پایان نامه با کلید واژگان دین و سیاست، الادب الصغیر، نهی از منکر، زبان عربی

دانلود پایان نامه ارشد

است:
1 – اساس سلطه عیناً نصوص قرآن است:« فلو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض»(بقره، آیه 152).
2 – سلطان برای دفع قوی از ضعیف است. و سلطان عطیه الهی است:« ولکن الله ذو فضل علی العالمین.»
3 – خداوند نصرت و تمکین را برای سلطه ضمانت نموده است اگر ملزم به امور چهارگانه ای باشند که در این آیه شریفه آمده است « الذین إن مکنّا هم فی الارض أقامو الصلوة…» ( حج، آیه 41)
4 – برای حراست دین و سیاست امور مسلمین و حفظ امنیت و دفع فساد اقامه امام واجب است: «و…لان الخلق لا تصلح احوالهم الا بسلطان» ( علامه حلی، 1370، 285).
ابن جماعه ضمن توضیح ضرورت وجودی حکومت و سلطه با قید چهار شرط اقامه نماز، اعطاء زکاه، امر به معروف و نهی از منکر به سلطه تقدس و نفوذ می بخشد و آن را « عطیه الهی» می داند. بنابراین هم مصدر اصلی سلطه را خداوند متعال می داند و هم آن را در چارچوب شرع مهار می کند (ذاکر صالحی، 1373، 62).
غزالی از طریق وارد کردن سلطنت در خلافت، راه ار برای به رسمیت شناختن این نوع امامت هموار کرده بود. ابن جماعه تحت فشار زمان خود گامی فراتر می نهد و امکان جذب شدن خلافت در سلطنت را می پذیرد.

– ابن تیمیه
تقی الدین احمد بن عبدالحلیم ابن تیمیه در سال 661 ه.ق در حرّان به دنیا آمد و در سال 728 ه.ق در دمشق از دنیا رفت. دو کتاب مهم سیاسی ابن تیمیه عبارت است از: « السیاسة الشرعیة فی اصلاح الراعی و الرعیه» و « منهاج السنه» (لمبتون، 1380، 248).
ابن تیمیه به عنوان پدر مدیریت اسلامی شناخته شده است ( کریم زاده،1383 ،188). مهمترین دستاورد او در عرصه اداره امور و مدیریت، رساله خواندنی وی تحت عنوان السیاسة الشرعیة است. این کتاب کوچک، که شش قرن پیش از زمان تیلور و هنری فایول نگاشته شده است اولین روش علمی را در باب تعیین اصول مدیریت در قالب و چارچوب اسلامی مورد استفاده قرار می دهد ( آل بورایی، 1380، 283).
در سراسر کتاب السیاسه الشرعیه، مسأله نیاز به قدرت قاهره به منظور حفظ آیین و برقراری نظم همچون رشته ای جریان دارد. ابن تیمیه این سخن را از حضرت علی (ع) نقل می کند که مردم نیاز به امیر دارند چه عادل و چه فاجر. توجیه ولایت امام ظالم آن است که به وسیله او اجرای حدود می شود؛ راه ها امن و خراج تقسیم می شود.
ابن تیمیه می پذیرد که دین و سیاست جدایی ناپذیرند و به همین دلیل معتقد است که شریعت محتاج سلطان و صرف اموال حکومتی در راه خداست و این موجب صلاح دین و دنیا خواهد شد. ابن تیمیه بر بیعت، یعنی پیمان دو جانبه بین مردم و حاکم تأکید می کند. او احتمالاً مبایعت را در نهایت به عنوان رفراندوم بری رسیدن والی به حاکمیت تصور می کند و اینکه مبایعت همچون دیگر قراردادها امتیازاتی برای هر دو طرف خواهد داشت؛ قدرت موثر برای امام و آرامش اجتماعی و ضمانت های قانونی برای رعیت.
اولین وظیفه ای که مبایعت بر دوش رعیت می گذارد، فرمانبرداری است. یکی از حقوق حاکم آن است که مردم از نصیحت او دریغ نورزند. بعبارتی بر هر مسلمانی واجب است که امر به معروف و نهی از منکر کند و در عین حال سعی کند از هرچه یکپارچگی مومنان را به خطر انداخته و یا جامعه را دچار تفرقه سازد اجتناب کند. هم چنین از وظایف حاکم، مشورت با رعیت است و نیز تأکید زیادی بر عدالت می کند ( لمبتون،1380، 252و 253).

– امام فخر رازی( 606- 536 ه.ق)
تحصیلات و مطالعات فخر الدین در رشته های فلسفه، فقه و علم کلام بود و اطلاعات عمیقی از آثار فارابی کسب کرده بود. او در تفسیر قرآن، کلام، فقه، فلسفه، نجوم، تاریخ و علم بلاغت نویسنده توانایی بود.
کتاب دایرة المعارف گونه او «جامع العلوم» فصلی درباره علم سیاست، و فصل دیگری در آداب الملوک دارد که بیشتر بر اساس نظر فارابی است، ولی به گونه ای نزدیک با اسلام سنتی سازگار شده است. به نظر فخر الدین، هنر سیاست، عالیترین هنر است و سیاست دو نوع است؛ معنوی و مادی یا درونی و بیرونی. او با چنین تقسیمی، جدایی دینی و قدرت دنیوی را به رسمیت می شناسد. نوع اول سیاست شاهان و نایبان آن هاست و دومی، سیاست علماست که عقاید باطل را از افکار انسان ها می زدایند (لمبتون، 1380، 234-232).
فخر الدین رازی می گوید: « از آنجا که پادشاه سایه خدا و نایب پیامبر است، باید در همه حال سعی کند پیامبر گونه باشد.» بنابراین شروطی را برای او درنظر می گیرد:
1 – پادشاه باید حلیم باشد.
2 – پادشاه باید کریم باشد.
3 – عقل باید حاکم بر اندیشه ها، سخنان و اعمال او باشد.
4 – پادشاه باید که در عفو نمودن تأخیر نفرماید و در عقوبت کردن اندیشه فرماید.
5 – او باید با رعیت مهربان باشد.
6 – باید عادل باشد زیرا با عدالت امنیت حاصل می شود و امنیت، مؤمن را هر جا که باشد امکان پرداختن به عبادت می بخشد.
7 – لزوم مجالست با علما
8 – پادشاه نباید چندان سخت گیر باشد که شاکیان از طرح دادخواست خود نزد او بازداشته شوند، و نیز نباید چنان حلیم و بردبار باشد که مردم هر چه خواستند نزد او آورند. رد و پذیرش شکایات از طرف او باید مبتنی بر مصالح عامه باشد (همان، صص 238-236).
فخر الدین بحث در سیاست را از استدلال سنتی فلاسفه در مورد اجتماع انسانی که مبتنی بر اندیشه موجود سیاسی یا اجتماعی بودن انسان است آغاز می کند. او با بیان ماهیت متفاوت هنرها و پیشه ها، چهار حرفه را مبنا و اساس هدایت امور انسان برمی گزیند: کشاورزی برای تهیه غذا، ریسندگی برای تهیه پوشاک، بنّایی برای ساختن منازل و سیاست برای سروسامان دادن امور جامعه. کارهای مربوط به دنیا، تنها با تقسیم نیروی کار قابل انجام است و امور انسانها، از طریق همکاری و تعاون. او ادامه می دهد که تماس و ارتباط انسانها اغلب به ستم و تجاوز به حقوق دیگران می انجامد. در نتیجه این تقسیم کار، جامعه نیازمند نظامی است که انسانها را از ظلم به یکدیگر باز دارد، که این، کار پادشاه است (همان، ص 234).

– ابویوسف
«یعقوب بن ابراهیم انصاری کوفی معروف به ابو یوسف، اولین فردی است که در اسلام، مسند قاضی القضاتی داشته است که این مسند از سوی هارون الرشید به او واگذار شده بود. ابویوسف، مشاور نزدیک خلیفه در عرصه اداره امور به ویژه امور قضایی بود. کتاب او با عنوان « الخراج» تنها کار وسیع و عظیم او به شمار می رود که در کنار دیگر رساله های وی جایگاهی ویژه دارد.
این کتاب پایه و اساس مالیه عمومی، مالیات و مالیات بندی، دادرسایی جنایی و موضوعات مشابه است که ابو یوسف این مطالب را در پی درخواست های هارون الرشید نگاشته است این کتاب راهنمای اجرایی و اداری است» ( آل بورایی، 1380، 279).
لمبتون در مورد چگونگی ارتباط مالیات با موضوع امامت در کتاب الخراج می نویسد: «بی دلیل و تصادفی نیست که نظریه ابو یوسف، پیرامون امامت، در مجموعه ای گردآید که دردرجه اول به وضع مالیات بپردازد. در نظام حکومت اسلامی میان سیاستگذاری و حکومت عادل، رابطه ای نزدیک وجود داشته است. جمع آوری و مصرف مالیات ها هر روز جزئی از حقوق الله بود که در مقابل « حق العباد » یا « حقوق انسانی » قرار داشت» ( لمبتون، 1380، 117).
هدف ابویوسف در کتاب الخراج، تنها نشان دادن شیوه اداره امپراطوری به حاکم نیست، بلکه نشان دادن مسئولیت او نیز می باشد. وی به ذکر تعدادی از احادیث درباره وظیفه رعایا نسبت به امام خود می پردازد.
ابویوسف، خلیفه را امیرالمؤمنین خطاب می کند ومعتقد است که با صرف نظر از صفات و شرایط شخصی حاکم، تصاحب و داشتن بالفعل قدرت، شرط لازم و کافی اعمال اقتدار است و تکلیف مذهبی اطاعت مطلق از قدرت های موجود را با ذکر احادیثی توجیه و تعلیل می کند. ابویوسف با تأکید بر تعیین الهی خلیفه، حاکم را راعی مردم خطاب می کند و می گوید: « او در قبال اعمال خود و مردمی که به او اعتماد کردند در پیشگاه خدا مورد سؤال قرار می گیرد.» او نیاز خلیفه را به تقوا و عدالت در اجرای وظایف خویش مورد تأکید قرار می دهد و هارون الرشید را نسبت به مسئولیت های سنگین این منصب هشدار می دهد (همان، 120-117 ).

– ابن مقفع
عبدالله ابن المقفع از اهالی شهر جور (فیروزآباد کنونی) است که در دوران بلوغ، اسلام را انتخاب کرد و به عنوان کاتب و منشی در خدمت بنی عباس درآمد. وی پیش از آنکه اسلام آورد در فارس نزد پدر خود می زیست و به تحصیل مقدمات معرف قدیم ایرانی و زبان پهلوی مشغول بود و به اقتضای آن زمان، زبان عربی و معلومات اسلامی را هم فرا گرفت و به دو زبان فارسی و عربی مسلط شد. ابن المقفع پیش از مسلمان شدن منشی دیوان داوود بن یزید، حاکم اموی عراق و استان های شرقی در بصره بود. بعدها منشی خصوصی عیسی بن علی، عموی منصور ( خلیفه) شد. او در سال 142 ه.ق در 36 سالگی به قتل رسید ( آشتیانی، 1382، 35-30 ).
ابن مقفع نقش مهمی در تکامل نظریات اسلامی دولت با نوشتن « رساله فی الصحابه » و نیز « الآداب الکبیر » و « الادب الصغیر » ایفا کرد. او در رساله الصحابه، که برای خلیفه، « منصور » نگاشت، به مسائل سپاه، سرشت اقتدار خلیفه، دربار و جمع آوری و صرف درآمد می پردازد. او پیشنهاد می کند:
– خلیفه باید یک حکم « امان» عمومی صادر کند و در آن وظایف افسران و اعضای سپاه امپراطوری را مشخص کند.
_ باید تعلیماتی از قرآن و سنت به ارتش داده شود و از آنها خواسته شود که به ترویج صرفه جویی مطابق الگوی داده شده از طرف خلیفه بپردازند.
_ باید مقرری و مواجب آن ها به طور مرتب و در زمان تعیین شده پرداخت شود و بخشی از آن به صورت کالا برای حمایت آنها در برابر نوسانات قیمت ها داده شود.
_ خلیفه باید همیشه نسبت به وقایعی که در میان سپاهیان می گذرد، و نیز از جریانات پایتخت و پادگان های اطراف باخبر باشد و به این منظور از افرادی که وفاداری آنان به اثبات رسیده استفاده کند.
_نباید به هیچ صورت سهمی در اداره امور مالی به ارتش داده شود.
کتاب « الاداب الکبیر» ابن مقفع یکی از نخستین آیین نامه های شهریاری در زبان عربی است. این کتاب شامل یک مقدمه و سه بخش است که بخش اول در مورد سلطان، حکومت دنیوی و رفتار حاکم، بخش دوم پیرامون رفتار دستیاران حاکم و بخش سوم در مورد دوستی، سخن می گوید ( لمبتون، 1380، 115-111 ). ابن مقفع در الادب الصغیر، از حاکم می خواهد در تعیین کارگزاران و نظارت بر آن ها دقت بیشتری کند، چون معتقد است بی دقتی و بی توجهی در این امور به بی ثباتی می انجامد و کل ساختار حکومت را به خطر می افکند. به عقیده ابن مقفع، اطاعت، شایسته پادشاه دادگراست، ولی ویژگی مهم سلطان را بیشتر علم می داند تا عدالت.او می نویسد: مناسب ترین فرد برای زمامداری کسی است که از موهبت دانش برخوردار باشد. به نظر او پادشاهی، سه گونه است: اول، بر پایه مذهب، دوم، بر پایه قدرت طلبی، سوم، بر پایه هوس های فردی او؛ اولین را بهترین نوع می داند. دومی احتمالاً با مخالفت مواجه خواهد شد. در حالی که نوع سوم، زودگذر خواهد بود (همان، ص 117).

– جاحظ
جاحظ، از خانواده ای ناشناخته از موالی بنی کنعان بود که در حدود سال 160 هجری قمری در بصره به دنیا آمد و در دوران کودکی و نوجوانی اش همزمان با خلافت مهدی، هارون الرشید و امین بوده است.
بنابراین زندگانی او از دوران اوج حکومت معتزله تا دوران بعد از معتزله به طول انجامید. او صاحب آثاری در زمینه ادب، کلام معتزله و مباحث سیاسی- مذهبی است (همان، ص 121 ).
جاحظ در مورد شرایط امام ایده آل، مهمترین ویژگی او را علم می داند و می نویسد: « توانایی فکری او باید همدوش با کنجکاوی بالفعل فکری و دانش وسیع باشد و این صفات باید با عادات و رفتار نیکو توأم گردد. هرگاه دانش، با فکر و قدرت، با دانش و عزم و قاطعیت، با قدرت به هم آمیزند، نیازی به چیز دیگری نیست» (همان، ص 122) جاحظ مشخصاً عقیده اطاعت بدون قید و شرط از حاکم را رد می کند. زیرا حاکم یک انسان است و ممکن است نسبت به خطاها و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان مدینه فاضله، جامعه شناسی، عدالت اجتماعی، دین و سیاست Next Entries پایان نامه با کلید واژگان تقسیم کار، طبقات اجتماعی، روابط اقتصادی، حکومت اسلامی