پایان نامه با کلید واژگان رادیکالیسم، مخالفت مردم، محافظه کاری، قانون اساسی

دانلود پایان نامه ارشد

ضرورت ملي شدن نفت مي‌گويد: «براي اينكه تكليف ديني و وطني ملت مسلمان ايران كاملاً معلوم و روشن باشد ناچارم اين آرزوي عمومي را يكبار ديگر در اينجا بيان كنم.» در اينجا روشن است كه كاشاني براي مردم اول تكليف ديني معلوم مي‌كند و سپس تكليف ملي. حال آن‌كه تعيين تكليف مذهبي در درجه نخست با بروجردي است و او با سكوت خود عملاً عدم مسئوليت ديني خود در اين زمينه را اعلام مي‌كند.163
کاشانی که از بروجردی انتظار حمایت داشت در یکی از سخنرانی هایش در منزل آیت الله سید محمود روحانی گفتند : اگر من کار بدی میکنم چرا با من مخالفت نمی کنید اگر درست قدم بر می دارم چرا حمایت نمی کنید.164
هم بروجردی و هم پیشوای فکری وی ، شیخ عبدالکریم حائری به سیاست علاقه نداشتند،کاتوزیان می نویسد : تصمیم قم و تمایل بعدی آن به خاموشی گزیدن ، در واقع نفی اقدامات کاشانی و حمایت ضمنی از شاه و مماشات با هیات حاکمه بود.165
آيت‌الله بروجردي زماني وارد سياست مي‌شد كه مي‌خواست در صحنه كلان شطرنج سياسي به هدفي مهم و با تأثيري درازمدت دست يابد. اصول لايتغيري كه او بر اساس آنها عمل مي‌كرد عبارت بودند از؛ دفاع از تشيع به عنوان باور معنوي مردم، ترويج آن و اجتناب از بكارگيري نام دين جهت پيشبرد اهداف اين جهاني كه شكست در دستيابي به آن اهداف ممكن بود در باورهاي ديني مردم خللي وارد كند؛ حفظ حرمت و احترام مقام مرجعيت و روحانيت به عنوان الگوي زهد و تعبد و عصاره دينداري و دين‌باوري نزد مردم؛ تأمين امنيت و آسايش حوزه علميه قم به عنوان پايگاه تربيت مروجين علوم، اخلاق و رفتار اسلامي؛ پاسداري از تماميت ارضي و حاكميت ملي ايران و كوشش در جهت خوشبختي و سعادت مردم.
اعتقاد تئوريك بروجردي به سياسي و اجتماعي بودن دين و حق زعامت سياسي فقيه از يك سو و تجربه پايبندي عملي و قاطع او به عدم دخالت فقها و روحانيون در امور جاري سياسي در دوران مرجعيت وي مي‌تواند نشانگر تناقضي عيان ميان پندار و كردار بروجردي به حساب آيد.
علت دوگانگي نظري و عملي آيت‌الله بروجردي نسبت به موضوع ولايت فقيه هر چه باشد، عملكرد ايشان در حوزه سياسي و اجتماعي اين دوران نشان مي‌دهد كه او عينيت بخشيدن به نظريه خود در مورد ولايت فقيه را وانهاده و حتي به اين نتيجه رسيده است كه در شرايط و زماني كه او در آن زندگي مي‌كند، ولايت فقيه در عمل مطلوب و لازم نمي‌باشد.166
در توفان سياسي نهضت ملي، سالم به ساحل رساندن كشتي ديانت و روحانيت كه به جرأت مي‌توان گفت دچار شورش و طغياني جدي شده بود، در حقيقت مهم‌ترين آزمايش مقام مرجعيت بود. ظرافت عمل سكاندار، دورانديشي، مصلحت‌انديشي و تدبير معطوف به اصول بروجردي در تصميم‌گيري‌هايش، عاقبت تشيع رسمي، مرجعيت و حوزه را زخم خورده اما اساساً سالم از مهلكه به در برد.
از سوي ديگر، آيت الله بروجردي در نهضت نفت كمتر وارد شد. ايشان نهايت چيزي كه در پاسخ دكتر مصدق نوشتند، اين بود: «موفقيت جناب عالي را در تقويت اسلام و اصلاح امور عامه ي مسلمين، از خداوند تعالي مسئلت مي نمايم.» برخي علما هم به پيروي از ايشان، همين قبيل عبارات را نوشتند.167
بروجردي شمشير را همواره بالاي سر سياست‌مداران نگاه مي‌داشت در حالي كه كاشاني آن را به مدد دين در گود سياست به حركت درمي‌آورد ودر واقع دیانت را از سیاست جدا نمی دانست.168 موضع‌گيري‌هاي بروجردي را مي‌توان به دو بخش كلي تقسيم كرد. نخست‌ رويدادهايي كه به رفتار و اخلاق و سلوك روحانيون و وجهه و تصوير ناشي از عملكرد ايشان در ميان مؤمنين مربوط مي‌شد. بخش دوم، شامل موضع‌گيري‌ها يا سكوت‌هاي معنادار بروجردي در رابطه با وقايع يا اموري بودند كه به سياست‌هاي كلان كشور، قوانيني با تبعات مشخص ديني، تماميت ارضي كشور و يا حاكميت ملي مربوط مي‌شد.خودداری بعدی بروجردی در پشتیبانی از ملی شدن ، با سیاست دستگاه سنتی رهبری مذهبی هماهنگی داشت ، می توان گرایش های کاشانی را که رادیکالیسم تلقی شده ، در برابر گرایش محافظه کارانه بروجردی و بهبهانی ، نوعی عمل گرایی در برابر خاموشی گزینی توصیف نمود.برخی محققان محافظه کاری بروجردی را تقیه و رادیکالیسم کاشانی را فعالیت سیاسی می دانند و اینرا دو دیدگاه سیاسی مختلف می دانند نه دو موضع مختلف در سیاست.

رقابت درونی روحانیون
اختلاف نظر ميان روحانيون پيش از سي‎ام تير آغاز شده بود زيرا روحانيون جوان فدايي اسلام انتظار ايجاد يك حكومت اسلامي را داشتند. يعني آرماني كه هيچيك از دو رهبر نهضت نه وعدة آن را داده بودند و نه در آن شرايط تمايلي به آن نشان مي‎دادند169 از اين رو اين گروه راه خود را از هر دو رهبر يعني دكتر مصدق و آيت‎ ا… كاشاني جدا كردند. البته در آن زمان انديشة تشكيل يك حكومت اسلامي هنوز از پشتوانة نظري لازم يعني يك نظرية‌ سياسي مشخص برخوردار نبود.
در اواخر آذر ماه 1330، حدود پنجاه نفر از روحانيون طرفدار اقليت مجلس در مسجد سپهسالار متحصن شدند. تحصن اين دسته از علما که آيت‌الله سيد محمدرضا بهبهانی سخنگوي آنها بود، ريشه در مطالباتی سياسی و مذهبی داشت. اين دسته از علما خواستار اجرای آن بخش از قانون اساسی بودند که طبق آن پنج نفر از علمای طراز اول می بايستی در جلسات مجلس شرکت کنند.
اين تجمع روحانيون مخالف کاشانی و دولت بدون دريافت اطمينان يا حتی پاسخی به مطالب خود، ظاهراً متفرق گرديده و به دنبال کار خود رفتند. اما چند ماه بعد، در اواخر سال 1330، خبر آمد که همان جناح از روحانيون که از نظر سياسی محافظه کار بودند، جبهه واحد و “يک صف متحد” در مقابل دولت مصدق و مخصوصاً کاشانی تشکيل داده‌اند. اعضای اين صف جديد، به نقل از “فرمان”، آقايان ميرسيدمحمد بهبهانی، سيدحسن امامی، ميرزا عبدالله سعيد تهرانی، بهاالدين نوری و فلسفی بودند… اين گروه از علما جملگی به دربار نزديک بودند و نظر مثبتی نه نسبت به دولت مصدق و نه به “حزب توده” داشتند.170
از روز گشايش مجلس هفدهم، مخالفين دولت مصدق بر سر نامزدی سيد حسن امامی به عنوان رئيس مجلس به توافق رسيدند. همزمان با ماه رمضان 1331، دولت مصدق بيش از گذشته کوشيد تا شئونات اين ماه مبارک را حفظ کرده و مذهبيون را از خود راضی نگاه دارد. فرماندار نظامی، سرلشگر علوی مقدم، به چند تن از روسای کلانتری نواحی جنوبی و شرقی تهران دستورات مقتضی را داد تا از هرگونه پيش آمد سويی هنگام تشکيل جلسات مذهبی جلوگيری شود. تمام اين تمهيدات گويای اين نکته بود که دولت در آستانه سفر مصدق به لاهه و تشنجات مجلس، در انتظار تحريکاتی از جانب روحانيون مخالف خود بود و مايل نبود کوچک ترين بهانه‌ای به دست آنها دهد. در ساعت يک بعد از ظهر يکشنبه 4 خرداد 1331، مقارن با اول ماه رمضان، فلسفی جهت انجام سخنرانی خود به مسجد شاه می رود افرادی با “قيافه‌هايی برافروخته ” به مجرد ديدن فلسفی شروع به شعار دادن می کنند. اين گروه که به سخنرانی فلسفی معترض بودند، به دنبال او وارد مسجد شده و با همان حرارت مشغول شعار دادن و فرياد زدن مي‌شوند.
پس از تعرض به سخنرانی فلسفی، آيت الله بهبهانی و سيد حسن امامی در دفاع از او موضع گرفته و فعالانه وارد عرصه سياسی شدند. عملکرد مخالفان فلسفی اين واقعه، بهترين بهانه را به دست مخالفين داد تا اين بار با القاء نظريه ضديت دولت با مذهب، به تحريک عليه آن بپردازند. چرخش سياسی- مذهبی واحدی در مورد آيت‌الله بروجردی و موضع گيری او در کنار فلسفی و روحانيون مخالف دولت که به بروجردی ارادت دارند، اما بروجردی به خواست‌های سياسی آنها گردن نمی‌گذارد، در اين دوره، حائز اهميت است. صدور اعلاميه واحدی را می‌توان به مثابه پيشنهادی جهت همکاری، از طرف رهبری خارج از زندان “فدائيان اسلام” با صف روحانيون محافظه کار ضد محور مصدق- کاشانی دانست.
از آنجا كه فلسفي خود را پيرو بروجردي مي‌دانست، سخنراني‌هاي او، مي‌توانست نوعي تبليغ براي بروجردي به حساب آيد و اين امر هم براي كاشاني حساسيت‌برانگيز بود اختلاف نظر سياسي مصدق و كاشاني با امام جمعه، نیز ممکن است موجب گرديده باشد تا هواداران‌شان از سخنراني فلسفي جلوگيري كنند.
دوازده روز پس از اين واقعه، روح‌الله موسوي خميني، از همدان نامه‌اي براي فلسفي مي‌نويسد و در آن از اين حادثه اظهار تأسف بسيار مي‌كند. مي‌نويسد، “انسان متحير است كه با اين وضعيت چه كند؟ و با اين ترتيب چه اميدي مي‌توان از اصلاح كشور داشت و به چه اشخاصي مي‌توان اطمينان پيدا كرد؟…”گوئي در اين حادثه مذموم كساني دست داشته‌اند كه او در برهه‌اي از زمان به آنها اعتقاد داشته است… روح‌الله خميني مي‌نويسد، “لكن اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه انتساب اين اعمال را به هم نوع خودمان خالي از اعمال غرض نيست و مي‌خواهند به اصطلاح سنگ را با سنگ بشكنند. بايد متوجه باشيد كه از اختلاف بين خود ماها ديگران نتيجه نگيرند.”171
حادثه مسجد شاه، تبلور جنگ قدرت در داخل روحانيت بود و پي‌آمدهاي سياسي‌اي به همراه داشت گذشته از تسويه حساب‌هاي شخصي، كاشاني همچنين مايل بود سركشي علني روحانيوني را كه ميل به اردوگاه مخالف محور مصدق- كاشاني داشتند و شيخوخيت او را در حوزه سياسي- مذهبي مورد سؤال قرار داده بودند، تحت كنترل خود در آورده و به تمامي ايشان درسي محكم دهد.
نهضت ملی نفت و روحانیت
ملي شدن صنعت نفت ايران و پيروزي چشمگير مردم ايران دراين نهضت يكي از برگ هاي زرين تاريخ كشورمان در مبارزه با استبداد داخلي و استعمار خارجي است . در اين پيروزي درخشان عوامل متعددي نقش ايفا نمودندكه بررسي نقش و نحوه عملكرد هريك از اين عوامل مي تواند نكات آموزنده و مثبتي در ادامه راه مبارزه با استبداد و استعمار خارجي براي ملت مان در بر داشته باشد
آيت‌الله كاشاني و «جبهة ملي‌» به رهبري دكتر مصدق در مجلس شورا و مطبوعات و اجتماعات مردمي‌، خواستار ملي شدن صنعت نفت شدند و اين خواسته مورد حمايت گروههاي كثير مردم و تني چند از علماي برجسته نظير آيت‌الله‌العظمي خوانساري (از مراجع ثلاث قم‌)، آيت‌الله بهاالدين محلاتي‌، آيت‌الله عباسعلي شاهرودي‌، آيت‌الله سيدحسن چهارسوقي(‌نقش فعالی در هدایت جریان‌های مذهبی ـ سیاسی اصفهان و به خصوص‌ ملی شدن صنعت نفت داشت‌)‌، آيت‌الله شيخ باقر رسولي(از گیلان)‌، آيت‌الله سيدمحمود روحاني قمي‌، آيت‌الله شيخ محمدرضا كلباسي‌، آيت‌الله حاج شيخ مهدي نجفي‌، آيت‌الله فقيه سبزواري میرزا خلیل کمره ای و میرزا محمد باقر کمره ای و گروه كثيري از روحانيون فعال و مبارز مانند حاج سيدحسين خادمي و حاج شيخ مرتضي مدرسي اردكاني‌، حاج سيدمصطفي سيدالعراقين و… قرار گرفت172‌و شوري عجيب در سراسر ايران پديدار شد. آيت‌الله‌العظمي بروجردي نيز از نهضت نفت «ضمني ولي آشكارا» حمايت مي‌كرد و به علماي تهران نامه نوشت كه نبايد با اين حركت مخالفت كنند. رزم‌آرا، نخست‌وزير، اين كار را غيرعملي خوانده مردم را از خطرات آن ترساند و در 13 اسفند 1329 مخالفتش را با ملي شدن صنعت نفت‌، در جلسة كميسيون نفت مجلس‌، تكرار كرد، تا آنجا كه به دليل اقتدار و موقعيت ويژه‌اش به بزرگ‌ترين مانع تحقق خواست ملي مبدل گرديد. وي سرانجام سه روز بعد، در مسجد شاه‌، به ضرب گلولة يك عضو «فداييان اسلام‌» به قتل رسيد. در مجلس شانزدهم، زماني كه قرارداد «گس-گلشائيان» در حال بررسي بود، آيت الله كاشاني – به عنوان نماينده مجلس – بعد از بازگشت از تبعيد به لبنان، پيامي درباره اين قرارداد صادر كرد كه توسط دكتر مصدق در مجلس قرائت شد كه در بخشي از آن آمده بود: «وقتي كه مسئله نفت مطرح شد، وظيفه ديني و ملي دانستم كه نظر ملت ايران را در باب مظالم شركت نفت و حقوق مغضوبه ملت ايران در طي اعلاميه اي منتشر كنم و جدّاً استيفاي حقوق از دست رفته آنها را بخواهم و مخالفت مردم را با هر قرارداد يا عملي كه مُشعِر بر تثبيت و تأييد عمل اكراهي…

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان بیمارستان، محافظه کاری، انقلاب اسلامی، جنگ جهانی دوم Next Entries پایان نامه با کلید واژگان شرکت در انتخابات، آذربایجان شرقی، شهر ورامین، جمال الدین