پایان نامه با کلید واژگان دال و مدلول، عناصر زبانی، یونان باستان

دانلود پایان نامه ارشد

است. بیان وجه کیفی، گزینش و بازنمایی عناصر شاخص با توجه به ارزش ها و اهداف فرستندهی پیام.
کیفیت یک نظام گردشی و بسته را در به کارگیری عوامل تاثیرگذار در طراحی و ساخت نشانه به مثابه یک نشانه ی هویت بصری نشان میدهد (نمودار 2-2).

نمودار 2-2 به کارگیری عوامل ثابت و قطعی در طراحی و ساخت نشانه، هایل برون،2001، 76.

با توجه به تعاریف ذکر شده؛ یک نشانه، زمانی نشانه هویت یک سازمان محسوب میشود که محتوای آن، مصداق کیستی و چیستی فرستنده ی پیام باشد و در فرآیند ارتباط با جامعه بتواند مجموعه معانیای از ارزش ها، اهداف و یا عملکردهای سازمانی را برای جامعه (مخاطبان/ مصرف کنندگان) خود تولید کند.
2-4 نشانه در گرافیک
در طول تاریخ از نماد، نوعی علامت واجد هویت بصری است، به عنوان ابزاری برای ایجاد ارتباط استفاده شده است. تصور بر این است که انسان پیش از تاریخ با خراش دادن و ایجاد نقش بر دبوار غارهای آلتامیرا در اسپانیا و لاسکو در فرانسه تلاش داشته تا از این طریق به دیگران علائم خطر یا آگاهی دهد و یا پیام های دیگری را انتقال دهد. . مردمان نخستین برای تهیه غذا نقش شکار را بر روی گِل و دیواره های غار نقش میکردند، چرا که آنها یک برداشت گرافیکی از این نقش داشتند. آنها با چشم ذهنشان خود حیوان را میدیدند. باستان شناسان لوازم و ابزارهایی را از یونان باستان یافتهاند که بر آن ها نقوش و علائم نمادینی نقش بسته که احتمالاً معرف خالق آنها بوده است.
بر تابوتهای مصری نیز نقوش نمادینی حکاکی شده است که احتمالاً نشان از هنرمند خالق آن دارد. در جوامع قرون وسطایی بازرگانان و صنعتگران برای مشخصکردن کالاها یا محصولاتشان از علائم و نمادهای خاصی استفاده میکردند که شناساگر آنها بود.
شاید بتوان گفت که از اواخر قرن نوزده میلادی گرافیک به عنوان یکی از بخشهای هنرهای تجسمی ظهور پیدا کرد. قبل از این زمان این هنر به آن دسته از طراحیها و تصاویر که با فرایندهای مختلف چاپ و تکثیر، اجرا میشدند و اکثر آنها به صورت خطی و رنگمایه، (نه به صورت رنگ نقاشی)، در دو رنگ تیره و روشن خلق میشدند، اطلاق میشد. هر چند عده ای از نویسندگان طراحیها را از این تعریف جدا میسازند (نورویچ، 1990، 188).
از آغاز سدهی بیستم نیز گاوچرانان آمریکایی برای مشخص کردن مالکیت دامهای خود از علائم انحصاری استفاده میکردند. در واقع آن ها از نوعی زبان تصویری استفاده میکردند که سابقه آن به مصریان باستان میرسد.
معنای نشانه در حال حاضر در راستای معنای کلی هنر گرافیک در قدیم میباشد که سرانجام آن به ارتباطتصویری ختم میشود، چرا که اگر به هنر گرافیک با مفهوم «ارتباطتصویری» نگاه کنیم، از قدمتی بسیار طولانی برخوردار است.
به عبارتی هنر گرافیک حرفهای است که طراح با طراحی و یا انتخاب علایم (تصویری و یا نوشتاری) با نظم دادن به آنها به بیان یک ایده میپردازد (هولیس، 1996، 7).
طراح با مرتب کردن عناصر تجسمی پیامی را ابراز میدارد که هر کدام از آن عناصر به تنهایی نمیتوانند آن پیام خاص را در بیننده القا کنند. گرافیک میتواند یک نشانه باشد برگرفته از حروف الفبا، یک شکل ساده شده همچون علایم جاده ها و یا ترکیبی از شکل و حروف و یا یک تصویر عکاسی که معنای مشخصی را بیان کند. «تماشای هر تصویر، یا مجموعهای از تصاویر (ثابت یا متحرک) ما را به فکر فرو میبرد. این فکر لزوماً به معنای تأویل تصویر و یا تصاویر نیست اما از آنجا که سرچشمهاش وجود مادی تصاویر است، لحظهای از افق دلالتهای معنایی آن به شمار میآید» (احمدی، 1371، 24).
اما در نهایت در تمامی موارد مذکور، نشانه بیانکننده خصوصیات و ویژگیهای پدیدههایی است که برای آنها استفاده شده است. حال این پدیده میتواند معرفی موسسه، شرکت، سازمان، فرد و یک نشانه تجاری باشد و یا ارائهدهنده پیام و مفهوم؛ در هر حال نشانه میتواند به نمایش بهتر یک چیز و یا پایه گذاری یک ارزش کمک کند.
هر تصویر میتواند به اشکال متفاوت وجود داشته باشد. بسیاری از مردم به طور غریزی به سوی نشانهها و شکلهایی که با آنها آشنایی دارند کشیده میشوند. برخی از نشانهها را یک واحد تشکیل شده اند، مانند چراغ قرمز که به محض دیده شدن ضرورت توقف را میرساند و در برخی دیگر تصویر کلی نشانه مجموعهای است از اجزای تصویری کوچکتر. با این تعبیر میتوان گفت که حتی یک تابلو ی نقاشی و یا آثار تجسمی دیگری از این قبیل خود در زمره نظامهای نشانهای قرار میگیرند. یک تصویر نقاشی شده با کادری دوبعدی مجموعهای است از واحدهای نشانهای و هر واحد حاوی پیام و بیانگر موضوعی است. در بعضی از موارد مفاهیم به سرعت و بدون واسطه منتقل میشوند و در مواردی دیگر برای فهم نشانه نیاز به نگرشی خاص است. توسط نوع خاصی از دیدن مفاهیمی که در لایههای پنهان نشانههاست رمزگشایی و ترجمه میشود. اما در نهایت در تمامی موارد مذکور، نشانه بیانکننده خصوصیات و ویژگی های پدیدههایی است که برای آنها استفاده شده است.

2-5 انواع گوناگون نشانه
تاکنون روشهای مختلفی برای دستهبندی نشانهها و مشخص کردن گونههای متفاوت پیشنهاد شده است. از دیدگاه نشانهشناسی، این دستهبندی برحسب ترکیب عناصر زبانی و شمایلی انجام میگیرد. بر این اساس دستهای از نشانهها فقط از عناصر زبانی استفاده میکنند( یک نام، یک یا چند حرف)؛ که آنها را «نشانه نوشتاری»4 مینامیم (شکل2-4). دسته دیگر با ترکیب عناصر شمایلی طراحی میشوند؛ که آنها را «نشانه شمایلی»5 مینامیم (شکل 2-5). دسته سوم، از تلفیق عناصر شمایلی و نوشتاری ساخته شده اند؛ که آنها را «نشانه تلفیقی»6 مینامیم (پهلوان، 1390، 32) (شکل 2-6).

2-5-1 نشانه نوشتاری
این دسته از نشانهها فقط با استفاده از نشانههای زبانی طراحی میشوند: گاه با نام اختصاری موسسه یا سازمان مانند:
BHV برای فروشگاه Bazar de L Hotel de ville (شکل2-7)، LV برای مارک پوشاک Louis Vuitton (شکل2-8)، CA برای بیمهی Credit Agricole (شکل 2-9)، یا با بزرگنمایی حرف اول نام موسسه مانند: H برای انتشارات Hachette (شکل 2-10)؛ یا با ترکیببندی حروف و ارقام طراحی می شوند، مانند 3M (شکل 2-11). برخی نیز نام کامل موسسه یا سازمان را بازنمایی میکنند، مانند: نام طراح و سازندهی جواهرات Cartier (شکل 2-12)، نام فروشگاه بزرگ و زنجیرهای Lafayette (شکل 2-13)، نام طراح و تولید کنندهی New Man (شکل 2-14).

بنابراین «نشانههای نوشتاری» به دو گونهاند، یا نام موسسه را نمایش میدهند و یا از حروف و ارقام استفاده میکنند (پهلوان،1390، 33).
استفاده از حروف، قابل انعطافتر است و به راحتی با زمینههای فرهنگی گوناگون تطبیق پیدا میکند، ولی از طرفی تاثیرگذاری آن به عنوان یک علامت خاص، بستگی به قابلیت به یاد سپردن آن دارد (وستیفالن، 1993، 110).
نامهای کامل هر چند طولانی میتوانند به یاد ماندنی باشند، زیرا مانند متن در لحظه خوانده میشوند، به این سبب تاثیرگذارترند. اما استفاده از آنها در زمینههای فرهنگی مختلف ممکن است مشکل آفرین باشد.
نشانههای نوشتاری مانند نشانههای شمایلی ممکن است از عناصرتجسمی، مانند بافت و رنگ استفاده کنند. کاربرد این عناصر در نوشتار و تکرار در استفاده یکنواخت از آنها، به مرور تاثیرگذاری نشانه نوشتاری را مانند نشانه شمایلی خواهد کرد (همان،122).
نشانه معروف ایوسن لوران7 طراح پوشاک و یا مشهورتر از آن (شکل 2-15)، نشانه کوکاکولا8 به درستی تبدیل به یک نشانه شمایلی شده از نام یک مارک (علامت تجاری) را نشان میدهند (شکل 2-16). به این ترتیب یک نشانه نوشتاری میتوانند مانند یک تصویر و نه یک متن نوشتاری مورد استفاده قرار گیرد. در این زمینه کاربرد انواع خوشنویسی و استفاده از رنگهای خاصی که به مرور برای مخاطبان به صورت آشنا و به یاد آورنده عمل کنند، میتواند موثر واقع شود.

2-5-2 نشانه شمایلی
نشانهای است که موضوع(= مورد ادراک یا مفهوم) خود را بر اساس مشابهت، تصویر میکند و از این رهگذر بر امری دلالت میکند (وولن، 1998، 29).
نشانه شمایلی دارای ویژگیای است که آن را معنیدار میکند، حتی اگر موضوع آن اساساً وجود نداشته باشد (پیرس،1381، 56).
درنشانههای شمایلی رابطهی دال و مدلول مبتنی بر تشابه است، یعنی دال از برخی جهات ( شکل ظاهری، صدا، احساس) مشابه مدلول است و برخی از کیفیات مدلول را دارا است (سجودی، 1382، 90).
هایل برون نشانههای تصویری را شمایلگون 9مینامد. این نوع نشانه از بازنمایی یک تصویر کاملاً فیگوراتیو (یک سنجاب، یک مرد و غیره) یا غیرفیگوراتیو (یک فلش، یک مربع و غیره) ساخته میشود (هایل برون، 2001، 88).
هایل برون براساس تعاریف وگروهبندی پیرس از نشانههای شمایلی، نشانههای شمایلگون را به سه گروه تقسیم می کند:
شمایلگون تصویری10، « شمایلهای که از کیفیتهای ساده بهره میبرند» (پیرس، 1381، 57). تصویری است که شباهت زیادی با یک شی مادی دارد. برخوردار از درجهی قوی تشابه با یک موضوع «فیزیک». نشانه تولیدکننده پودر شکلات که زنی را در حال پذیرایی می دهد نمونه ای مناسب برای این گونه است (شکل2-17).

شمایلگون نموداری11، «نشانههایی که به موجب روابط قیاسی با اجزای خودشان، نمایانگر روابط اجزای چیزی هستند» (همان، 57). نشانههای که به واسطهی یک طرح جزیی، مشخصه اصلی یک فرآروده یا ایدهای را به نمایش میگذارند در این گروه قرار دارند. به بیان دیگر، شمایلگونهای دیاگراماتیک را میتوان شمای شمایلی دانست که مناسبات میان اجزاء موضوع را براساس شباهت تصویر میکند. نشانه « گمرک ایران» و « شرکت توانیر» نمونههای مناسبی برای این گروه هستند (شکل 2-18 ،2-19).

شمایلگون استعاری12، نشانهای که از طریق نمایاندن نوعی توازی در هر چیزی دیگر، معرف ویژگی بازنمودی یک بازنمون میشود (همانجا) (شکل 2-20).
روندی که با پرداختن به معانی از طریق جابه جایی و نمایاندن عنصری مفروض، کارکرد و یا توانایی را نشان میدهد. هایل برون یادآور میشود: بدین ترتیب است که یک شرکت بیمه میتواند از تصویر «چتر»، «کمربند ایمنی» و یا «صخره» به ترتیب برای انتقال مفاهیم «معصونیت»، «احتیاط»، «ماندگاری» استفاده میکند.

2-5-2-1 دال و مدلول
از نظر سوسور، نشانه ماهیتی دوگانه دارد که یک طرف آن دال یا تصویرِ آوایی واژه است و سوی دیگر آن مدلول یا تصویر ذهنی و مفهومی آن است . هیچ یک از این دو به تنهایی نشانه نیستند بلکه رابطه ساختاری متقابل و هم‌بسته آنها که دلالت خوانده می‌شود، نشانه را به‌وجود می‌آورد؛ رابطه‌ای که اساساً دل‌بخواهی13 و قراردادی است و نه طبیعی، ضروری، و انگیخته14 .
سوسور نشانه را ترکیبی از دال و مدلول میدانست: دال را سوسور تصورآوایی میدانست و مدلول را تصور ذهنی در نظر میگرفت. سوسور معتقد است که دال و مدلول جدایی ناپذیرند. سوسور نشانه را الزامی میداند؛ یعنی رابطه دال و مدلول رابطهی لازم و ملزوم است. نشانهها از نظر سوسور ، منفک و منقطعاند یعنی خارج از فرایند زبانی هستند و سوسور در مبحث نشانهشناسی مرجع را حذف میکند و جایگاهی برای آن در نظر نمیگیرد . سوسور مدعی است که کلید فهم و درک نشانه‌ها را باید با توجه‌ به رابطه‌ی ساختاری آن‌ها با نشانه‌های دیگر پیدا کرد.
اگر سوسور مرجع را از بحث نشانه حذف میکند به دلیل مسائل مربوط به روششناسی مطالعات زبانی است . شناخت از سیستمی که نشانه در آن جای گرفته است هیچ اطلاعی به ما در مورد واقعیت آن نمیدهد. در حقیقت، کنارگذاشتن مرجع در بررسی نشانهشناختی یعنی برای زبانشناسی استقلال قائل بودن و در جهت احراز هویت علمی آن قدم برداشتن (فونتانیله، 1998، 29).
«نشانهشناسی سوسوری» بر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان هنر اسلامی، آموزش مستقیم، دال و مدلول Next Entries پایان نامه با کلید واژگان دال و مدلول، آسیبهای اجتماعی، پیشگیری از آسیب