پایان نامه با کلید واژگان رسول خدا (ص)، فرهنگ اصطلاحات

دانلود پایان نامه ارشد

آيه 81 سوره نساء نيز خداوند دستور مي دهد كه پيامبر (ص) از منافقان اعراض كند.
“و مي گويند: فرمانبرداريم، ولي چون از نزد تو بيرون مي روند، جمعي از آنان شبانه، جز آنچه تو مي گويي تدبير مي كنند. و خدا آنچه را كه شبانه در سر مي پرورند، مي نگارد، پس از ايشان روي برتاب و بر خدا توكل كن، و خدا بس كارساز است.”224
8-4-5-2- غلظت
خداوند متعال در دو آيه به پيامبر اكرم (ص) دستور داده است تا با منافقان و كافران با غلظت رفتار نمايد. “اي پيامبر، با كافران و منافقان جهاد كن و بر آنان سخت بگير…”225
غلظت در لغت به معناي شدت، قساوت و سخت گيري است.226
9-4-5-2- جهاد
در دو آيه نيز خداوند بر پيامبر اكرم (ص) دستور داده كه با منافقان جهان كند.
“اي پيامبر با كافران و منافقان جهاد كن…”227
علامه طباطبايي ذيل آيه 9 سوره تحريم مي نويسد: “منظور از جهاد با كفار و منافقان بذل جهد و به كار بردن همه توان در اصلاح امر اين دو طايقه و دفع شر آنهاست. درباره كافران بيان و رساندن حقايق به آنهاست، اگر ايمان آوردند كه هيچ وگرنه جنگ؛ ولي درباره منافقان تأليف قلوب آنهاست تا به تدريج دل هايشان به سوي ايمان گرايش يابد.”228
البته اين حكم در مورد منافقان تا زماني است كه آنها دست به اسلحه نبرند و گرنه با آنها هم مثل كفار برخورد مي شود.
در اينجا به دو موردي اشاره مي كنم كه رسول خدا (ص) برخورد شديدي با منافقان داشت.
اولين آن اين است كه در آستانه جنگ تبوك، كه مسلمانان براي حضور در سپاه اسلام آماده مي شدند، به حضرت (ص) خبر رسيد كه عده اي از منافقين در خانه سويلم يهودي، جمع شده و مسلمانان را از حضور در جنگ باز مي دارند. پيامبر اسلام (ص) به طلحة بن عبدالله و برخي ديگر از اصحاب خود دستور دادند تا سراغ آنها رفته، خانه شان را آتش زده و بر سرشان ويران كنند.229
نمونه ديگر، اقدام رسول خدا (ص) در ويران كردن مسجد ضرار است، مسجدي كه منافقين در كنار مسجد قبا بنا نمودند تا بدين وسيله، بين مسلمانان اختلاف افكنده و پايگاهي براي مقابله با اسلام در اختيار داشته باشند. خداوند پيامبر (ص) را از اين انگيزه شوم باخبر كرد،230 ايشان در بازگشت از تبوك، به چند نفر از مسلمانان دستور دادند تا آن مسجد را خراب و آتش زده، و آن مكان را محل جمع آوري زباله قرار دهند.231

جمع بندي فصل دوم
در اين فصل به راهبردهاي پيامبر اعظم (ص) در تشكيل حكومت اشاره شد و پس از تقسيم حيات سياسي رسول اكرم (ص) به دو دوره مكه ومدينه، اين نتيجه به دست آمد كه : دوره مكه دوره انسان سازي و مكتب سازي و دوره مدينه، دوره تشكيل و تثبيت حكومت اسلامي بود.
پيامبر (ص) در اين دو دوره دست به اقداماتي زد و با اجراي سياست گام به گام، زمينه تشكيل حكومت خويش را كه بر پايه دستورات خداوند متعال بود، مهيا كرد.
برخي از اقداماتي كه ايشان براي اين امر مهم انجام دادند عبارتند از:
1ـ مبارزه با مظاهر شرك و جايگزين كردن انديشه توحيدي براي مبارزه با طاغوتها.
2ـ مقابله با سياستهاي خصمانه قريش و پرهيز از ايجاد درگيري فيزيكي در دوره مكه.
3ـ حفظ مسلمانان، از خطرات قريش مثل دستور به هجرت مسلمانان به حبشه
4ـ سعي در بر هم زدن اتحاد قريش با هم پيمانانش، كه سفر به طائف ، در همين راستا بود.
5ـ انعقاد پيمانهايي با مردم مدينه در قالب بيعت عقبه‌ي اول و دوم، براي اجراي دستورات اسلام و ياري پيامبر (ص)
6ـ هجرت به مدينه و تشكيل دولت اسلامي
7ـ قرار دادن مسجد به عنوان پايگاه حكومت
8ـ ايجاد نظام برادري
9ـ تدوين قانون اساسي
10ـ مبارزه با دشمنان و برقراري امنيت
11ـ تشكيل نظام اداري
12ـ برقراري ديپلماسي فعال در قالب دعوت سران كشورهاي همسايه به اسلام.
مهمترين راهبرد پيامبر(ص)، تربيت انسان با محوريت توحيد بود كه جايگزين شرك و بت پرستي و باعث ايجاد همبستگي و اتحاد به جاي تفرقه و اختلاف بين امت شد. و با اين راهبرد بود كه ايشان توانست حكومت مركزي به جاي رياست قبايل مختلف، تشكيل بدهد. و به اجراي احكام اسلام بپردازدو مردم نيز جانانه از وي و اسلام دفاع كنند.

فصل سوم:
ساختار نظام سياسي در سيره نبوي(ص)

مقدمه فصل سوم
در اين فصل، به ساختار نظام سياسي در سيره نبوي (ص) مي‌پردازيم. براي شناخت هر دولتي لازم است كه از ساختار آن دولت، اطلاع دقيقي داشته باشيم، زيرا شناخت ساختار دولتها ما را با مباني فكري و نهادهاي آن دولت آشنا مي‌سازد. منشاء مشروعيت آن دولت را بيان كرده و به نقش مردم در آن دولت مي‌پردازد و در واقع به مكتب فكري و انديشه‌هاي سياسي كه اين دولت بر اساس آن شكل گرفته، اشاره مي‌كند.
هدف از اين نوشتار به طور كلي، بررسي سيره سياسي و راهبردهاي پيامبر اعظم (ص) در تشكيل حكومت است كه موضوع اصلي اين پايان نامه مي‌باشد. در اين راستا و براي فهم سيره سياسي نبي مكرم اسلام (ص)، لازم است به بررسي دولت ايشان كه پس از هجرت به مدينة النبي به تاسيس آن اقدام كردند، پرداخته شود. اولين اقدام جواب به سوال اصلي اين فصل ميباشد كه نظام سياسي نبوي (ص) داراي چه ساختاري بوده است؟ و در بررسي ساختاري دولت نبوي (ص)، ابتدا به اين سوال مي‌پردازيم كه آيا تشكيل حكومت براي پيامبر (ص) ضرورت داشت؟ سپس به سوال ديگري پرداخته مي‌شود كه دامنه مرزهاي قدرت در سيره سياسي پيامبر (ص) تا كجا بوده است؟ آيا فقط به منافع ملي دولت خويش توجه داشتند يا به خاطر رسالت جهاني كه داشتند در فكر گسترش قدرت سياسي خود به ساير مناطق و دولت ها بودند؟
پس از آن به نوع نهادها و سازمان‌هايي كه توسط پيامبر (ص) تاسيس شدند، اشاره و در پايان نيز به قدرت در دولت نبوي (ص) پرداخته مي شود كه در اين بخش ، وضعيت رفتاري سه گروه، فعالان سياسي، حاميان منفعل و بي طرفها، بررسي مي‌شود.

1-3- ضرورت تأسيس دولت اسلامي در سيره نبوي(ص)
1-1-3- تعريف دولت و حکومت
قبل از اينکه به دلايل ضرورت تأسيس دولت اسلامي در سيره نبوي(ص) بپردازيم، لازم است از باب مقدمه بحث به تعريف حکومت و دولت اشاره‌اي داشته باشيم.
در علم سياست، دولت و حکومت داراي معني و تعريف خاصي است که در کتب علم سياست به آن تعاريف اشاره شده است.
“واژه دولت در دائرة المعارف بين‌المللي و نيز دائرة المعارف آمريکانا اين‌گونه تعريف شده است:
دولت عبارت است از گروهي از مردم که در سرزميني معين و تحت قيموميت يک حکومت که بر ابعاد داخلي و خارجي حاکميت دارد زندگي مي‌کنند. 232
فرهنگ اصطلاحات علمي – اجتماعي دولت را با ديدي وسيع‌تر مي‌نگرد:
دولت مجموعه هستي مردم است در سرزمين مشخص و تحت اداره حکومت سياسي معين.233
و در کتاب آشنايي با علم سياست آمده است که:
دولت از نقطه نظر علم سياست و حقوق عمومي عبارت است از اجتماعي از مردم (با جمعيت تقريباً زياد) که به طور مداوم در سرزمين معلومي سکونت اختيار کرده و مستقل (و يا تقريباً مستقل) بوده و داراي يک حکومت متشکل مي‌باشند که اکثريت جمعيت مذکور عادتاً از دستورات آن اطاعت نمايند.234
در فرهنگ علوم سياسي “دولت” چنين تعريف شده است:
1- سازمان سياسي جامعه که متشکل از حکومت، مردم و سرزمين با مرزهاي معين است، اگر يکي از اين سه عنصر در ميان نباشد، دولت به وجود نمي‌آيد؛
2- قدرتي که از جامعه برخاسته است و خود را مافوق جامعه قرار داده و داراي مفاهيم حقوقي، سياسي و اقتصادي است و عوامل تشکيل دهنده آن عبارتند از: جامعه، قلمرو دولتي و تشکيلات حکومتي235 در فرهنگ علوم سياسي درباره تعريف دولت چنين آورده شده است:
“اين اصطلاح که معادل انگليسي آن State و لاتين آن Status است مأخوذ از واژه State به معناي “ايستاده” بوده که انديشه استحکام نيز از آن مستفاد مي‌شود، “دولت” به معناي وسيع کلمه عبارت از جامعه‌اي است که در آن قدرت سياسي طبق “قوانين اساسي” تعيين و تشريح شده است، به معناي محدودتر دولت عبارت از قدرتي است که سرنوشت جامعه فوق‌الذکر را در دست دارد، در مفهوم عمومي، دولت به معناي مجموعه سازمان‌هاي اجرايي است که قدرت اداره جامعه را به آن داده‌اند، دولت به معناي اول به‌طور کلي داراي سه رکن است که عبارتند از: قلمرو، جمعيت و حاکميت.
1- قلمرو و جمعيت: قلمرو يک دولت عبارت است از ناحيه‌اي از زمين، دريا و هوا که در حدود آن دولت اعمال حاکميت مي‌کند؛ داشتن قلمرو شرط اصلي تشکيل دولت است. جمعيت عبارت است از کليه افرادي که در يک کشور ساکن هستند. شايان ذکر است که اتباع بيگانه مقيم يک کشور جزء جمعيت آن محسوب مي‌شوند و تابع نظام حقوقي خاصي هستند، جمعيت يک کشور ممکن است از عناصري تشکيل شود که از لحاظ نژاد، زبان، و دين و مذهب و تمدن با هم متفاوت باشند.
2- حاکميت: قدرت مستقل يک دولت را براي اداره يک کشور اصطلاحاً اعمال حاکميت قدرت حاکمه مي‌نامند که بايد داراي شرايط زير باشد:
الف: داراي نيروي مادي اعمال حاکميت باشد؛ نظير: نيروهاي مسلح، سازمان‌هاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي؛
ب: قدرت حاکمه بايد دائمي و منظم باشد؛
ج: از لحاظ اداره امور داخلي و خارجي مستقل باشد.236
تاکنون، دولت را تعريف کرديم و به اين نتيجه رسيديم که: دولت واحدي است که از چهار عنصر جمعيت و سرزمين، حکومت و حاکميت ترکيب شده است. اما آيا حکومت با دولت مترادف است يا خير؟ در جواب اين سؤال بايد بگوئيم که: اگر دولت را صرفاً چنين تعريف کنيم که از چهار عنصر فوق، تشکيل شده است، در اينجا مرادف حکومت و حاکميت نيست، ولي اگر دولت را يک قدرت سياسي سازمان يافته‌اي بدانيم که داراي جنبه آمريت و نهي کننده‌گي است، مرادف با حکومت مي‌شود.
بر طبق اين تعريف، دولت به معناي قوه مجريه کشور و هيأت دولت، نيست که فقط وظيفه‌اش اجراي قانون باشد، بلکه به مفهوم هيأت حاکمه است که مجموعه‌ي سازمان‌ها و نهادهاي قدرت را شامل مي‌شود. “اين معنا از حکومت داراي سه بعد و جنبه متمايز و در عين حال مرتبط با يکديگر است.
الف) حکومت و دولت، صاحب اقتدار است و امر و نهي مي‌کند و فرمان مي‌راند. اين آمريّت و اقتدار (Authority) ويژگي تفکيک ناپذير همه صور و اشکال حکومت و دولت است.
ب) حکومت، داراي سازمان و ساختار (Structure) است.
دولت، چه در شکل استبدادي و چه در قالب دموکراتيک آن، سازمان يافته است و از ارگان‌ها و نهادهايي براي اعمال حاکميت خويش مدد مي‌گيرد.
ج) حکومت اعمال قدرت مي‌کند يعني وظايفي را برعهده مي‌گيرد و در سطح جامعه و در برابر ديگر حکومت‌ها داراي کارکرد (Function) است.
بنابر آنچه گذشت، حکومت، قدرتي سياسي است که امر و نهي مي‌کند، قانون‌گذاري و سياست‌گذاري و اجرا را بر عهده دارد و مسئوليت قضاوت و برقراري نظم و امنيت را بر دوش مي‌کشد.237

2-1-3- ضرورت اصل حکومت
نياز به حکومت، نيازي است که عقل بشر ضرورت آن را درک مي‌کند؛ زيرا که زندگي اجتماعي بدون مقرراتي مربوط به حقوق و حدود افراد و روابط آن‌ها با يکديگر، سامان نمي‌يابد. ضرورت داشتن اصل حکومت را، فارغ از ديني يا غيرديني بودن آن، مي‌توان از دو راه اثبات کرد.
الف) حکومت عامل نظم و تداوم زندگي اجتماعي
با نگرش اجمالي به تاريخ حيات بشر، از ابتداي خلقت تاکنون، اجتماعي زندگي کردن بشر را مي‌توان در تمامي جوامع و گروه‌هاي بشري يافت.
از بعضي آيات قرآن کريم نيز اين اجتماعي بودن زندگي بشري استفاده مي‌شود. به عنوان مثال خداوند متعال مي‌فرمايد:
“يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ”238.
اي مردم، شما را از مردي و زني آفريديم و شما را ملت‌ها و قبيله‌ها قرار داديم تا به اين وسيله يکديگر را باز شناسيد، همانا گرامي‌ترين شما نزد خدا باتقواترين شماست.
شهيد مرتضي مطهري پيرامون اين آيه مي‌نويسند:
“در اين آيه کريمه ضمن يک دستور اخلاقي، به فلسفه اجتماعي آفرينش خاص انسان اشاره مي‌کند به اين بيان که انسان به گونه‌اي آفريده شده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان رسول خدا (ص)، تدبر در قرآن Next Entries پایان نامه با کلید واژگان سعادت و کمال، حقوق تجارت، انسان کامل