پایان نامه با کلید واژگان رسول خدا (ص)، زنان مسلمان

دانلود پایان نامه ارشد

اوضاع مكّه را زير نظر داشت و نوعي فشار سياسي و اقتصادي و حتي نظامي به وقت لزوم بر آن وارد ساخت. و مدينه مي‌توانست به دليل قرار داشتن در مسير كاروان‌هاي بازرگاني و تجاري قريش، مكه را از نظر اقتصادي در فشار قرار دهد.
2ـ هجرت به مدينه تنها راه حل ممكن فرا روي پيامبر (ص) بود. زيرا هجرت به طائف فايده‌ايي نداشت. مردم اين شهر تحت تأثير پيوند‌هاي اقتصادي خويش با مكه بودند و به خوبي مي‌دانستند كه تا چه اندازه به بازارهاي مصرف مكه محتاج هستند. ساير قبايل عرب هم قدرتي در خود نمي‌ديدند تا بخواهند از پيامبر (ص) و مسلمانان حمايت كنند. يمن، ايران، روم، شام و ساير مناطق، زير سلطه دو ابر قدرت بزرگ آن روزگار بودند كه با هجرت به اين سرزمينها جز مشكلات و خطرات هولناك بهره‌اي عايد پيامبر (ص) و دعوت توحيدي نمي‌شد.
حبشه نيز به لحاظ موقعيت جفرافيايي علاوه بر اين كه از مكّه فاصله زيادي داشت، نظر به واقعيت‌هاي اجتماعي و سياسي، انساني و نژادي و نيز به عنوان يك كشور آفريقايي نمي‌توانست رهبري يك برنامه اصلاحي جهاني را بر عهده گيرد.
3ـ مدينه از نظر زراعي غني‌تر از مكّه بود. بنابراين اگر روزي با نوعي فشار بازرگاني روبرو مي‌شد مي‌توانست در مقابل اين فشار مقاومت كند.
4ـ اهالي مدينه داري تمدني هر چند ابتدايي بودند، و مانند مردمان بيابانگرد عرب، داراي قلب‌هاي خشن نبودند و نيز مانند قريش در فضاي رواني خاصي به دنبال امتيازات ويژه و مصالح منطقه‌اي نبودند.
5ـ مردم مدينه طعم تلخ انحراف را چشيد بودند و جنگ‌هاي پي در پي آنان را از پاي درآورده بود.
6ـ بشارت‌هاي يهود مدينه درباره ظهور قريب الوقوع پيامبري در منطقه عربستان، همه را براي پذيرش دين جديد آماده كرده بود.
7ـ از همه گذشته، مردم مدينه، خودشان از پيامبر (ص) دعوت كردند تا به اين شهر هجرت كند؛ با او در عقبه مني بيعت كردند و به حضرت وعده ياري و نصرت دادند و متعهد شدند كه چونان زن و فرزند خويش از آن حضرت دفاع كنند و حتي در اين راه سلاح بردارند و در مقابل همگان بايستند.152

2-4-2- بيعت
در ابتدا ما به ريشه‌هاي لغوي بيعت اشاره مي‌كنيم، تا معناي آن براي ما واضح تر شود.
ابن منظور در ماده “بيعت” مي‌گويد: “بيعت دست دادن براي ايجاب بيع، و مبايعت و طاعت است بيعت، مبايعت و طاعت را گويند.”153
يكي از محققان درباره معناي بيعت مي‌گويد: “معناي بيعت در اسلام يك معناي بلند عرفاني است. بيعت از حالت تجرّد كامل انسان مؤمن از جان و مال براي خداوند، حكايت دارد.
“إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ”154
ترجمه: خدا جان و مال اهل ايمان را به بهاي بهشت خريداري مي‌كند.
اين تجرّد كامل و دل كندن از جان و مال همان خريد و فروشي است كه اين آيه كريمه بدان اشاره دارد.
هر گاه انسان چيزي را در مقابل دريافت بهاء بفروشد. به يكباره از آن دل مي‌كند و سپس از آن كه صيغه ايجاب بيع را خواند، ديگر حق ندارد كه در مورد فروخته شده به خريدار مراجعه كند بلكه بر اوست كه كاملاً از آن دل بكند…
پس بيعت بيانگر تجرّد كامل و دل كندن از جان و مال و سپردن كار به خداي متعال است. اين حقيقت تعهد كامل براي طاعت و فرمانبرداري است كه بيعت در برگيرنده آن است.”155
در اينجا لازم مي‌دانيم به مناسبت بحث، به اين سؤال نيز بپردازيم كه بيعت مسلمانان با پيامبر اكرم (ص)، چه نوع بيعتي بوده و آيا در مشروعيت دولت نبوي (ص) تأثير داشته است و يا تعهدي در پايداري از اين دولت و رهبري آن به حساب مي‌آمده است؟
اولين عنصر تشكيل دهنده بيعت، تعهّد و التزام است طبرسي در تفسير خود، بيعت را به پيماني كه اطاعت را الزام آور مي‌سازد، تفسير مي‌كند.156
راغب اصفهاني، بيعت با سلطان را التزام و تعهد به پيروي از آن چه سلطان بدان فرا مي‌خواند، مي‌داند.157
ابن خلدون درباره معناي بيعت مي‌گويد: “بدان كه بيعت، پيمان و تعهد بر اطاعت است؛ مثل اين كه شخصي كه بيعت مي‌كند، با فرمانرواي خود عهد مي‌بندد كه نظر در امور را به او واگذارد، و با او به نزاع برنخيزد، در برابر دستوراتش، هرچه باشد، مطيع باشد.”158
علاوه بر اين، متون ديني نيز تأكيد مي‌كند كه پس از عقد بيعت، اجازه بر هم زدن پيمان و باز كردن گره عقد براي بيعت كننده وجود ندارد. در حديث نيز وارد شده است كه اگر افرادي تقاضاي اقاله بيعت را داشتند، پيامبر اسلام (ص) نمي‌پذيرفت.159
امام علي عليه السلام نيز مي‌فرمايند:
“مردم پس از بيعت كردن، اختياري ندارند، بر امام است كه استقامت كند، و بر رعيّت است كه تسليم باشند.”160
امام علي عليه السلام همچنين خطاب به طلحه و زبير كه پيمان شكني كردند، فرمود:
“اگر از سر رغبت با من بيعت كرده‌ايد، بايد از مخالفت دست برداشته، و فوراً در درگاه الهي توبه كنيد”161
عنصر اساسي ديگري كه در مفهوم بيعت اخذ شده است، “پيروي و اطاعت” است. به تعبير شيخ الطائفه طوسي: “بيعت، پيماني بر حرف شنوي و اطاعت كردن است”162
علامه طباطبايي نيز در تفسير بيعت مي‌فرمايد:
“بيعت، نوعي ميثاق بر پيروي است… و دست دادن در هنگام اين ميثاق، “بيعت و مبايعه” ناميده مي‌شود كه در حقيقت بدين معناست كه بيعت كننده، دست خود را به فرمانروا مي‌دهد تا هر گونه كه مي‌خواهد با او عمل كند”163
از اين رو، لازمه بيعت، تفويض و اعطاي ولايت به ديگري نيست، بلكه صرفاً قبول اطاعت و پذيرفتن ولايت او است.
ضمناً “اگر بررسي خود را به زندگي پيامبر اسلام (ص) و بيعت‌هاي آن حضرت اختصاص دهيم، مي‌توان ادعا كرد كه اساساً بيعت بر ولايت و زمامداري، در حيات سياسي آن حضرت، تحقق نيافته و هيچ گاه مسلمانان، در اين باره با پيامبر بيعت نكرده‌اند، و يا حداقل، دليلي براي اثبات اين مدعا وجود ندارد؛ زيرا بيعت با رسول خدا (ص) تنها در دو سوره قرآن مطرح شده است كه يكي در سوره فتح و مربوط به بيعت رضوان است،164 كه اين بيعت، بيعت بر استقامت در جنگ با مشركين است و ديگري در سوره ممتحنه165 است كه بيعت با زنان مسلمان را بازگو نموده است، و در هيچ يك سخني از فرمانروايي و حكومت، به چشم نمي‌خورد.
علاوه بر اين، در تاريخ و حديث نيز دليلي بر وقوع بيعت بر حكومت، با پيامبر (ص) نيافته‌ايم”166
بنابراين نتيجه مي‌گيريم كه بيعت مسلمانان با پيامبر اكرم (ص)، به معناي پذيرش حكم و دستورات پيامبر (ص) و همچنين ياري ايشان بوده است، و به منزله اعطاي مشروعيت اصلاً نبوده است. زيرا همانگونه كه در فصل سوم در ولايت سياسي ايشان، انشاءالله مي‌آيد، ولايت رسول الله (ص)، الهي بوده و مردم هيچ نقشي در آن نداشتند.
اما مهمترين بيعت‌هاي مردم با پيامبر اكرم (ص) عبارتند از:

1-2-4-2- بيعت عشيره
در بيعت عشيره اقربين براي نخستين بار بيعت را فراتر از حصار قبيله مشاهده مي‌كنيم.
اگر چه اين بيعت در جمع بني هاشم بود، اما سخن پيامبر (ص) كه فرمودند: “ايكم يبا يعني علي ان يكون اخي و خليفتي” با توجه به آن كه در آن زمان رياست بني هاشم در اختيار پيامبر (ص) نبود و با توجه به وجود افراد مسن تر در بين بني هاشم در آن مقطع زماني، احتمال رياست آن حضرت بر قبيله بسيار اندك و حتي غير ممكن بود، بنابراين سخن فوق نشانه توجه پيامبر (ص) به امري فرا قبيله‌ايي، يعني حكومت بود كه بر اساس رسالت جهاني خويش در انديشه ايجاد آن بود.167
2-2-4-2- بيعت عقبه اول
پس از آشنايي مردم يثرب، با دعوت پيامبر (ص)، عده‌اي از آنها كه در سال دوازدهم بعثت براي زيارت كعبه به مكه آمده بودند، در محلي به نام عقبه (نزديك مكه) با پيامبر اسلام (ص) ملاقات كردند و ضمن پذيرش اسلام با او بيعت كردند مبني بر اينكه به خدا شرك نورزند، مرتكب دزدي و زنا نشوند، فرزندان خود را نكشند و به كسي تهمت نزنند و در كارهاي خير كه پيامبر (ص) دستور مي‌دهد، از او اطاعت كنند.168
3-2-4-2- بيعت عقبه دوّم
پيامبر اسلام (ص) پس از عقبه اول، مصعب بن عمير را كه حافظ قرآن كريم بود به همراه اهالي يثرب به آنجا فرستاد تا ضمن آموزش قرآن به مردم يثرب، از اوضاع و احوال شهر و نحوه اسلام آوردن مردم و ميزان آن اطلاعاتي كسب و به پيامبر (ص) گزارش كند.
پس از اينكه مصعب به يثرب رفت و تبليغ خود را شروع كرد، اسلام به سرعت در بين مردم منتشر شد و عده‌ي كثيري از مردم اسلام آوردند. يك سال بعد در حج سال بعد، تعداد 73 مرد و دو زن از اهالي يثرب به مكه آمدند و در همان عقبه با پيامبر (ص) ملاقات كردند و بيعتي مجدد با پيامبر (ص) نمودند.
در اين بيعت كه مقدمه هجرت پيامبر (ص) بود، يثربيان متعهد شدند به همان نحوي كه از زن و فرزندان خود دفاع مي كردند، از پيامبر (ص) نيز دفاع كنند.169
در بيعت عقبه اول، عنصر اطاعت مطرح شد و بيعت كنندگان تصميم گرفتند كه از رسول خدا (ص) اطاعت كنند و اين مقدمه ايي براي ايجاد حكومت اسلامي شد، در بيعت عقبه دوم، عنصر دفاع مطرح شد و مردم يثرب ملتزم شدند كه از پيامبر (ص) دفاع كنند و اين نياز به نوعي تشكل نظامي داشت و در اين تشكل قائد كسي جز رسول خدا (ص) نبود. نكته تازه در اينجا اين است كه اين مسأله جنبه قبيلگي نداشت و افراد مسلمان شده از همه قبايل يك جبهه واحد ديني ـ سياسي را تشكل مي‌دادند. اولين اقدام براي ايجاد انضباط و تشكل سياسي، اين بود كه در همان شب به ابتكار رسول خدا (ص) از ميان جمع هفتاد و پنج نفره حاضر، دوازده نفر به عنوان “نقيب” برگزيده شدند و از ميان اين دوازده نفر، اسعدبن زرارة به عنوان نقيب النقباء معين گرديد ايجاد پست نقابت، يك مشكل اساسي دولت و نظام متمركز را حل كرد. مشكل اين بود كه قبيله هنوز انسجام خود را داشت و نقيب در اين ميان، نقش واسطه را ايفا مي كرد، از يك سو جزء قبيله و از رؤساي آن به شمار مي رفت و از سوي ديگر در قبال دولت و نظام مسئوليت داشت.170
بيعت عقبه اول و دوم، در واقع مقدمات هجرت رسول خدا (ص) به مدينه را فراهم كرد. پيامبر اسلام (ص) سه بيعت مهم نيز در دوران مدينه داشتند كه همه اين بيعتها در تشكيل و تحكيم حكومت نبوي (ص) نقش موثري داشته اند. اما بيعتهاي مهم دوره مدينه عبارتند از:
4-2-4-2- بيعت رضوان
پيامبر اسلام (ص) در سال ششم هجرت، از مدينه به قصد انجام مناسك عمره، آهنگ مكه كرد و چون احتمال مي داد كه قريش به جنگ برخيزند، از اصحاب و باديه نشينان اطراف خود خواست تا او را همراهي كنند، حضرت با همراهيان خود حركت كرده و در “ذو الحليفه” محرم شدند. در اين سفر، حدود هزار و پانصد نفر از مسلمانان، افتخار مصاحبت با حضرت را داشتند؛ ولي قريش با اطلاع يافتن از اين حركت، تصميم گرفتند كه از ورود مسلمانان به مكّه جلوگيري نمايند.
پيامبر (ص) در سرزمين حديبيّه فرود آمدند و به نمايندگان قريش اعلام كردند كه فقط براي زيارت خانه خدا، قصد مكه كرده‌اند و منظور جنگ ندارند. خود حضرت نيز پيكي را به مكه فرستاد تا مقصد حضرت را براي قريش بازگو كنند؛ ولي بازگشت پيك حضرت از مكه، مدتي به تأخير افتاد و موجب انتشار اين شايعه شد كه او را كشته‌اند. در اين شرايط، مسلمانان خود را در معرض توطئه مشركين مي‌ديدند و پيامبر (ص) تصميم به جنگ گرفتند. پس از آن، اصحاب خود را براي بيعت فرا خواندند. هر چند بعد از بيعت، سفير حضرت از مدينه بازگشت و با قرارداد صلحي كه ميان مسلمانان و قريش به امضا رسيد، پيامبر (ص) به مدينه باز گشتند. در اين بيعت، مسلمانان متعهد شدند كه تا پاي جان از جان پيامبر (ص) محافظت كنند.171
در اين بيعت نيز اصلاً بحث حكومت و رياست مطرح نبوده است فقط بحث دفاع از پيامبر (ص) است.
5-2-4-2- بيعت نساء
پس از فتح مكه و پاك سازي خانه كعبه از بت‌ها، رسول خدا (ص) از ساكنان تازه مسلمان مكه بيعت گرفتند. ابتدا با مردان بيعت كرد كه اين بيعت بر اسلام بود172 و سپس زنان را براي بيعت فراخواند. البته كيفيت و مفاد بيعت زنان متفاوت از مردان بود. مفاد آن را خداوند در سوره ممتحنه چنين بيان كرده است:
“اي پيامبر هنگامي كه زنان مؤمن نزد تو مي‌آيند تا با تو بيعت كنند كه چيزي را شريك خدا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان رسول خدا (ص)، مسجد الحرام Next Entries پایان نامه با کلید واژگان رسول خدا (ص)، جهان اسلام، وحدت جهان اسلام، حل اختلاف