پایان نامه با کلید واژگان داراییهای نامشهود، اندازه شرکت، بورس اوراق بهادار تهران، بورس اوراق بهادار

دانلود پایان نامه ارشد

بررسی رابطه بین عوامل داخلی شرکت باارزش افزوده اقتصادی شرکتهای پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج پژوهش آنان با استفاده از دادههای مربوط به 87 شرکت در بازه زمانی 1384 تا 1387 نشان داد که بین ارزش افزوده اقتصادی شرکتها و داراییهای نامشهود آنها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
ستایش و موسوی نژاد (1391) در پژوهشی به بررسی داراییهای نامشهود پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که برخی از اقلام داراییهای نامشهود، داراییهایی هستند که در ترازنامه لحاظ نشده اما منبعی برای خلق ارزش محسوب میشوند؛ بهطوری که ممکن است بیش از 75 درصد ارزش یک شرکت مربوط به داراییهای نامشهود ثبت‌نشده آن باشد.
ایزدی و بهنامه (1392) در پژوهشی به بررسی رابطه بین داراییهای نامشهود و ارزش بازار شرکتهای فعال در صنعت دارویی شرکتهای فعال در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج پژوهش آنان با استفاده از دادههای مربوط به بازه زمانی 1380 تا 1389 نشان داد که بین داراییهای نامشهود و ارزش بازار شرکتهای دارویی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
مظاهری (1393) در پژوهشی به بررسی رویههای حسابداری داراییهای نامشهود و چالشهای پیشرو پرداخت. نتایج پژوهش وی نشان داد که افشای اختیاری اطلاعات داراییهای نامشهود به عنوان راهکاری به منظور برطرف کردن مشکلات شناسایی این داراییها در صورتهای مالی معرفی‌شده است.
2-3-2-3- ناهمگونی شرکتها و سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود
با توجه به مطالب ذکرشده و نتایج جستجوها ملاحظه میشود که پژوهشهای تجربی بسیار اندکی درزمینه تأثیر ناهمگونی شرکتها بر میزان سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود آنها در خارج از کشور انجام‌شده است و این در حالی است که در داخل با توجه به جستجوهای انجام‌شده، تاکنون پژوهشی که بیانگر تأثیر ناهمگونی شرکتها بر میزان سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود باشد در ادبیات حسابداری مشاهده نگردیده است؛ بنابراین، پژوهش حاضر سعی بر آن دارد تا تأثیر ناهمگونی شرکتها بر میزان سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود را در بورس اوراق بهادار تهران، موردبررسی قرار دهد.
2-4- خلاصه فصل
این فصل به بررسی چارچوب نظری استفاده‌شده در ادبیات حسابداری در خصوص تجزیه و تحلیل رابطه بین ناهمگونی شرکتها و میزان سرمایهگذاری آنها در داراییهای نامشهود پرداخته است. در این راستا، ابتدا ناهمگونی شرکتها و موارد مرتبط با آن و علیالخصوص معیارهای محدودیت در تأمین مالی، اندازه شرکتها و سرمایههای انسانی موردبررسی قرار گرفت. همچنین، فصل حاضر به بررسي مفاهيم نظري مربوط به داراییهای نامشهود پرداخته است. در ادامه، چگونگی تأثیرگذاری ناهمگونی شرکتها بر میزان سرمایهگذاری آنها در داراییهای نامشهود تشریح شد. سرانجام، پژوهشهاي مهم انجام‌شده در داخل و خارج از کشور در ارتباط با موضوع پژوهش نیز، موردبررسی قرار گرفت.

فصل سوم
روش اجراي پژوهش

3-1- مقدمه
علم، شناخت واقعيت از طريق تجربه است. کارکردهاي علم؛ تبيين107، پيشبيني108 و تعميم109 است و هدف اساسي آن نظريهسازي است. تبيين به عنوان يکي از کارکردهاي علم به معناي شناخت علت يا علل پديدههاست. به بيان آماري، تبيين معادل توضيح واريانس متغير وابسته از طريق متغير مستقل يا ترکيبي از مشارکت نسبي متغيرهاي مستقل است. موضوع علوم اجتماعي، رفتارهاي انساني و مبتني بر روش مشاهدهاي است و از طرف ديگر پديدههاي اجتماعي، پيچيده و تغييرپذيرند. پديدههاي اجتماعي را نه يک علت بلکه علتهاي اجتماعي تبيين ميکنند که پژوهشگر همواره قادر به کنترل تمام متغيرهاي مستقل (علل پديدههاي اجتماعي) نيست (ساعي، 1377). از طرفی پايه هر علمي، روش شناخت آن است و اعتبار و ارزش قوانين هر علمي به روش‌شناختی مبتني است که در آن علم به کار ميرود. از اصطلاح روش پژوهش معاني خاص و متمايزي در متون علمي استنباط ميشود. اين استنباطها گاه داراي همپوشاني و وابستگيهايي هستند و در مواردي هم روش پژوهش و نوع پژوهش مترادف در نظر گرفته‌شده‌اند (نمازي، 1379).
فصل قبل به بيان مبانی نظری و پیشینه پژوهش اختصاص داشت. بررسی ادبیات و نمای کلی110 (طرح کلی) مربوط به چارچوب نظری پیشنهادشده برای مطالعه، به تصمیمگیری در مورد انتخاب روش و ساختار طرح پژوهش مناسب کمک میکند. هدف اصلی پژوهش حاضر آزمون تجربی ارتباط بین ناهمگونی شرکتها و میزان سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود در بورس اوراق بهادار تهران است. در این راستا، ابتدا به تشريح ادبیات نظری پژوهش در خصوص ناهمگونی شرکتها، سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود و ویژگیهای آنها پرداخته شد. در ادامه، ادبیات نظری مرتبط با نقش ناهمگونی شرکتها در تعیین میزان سرمایهگذاری در داراییها نامشهود شرکتها موردبررسی قرار گرفت. درنهایت، بخش آخر فصل نيز، خلاصه‌اي از پژوهش‌هاي انجام‌شده درزمینه ناهمگونی شرکتها و سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود آنها را ارائه کرد.
این فصل جزئیات روش پژوهش به کار گرفته‌شده را بر مبنای اهداف و مقصود پژوهش، تشریح میکند. در این راستا، ابتدا فرضیههای پژوهش توسعه‌یافته و متغیرهای پژوهش و نحوه اندازهگیری آنها ارائه‌شده است. در ادامه، جامعه و نمونه آماری و روش گردآوری دادهها مطرح و با تشریح روشهای آماری موردنیاز برای آزمون فرضیهها به پایان رسیده است.
3-2- فرضيه‌هاي پژوهش
در این قسمت در خصوص دستیابی به اهداف پژوهش و بر اساس مبانی نظری و پیشینه پژوهش مطرح‌شده در فصل قبل، فرضیههای پژوهش به شرح زیر طراحی و تدوین‌شده است:
فرضیه اصلی پژوهش: بین میزان سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود و ناهمگونی شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیههای فرعی:
فرضیه فرعی اول: تمایل به سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود در شرکت‌های بزرگ و کوچک، با یکدیگر متفاوت است.
فرضیه فرعی دوم: شرکتهایی که از سرمایههای انسانی بیشتری برخوردارند، تمایل بیشتری برای سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود دارند.
فرضیه فرعی سوم: تمایل به سرمایه‌گذاری در داراییهای نامشهود در شرکت‌های دارای محدودیت در تأمین مالی نسبت به سایر شرکت‌ها متفاوت است.
3-3- تعریف و اندازهگیری متغيرهاي پژوهش
متغيرهاي اين پژوهش به منظور آزمون فرضيه‌ها، به سه گروه متغيرهاي مستقل، وابسته و کنترل تقسيم مي‌شوند كه در فصل دوم کلیه این متغیرها تشریح شده ‌است. در شکل شماره 3-1 کلیه متغیرهای استفاده‌شده در پژوهش حاضر در خصوص آزمون ناهمگونی شرکتها و ارتباط آن با میزان سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود به عنوان یک سازوکار مفید نشان داده‌شده است.
3-3-1- متغيرهای مستقل
متغیرهای مستقل این پژوهش، معیارهای ناهمگونی شرکتها است که در بخش ادبیات نظری به تشریح ماهیت و چگونگی تأثیر آنها بر سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود پرداخته شد. در این پژوهش از سه معیار در خصوص اندازهگیری میزان ناهمگونی شرکتها استفاده‌شده است. این معیارها عبارت‌اند از: اندازه شرکتها، سرمایههای انسانی و محدودیت در تأمین مالی. در ادامه هر یک از این متغیرهای مستقل تعریف و تشریح میشوند.

شکل 3-1: چارچوب متغیرهای پژوهش

3-3-1-1- اندازه شرکتها
براي سنجش اندازه شركت از معیارهای متفاوتي از قبیل ارزش بازار، فروش و مجموع داراییهای شرکت استفاده میشود. استفاده از ارزش بازار در شرکتهای پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران، به دلیل وجود شرايط تورمي اقتصاد ايران و نامربوط بودن اقلام داراييها بر اساس ارزشهاي تاريخي، دارای مزیت است. با این وجود، به دلیل وجود وقفههاي معاملاتي طولاني مدت يا اندك بودن حجم مبادلات انجام‌شده بر روی سهام بسياري از شركتهاي موردبررسی، كاربرد معیار مذكور از قابليت اتكاي كافي برخوردار نميباشد و در صورت انتخاب این معیار به عنوان شاخص اندازه شرکت، لازم است محدودیت دیگری برای انتخاب نمونه اضافه شود که این موضوع کاهش تعداد اعضای نمونه و درنتیجه کاهش تعمیمپذیری پژوهش را در پی خواهد داشت. افزون بر این، یافتههای پژوهشهای انجام‌شده حاکی از آن است که بورس اوراق بهادار تهران حتی در سطح ضعیف کارا نیست (فدایینژاد، 1373 و 1374؛ نمازی و شوشتریان، 1374 و نمازی، 1382). بنابراین، به‌احتمال‌قوی، قیمتها منعکسکننده کلیه اطلاعات عمومی و حتی گذشته نمیباشد. درنتیجه، استفاده از معیار ارزش بازار به عنوان اندازه شرکت، از قابلیت اتکای کافی برخوردار نیست.
استفاده از معیار فروش نیز نسبت به معیار مجموع داراییها مزیت دارد. زیرا رقم فروش نسبت به مجموع داراییها مربوطتر است و معمولاً با افزایش تورم، فروش نیز افزایش مییابد ولی مبلغ داراییهای قبلاً تحصیل شده، تغییر نمیکند. پورحیدری و همتی (1383) نیز معتقدند که اگرچه مجموع کل داراییها شاخص مناسبی برای اندازه شرکت محسوب میشود، اما با توجه به نرخ تورم در ایران به نظر میرسد مجموع فروش سالانه شرکت شاخص مناسبتری برای اندازه شرکت باشد. افزون بر این، معیار فروش در پژوهشهای متعددی از قبیل جنسن111 (1986)، استولز112(1990)، ریاحی بلکویی113 (2001)، باقرزاده (1382)، نمازی و کرمانی (1387)، کیمیاگری و عینعلی (1387)، ستایش و کاظمنژاد (1388)، کاشانیپور و همکاران (1388) نیز به عنوان اندازه شرکت در نظر گرفته‌شده است. بنابراین، در پژوهش حاضر، از لگاريتم طبيعي فروش برای سنجش اندازه شرکت استفاده ميگردد.

3-3-1-2- سرمایههای انسانی
شرکتها سرمایه مالی، فیزیکی و دیگر داراییهای خلاق خود را در راستای ایجاد درآمد به کار می‌گیرند. بنابراین، مدیرانی که کیفیت کاری بالایی داشته باشند نسبت به مدیرانی که کارشان از کیفیت پائینی برخوردار است، در رابطه با مقدار مشخصی داده، مقدار بیشتری ستاده تولید میکنند. در این پژوهش قابلیت مدیران به عنوان معیار سرمایههای انسانی در نظر گرفته میشود. برای اندازهگیری قابلیتهای مدیران مشابه با پژوهش دمرجین و همکاران114 (2013) و مطابق با مدل دمرجین و همکاران (2012) نمرهی کارایی هر یک از مدیران شرکتهای پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران بهوسیله تکنیک تحلیل پوششی دادهها115محاسبه‌شده است.
مطابق با پژوهش دمرجین و همکاران (2012) با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی دادهها، کارایی شرکت با مقایسه فروش آن با شرط ورودیهای استفاده‌شده بهوسیله هر یک از شرکت‌ها (شامل: بهای تمام‌شده کالای فروش رفته، هزینه فروش واداری، خالص املاک، ماشینآلات و تجهیزات، اجاره عملیاتی، خالص مخارج تحقیق و توسعه، سرقفلی خریداری‌شده و دیگر داراییهای نامشهود خریداری‌شده) پیشبینی میشود.
از تکنیک تحلیل پوششی دادهها برای حل مسئله زیر استفاده میشود:
maxvϴ= Sales . v1CoGS + v2SG&A + v3PPE + v4Opsleasev + v5R&D + v6Goodwill +v7OtherIntan (1)
برای کارایی اندازهگیری شده، با توجه به مدل‌بالا، برای هر شرکت عددی بین 0 تا 1 در نظر گرفته خواهد شد که هر چه این عدد بیشتر باشد، نشاندهنده توانایی مدیران در استفاده از منابع ارزان و فروش کالا و خدمات خود به نحو صحیح است. ازاین‌رو شرکتهایی که نمرهی کارایی کمتر از 1 دارند، باید اقدام به کاهش هزینهها و یا افزایش درآمدهای حاصل از فروش خود جهت دسترسی به کارایی لازم نمایند.
اما کارایی محاسبه‌شده مطابق با روش بالا منحصر به مدیران نبوده و کل شرکت را در برمی‌گیرد. برای مثال هرچند که مدیران توانا صرفنظر از اندازه شرکت قادر به پیشبینی روندها در شرکت هستند، اما معمولاً مدیرانی که در شرکتهای بزرگ فعالیت میکنند راحتتر با تأمین‌کنندگان منابع خود مذاکره و گفتوگو میکنند. ازاین‌رو، برای خنثی کردن اثرات شرکت، با استفاده از معادله (2) و کارایی کل محاسبه‌شده برای شرکت در معادله (1)، مقدار باقیمانده به عنوان قابلیت (کارایی) مدیران در نظر گرفته میشود.
Firm Efficiency = α0 + α1Ln(Total Assets) + α2Market Share + α3Positive Free Cash Flow + α4Ln(Age) + α5Business Segment Concentration + α6Year Indicators + ε0 (2)
که در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان داراییهای نامشهود، سرمایه انسانی، اندازه شرکت، رشد اقتصادی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان تحلیل پوششی دادهها، تحلیل پوششی، سودآوری، داراییهای نامشهود