پایان نامه با کلید واژگان دوران باستان

دانلود پایان نامه ارشد

معرفي مي کند و از آنجا که دين واقعي در پيشگاه خداي متعال، اسلام است، “ان الدين عندالله الاسلام”( آل عمران،19) همه کساني که دين خدا را در زمان خودشان پذيرفته باشند و مطيع دستورات الاهي باشند مسلمان اند. اما امروزه مسلمان به پيروان دين خاتم اطلاق مي شود، چرا که آنان با پذيرفتن دين اسلام و اعتقاد به تمام پيامبران و شرايع آسماني، تسليم بودن خود را در برابر پروردگار اعلام کرده اند. و بر اين اساس اکنون به پيروان اديان ديگر مسلمان گفته نمي شود؛ زيرا که با نپذيرفتن دين خاتم، از تسليم در برابر خدا سرپيچي کردند و وصف مسلماني و تسليم بودن را از خودشان دور کردند. البته؛ مسلمان واقعي کسي است که هم به زبان و هم در عمل تسليم احکام و دستورات الاهي باشد؛ يعني هم به زبان اقرار به وحدانيت خدا و رسالت پيامبران و پيامبر خاتم داشته باشد و هم در عمل به احکام و دستورات ديني اعم از قوانين اجتماعي نظير مراعات حقوق ديگران، احترام به حقوق شهروندي و … و احکام فردي مانند نماز، روزه و… پايبند باشد. در قرآن از مسلمان واقعي به مومن تعبير مي شود.
بنابراين مذهب به معناي آيين، کيش، طريقه، روش و شيوه است و منظور از مذاهب اسلامي همان فريقين مي باشند يعني مذهب هاي اربعه اهل سنت ( حنفي، شافعي، حنبلي و مالکي) و مذهب اماميه است. (خليل جر، 1370، ص1864)

3-11-1 . ايمان:
الف) تعريف لغوي:
ايمان اسم مصدر است به معني گرويدن، عقيده داشتن، مقابل کفر (فقه) و به معناي تصديق و عمل به احکام دين، يعني اقرار به لسان و عمل به ارکان (عميد،1389، ص150) و در جاي ديگر از ايمان به تصديق و گرويدن و اعتقاد به خدا و کتابهاي مُنزل از جانب وي واعتقاد به قلب و اقرار به زبان و عمل به اندامها و اظهار فروتني و قبول شريعت معنا کرده اند.(خليل جُر، 1370، ص406) باز در جاي ديگر آمده است که ايمان مصدر باب افعال، از ريشه “أ ـ م ـ ن” به معناى ايجاد اطمينان و آرامش در قلب خويش يا ديگرى است. تصديق كردن خبر كسى بر اثر اطمينان يافتن از صحت و عدم كذب آن، و از ‌بين‌ رفتن ترس، اضطراب و وحشت از ديگر معانى كاربردى آن است (ابن منظور‏، 1414، ج13 ص21) دستيابى انسان به آرامش و اطمينان با اعتقاد به خدا و تصديق او احتمالا سبب استفاده از “امن” براى مفهوم ايمان بوده است. (مصطفوى‏، 1374، ج‌1، ص‌150‌ـ‌151) تسليم توأم با اطمينان خاطر. (قرشى، 1412،ج1ص 124 ) سيد علي اكبر قرشي واژه ايمان را برخلاف اكثر اهل لغت و مفسيرين، معنا كرده است و براي اينكه چرا بر خلاف اهل تفسير ايمان را تسليم معنى مي كنيد (با آنكه طبرسى فرموده ازهرى مي گويد: علماء اتفاق دارند بر اينكه ايمان بمعنى تصديق است، علامه طباطبايي آنرا استقرار اعتقاد در قلب معنى كرده و راغب اصفهاني تصديق توأم با اطمينان خاطر گفته است) مدعي شده است كه قرآن كريم ايمان به معناي “تصديق و اعتقاد” را قبول ندارد، بلكه بهترين معناى آن همان تسليم است زيرا مى‏بينيم قرآن كساني را كه اعتقاد دارند ولى تسليم عقيده خويش نيستند كافر مى‏شمارد. در باره فرعون و قوم او آمده: “وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا” ( نمل، آيه 14) فرعونيان در باطن و نفس خويش عقيده داشتند كه آيات موسى از قبيل عصا و غيره از جانب خداست ولى‏در ظاهر تسليم نشدند و اقرار نكردند و… پس بهترين معنا براي واژه ايمان “تسليم توأم بايقين” است. (قرشى، 1412،ج1ص 124)
ب) تعريف اصطلاحي:
ايمان از نظر اصطلاحي به معناي عقيده داشتن به ضروريات دين (اصول و فروع آن) مي باشد، يعني انسان به يگانگي خداوند، رسالت پيامبر اكرم (ص)، امامت دوازده امام (ع ) و عدالت خداوند و… قائل باشد. البته اشخاص در اين اعتقادات مختلف هستند، برخي ايمان زباني دارند و گروهي ايمان عقلي دارند يعني به اين امور علم دارند و برخي نيز از اين دو مرحله گذشته و به ايمان قلبي رسيده اند كه ثمره ي آن باور داشتن تمامي اين مسائل است. شايد يكي از مناسبت هايي كه باعث شده معناي لغوي ايمان به معناي اصطلاحي ياد شده سوق داده شود ايمن شدن آدمي از بسياري از خطرها و مشكلات روحي و اجتماعي در اثر ايمان است.
تاج العروس ايمان را چنين تعريف کرده است: ايمان منحصرا بر اقرار به زبان اطلاق مي شود و گاهي ايمان به معني اظهار خضوع و نيز به معني قبول شريعت و آنچه که پيامبر اکرم (ص) آورده و اعتقاد قلبي به آن است. پس کسي که بر اين صفت باشد مومن و مسلمان است که ريب و شک در او راه ندارد و ايمان تصديق و تهذيب است. (زبيدي، 1373، ج1، ص130)
در معجم الفاظ قرآن ، ايمان اين چنين تعريف مي شود که ايمان گرايش قلبي و وابستگي فکري و اعتقادي و رواني به يک معبود، به يک قلب حاکم و مرکز است به شکلي که انسان طبق آن عمل کند و به لوازم ايمان و تعهدات آن پايبند باشد بنابراين در اين مفهوم، باور نهفته است، يعني قبول يک مطلب به وضوح و روشني به نحوي که دل را مسخّر کرده و روشن سازد و دل زنده به آن باور باشد. ايمان به مفهوم اذعان و تصديق است. (صدري، 2005، ص490)
4-11-1. پيامبر
الف) تعريف لغوي
پيامبر به معناي پيک، کسي که پيغام را مي برد، نبي، فرستادة خد مي باشد. (معين، غرهنگ معين) در جاي ديگر آمده است که پيامبر : (اسم، صفت فاعلي) کسي که پيامي از طرف کسي براي ديگري ببد، کسي که فرستاده خدا باشد، پيغامبر، پيغمبر، پيمبر (عميد، 1389، ص278) همچنين لغت نامه دهخدا پيامبر را چنين معنا کرده است: پيغامبر، پيغمبر، پيمبر، وخشور، نبي، رسول، آنکه واسطه ابلاغ سخني باشد از کسي به ديگري خواه بزبان و خواه به نامه .
ب) تعريف اصطلاحي
در اصطلاح نيز پيامبران همان فرستادگان الهي براي هدايت بشر هستند که از آدم ابوالبشر شروع و به خاتم الانبياء ختم مي شود البته بيشتر از کلمه پيامبر به طور اختصاصي براي پيامبر بزرگوار اسلام يعني حضرت محمد مصطفي (ص) استفاده مي شود.
5-11-1. جزيره العرب
الف) تعريف لغوي
جزيره: قطعه زميني در وسط دريا که از هر طرف، آب آن را احاطه کرده است. (عميد، 1389، ص394) يکي از آن جزاير به نام جزيره العرب مشهور است.
ب) تعريف اصطلاحي
جزيره العرب يا شبه جزيره عربستان سرزميني است در منتهي اليه جنوب غربي آسيا به شکل مربع مستطيل با ضلع هاي نا متساوي که بين 12 و 32 درج? عرض شمالي و 35 60 درج? طول شرقي ميان آفريقا و قسمت بزرگي از آسيا قرار گرفته است. مساحت اين سرزمين به دو ميليون و ششصدهزار کيلومتر مربع مي رسد. (شهيدي،1380، ص1)
6-11-1. قريش
الف) تعريف لغوي
قُرَيْش: گونه اى ماهى كه به نام “كَلْبُ الْبحر”: سگ ماهى معروف است كه داراى دندانهاى تيز و بُرنده بسان شمشير است و ساير جانوران دريائى از آن مى ترسند. (فرهنگ لغت عربي- فارسي المعاني)
ب) تعريف اصطلاحي
قُريْش: قبيله اى معروف از عرب است. اين قبيله از با نفوذترين قبايل در ميان عرب بوده و بعد از اسلام نيز تا قرن‌ها بر جهان اسلام حكومت كرده است. خلفا تا پيش از عثمانيان، هميشه قريشي بوده و حتي در ابتداء‌، بيشتر حكام نيز قريشي بوده‌اند. تأثير آن‌ها در تاريخ دوره‌ي ‌جاهلي و اسلامي، از يك طرف و شناخت وضعيت داخلي اين قبيله به عنوان قبيله‌ي نمونه،‌ مي‌تواند قابليت آن را در بين قبايل ديگر بيشتر روشن نمايد. اين قبيله كه پيامبر (ص) نيز از ميان آنان برخاست؛ به عنوان يكي از مشهورترين و با شرافت‌ترين قبايل ميان عرب شناخته مي‌شد. قريش از بني كنانه، و بني كنانه از مُضَر، و مضر از عدنان و در نهايت به اسماعيل (ع) خاتمه مي‌يافت. نسب شناسان، كساني را كه فرزند نضر بن كنانه باشند قريشي مي‌گويند. (طريحي، 1375، ج10، ص545)
گفته شده مقارن با ظهور اسلام قريش مشتمل بر 25 طايفه ميشده است که عبارت بودند از:
بنيهاشم بن عبدمناف، بنيمطلب بن عبدمناف، بنيحارث بن عبدالمطلب، بنيامية بن عبدشمس، بنينوفل بن عبدمناف، بنيحارث بن فهر، بنياسد بن عبدالعزي، بنيعبدالدار بن قصي، بنيزهرة بن کلاب، بنيتيم بن مرّه، بنيمخزوم بن يقظه، بنييقظه بن مره، بنيمرة بن کعب، بنيعدي بن کعب، بنيسهم بن عمرو، بنيجمح بن عمرو، بنيمالک بن حنبل، بنيمعيط بن عامر، بنينزار بن عامر، بنيسامة بن لؤي، بنيأدرم تيم بن غالب بن فهر، بنيمحارب بن فهر، بنيحارث بن عبدالله بن کنانه، بني نباته، بنيعائذه. سپس مسعودي ميافزايد: از بنيهاشم تا بنيجمح بطون قريش بطاح و از بنيمالک تا به آخر جزء بطون قريش ظواهرند.( مسعودي، 1409،ج2، ص269)

7-11-1 0 قواي نظامي:
الف) تعريف لغوي:
قوا: قوا به معني نيرو، زور، قوه، قدرت و توانايي معني کرده اند. (مسعودي، 1409،ج2، ص1218)
نظامي: نظامي صفت نسبي است مربوط به نظام و به معناي ارتشي و سرباز معنا شده است. (مسعودي، 1409،ج2، ص1218)
در لغت نامه دهخدا از نظامي به سپاهي، قشون، لشکري، جنگي و مقابل چريک معنا کرده اند. (دهخدا، ص19957)
اصطلاح نظام برگرفته از واژه نظم در زبان عربي است که اشاره به تشکيلات مرتب و آراسته نيروهاي مسلح دارد. از اصطلاحات مرکب با نظام مي‌توان به پياده‌نظام، خدمت نظام، سواره‌نظام يا مدرسه نظام اشاره کرد. اصطلاح نظام به عنوان يک اسم اشاره به کل نيروهاي مسلح يک کشور و يا فرماندهان آن‌ها دارد. به طور کلي اين اصطلاح به عناصر فيزيکي نيروهاي مسلح، کارکنان، تجهيزات و فضاي فيزيکي که آن‌ها اشغال مي‌کنند اطلاق مي‌شود.
ب) تعريف اصطلاحي:
نظام يا نيروي نظامي که در بسياري از کشورها به طور کلي به آن ارتش گفته مي‌شود غالباً سازماني است که توسط ملت انتخاب و به قدرت مي‌رسد و معمولاً براي دفاع از کشور يا حمله به ديگر کشورها با تهديدات بالفعل يا بالقوه به وسيله سلاح مي‌جنگد. نظام، اصطلاحي مشتق از واژه نظم در زبان عربي است. نيروهاي نظامي غالباً به عنوان جوامعي درون جوامع ديگر عمل مي‌کنند. اين نيروها داراي جوامع نظامي ويژه، سيستم مالي، آموزشي، پزشکي و ديگر جنبه‌هاي يک جامعه فعال مدني هستند.
شغل سربازي به عنوان جزئي از يک گروه نظامي، کهن‌تر از تاريخ مکتوب است. برخي از تصاوير باقي‌مانده از روزگار باستان کلاسيک، قدرت و فتوحات رهبران نظامي را به نمايش مي‌گذارند. نبرد کادش در سال ???? پيش از ميلاد يکي از نقاط تعيين‌کننده در طول دوران حکومت فرعون رامسس دوم بود که بر روي مقبره وي جشن گرفته مي‌شود. هزار سال بعد نخستين امپراتور چين متحد به نام کين شي هوانگ به قدري مصمم بود تا خدايان را با قدرت نظامي خود تحت تأثير قرار دهد که به همراه ارتشي از سربازان سفالين دفن شد. (حسن‌دوست، ص10) رومي‌ها نيز به امور نظامي توجه زيادي داشتند تا حدي که عهدنامه‌ها و نوشته‌هاي زيادي را در کنار مقادير انبوهي از کتيبه‌هاي گران‌قيمت حاکي از پيروزي براي آيندگان به جا گذاشتند.
در عصر حاضر، جنگ‌هاي جهاني و درگيري‌هاي بزرگ و بي‌شمار تغييرات زيادي در شغل سربازي نسبت به دوران باستان به وجود آورده‌اند. امپراتوري‌هاي زيادي آمده و رفته‌اند؛ دولت‌ها رشد يافته و انحطاط يافته‌اند؛ تغييرات اجتماعي هنگفتي رخ داده‌اند و نيروهاي نظامي همچنان بر روابط بين‌الملل تسلط دارند. نقش نظام در دنياي کنوني مانند ديگر دوره‌هاي تاريخي، نقشي مرکزي است.

فصل دوم
موقعيت و جايگاه مكه و كعبه قبل از اسلام

1-2. موقعيت جغرافيايي جزيره العرب:

جزيره العرب يا همان شبه جزيره عربستان در جنوب غربي آسيا، با حدود سه ميليون و دويست هزار کيلومتر مربع مساحت، بزرگ ترين سبه جزيره جهان است.
جزيرة العرب سرزمين خشکي است که از سه سوي در حصار آب قرار گرفته است.
از غرب؛ درياي سرخ که حد فاصل جزيرة العرب و قاره آفريقاست.
از جنوب؛ اقيانوس هند و آب هاي آزاد.
از شرق؛ درياي عمان و خليج فارس که جزيرةالعرب را از ايران جدا مي سازد.
از شمال با کويت و عراق و شامات (اردن و سوريه) پيوند زميني دارد.
چنان چه مشاهده مي کنيد سرزمين عربستان از سه جانب به دريا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان فتح الفتوح Next Entries پایان نامه با کلید واژگان رسول خدا (ص)، محل سکونت