطاب به ايشان ميخوانيم: ‏«… قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعا، إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعا، وَ إِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعا، إِلا الْمُصَلِّينَ. فَاسْتَثْنَى اللَّهُ تَعَالَى نَبِيَّهُ الْمُصْطَفَى، وَ أَنْتَ يَا سَيِّدَ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ جَمِيعِ الْخَلْقِ، … ، خداي عزوجل فرموده: «براستي انسان حريص آفريده شده چون بدي به او برسد بيتابي کند و چون مالي بدستش رسد دريغ کند مگر نمازگزاران» پس جدا کرد خداي تعالي پيامبر مصطفي و همچنين تو را اي آقاي اوصيا از همه مردم … » (ص295) و همچنين در اين رابطه در ترجمة مفردات الفاظ قرآن مي خوانيم: «انسان ناشكيبا و حريص آفريده شده كه با هدايت عقل و ايمان در راه دفاع از خود و ناموس خود و كشور خود هر كسي بايستي ناشكيبا و ناآرام باشد و در راه علم و دانش حريص، اما غالبا اين دو نيرو در سختي‏ها انسان را بيقرار و بحالت جزع و زاري ميرساند و در شادي‏ها بخيل و خودباخته، مگر نماز گزاران …» (خسروي حسيني، 1375د، ص370). و در مقابل حرص، زهد قرار ميگيرد که زهد، « صبر از زياده رويهاي زندگي» (داورپناه، 1375ب، ص189) است.
در کتاب مفاتيح، بسيار ديده ميشود که انسان از خداي خويش که همه چيز در دستان قدرت و حکمت اوست، بهترينها و عظيمترين کمالات را طلب مي کند و در خواستن آنها حرص ميورزد و در بدست آوردن آنها کوتاهترين زمان را مي خواهد. در دعاي کميل بهترين و نابترين نعمتهاي معنوي و مادي درخواست مي شود: « إِلَهِي وَ سَيِّدِي فَأَسْأَلُكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِي قَدَّرْتَهَا وَ بِالْقَضِيَّةِ الَّتِي حَتَمْتَهَا وَ حَكَمْتَهَا وَ غَلَبْتَ مَنْ عَلَيْهِ أَجْرَيْتَهَا أَنْ تَهَبَ لِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ فِي هَذِهِ السَّاعَهِ كُلَّ جُرْمٍ أَجْرَمْتُهُ وَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ‏ وَ كُلَّ قَبِيحٍ أَسْرَرْتُهُ وَ كُلَّ جَهْلٍ عَمِلْتُهُ كَتَمْتُهُ أَوْ أَعْلَنْتُهُ أَخْفَيْتُهُ أَوْ أَظْهَرْتُهُ … أَنْ تُوَفِّرَ حَظِّي مِنْ كُلِّ خَيْرٍ أَنْزَلْتَهُ أَوْ إِحْسَانٍ فَضَّلْتَهُ أَوْ بِرٍّ نَشَرْتَهُ أَوْ رِزْقٍ بَسَطْتَهُ أَوْ ذَنْبٍ تَغْفِرُهُ أَوْ خَطَإٍ تَسْتُرُهُ يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَب … أَنْ تَجْعَلَ أَوْقَاتِي مِنَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً وَ بِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً وَ أَعْمَالِي عِنْدَكَ مَقْبُولَةً حَتَّى تَكُونَ أَعْمَالِي وَ أَوْرَادِي كُلُّهَا وِرْداً وَاحِداً وَ حَالِي فِي خِدْمَتِكَ سَرْمَدا … ‏ قَوِّ عَلَى خِدْمَتِكَ جَوَارِحِي وَ اشْدُدْ عَلَى الْعَزِيمَةِ جَوَانِحِي … حَتَّى أَسْرَحَ إِلَيْكَ فِي مَيَادِينِ السَّابِقِينَ وَ أُسْرِعَ إِلَيْكَ فِي الْبَارِزِينَ وَ أَشْتَاقَ إِلَى قُرْبِكَ فِي الْمُشْتَاقِينَ وَ أَدْنُوَ مِنْكَ دُنُوَّ الْمُخْلِصِينَ‏ وَ أَخَافَكَ مَخَافَةَ الْمُوقِنِينَ وَ أَجْتَمِعَ فِي جِوَارِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ … و اجْعَلْنِي مِنْ أَحْسَنِ عَبِيدِكَ نَصِيباً عِنْدَكَ وَ أَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ‏ وَ أَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ فَإِنَّهُ لاَ يُنَالُ ذَلِكَ إِلاَّ بِفَضْلِكَ وَ جُدْ لِي بِجُودِك… ، اي معبود من و اي آقاي من به حق آن نيرويي که مقدرش کردي و به فرماني که مسلمش کردي و صادر فرمودي و بر هر کس آن را اجرا کردي مسلط گشتي، از تو مي خواهم که ببخشي بر من در اين شب و در اين ساعت هر جرمي را که مرتکب شده ام و هر گناهي را که از من سرزده و هر کار زشتي را که پنهان کرده ام و هر ناداني که کردم، چه کتمان کردم و چه آشکار چه پنهان کردم و چه در عيان … و نيز بهره ام را سرشار گرداني از هر خيري که فرو ريزي، يا احساني که بفرمايي، يا نيکيهايي که پخش کني يا رزقي که بگستراني يا گناهي که بيامرزي، يا خطايي که بپوشاني، پروردگارا، پروردگارا، پروردگارا، … که اوقاتم را در شب و روز به ياد خودت معمور و آبادان گرداني، و به خدمتت پيوسته داري و اعمالم را مقبول درگاهت گرداني تا اعمال و گفتارم همه يک جهت براي تو باشد و حالم هميشه در خدمت تو مصروف گردد … نيرو ده بر انجام خدمتت اعضاي مرا و دلم را براي عزيمت به سويت محکم گردان و به من کوشش در ترس و خشيتت و مداومت در پيوستن به خدمتت عطا فرما، تا تن و جان را در ميدانهاي پيشتازان به سويت برانم و در زمره شتابندگان بسويت بشتابم و در صف مشتاقان، اشتياق تقرّبت را جويم و چون نزديک شدن مخلصان به تو نزديک گردم و چون يقينکنندگان از تو بترسم و در جوار رحمتت با مؤمنان در يکجا گرد آيم … و نصيبم را پيش خود بهتر از ديگر بندگانت قرار ده، و منزلتم را نزد خود نزديکتر از ايشان کن و رتبه ام را در پيشگاهت مخصوصتر از ديگران گردان که براستي جز به فضل تو کسي به اين مقام نرسد و به جود و بخشش خود به من جود کن … » (ص107 – 105). قرآن کريم پيامبر و «نوح» (تفسير الميزان، ج 8، ص224) عليهم السلام را نيز حريص معرفي ميکند: « لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَّحِيم‏» (توبه:128). «با اينكه هر آينه شما را رسولي از خود شما آمد كه ضرر و هلاك شما بر او گران است و او حريص است بر هدايت شما و به مؤمنين رءوف و رحيم است» (تفسير الميزان، ج 9، ص558). ميل و اراده پيامبران در هدايت بشر بسيار شديد بود و ايشان نيز در استفاده صحيح از اين صفت فطري سرآمد همة انسانها بودند. در کتاب شريف مفاتيح به عمل ائمه عليهم السلام در مبارزه با انحراف صفت حرص اينگونه اشاره گرديده است: «و أَنْتَ مُطْعِمُ الطَّعَامِ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينا وَ يَتِيما وَ أَسِيرا لِوَجْهِ اللَّهِ لا تُرِيدُ مِنْهُمْ جَزَاءً وَ لا شُكُورا وَ فِيكَ أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى وَ يُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون، و تويي که خوراندي طعام را با اين که دوست داشتي بر بينوا و يتيم و اسير براي خدا و نخواستي از ايشان پاداش و سپاسي و دربارة تو خداي تعالي نازل فرمود: «و مقدم دارند (آنها را) بر خودشان و گرچه خود حاجتمند باشند و هر که محفوظ ماند از بخل ضمير او پس آنهايند رستگاران»» (زيارت اميرمؤمنان، زيارت روز عيد غدير، ص290).
حرص در بدست آوردن منفعت واقعي در زندگي باعث بزرگ جلوه دادن آخرت در نظر انسان ميشود و انسان را به حيات فاني دنيا بيتوجّه مي گرداند. در زيارت امير مؤمنان، زيارت روز عيد غدير امام هادي عليه السلام در مورد ايشان – که نمونه کامل انسان رشد يافتة حريص به معنويات مي باشند- دربارۀ برگزيدن آخرت بر دنيا مي فرمايند: «اعْتَصَمْتَ بِاللَّهِ فَعَزَزْتَ وَ آثَرْتَ الْآخِرَةَ عَلَى الْأُولَى فَزَهِدْتَ وَ أَيَّدَكَ اللَّهُ وَ هَدَاكَ وَ أَخْلَصَكَ وَ اجْتَبَاك‏، به قدرت خدا تكيه كردي و عزيز گشتي و آخرت را بر دنيا برگزيدي و زهد ورزيدي و خدا نيز كمكت كرد و راهنمائيت فرمود و انتخاب كرده و برگزيدت» (ص285) و «در بحار الأنوار از ارشاد ديلمي، يكي از احاديث معراج را با دو سند آورده، كه از جمله مطالب آن اين است كه خداي سبحان به رسول خدا (ص) فرمود: … حيات جاودان، آن حياتي است كه يكسره و همه دقائقش به نفع صاحبش تمام شود، و آن چنان در بهره‏گيري از آن حريص باشد، كه دنيا در نظرش خوار گردد، و كوچك شود، و در مقابل، آخرت در نظرش عظيم شود» (تفسير الميزان، ج 1، ص463) و دنيا را نيز براي آخرت بخواهد. به همين دليل است که در مهمترين و عظيمترين اوقات سال يعني شب قدر از خداوند دنياي در جهت آخرت درخواست مي گردد: « اللَّهُمَّ اجْعَلْ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ‏ وَ فِيمَا تَفْرُقُ مِنَ الْأَمْرِ الْحَكِيمِ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ فِي الْقَضَاءِ الَّذِي لا يُرَدُّ وَ لا يُبَدَّلُ أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمْ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئَاتُهُمْ وَ اجْعَلْ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ أَنْ تُطِيلَ عُمْرِي وَ تُوَسِّعَ عَلَيَّ فِي رِزْقِي … ، خدايا قرار ده در آن چه حکم کرده و مقدر فرمودهاي از سرنوشت حتمي و در آنچه جدا کني از فرمان حکيمانهات در شب قدر و در آن قضا و قدري که برگشت و تغيير و تبديلي ندارد که نام مرا در زمرة حاجيان خانة محترمت (کعبه) بنويسي؛ آنان که حجشان مقبول و سعيشان مورد تقدير و گناهانشان آمرزيده و کردار بدشان بخشوده شده است و قرار ده در آنچه مقدر فرمودهاي که عمر مرا طولاني کرده و روزيم را وسيع گرداني… » (اعمال

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان شناخت انسان، امر به معروف، انسان شناسی، سوره معارج Next Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، امام صادق