پایان نامه با کلید واژگان دانش سازمانی، دانش ضمنی، مدیریت دانش

دانلود پایان نامه ارشد

د آن در سازمانها اغلب با مفاهیم وابسته‌ای مواجه هستیم که در زیر به شرح مختصر هر یک از آن‌ها می‌پردازیم.
داده عبارت از حرف یا علامتی است که بهخودی خود معنا ندارد. هرگاه داده‌ها پردازش شده و درون یک متن با ساختار مدون قرار بگیرند، به‌گونه‌ای که مبین معنا باشند در آن صورت به اطلاعات تبدیل می‌شوند. مرحله‌ی بعدی درک و فهمیدن است که در این مرحله می‌توان معنای اطلاعات را در ساختار فکری خود جای داد و آن را دریافت. در واقع، برای آن‌که اطلاعات دریافته شود، نیاز به یک زمینه است تا اطلاعات مفهوم باشد. درک کردن مرحله‌ی بین اطلاعات و دانش است. نباید اصطلاح دانستن را با اصطلاح دانش یکسان پنداشت؛ زیرا دانش، اغلب برای اشاره به حقیقتی پذیرفته شده و فاقد بعد زمان به کار می‌رود و ممکن است صرفاً به جذب انفعالی اطلاعات اشاره داشته باشد،(رویدادی که اغلب در برنامه‌های آموزشی رسمی مشهود است) در حالی که با استفاده از اصطلاح دانستن، دانش را به‌عنوان ساختی اجتماعی مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهیم(جعفری مقدم، 1381). اطلاعات شامل داده‌های منظم برای هدفی معین است در حالی که دانش فراتر از آن است و می‌تواند اندیشه باشد، مانند کاربرد اطلاعات برای نیل به یک هدف. داده‌ها پس از تحلیل و طبقه‌بندی مورد تعبیر و تفسیر قرار می‌گیرند و تبدیل به اطلاعات می‌شوند(سنگ و همکاران24، 2002).
دانش، مجموعه باورها، حقایق، مفاهیم، چشم‌اندازها، قضاوت‌ها، انتظارات و دانستن چراها است و دانش سازمانی، دانشی است که از فرآیندها، سیستم‌ها، محصولات، قوانین و فرهنگ سازمان حاصل می‌شود. ریشه‌ی دانش از اطلاعات و ریشه‌ی اطلاعات از داده است. داده، واقعیت عینی، خام، بی‌معنی و مجزا درباره رویدادها و اطلاعات و پیامی که معمولاً در شکل سند یا یک ارتباط، قابل مشاهده یا قابل شنیدن است، تعریف می‌شود. اما دانش، اطلاعات معنی‌داری است که اساساً با فعالیت‌های انسان در ارتباط است و از درک اینکه بدانیم چه چیزی، چگونه و چرا، به‌دست می‌آید، نشأت می‌گیرد(زاک25، 1999؛ کوین و روبو26، 1983).
به‌طور خلاصه، داده، اطلاعات، دانش و خرد چهار مرحله‌ی زنجیره‌ی اطلاعات هستند. داده‌ها به‌ خودی خود عاری از مفهوم‌اند و شامل مشاهدات، حقایق یا اعدادی هستند که اطلاعاتي مجزا را ارائه مي‌دهند. وقتی که داده‌ها بهمنظور خاصی سازماندهی شده و در یک متن قرار می‌گیرند تبدیل به اطلاعات می‌شوند. زمانی که اطلاعات برای آشکار ساختن الگوهای غیرمعمول یا گرایش‌های نهان مورد تحلیل قرار می‌گیرند به دانش تبدیل می‌شوند و هنگامي‌که دانش برای تصمیم‌گیری در موقعیت‌های واقعی زندگی بهکارگرفته می‌شود تبدیل به معرفت(خرد) می‌گردد(گاندی27، 2004).

2-2-2- تعاریف دانش
اولين تعريف از دانش توسط پلاتو28 در سال 1953 ارائه شده‌ است. وي دانش را اعتقادات واقعی توجیه شده تعريف كرده ‌است(کاکبادسه و همکاران29، 2003). پس از آن تعاريف متعددي وارد ادبيات مديريت شده كه بهعنوان نمونه به چند مورد از این تعاریف در جدول(2-1) اشاره شده است.

جدول 2-1: تعاریف دانش منبع: یافتههای محقق
ردیف
تعاریف
نویسندگان
1
دانش، توانایی واکنش نشان دادن به موقعیت‌های واقعی و انجام دادن کارها به جای صحبت کردن درباره‌ی آن‌ها است.
نوناکا و تیس30، 2001
2
دانش عبارت است از درک، آگاهی یا شناختی که در طول زمان از طریق مطالعه، تحقیق، مشاهده و تجربه بهدست میآید.
داورپناه، 1384
3
دانش مجموعهای از اطلاعات، اصول و تجربههایی میباشد که به صورت فعال، اجرا، مدیریت،تصمیمگیری و حل مسأله را هدایت میکند.
مارکوارت31، 2006

2-2-3- انواع دانش
دانش از دیدگاه‌های مختلف طبقه‌بندی شده است، که در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره شده است.

2-2-3-1- دانش ضمنی و دانش صریح
دانش صریح(عیان)32سازمانی، دانشی است سازمان‌یافته و با محتوایی ثابت که می‌تواند از طریق به‌کارگیري فناوري اطلاعات، کدگذاري، تدوین و نشر داده شود. این دانش اصطلاحاً در قسمت فوقانی و قابل رؤیت کوه یخ منابع دانش سازمان جاي دارد(دافی33، 2000). دانش عیان دانشی قابل ثبت و دریافت در اسناد و پایگاه‌ داده است و همچنین دانشی رسمی و نظام‌مند است که بهآسانی قابل انتقال و بهاشتراک‌گذاری است. این نوع از دانش شامل پرونده‌های ثبت اختراع، راهنماهای آموزشی، رویه‌های مکتوب، تجربیات موفق و یافته‌های پژوهشی است که با درجه‌ی بالایی از صحت همراه است. دانش عیان را می‌توان در قالب‌های ساختاریافته و ساختارنیافته دسته‌بندی کرد. دانش ساختاریافته داده یا اطلاعاتی است که برای بازیابی در آینده به روش مشخصی سازماندهی شده است و عبارتند از: مدارک، پایگاه‌های داده و نظیر آن. در مقابل، نامه‌های الکترونیکی، تصاویر، دوره‌های آموزشی و مواد سمعی و بصری نمونه‌هایی از دانش ساختارنیافته هستند، زیرا اطلاعاتی که آنها ارائه می‌نمایند برای بازیابی دسته‌بندی نشده‌اند(نوناکا، 1991).
دانش نهان(ضمنی)34 در نقطه‌ی مقابل دانش صریح قرار دارد و جایگاه آن در ذهن، رفتار و ادراك افراد می‌باشد. این دانش سطح زیرین کوه یخ منابع دانش سازمانی را شکل می‌دهد. ارزش‌ها، عقاید، بینش، و شهود افراد مثال‌هایی از این نوع دانش در سازمان‌ها است(دافی، 2000). دانش ضمنی، دانشی است که افراد در ذهن خود دارند و مقداری انتزاعی‌تر از دانش عیان است. این نوع دانش بیشتر برداشت‌های ناگفته‌ای از پدیده‌هاست. دانشی که بهراحتی نمی‌توان ثبت کرد. دانش نهان از آنجایی که برای دیگران ناشناخته است بنابراین دسترسی به آن مشکل است. در واقع، بیشتر افراد از دانشی که دارند و یا از ارزشی که آن دانش برای دیگران می‌تواند داشته باشد، آگاه نیستند. دانش نهان از ارزش بسیار بالایی برخوردار است زیرا زمینه‌ای برای افراد، مکان‌ها، ایده‌ها و تجربیات فراهم می‌آورد. در حالت کلی به تماس و اعتماد شخصی بیشتری نیاز است تا این نوع دانش به صورت کارآمد بهاشتراک گذاشته شود. دانش نهان به‌شدت شخصی است و شکل‌دهی آن بسیار مشکل است، بنابراین، انتقال آن به دیگران سخت است(نوناکا، 1991).
سازمان‌های جدید می‌دانند که قسمت عمده‌ی سرمایه‌های علمی آنان به شکل دانش ضمنی است و این شکل دانش نیازمند مکانیسم‌های منسجم و حمایت بیشتری از سوی سازمان است(صیف و همکاران، 1385). ناگفته نماند در مدیریت دانش، تبدیل دانش ضمنی به دانش مدون(عینی) از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در این زمینه مدیران میانی نقش کلیدی و مهم ایفا می‌کنند. آنان دانش ضمنی کارکنان رده‌ی عملیاتی و مدیران ارشد را ترکیب کرده و به صورت دانش صریح درآورده و در محصولات و فناوری‌های جدید به‌کار می‌گیرند(مینتزبرگ و همکاران35، 1998).

2-2-3-2- دانش شخصی و دانش سازمانی
دانشی که سازمان برای حل مسائل پیش‌رو خلق می‌کند، دانش سازمانی است؛ و دانشی که توسط افراد بهطور فردی خلق می‌شود، دانش فردی نام دارد. مسلماً دانشی که به‌وسیله‌ی افراد به‌عنوان یک کل در قالب یک سازمان خلق می‌شود، چیزی بیشتر از مجموع دانش تک تک افراد است(خیراندیش و افشار نژاد، 1383). یادگیری موجود در سازمان بهمقدار زیادی از پیچیدگی وظایف و محیط سازمانی آن تأثیر می‌پذیرد. همان‌طور که اشاره شد دانش شخصی و دانش سازمانی از همدیگر متمایز هستند. با وجود این، هنوز به هم وابسته‌اند. اندازهی تعاملات هر فرد با دیگران به فرهنگ سازمانی وابسته است. این دیدگاه از این جهت پذیرفته می‌شود که در محیط کنونی، افراد در درون سازمان‌ها بهمنظور حل مشکلات مشتریان نیاز به اخذ تصمیمات سریع دارند. یعنی کارکنان به جای استفاده از قوانین و مقررات بهعنوان شکل‌دهنده‌ی سلسله‌مراتبی حل مسائل، مجبور به ارائه‌ی راه‌حل‌هایی در جهت حل کارای مسائل و مشکلات تجاری هستند(انتظاری، 1385).

2-2-3-3- دانش رسمی و دانش غیررسمی
دانشمندان مختلف طبقه‌بندی دانش سازمانی به دانش رسمی و غیررسمی را پذیرفته‌اند. دیدگاه‌های این صاحب‌نظران درباره‌ی تفاوت دانش رسمی و غیررسمی سازمان را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد(جعفری مقدم، 1381):
• ماهیت و محتوای اطلاعات و دانش سازمانی: دانش رسمی مبتنی بر جملات بایدی و الزامات قانونی است، در حالی که دانش غیررسمی، مبتنی بر مفروضات، استنباط‌ها، استدلال‌ها، ایده‌ها، دیدگاه‌ها و عقلانیت نهفته در پس تصمیمات می‌باشد.
• روش تهیه و تنظیم دانش سازمانی: دانش رسمی، بر اساس قوانین و مقررات، با توجه به شرح وظایف تهیه‌کننده یا دستور مافوق تهیه می‌شود، اما دانش غیررسمی، بر اساس استراتژی‌های مدیریت دانش در سازمان، از طریق مصاحبه‌های عمیق با تصمیم‌گیرندگان، انجام مورد پژوهش و سایر روش‌های ثبت و تحقیق مناسب تهیه می‌گردد.
• هدف: هدف از خلق دانش رسمی، ثبت و نگهداری اطلاعات ضروری برای نیازهای آتی است، اما هدف از ایجاد دانش غیررسمی، ثبت و نگهداری دانش سازمانی بهمنظور تحلیل، ارزیابی، توسعه و ترویج آن در سازمان و تقویت یادگیری سازمانی است.
• شکل و ساختار: دانش رسمی در قالب گزارش، دستورجلسه، آیین‌نامه و برنامه‌ها ارائه می‌شود، اما دانش غیررسمی به شکل سیستم‌های دانش‌محور، سیستم اطلاعات مسئله‌محور، تجزیه ‌و‌ تحلیل صورت‌جلسات و نامه‌های اداری و سایر الگوهای مسئله‌محور یا موردمحور ارائه می‌گردد.
• ضرورت و اهمیت: در اغلب موارد تداوم فعالیت‌های جاری سازمان در گرو تهیه و تنظیم دانش رسمی است. ضرورت دانش غیررسمی در حفظ، توسعه و انتشار دانش سازمانی و استفاده از آن به‌عنوان مزیت رقابتی است.
• دامنه استفاده‌کنندگان از دانش سازمانی: دامنه استفاده‌کنندگان از دانش رسمی، نسبتاً محدود است اما همه‌ی افراد سازمان و در مواردی پژوهش‌گران مدیریت از دانش غیررسمی استفاده می‌کنند.

2-2-3-4- تقسیم‌بندی دانش بر مبنای سلسله‌مراتب کارکردی آن
علاوه بر تقسیم‌بندی فوق، دانش می‌تواند بر اساس کارکردهایی که دارد تقسیم‌بندی شود. دانش می‌تواند کارکرد توصیفی36 داشته باشد و به بیان چه‌چیزی یک پدیده بپردازد، یا می‌تواند کارکرد فرآیندی37 داشته باشد و چگونگی انجام واقعه‌ای را توصیف کند. هم‌چنین دانش می‌تواند کارکرد علت– معلولی داشته باشد و چرایی وقوع یک پدیده را تبیین سازد. اين تقسيمبندي توسط كوئين38 و همكارانش در مورد دانش حرفه‌اي يك سازمان به‌كار گرفته شده است که دانش حرفه‌اي در يك سازمـان را بهترتيب صعودي اهميت و در چهار سطح كاركردي تعريف كرده‌اند(کوئین و همکاران، 1996).
1- دانش درك يا دانستن چه‌چيزی39(دانش روشی): این سطح از دانش حرفه‌ای که از طريق آموزش رسمــي به‌دست مي‌آيد، براي سازمان ضروري است، ليكن براي موفقيت تجاري كافي نيست.
2- مهارت پيشرفته يا دانستن چگونـــــــگي‌ها40: این سطح از دانش حرفهای را می‌توان تبديل آموخته‌هاي كتابي به اجراي اثربخش و توانايي به‌كارگيري اصول علمي يك رشته در دنياي پيچيده واقعي دانست. اين سطح از دانش حرفهای براي سازمان ارزش افزوده‌ی زيادي بهدنبال مي‌آورد.
3- فهم سيستم‌ها يا دانستن چراها41 (دانش علی): این سطح از دانش حرفهای را می‌توان دانش عميق از چگونگي و روابط علت- معلولي يك رشته علمي دانست. اين دانش به افراد حرفه‌اي اجازه مي‌دهد تا از سطح اجراي وظايف فراتر روند و به حل مسايل وسيع‌تر و پيچيده‌تر بپردازند و ارزشي فوق‌العاده براي سازمان‌ها ايجاد كنند.
4- خلاقيت خودانگيخته يا توجه به چراها42: این سطح دانش حرفهای شامل انگيزه، اشتيـاق و تطبيـق براي دست‌یابی به موفقيـت می‌باشد. گروه‌هايي كه اين خصوصيت را دارند در مقایسه با گروه‌های دارای سرمایه‌ی فیزیکی نتایج بهتری را کسب می‌کنند. بدون اين خصوصيت، دانش حرفه‌اي سازمان ممكن است دچار رخوت شود و از تغيير و بهبود در جهت تطابق با الزامات محيط پيراموني بازماند.
كوئين و همکارانش اظهار مي‌دارند كه سه سطح اول دانش حرفه‌اي مي‌تواند در سيستم‌هاي سازمان، پايگاه‌هاي داده يا فناوري‌هاي عملياتي موجود باشد؛ اما سطح چهارم مرتبط با فرهنگ سازماني است. آن‌ها هم‌چنين

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان مدیریت دانش، منطق فازی، اولویت‌بندی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان مدیریت دانش، مزیت رقابتی، اقتصاد جهانی