پایان نامه با کلید واژگان درآمد سرانه

دانلود پایان نامه ارشد

خاصه تلاشهاي فراوان ديپلماتيک غرب و راس آن ايالات متحده آمريکا براي نزديک شدن به سوريه و جداسازي اين کشور از جمهوري اسلامي ايران است. روابط سوريه با ايران اهميت آنچه گلن اشنايدر (Glenn Snyder) «معماي اتحاد» مينامد را توضيح ميدهد. تلاش براي تقويت همکاري استراتژيک با تهران تأثير مستقيم بر سياستهاي دمشق نسبت به حريفان منطقهاي اين کشور دارد. با اينحال ارتباط بين بازي اتحاد و بازي دشمني به آن سادگي که تصور ميشود نيست. زماني که يک متحد موضع دشمني تعديل يافتهاي را نسبت به رقيب اتخاذ ميکند ديگري احتمالاً درگير ابتکار عملي خواهد شد که ممکن است هر دو آنها را وارد يک تعارض ناخواسته سازد. اما اگر طرف نخست موضع دشمني افراطي نسبت به رقيب برگزيند شريک وي متمايل به خويشتن داري بخاطر ترس از درگير شدن در يک جنگ فراگير خواهد گشت. همين طور وقتي يک متحد اقدام متناسبي(متعادل) را نسبت به رقيب اتخاذ کند ديگري گامي در راستاي صف بندي مجدد به شکل پيش گيرانه برميگزيند. اما طرف نخست به شيوه اي آشتي جويانه نسبت به دشمن اقدام کند طرف ديگر متمايل به تقويت اتحاد خواهد بود تا اينکه بدنبال شريک بگردد. چنين شرايطي را در اتحاد ايران و سوريه و سياست اخير اين کشور نسبت به ترکيه، عراق و اسرائيل ميتوان يافت.
طي 25 سال اخير سوريه با حريفان استراتژيک سهگانه موجه بوده است: ترکيه، عراق و اسرائيل. همزمان سوريه با استفاده از زبان فني ايران را متحد اصلي خود برگزيده است که ميتواند گفته شود رهبري حزب بعث در دمشق را گرفتار مجموعهاي از بازيهاي خصومتآميز سهگانه ساخته و به صورت مشابه وارد يک بازي اتحاد و حياتي نموده است. روابط دمشق با حريفان نخست خود پيامد جدي براي روابط اين کشور با شريک استراتژيک کليدياش داشته است. درحاليکه اقداماتي که سوريه انجام داده است تأثير مستقيم بر رفتار اين کشور با ترکيه، عراق و اسرائيل دارد.106 به همين خاطر نمايندگان مکتب قديمي ديپلماسي سوريه اصطلاح «اتحاد» در رابطه با ايران و سوريه را رد ميکنند. از نظر آنها انطباق يک سويه سوريه با ايران ميتواند در بلند مدت به اين کشور ضربه زند. به عقيده آنها حتي زماني که ايران ميکوشد ارتش سوريه را به لحاظ نظامي تجهيز و به روز کند باز نمي تواند به عنوان يک شريک ايدآل به سوريه خدمت کند.107 اکنون پس از گذشت 30 سال از اين روابط و بروز تهديدات جدي عليه امنيت ملي ايران حفظ اين روابط براي ايران اهميت بيشتري يافته است. زيرا همگام شدن سوريه با ساير دولتهاي عرب منطقه براي صلح با اسرائيل معنايي جز تنها گذاشتن ايران در مقابل خطر اسرائيل و حمله احتمالي آمريکا نخواهد داشت. شركت سوريه در اجلاس صلح آناپوليس در آمريكا كه با دلخوري دولت ايران همراه شد زنگ خطري بزرگ نسبت به وقوع اين حادثه در آينده است. اضافه شدن تركيه،‌ اردن و عراق نيز به اتحاد با اسرائيل شرايط را از آنچه كه هست، پيچيده‌تر خواهد ساخت.108بنجامين بن اليزر، وزير امور زيربنايي اسرائيل در اين باره ميگويد: «صلح با اسرائيل سبب ‏در هم شکستن شرايط فعلي خواهد شد، زيرا ايران را منزوي ساخته و حزب الله را خاموش ‏مي کند. ما درباره يک صلح واقعي صحبت ميکنيم، از پاياني بر مخاصمات و بازگشايي ‏مرزها؛ و اسرائيل آماده پرداختن بهاي اين صلح و همزيستي با سوريه است.»‏109
توبي داج، کارشناس موسسه بينالمللي مطالعات استراتژيک لندن، نيز معتقد است: «تنها راه جدا ‏کردن تهران از دمشق، باز پس دادن تمامي بلنديهاي جولان به سوريه است. بر اثر اين اقدام ‏اوضاع بهتر و متفاوت مي شود و مجموعه پيروزيهاي حزب الله، دمشق و تهران رفته رفته ‏کم فروغ تر به نظر خواهند رسيد.»110 با وجود آنکه غرب اميدهاي فراواني به تحقق اين موضوع ظرف سالهاي 2008 و 2009 بسته است اما شواهد موجود از وجود مشکلاتي بر سر راه تحقق آن خبر ميدهند که به آساني قابل رفع نيستند. با اينحال صرف نظر از مساله فوق؛ در وضع فعلي توازن قدرت منطقهاي به نفع اسرائيل و به ضرر ايران برهم خورده است. چرا كه اين كشور نه تنها از نظر اقتصادي با جمعيت نزديك به 8 ميليون نفري خود بالاترين درآمد سرانه را دارد،‌ بلكه از طريق ائتلاف با غرب بخصوص ايالات متحده و انگليس و كسب سلاح هسته‌اي توانسته قوي‌ترين ارتش نظامي و تجهيزات را داشته باشد. اين کشور بقدري در بزرگ نمايي تهديدات ايران عليه خود موفق عمل کرده است که نتايج يك نظرسنجي توسط مركز مطالعات استراتژيك كانادا نشان مي‌دهد در ميان شش كشور مورد بررسي (انگليس، فرانسه، ايتاليا، آلمان، اسرائيل و آمريكا) اسرائيل از پايين‌ترين درصد حمايت مردمي براي نابودي سلاح‌هاي اتمي جهان برخوردار است. در مقابل 72 درصد مردم اين كشور استفاده از سلاح اتمي در شرايط خاص را مورد حمايت قرار مي‌دهند.111

3- آينده دولت سوريه
با بروز اين فشارها پرسشي که پاسخ به آن در شرايط فعلي اهميت بسياري پيدا مي‌کند اين است که چه چشم‌اندازي براي دولت بشاراسد در آينده قابل پيش‌بيني وجود دارد؟ صاحب نظران چهار پاسخ را براي اين پرسش محتمل مي‌دانند.

4- بررسي سناريوهاي آينده و تحولات جديد
اکنون مدتي است که بخش هايي از کشور سوريه دستخوش ناآرامي شده است مقامات سوري بيش از اينکه خواستههاي معترضان را همچون مردم تونس، مصر و يمن برحق بدانند بر اين نظرند که عوامل خارجي پشت اين ناآرامي ها قرار گرفته است. بشار اسد بارها به صراحت بر نقش نيروهاي بيگانه و اسرائيليها در سازماندهي اين تجمعات و حتي کشتار مردم بي دفاع تأکيد نموده است. با اينحال اينگونه صحبتها مانع از آن نشده است که دولت منفعل باقي بماند. براي کاستن از فشارها و ترس از سقوط دولت دمشق نرمشهايي را در مواضع خود نشان داده است يکي ازمهمترين اقدامات اصلاحي دولت لغو حالت فوقالعاده در اين کشور است که فضاي امنيتي را طي چهار دهه گذشته بر اين کشور حاکم ساخته بود. همچنين دولت برنامههايي براي اصلاحات بيشتر در دستور کار خود دارد. البته اين اصلاحات تمامي خواست مردم سوريه نيست و گروههايي از معترضان همچنان به اعتراضات خود ادامه ميدهند و همانند شرايط مصر و تونس خواستار کنارهگيري بشار اسد از قدرت ميباشند. برخورد دولت با اين دسته از معترضان بيشتر از جنس سخت و برخوردهاي امنيتي بوده است. اگرچه آمار مشخص و تأييد شدهاي درخصوص کشته شدگان ناآراميهاي سوريه در دست نيست اما برخي خبرگزاريها گاه اين رقم را تا 500 نفر گزارش کردهاند. در هر حال، اسد دشوارترين مرحله از رياست جمهوري خود را پشت سر مي گذارد. بايد منتظر ماند و ديد او که تاکنون توانسته از آزمون مقابله با اسرائيل در منطقه سربلند بيرون آيد آيا ميتواند پاسخ قانع کنندهاي براي معترضان سياسي کشور خود داشته باشد. دولت ايران پيوسته دمشق را به انجام اصلاحات مدني تشويق نموده و مشکلات تداوم وضع کنوني را تشريح ساخته است. براي اين مسجل است که در صورت از دست دادن متحد منطقهاي خود مي بايست منتظر شرايط دشواري در آينده باشد لذا تلاش ميکند تا تجربيات خود در مقابله با بحرانهاي داخلي را در اختيار سوريه قرار دهد. به هر صورت آينده سوريه از يکي از سناريوهاي ذيل خارج نيست:
1- 4. کودتاي داخلي: گزارش‌هاي چنداني از تشديد مشکلات درون دولتي و درون خانداني از سوريه در دست نيست. بشاراسد در دو مرحله، کادرهاي فرتوت و وفادار به پدر را که تجربه عمل نظامي داشتند کنار نهاده و بستگان جوان‌تر عمدتاً تکنوکرات وفادار به خود را روي کار آورده است.
2 – 4. دگرگوني از پايين: اصلي‌ترين مشکل دولت سوريه، احتمال افزايش شورش‌هاي قومي اکراد در مناطق نزديک به مرزها با عراق و ترکيه و ناآرامي‌هاي شهري از سوي اکثريت سني است. اما نکته‌اي که استبعاد ذهني مي‌آفريند آن است که تصور کنيم بين اين مشکلات ساختاري و ظهور دولتي جديد در سوريه فاصله اندکي وجود دارد و آن مي‌تواند به اين منجر شود. مشکلات فوق هر دو قديمي و ساختاري هستند و دولت سوريه تاريخي طولاني از مواجهه با آنها را پشت سرگذارده و مهارت اندوخته است. روشن است که بر روي ظرفيت تشکيلات اپوزيسيون مدني و مخالفت اقليت مسيحي در جامعه سوريه نيز در ميان مدت نمي‌توان چندان حساب نمود. اگرچه طي ماههاي اخير ناآراميهايي در بخشهاي مختلف سوريه متأثر از حوادث منطقهاي بوجود آمد. اما دولت سوريه از يکسو با ابزار سرکوب و از سوي ديگر با دست زدن به اصلاحات تلاش نموده تا اين حرکتها را متوقف سازد. از نظر دولت سوريه اين نآراميها بيش از آنکه ريشهي داخلي داشته باشد برخاسته از توطئهي عوامل خارجي است.
3- 4. تغيير از بيرون: هيچ دولتي تاکنون صرفاً از طريق فشارهاي بيروني سقوط نکرده است. فشارهاي بيروني مي‌توانند بشاراسد را ضعيف و متزلزل نمايند اما آيا مي‌توانند بدون بحران‌هاي سخت داخلي او را تسليم کنند؟ دولت سوريه در حالي هيچگاه تسليم نشده است که از ابتدا تاکنون عناصر متعدد ضعف‌آفرين را در درون خود نهفته داشته است. آيا يک دولت ضعيف شده در سوريه از ادعاهايش بر بلند‌هاي جولان دست برمي‌دارد؟ آيا از روابط گرم خود با ايران و حزب‌ا… دست مي‌شويد و آيا از توانايي خود براي ديالوگ با رهبران عرب و مخصوصاً رهبران لبناني تخليه مي‌شود؟ طبيعتاً خير. نظريه يک دولت ضعيف در سوريه، واقعيت همين دولت فعلي است. اين دولت مي‌تواند حتي از اين هم ضعيف‌تر و بحران‌زده‌تر شود، اما بخش عمده داعيه‌ها، رفتارها و حق انتخاب‌هاي آن همچنان باقي بماند و آن را از رسيدن به مرز تسليم نگهداري کند.
4- 4. تداوم مقاومت دولت کنوني: دولت سوريه مي‌تواند سرنگون شود، اما اين واقعيت مبتني بر تحولات و زمينه‌ها و روندهاي کنوني نخواهد بود بلکه حاصل يک اتفاق کمتر قابل پيش‌بيني خواهد بود. مثل حملة نظامي همه جانبه اسرائيل، سقوط هواپيماي حامل سران، بازداشت بشاراسد و غيره. در اين شرايط احتمالي که قوي‌تر مي‌نمايد، تداوم وضعيت بحراني در دولت سوريه – يک امر تقريباً موجود – و روند بطئي مهارت يافتن بشاراسد براي کنار آمدن با بحران‌هاي جاري است. هر چه تحمل بشاراسد بيشتر تداوم يابد، احتمال بروز اختلافات جزيي ميان نيروهاي خارجي که فشارهاي کنوني بر سوريه را رقم مي‌زنند، افزايش مي‌يابد و اين يعني زايش فضاهاي کوچک تنفس براي دولت سوريه.
احتمالاً سوريه نيز همچون ايران در آينده به تجربة سياستي ظاهراً متناقض دست خواهد يازيد يعني در حالي که از يک سو مي‌کوشد به دامان روش‌هاي کمابيش مشارکتي و مدني و تقويت آنها متوسل شود، از ديگر سو به انسجام و تقويت سازمان حکومت همت خواهد گماشت. شايد بتوان گفت که اين، سناريوي کلّي براي آينده کشورهاي ديگري همچون عربستان، پاکستان، کويت و اردن نيز صادق خواهد بود؛ سناريويي که طي آن دولت‌ها مي‌کوشند همزمان خود را قدرتمندتر و مردمي‌تر بسازند. در هر حال، سياست ايران تا زماني که افق‌هاي استمرار دولت کنوني سوريه وجود دارد، بايد حمايت‌هاي مؤثر و کمتر مشروط از اين دولت باشد.
در پايان اين بخش پاسخ هاي پرسش شوندگان سوري در مورد دوره حکومت بشار اسد و آينده روابط اين کشور با ايران و آمريکا که طي يک نظرسنجي در سال 2007 بدست آمده شايد قابل تأمل و جالب باشد.

5- پرسشها
آيا فکر ميکنيد اقتصاد سوري در مسير درستي پيش مي رود يا خير در مسير اشتباهي است؟

آيا شما فکر ميکنيد وضعيت اقتصادي بهتر، مشابه يا بدتر از 5 سال پيش است؟

برحسب وضعيت مالي خودتان آيا فکر ميکنيد وضع ماليتان بهتر، مشابه يا بدتر از 5 سال پيش است؟

به نظر شما آيا سياستهاي دولت در کاهش بيکاري در سوريه مؤثر بوده است؟

به نظر شما آيا سياستهاي دولت در کاهش تورم در سوريه مؤثر بوده است؟

به نظر شما ميزان فساد در سوريه طي 5 سال گذشته افزايش داشته است يا کاهش يا اينکه به همان ميزان باقي مانده است؟

آيا شما موافق يا مخالف داشتن روابط تجاري عادي با ايران هستيد؟

آيا شما موافق يا مخالف داشتن روابط تجاري عادي با آمريکا هستيد؟

آيا فکر ميکنيد مردم سوريه بايد هرکدام از گزينههاي زير را در رابطه با آمريکا بپذيرند يا رد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان سازمان ملل، دفاع مقدس Next Entries پایان نامه با کلید واژگان وزارت امور خارجه، وزارت خارجه