پایان نامه با کلید واژگان دیپلماسی عمومی، تحریم های اقتصادی، موازنه قوا

دانلود پایان نامه ارشد

ت که اعتقاد دارد موازنه ی درونی در بر گیرنده ی تلاش برای افزایش توانمندی اقتصادی به منظور افزایش قدرت نظامی می باشد Waltz,1979:127)).
شکل بیرونی موازنه ی سخت7 مبتنی برشکل گیری ائتلافی از دولت های ضعیف علیه ابر قدرت می باشد . موازنه ی سخت برتوازن قدرت کلی متمرکز است وسعی دارد تا ائتلافی مخالف شکل دهد که برای کنترل قدرت مسلط به اندازه ی کافی قدرتمند باشد . به طور نسبی موازنه ی سخت می کوشد تا موازنه ی نظامی را در یک منازعه بالفعل و یا غالباً بالقوه از طریق کمک به قابلیت های نظامی طرف ضعیف تر و با توسل به اقداماتی مانند ساخت های نظامی ، اتحادهای زمان جنگ ویا انتقال فناوری نظامی به یک متحد دچار تغییر نماید
( عسگری ،138739:) .
در میان قدرت های بزرگ ، موازنه قوای سخت به صورت شکل دهی به اتحادهای نظامی است در واقع آنچه در طول تاریخ به عنوان موازنه قوا از آن نام برده می شود در شکل گیری موازنه به شکل موازنه قوای سخت بوده مانند عکس العمل دیگر دولت ها به تمایل سلطه جویانه شارل اول اسپانیا ، ناپلئون بناپارت ، قیصرویلهم دوم و آدولف هیتلر آلمان …
2- موازنه نرم : موازنه نرم به هر نوع تلاش غیر مستقیم و غیر نظامی برای کاهش توانایی قدرت برتر و افزایش قدرت خود ، اطلاق می شود ( وکیلی ،1388 : 7) .
موازنه ی نرم دو سطح دارد یک سطح آن شکل بیرونی موازنه نرم است که متکی بر دیپلماسی عمومی است . دیپلماسی عمومی از طریق مجریان چند گانه دولتی و غیر دولتی که در تماس با افکار عمومی است انجام می شود . دیپلماسی عمومی علم و هنراستفاده از قدرت نرم است . قدرت نرم عبارت است از ابزاری غیر مستقیم برای جذب یک بازیگر به گونه ای که بدون استفاده از زور منطبق با خواسته های بازیگر دیگر عمل کند. مفروض قدرت نرم این است که بازیگران باید تواتایی جذب سایرین به سوی دیدگاه خاص خود را که مشروع و معتبر تلقی می شود، داشته باشند.اگر بازیگری بتواند سایرین را به دیدگاه خود جذب کند نیاز به استفاده از منابع پرهزینه تر قدرت سخت کاهش خواهد یافت.در شرایط کنونی قدرت نرم حاصل ارائه اطلاعات و ایجاد جذابیّت است . در نتیجه از منابع قدرت یک کشور در عرصه ی بین المللی است . بنابراین محورهای پارادایم های سیاسی جهان امروز در حال جابه جایی از ژئوپلتیک و قدرت به سوی جهانی پسامدرن از تصویرو نفوذ است.
قدرت در چنین وضعیتی تنها از اقناع و اجبار بر نمی خیزد بلکه به شکل فزاینده ای حاصل ارائه اطلاعات است ( نای،1386 : 72).
شکل درونی موازنه ی نرم به توانمندی های داخلی شامل بسیج منابع داخلی و تلاش های سیاسی ، اقتصادی یک کشور بر می گردد . انسجام داخلی ، وحدت ملی و رضایتمندی عمومی ارکان اصلی شکل درونی موازنه نرم را تشکیل می دهند و در حقیقت موازنه ی درونی پشتوانه موازنه نرم بیرونی است . به عبارت دیگر عمق استراتژیک هر کشور میزان اقتدار آن کشور را نشان می دهد و عمق استراتژیک هر کشور معدلی از موازنه ی نرم درونی و بیرونی است . موازنه نرم از سه منبع شامل فرهنگ ، ارزش های سیاسی و سیاست های خارجی نشأت می گیرد ( وکیلی ، 1388 ) .
در واقع موازنه سخت مربوط به سیاست های نظامی گری می شود و موازنه نرم مربوط به بعضی رفتارهای دولتی غیرنظامی برای کسب اهداف امنیتی می باشد.
اگرچه بررسی ها نشان دهنده آن است که ” موازنه سخت” تاثیرگذاری بیشتری در رویارویی با فشارهای نظامی و تهدیدات امنیتی دیگران داشته ، اما این استراتژی از ریسک و هزینه ی بالایی نیز برخوردار است.به همین دلیل دولت ها برای انتخاب استراتژی موتزنه سخت یا نرم باید علاوه بر هزینه ها ، میزان تاثیرگذاری آن را نیز سنجش کرده و دو شاخص عمده و تاثیرگذار را همواره مدنظر داشته باشند:
1.شکاف قدرت بین خود و رقبا
2.سطوح وابستگی اقتصادی بین خود و رقبا.
شکاف قدرت مربوط به مقایسه و اختلاف سطوح قدرت بین دو دولتی است که می خواهند تاثیرگذاری موازنه را به دیگران دیکته کنند. هرچقدر که شکاف قدرت بین این دو دولت بیشتر باشد ، احتمال انتخاب استراتژی موازنه سخت بسیار کمتر می شود . پس به دلیل اینکه شکاف قدرت فاحش از انتخاب استراتژی موازنه سخت توسط دولت ها جلوگیری می کند ، موازنه نرم هم برای دولت قوی و هم برای دولت ضعیف ، استراتژی منطقی تری جهت تحصیل امنیت تلقی می شود. به بیان دیگر دولت قوی نیازی به افزایش توانمندی نظامی خود یا تقویت اتحادها احساس نمی کند ، اما قوی تر همواره نسبت به چالش های بالقوه ای که از طرف دولت های ضعبف ایجاد خواهد شد بسیار حساس بوده و تلاش خواهد کرد تا مزیت های نسبی خود را نسبت به سایرین به وسیله انجام تحریم های اقتصادی و فشارهایی برای کنترل مسابقه تسلیحاتی بر دیگران افزایش دهد. دولت های ضعیف نیز از آنجا که نمی توانند امنیت و حاکمیت خود را به دولت قوی تر واگذار کنند و توانایی ارائه یک رفتار توازن بخش به شکل موازنه سخت را ندارند، تلاش خواهند کرد تا رفتار دولت قوی تر را از طریق متوسل شدن به مانورهای دیپلماتیک ، سیاست های نهادی و به طور کلی اتخاذ استراتژی ” موازنه نرم” محدود کنند. اما زمانی که شکاف و اختلاف در سطوح دولت اندک باشد ، موازنه سخت هم برای دولت قوی و هم برای دولت ضعیف بسیار معنادار خواهد شد. چرا که برتری قدرت اندک در برابر دولت ضعیف ، نمی تواند امنیت دولت قوی تر را تضمین کرده و بنابراین ساخت توانمندی نظامی داخلی ، شکل دهی به اتحادها، کمک های اقتصادی استراتژیک و انتقال تکنولوژی به هم پیمانان برای تقویت توانمندی خود ، بسیار معنادار خواهد شد. از این رو می توان گفت که انباشت قدرت چه به شکل داخلی و چه به شکل خارجی ، چگونگی توزیع قدرت را در سیستم برای دولت ضعیف تر به سادگی تغییر داده و در این صورت اتخاذ استراتژی موازنه سخت برای حفظ امنیت خود برای دولت ضعبف تر هم معنادار میشود.
میزان وابستگی اقتصادی نیز شاخص دیگری است که می تواند هزینه های موازنه و انتخاب شکل سخت یا نرم آن را تا حدود زیادی تعیین نماید. البته بسیاری از متفکرین رهیافت های رئالیستی ، برخلاف این تصور اذعان دارند که وابستگی متقابل اقتصادی و تجاری نمی تواند از بروز و ظهور ستیز و منازعه و در شکل بسیار شدید آن ، یعنی جنگ بین دو دولت جلوگیری کنند. آنان برای تایید ادعای خود اروپای قبل از جنگ جهانی اول را به عنوان شاهد مثال آورده و اذعان می کنند که در دوره قبل از جنگ ، قدرت های اروپایی روابط تجاری – اقتصادی نزدیکی باهم داشتند ولی این امر نتوانست از ایجاد و شروع جنگ جهانی اول جلوگیری کند( احمدی و زارع ، 1390، 92).
بهترین مبنای تئوریک برای مفهوم موازنه ی نرم ، توسط رابرت پاپ ارائه شده است . بر طبق دیدگاه وی ، هدف ایجاد موازنه ی نرم را می توان خنثی کردن عملکرد دولت در حال رهبری بدون مقابله مستقیم دانست. معیار موفقیت موازنه ی نرم تنها کنار گذاشتن یک سیاست از سوی ابر قدرت نیست ، بلکه حضور دولت های بیشتر در ائتلاف موازنه گر علیه ابرقدرت نیزمعیارخوبی می باشد( Pape , 2005 : 37 ).
به عقیده ی برخی صاحب نظران ، موازنه ی نرم در بر گیرنده ی موازنه ی ضمنی کوتاه مدت مؤتلفان رسمی است. این ائتلاف زمانی رخ می دهد که دولتها اغلب روابط دوستانه ی (اتحاد) خود را برای ایجاد توازن علیه دولت تهدید کننده ی بالقوه یا یک قدرت در حال ظهور ، توسعه می دهند. در بیشتر موارد ، موازنه ی نرم مبتنی برتقویت قدرت نظامی ، انجام اقدام هایی مبتنی بر هم کاری های موقت ، و هم کاری در نهادهای بین المللی می باشد.اگر زمانی ، رقابت امنیتی شدید شود و دولت قوی به بازیگر تهدیدکننده تبدیل شود، این اقدام ها ممکن است پوششی برای راهبردهای موازنه ی سخت باشد.
موازنه نرم را همچنین به دو دسته “موازنه نرم نظامی ” و “موازنه نرم غیرنظامی” می توان تقسیم کرد:
موازنه نرم نظامی در تلاش است تا با استفاده از حوزه هایی که مربوط و نزدیک به امور نظامی است ، برای تضعیف قدرت نسبی دولتهای تهدیدکننده استفاده کند. به عنوان مثال بک دولت می تواند تسلیحاتی را به رقبای دولت تهدیدکننده برای تضعیف و و تقلیل قدرت نسبی دولت تهدیدکننده بفروشد، بدون اینکه بخواهد به طور رسمی وارد اتحادهای توازن بخش شود. در واقع می توان گفت که تجهیز و مسلح کردن دشمن یک دشمن ، نوعی از موازنه نرم نظامی به شمار می آید که از این طریق ، هم باعث تحلیل و تضعیف قدرت نسبی رقیب می شود و هم خود به امنیت دست می یابد.
موازنه نرم غیرنظامی نیز مربوط به تضعیف قدرت نسبی رقبا به وسیله ممنوعیت ها و تحریم های اقتصادی است. تحریم های اقتصادی باعث ازدیاد قدرت یک دولت در برابر رقبا نمی شود ، اما می تواند به اقتصاد رقبا آسیب وارد آورده و قدرت نسبی آنها را تحلیل ببرد . در این رابطه نیز ” عدم همکاری های استراتژیک ” به عنوان موازنه نرم تعریف می شود.
بنابراین موازنه ی ترم ، نشانه ای هشداردهنده خواهد بود که در آن الزام های موازنه گری های قدیمی ،پنهان است و به گوته ای تامحسوس و هوشمندانه اجرا می شود. هدف اصلی موازنه نرم ممانعت از توسل به زور در مقابل اقدامات قدرت برتر نیست ، بلکه راه حلی را به نمایش می گذارد که بازتاب مقاومت در برابر جاه طلبی های آینده ابرقدرت است.
اگرچه موازنه سخت تاثیرگذاری بیشتری در رویارویی با فشارهای نظامی و تهدیدهای امنیتی از جانب دیگران داشته اما این استراتژی از ریسک و هزینه ی بالایی نیز برخوردار است .
معمولا سه پیش شرط برای استراتژی توازن نرم مطرح می شود :
نخست اینکه جایگاه قدرت هژمون و رفتار نظامی آن نگران کننده است اما هنوز چالش جدی در برابر حاکمیت قدرت های دیگر ایجاد نمی کند.
دوم اینکه دولت مسلط منبع اصلی کالاهای عمومی8 است در هر دو حوزه ی اقتصادی و سیاسی. و نمی توان به راحتی جایگزینی برای آن پیدا کرد .
سوم اینکه دولت مسلط نمی تواند به راحتی رفتار تلافی جویانه اتخاذ کند چرا که اقدامات موازنه جویانه سایر قدرت های آشکار نیستند یا به صورت مستقیم جایگاه قدرت هژمون را با ابزارهای نظامی به چالش نمی کشندPaul , summer 2005 : 58 ) ).
پاول همچنین تعریف دقیقی از مفهوم موازته نرم می دهد:
« موازنه نرم دربرگیرنده موازنه ضمنی بدون اتحادهای رسمی است و زمانی روی می دهد که دولت ها به طور کلی روابط حسنه را گسترش می دهند یا فهم امنیتی را محدود می کنند تا علیه یک قدرت تهدیدکننده بالقوه یا یک قدرت درحال ظهور موازنه برقرار کنند. از این رو ، موازنه نرم اغلب بر افزایش محدود تسلیحات ، اقدامات همیارانه خاص یا همکاری در نهادهای منطقه ای یا بین المللی مبتنی است. این سیاست ها ممکن است به راهبردهای باز و موازنه سخت تبدیل شود اگر و زمانی که رقابت امنیتی شدید و دولت قدرتمند به تهدید تبدیل می شود».
انگیزه های پی گیری برقراری موازنه ی نرم :
1- نگرانی های راهبردی : به طور کلی اگر توازن قوا ، چه در سطح منطقه ای و چه بین المللی ، به نحو فاحشی تغییر یابد ، دولت ها در پی ایجاد موازنه هستند ، چرا که چنین شکافی در سطح توانایی ها ، دولت برتر را به سوی اجرای سیاست های ویژه ای می راندکه سرانجام موجب تهدید امنیت سایر بازیگران می شود .
2- چانه زنی : پی گیری سیاست های محدود کننده ی دولت ها در قالب موازنه ی نرم تنها در واکنش به تهدید های امنیتی مطرح شده از سوی قدرت برتر نمی باشد ، بلکه بیشتر به دلیل آن است که آن ها با مجموعه اقدام ها یا سیاست های سیطره جو ، موافق نبوده و برای محدود کردن آزادی عمل او در این عرصه ی ویژه تلاش می کنند.
3- نگرانی های امنیت منطقه ای : در خلال دهه های اخیر به دلایلی از جمله افزایش تعداد دولت ها که برخی از آن ها ضعیف یا ور شکسته هستند ، افزایش چالش های امنیتی فراملی همچون جرایم سازمان یافته ، تروریسم ، حمل ونقل مواد مخدر ، جریان پناهندگان و …. تقاضا برای هماهنگی سیاست منطقه بیش از گذشته شده است پس قدرت های عمده برای تقویت توانمندی های خود ، بیش تر از راه همکاری با دیگر دولتهای منطقه ای در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان ایالات متحده، موازنه قدرت، موازنه قوا Next Entries پایان نامه با کلید واژگان ایالات متحده، سازمان های بین المللی، نظام سرمایه داری