پایان نامه با کلید واژگان ديني، تجربي، انساني، غير

دانلود پایان نامه ارشد

ديني در مقام گردآوري و كشف و نيز توجّه به مشكلات و معضلات جامعه اسلامي و يافتن راه حل آن‌ها در منابع و متون ديني، مسائل علم مورد نظر را كاملاً تحت تأثير قرار مي‌دهد به نحوي كه نمي‌توان منكر ديني بودن آن شد. درست شبيه جغرافيا و زمين شناسي ايران و فرانسه، با اين‌كه هر دو از روش واحدي استفاده مي‌كنند امّا مسائل آن دو كاملاً متفاوت است. به نظر مي‌رسد ديني بودن و انتساب به دين، امري صفريا صدي نيست بلكه امري مشكّك و صفرتا صدي است. برخي علوم مانند علوم اصيل اسلامي در نقاط نزديك به صد قرار دارند و برخي علوم ديگر و يا برخي قرائت‌ها از علم ديني در مراحل پايين‌تر قرار مي‌گيرند. حتّي قرائتي از علم دينی وجود دارد كه خدمت به اهداف و غايات دين و جامعه ديني را در اتّصاف يك علم به ديني بودن، كافي مي‌داند.239طبيعي است كه اين قرائت در مراحل پاييني از ديني بودن قرار مي‌گيرد. خلاصه آن‌كه دليل و برهاني اقامه نشده كه ديني بودن حتماً و الزاماً مربوط به مقام داوري است بلكه طيفي از علوم ديني و قرائت‌ها ممكن است وجود داشته باشد كه هركدام به ميزان خاصي منتسب به دين گردد، برخي هم در مقام كشف و داوري و برخي ديگر تنها در مقام كشف، برخي از جهت اهداف و غايات و برخي ديگر از جهت مباني و پيش فرض‌ها.
انتقاد سوم
آقاي ملكيان سوّمين ايراد خود بر اين معنا از علم ديني را اين‌گونه شرح مي‌دهد:
«نفس اقدام به ايجاد المثنّاي اسلامي علوم موجود، نشانگر اين است كه اقدام كنندگان از همه يا پاره‌اي از آرا و نظريات عرضه شده در اين علوم خشنود نيستند و از اين رو، پيش بيني مي‌شود كه همه يا پاره‌اي از آرا و نظرياتي كه در اين المثنّاهاي اسلامي ظاهر خواهند شد با آرا و نظريات علوم موجود سازگار نباشد. در اين صورت، چه كنيم و كدام را بپذيريم؟ … طبعاً خواهيد گفت كه به هنگام تعارض، بايد جانب المثنّاي اسلامي را گرفت؛ چرا كه داده‌های وحياني حقايقي مطلق و جاودانه‌اند و حال آن‌كه يافته‌هاي عقلي، تجربي و تاريخي، حقايقي غير قطعي و موقّتند و بايد به محك داده‌های وحياني سنجيده شوند. امّا بايد توجه داشته باشيد كه خود گزاره “داده‌هاي وحياني حقايقي مطلق و جاودانه‌اند” و جميع پيش فرض‌هاي اين گزاره، علي القاعده از يافته‌هاي عقلي‌اند و بنابراين به گفته خود شما حقايقي غير قطعي و موقّتند! وانگهي اگر مي‌توان در همه يا پاره‌اي از موارد از يافته‌هاي عقلي دست شست، چرا آنجا كه عقل مي‌گويد: “داده‌هاي وحياني حقايقي مطلق و جاودانه‌اند” سخنش را حكم حاكم معزول ندانيم.»240
ايشان در جاي ديگر همين انتقاد را به صورت مختصر، اين‌گونه بيان كرده‌اند: «اگر به كارگيري روش تجربي به سود مدّعيات فيزيك يا روانشناسي غير ديني تمام شد و به زيان دعاوي فيزيك يا روانشناسي ديني، درآن صورت، چه بايد كرد؟ روش تجربي را تخطئه كنيم يا دعاوي دين را؟ چگونه و به چه دليل؟»241
در انتهاي انتقادهاي ايشان به اين معنا و قرائت از علم ديني به ذكر انتقاد ديگري مي‌پردازيم كه گرچه انتقادي مستقل و متفاوت محسوب مي‌گردد ولي به دليل كوتاه بودن و نيز رعايت معيارهاي شكلي در اين نوشتار آن را با عنواني مستقل و مجزّا مطرح نمي‌كنيم.
آقاي ملكيان در آخرين انتقادش بر معناي مذكورِ علم ديني، مي‌نويسد:
«اگر با رجوع به كتاب و سنّت مي‌توان المثنّاي اسلامي همه علوم را پديد آورد، قواي ادراكي‌اي كه خدا يا طبيعت در اختيار بشر نهاده است به چه كار مي‌‌آيند؟ و علي الخصوص توصيه و دعوت خود كتاب و سنّت به تفكر و تعقّل چه محملي دارد؟»242
نقد و سنجش
درباره تعارض المثنّاي اسلامي علوم موجود – به تعبير آقاي ملكيان- با همه يا پاره‌اي از نظريّات عرضه شده در اين علوم، لازم است دوباره يادآوري شود كه مقصود موافقان علم ديني در ايران ايجاد المثنّاي اسلامي همه علوم موجود نيست، بلكه آن‌ها در صدد توليد علوم انساني اسلامي در چند رشته مشخص هستند كه آقاي ملكيان قبلاً اذعان به اين مطلب كردند. فرض تعارض علوم انساني اسلامي مورد نظر با همه آرا و نظريّات عرضه شده در علوم متناظر با آن‌ها، فرض بعيد و قريب به محال است. امّا تعارض بخشي از آرا و نظريّات عرضه شده در علوم انساني اسلامي با آرا و نظريات عرضه شده در علوم متناظر با آن‌ها، اجتناب ناپذير است. در اين صورت به نظر مي‌رسد مي‌توان جانب علوم انساني اسلامي را گرفت. البته نه از اين باب كه داده‌هاي وحياني حقايقي مطلق و جاودانه‌اند بلكه به این دليل كه «تاريخ علم نشان داده است که بسياري از نظريه‌هايي كه امروزه آن‌ها را نظريه‌هاي علمي و معتبر مي‌شناسند، در آغاز از پشتوانه تجربي يا عقلي مطلوبي برخوردار نبوده‌اند و تنها پس از گذشت زمان توانسته‌اند مؤيّد تجربي يا عقلي مناسبي پيدا كنند. براي مثال در علم فيزيك، نظريه نسبيّت انيشتين در آغاز بدون مؤيد و استدلالات كافي تجربي مطرح شد و پس از چندين سال ادينگتون مؤيّد تجربي آن را به دست آورد.»243
درباره اين مطلب كه «داده‌هاي وحياني حقايقي مطلق و جاودانه‌اند» لازم است ابتدا معناي اين سخن روشن گردد. اگر منظور اين است كه در پس داده‌ها و گزاره‌هاي ديني حقايقي مطلق و جاودانه وجود دارد كه همان حقيقت دين است، اين مطلب، قابل قبول است ولي اگر مقصود اين است كه خود داده‌ها و گزاره‌هاي ديني كه از آن‌ها تعبير به نقل مي‌شود، حقايقي مطلق و جاودانه‌اند، اين معنا مبهم و غير قابل پذيرش است. شأن داده‌هاي وحياني يا گزاره‌هاي ديني حكايت از حقايق مطلق و جاودانه است امّا خود اين داده‌ها و گزاره‌ها ممكن است گاهي ظاهر، گاهي نصّ و حتّي گاهي به جهت تحريف و امثال آن، خلاف واقع و آن حقايق مطلق و جاودانه باشند.
و درباره اين مطلب كه يافته‌هاي عقلي، تجربي و تاريخي حقايقي غير قطعي و موقّتند و بايد به محك داده‌هاي وحياني سنجيده شوند به نظر مي‌رسد موافقان علم ديني چنين نظري ندارند و انتساب اين مطلب به آن‌ها صحيح نيست. همان‌گونه كه داده‌هاي وحياني و به عبارتي گزاره‌هاي ديني ممكن است نصّ يا ظاهر باشند، يافته‌هاي عقلي، تجربي و تاريخي نيز ممكن است قطعي يا ظنّي و يا حتّي در حدّ وهم و پايين‌تر از ظن باشند. شايد از موافقان علم ديني كسي مدّعي نباشد، تمام يافته‌هاي عقلي، تجربي و تاريخي اعم از قطعي و ظنّي، بايد به محك داده‌هاي وحياني اعم از نص و ظاهر، سنجيده شود. در تعارض يافته‌هاي عقلي، تجربي و تاريخي با داده‌هاي وحيانيِ مثلاً علوم انساني اسلامي، اگر يافته‌هاي مذكور، قطعي و گزاره‌هاي علوم انساني اسلامي، ظنّي بودند، ترديدي در تقديم يافته‌هاي مذكور نيست؛ چنان‌كه اگر يافته‌هاي مذكور ظنّي و يا پايين‌تر از ظنّ و گزاره‌ها و داده‌هاي وحياني علوم انساني اسلامي، نص و قطعي بودند، شكي در تقديم گزاره‌ها و داده‌هاي وحياني علوم انساني اسلامي نيست. محل نزاع جايي است كه يافته‌هاي علوم انساني موجود و گزاره‌ها و نظريات عرضه شده در علوم انساني اسلامي متعارض و هر دو ظنّي هستند كه در اين صورت اشاره شد مي‌توان جانب علوم انساني اسلامي را گرفت به همان دليلي كه بيان شد.
به طور مشخص مي‌توان گفت اگر به كارگيري روش تجربي به سود مدّعيات روانشناسي غير ديني تمام شد و به زيان دعاوي روانشناسي ديني در اين صورت اگر مدّعاي روانشناسي غير ديني با روش تجربي و به صورت قطعي و حتمي تأييد گرديده است – كه وقوع اين نحوه تأييد محل تأمّل است- مدّعاي روانشناسي غير ديني مقدّم مي‌گردد ولي اگر مدّعاي روانشناسي غير ديني با روش تجربي و به صورت ظنّي تأييد گرديده و در سوي ديگر نصّي قطعي، مدّعاي روانشناسي ديني را حمايت مي‌كند، شكي در تقديم مدّعاي روانشناسي ديني نيست و اين تقديم، ارتباطي به تخطئه روش تجربي ندارد. امّا اگر مدّعاي روانشناسي غير ديني با روش تجربي و به صورت ظنّي تأييد گردید و در سوي ديگر تنها گزاره‌اي ظنّي از مدّعاي روانشناسي ديني حمايت مي‌كند، به نظر مي‌رسد وجهي براي تقديم مدّعاي روانشناسي غير ديني وجود ندارد و مي‌توان جانب روانشناسي ديني را گرفت به اميد آن‌كه با گذشت زمان، مؤيّد تجربي مناسبي براي آن فراهم گردد.
در پاسخ به آخرين انتقاد آقاي ملكيان به اين معنا و قرائت از علم ديني مي‌توان گفت اولاً موافقان علم ديني در ايران با رجوع به كتاب و سنّت در صدد پديد آوردن المثنّاي اسلامي همه علوم نيستند، بلكه قصد و اهتمام آن‌ها معطوف به علوم انساني و رشته‌هاي مشخّصي از آن است. ثانياً از قواي ادراكي‌اي كه خداوند در اختيار بشر قرار داده‌است در علوم طبيعي و مواردي كه نياز به وحي الهي و گزاره‌هاي ديني نيست،‌ استفاده مي‌شود. فرض بر اين است كه دين برخي گزاره‌ها و مفاهيم درباره انسان در اختيار بشر قرار داده است كه عقل انسان و قواي ادراكي او قادر به كشف آن‌ها نيست. در غير اين گزاره‌ها و مفاهيم و حتّي در فهم و تدوين و تنسيق اين گزاره‌ها و مفاهيم به صورت يك علم، از قواي ادراكي، استفاده مي‌شود.
ج) الهام گرفتن از گزاره‌هاي ديني در ساخت نظريّه‌هاي علمي
آقاي ملكيان سوّمين معنا و قرائت از علم ديني را اين‌گونه گزارش و تقرير مي‌كند:
«مي‌توان با الهام گرفتن از پاره‌اي از گزاره‌هاي مذكور در متون مقدّس ديني و مذهبي، نظريّه‌اي درباره موضوع يا مسأله‌اي ساخت و پرداخت و سپس سعي كرد كه به مدد شيوه متّبع و مقبول علمي كه آن نظريّه به حوزه آن علم تعلّق دارد نظريّه را براي عرف اهل آن علم معقول و مقبول كرد … اين كار هم شدني است و هم گهگاه در تاريخ علوم و معارف بشري انجام گرفته است. ولي با اين كار علم ديني پديد نمي‌آيد بلكه فقط در مقام كشف و گردآوري نظريّه‌ها، به متون مقدّس نيز التفاتي مي‌شود. ناگفته پيداست كه نظريّه اي كه بدين شيوه ساخته و پرداخته شود، باز بايد در مقام توجيه و داوري به معايير و موازين روش شناختي علمي كه بدان علم تعلق دارد تن بسپارد و تنها در صورتي معقول و مقبول تلّقي مي‌شود كه از بوته آزمايش آن معيارها و ميزان‌ها سرفراز بيرون آيد … اين كار ديني و اسلامي كردن علوم نيست بلكه قائل شدن به نوعي تكثرگرايي در مقام كشف و گردآوري نظريّات علمي است.»244
نقد و سنجش
آقاي ملكيان در تقرير اين معنا و قرائت از علم ديني، به طور مشخّص به ديدگاه دكتر خسرو باقري نظر دارند. دكتر باقري در كتاب هويت علم ديني، اين معنا و قرائت از علم ديني را مطرح و شرح و بسط مي‌دهد.
آقاي ملكيان به صراحت مي‌پذيرند اين معنا و قرائت از علم ديني هم شدني است و هم گاهي در تاريخ علوم و معارف بشر صورت گرفته است. اشكال عمده ايشان به اين معنا و قرائت اين است كه با اين كار علم ديني پديد نمي‌آيد. درباره اين اشكال ايشان بايد پرسيد معيار و ملاك ديني بودن يك علم چيست؟ ايشان قبلاً اشاره كردند «آنچه علمي را ديني يا عقلي يا تجربي يا تاريخي مي‌كند مقام توجيه يا داوري آن است.»245 معناي عقلي يا تجربي يا تاريخي بودن علم در مقام توجيه يا داوري روشن است امّا معناي ديني بودن علم در مقام توجيه يا داوري روشن نيست و كاش ايشان مقصود خود را از ديني بودن در مقام داوري بيان مي‌كردند. آيا مقصود اين است كه در مقام توجيه و داوري، علم ديني بايد مستند به دين و به عبارتي نقلي باشد؟ يا آن‌كه مراد آن است كه علم دینی با روش خاصي كه دين در كنار روش عقلي، تجربي و تاريخي، ارائه مي‌كند، توجيه و مورد داوري قرار گيرد؟ به هرحال معناي ديني بودن علم در مقام توجيه و داوري كه آقاي ملكيان آن را معيار و ملاك ديني بودن علم قلمداد مي‌كند، روشن و واضح نيست.
علاوه بر اين هيچ دليلي و برهاني اقامه نشده كه اگر علمي تنها در مقام كشف و گردآوري منتسب به دين بود و از آن استفاده كرد، ديني محسوب نگردد. همان‌گونه كه قبلاً گذشت، ديني بودن و انتساب به دين امري صفر يا صدي نيست بلكه امري مشكّك و صفرتا صدي است. هر علم و قرائتي از علم ديني ممكن است به ميزان خاصي منتسب به دين باشد و به همان ميزان متّصف به ديني بودن گردد. از همين روست كه در بحث رويكردها در باب علم ديني، برخي رويكردها حداقلي و بعضي مياني و برخي ديگر حد اكثري لقب مي‌گيرند. قرائت دكتر خسرو باقري از علم ديني، ممكن است رويكردي حداكثري

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان اصل موضوع، صاحب نظران، جهان اسلام Next Entries پایان نامه با کلید واژگان صاحب نظران، جهان اسلام