پایان نامه با کلید واژگان داراییهای نامشهود، سرمایه انسانی، اندازه شرکت، رشد اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد

باشد.
در هزاره سوم ميلادي و در دنياي پرتلاطم کسب‌وکار كنوني، سازمانها در تلاش و رقابتاند تا شايستهترين مديران و نیروی انسانی را، به عنوان يك مزيت رقابتي، شناسايي، جذب و حفظ كنند. در شرايط پيچيده و متحول جامعه امروز، برنامههاي آموزش و توسعه قابليتهاي مديران در سطوح مختلف مديريت كه به منظور كارائي و اثربخشي فعاليتهاي آنان انجام ميگيرد، مهمترين و ارزشمندترين هدف و رسالت سازمانها محسوب ميشود (نادریانجهرمی، 1381). چنانچه گزينش مديران به نحو صحيح و مناسب صورت پذيرد، منافع سازماني و اجتماعی در بر خواهد داشت. ازاین‌رو مقتضي است كه سازمانها بكوشند شايستهترين، صالحترين، متعهدترين و بهترين افراد را از بين متقاضيان مشاغل در اجتماع پيدا كنند و عمليات موردنظر را بر اساس برنامهها و خطمشيهاي صحيح انجام دهند (کاظمی، 1380). ازاین‌رو انتخاب و انتصاب مديران شايسته از مهمترين و حساسترين مسائل در فرآيند كار هر سازماني خواهد بود (تصدیقی، 1385).
سرمایه انسانی و به صورت ویژه قابلیت مدیران به عنوان یک دارایی ارزشمند و عنصری حیاتی در بازار سرمایه مشاهده‌شده است. مدیران با تواناییهای بالا قادر به پیشبینی تغییرات در شرایط اقتصادی، که به نحوی بر فعالیتهای مالی و غیرمالی شرکت خود تأثیر میگذارد، هستند. همچنین آنها ارزش واقعی شرکت خود را با اعتبار و اطمینان بالا به سرمایهگذاران انتقال داده که این خود منجر به کاهش تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه میشود. افزون بر این، قابلیت مدیران به عنوان یک عامل مهم در تعیین سیاستهای مالی و سرمایهگذاری شرکت محسوب میشود. مدیران با شهرت، انگیزهی زیادی برای حفظ شهرت خود از طریق بهبود عملکرد شرکت دارند.
تاکنون مطالعات زیادی درزمینه تأثیر ویژگیهای مدیران (ارشد) بر تصمیماتی که در شرکتها گرفته میشود انجام‌شده است. کامونرا و پاگلیسب (2005) نشان دادند که شرکتهایی که بهوسیله مدیران باکیفیت اداره میشوند در عرضهی اولیه سهام، مجبور به فروش سهام خود به قیمتی پایینتر از قیمت بازار نبوده و همچنین سرمایهگذاران نهادی معتبر، علاقهی زیادی به خرید سهام آنها دارند که این خود منجر به کاهش هزینههای پذیرهنویسی سهام میشود. شهرت مدیریت باعث کاهش مشکلات نمایندگی بین مدیر و مالک شده که این امر مدیران را تشویق به جمعآوری منابع مالی کرده که درنهایت منجر به حداکثر شدن منافع سرمایهگذاران میشود. فاما (1980)، نارانایان (1985)، هالمسترام و کاستا (1986)، هالمسترام (1999) و کامونرا و همکاران (2009) نشان دادند که مدیران بهتر و با شهرت بالا (مشهور) توانایی انتخاب پروژههای بهتری که دارای ارزش خالص فعلی بازیافتنی بالایی هستند، دارند. با این وجود پژوهشهای بالا نشان میدهند که مدیران توانا و باهوش، قادر به کاهش هزینههای تأمین مالی، بهبود حاکمیت شرکتی و انتخاب پروژههای سرمایهگذاری مطلوبتری هستند.
2-2-2- داراییهای نامشهود
با نگاهی به دقیق به جهان پیرامون، این حقیقت آشکار میشود که جهان امروز تفاوت بسیار با گذشته دارد. از ویژگیهای جهان امروز میتوان به جهانیسازی اقتصاد، تولید انبوه، ظرفیت مازاد در اکثر بازارها، رقابت بر مبنای زمان، حجم انبوه اطلاعات و کارایی ارتباطات، دانش، اطلاعات و قدرت روزافزون مشتری اشاره کرد؛ که این همه بیانگر یکپارچگی و پیچیدگی بازارهای جهانی و پویایی محیط فراروی شرکتها و مؤسسات تولیدی و خدماتی است. بنابراین، شرایط خاص اقتصادی حاکم بر شرکتهای فعال باعث شده تا مزیت نسبی این شرکتها دیگر صرفاً داراییهای مشهود نباشد. آن چیزی که امروزه شرکتها را در صحنه اقتصاد کنونی رقابتپذیر میسازد، داراییهای نامشهود آنها است. از نظر هاوما66 (1990) مزیت رقابتی مشهود از منابع فیزیکی و مشهود سازمان ایجاد میشود و معمولاً از تعهد شرکت نسبت به مقدار زیادی منابع در عرصههای خاص که به راحتی قابل‌تغییر نیستند، ناشی میشود که از آن جمله میتوان به سرمایهگذاری سنگین در ماشینآلات اشاره کرد. در مقابل، مزیت نامشهود مزیتی است که امکان مشاهده آن در شکل فیزیکی به راحتی مقدور نیست و از قابلیتهای سازمان منتج میگردد که ناشی از نام تجاری، شهرت، شیوههای برنامهریزی، سبکهای مدیریتی، فرآیندها، ساختارها و سیستمهای سازمانی، مکانیزمهای یادگیری، روشهای هماهنگی و نیز کارهای تیمی است. به‌طورکلی میتوان گفت که هرقدر مزیت رقابتی، نامشهود باشد امکان تقلید آن مشکلتر و زمانبرتر خواهد بود.
داراییهای نامشهود عبارت‌اند از موجودی منابع غیر از منابعی که وارد فرآیند تولید میشوند و لزوماً خاص تولید و فروش محصولات و تولیدات جدید و بهبودیافته میباشند. به عبارت دیگر، دارایی نامشهود يك‌ دارايي‌ قابل‌تشخیص غیر پولی‌ و فاقد ماهیت عینی است. يک دارايي هنگامي معيار قابليت تشخيص را در تعريف دارايي نامشهود احراز مي‌کند که يکي از شرايط زير را داشته باشد:
جداشدنی باشد؛ يعني بتوان آن را به منظور فروش، انتقال، اعطاي حق‌ امتياز، اجاره يا مبادلـه (به صورت جداگانه يا همراه با يک قرارداد، دارايي يا بدهي مرتبط) از واحد تجاري جدا کرد؛ يا
از حقوق قراردادي يا ساير حقوق قانوني ناشي شود؛ صرفنظر از این‌که آيا چنين حقوقي قابل‌انتقال يا جداشدنی از واحد تجاري يا ساير حقوق و تعهدات باشد يا خير (استاندارد حسابداری شماره 17، 1387: بندهای 6 و 10).
مطالعات انجام‌شده نشان دادهاند که برخلاف کاهش بازدهی منابع سنتی (به عنوان نمونه، پول و ماشینآلات)، داراییهای نامشهود به منبعی نیرومند برای افزایش عملکرد کسب‌وکارها تبدیل‌شده است. بر اساس تحقیقی که باروخلو در دانشگاه استرن نیویورک انجام داد مشخص شد که از سال 1929 تا به امروز رویکردهای مختلفی در مورد سرمایهگذاری بر روی داراییها دیده‌شده است. نتایج پژوهشها نشان میدهد که در سال 1929 تقریباً 70 درصد از سرمایهگذاریهای شرکتهای آمریکایی اختصاص به داراییهای مشهود داشته و تنها 30 درصد از مجموع سرمایهگذاریها بر روی داراییهای نامشهود بوده است. از سال 1990 به بعد این روند برعکس شده و نسبت داراییهای مشهود به نامشهود به میزان 37 به 63 درصد رسیده است. ازجمله مهمترین نوع سرمایهگذاریهای نامهشود میتوان به سرمایهگذاری در بخش تحقیق و توسعه، نرمافزارهای فنآوری اطلاعات، آموزش کارکنان و ارتقای قابلیتهای آنان اشاره کرد.
در سالهای اخیر شاهد افزایش اهمیت داراییهای نامشهود به عنوان عاملی ارزشآفرین برای شرکتها از سوی مجامع علمی و مدیران سطح بالا بودهایم. در این راستا، پژوهشهای پیشین عوامل زیر را در ریشهیابی این امر دخیل میدانند (سید نژاد فهیم و اقدامی، 1390):
گسترش حمایتهای قانونی از حق ثبت؛
افزایش رقابتها؛
توجه به داراییهای مالی شرکت؛
توجه بیشتر به جذب کارکنان بااستعداد؛
مقیاسپذیری؛
بازدههای فزاینده؛ و
مشکل در تقلید کردن؛
با قبول اهمیت داراییهای نامشهود، خلق این نوع از داراییها مشکلات و موانع خاص خود است که میتوان از آن جمله به موارد زیر اشاره کرد:
یادگیری؛
ریسک ذاتی؛ و
مشکلات موجود در خرید.
2-2-3- چگونگی تأثیرگذاری ناهمگونی شرکتها بر سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود
این پژوهش بهطور خاص بر سه معیار اندازه شرکتها، سرمایههای انسانی و محدودیت در تأمین مالی شرکتها از مجموعه ویژگیهای ناهمگونی شرکتها متمرکز کرده است. در ادامه نحوه اثرگذاری هر یک از این معیارها بر میزان سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود ارائه‌شده است.
اندازه یکی از ویژگیهای شرکتها است که مستقل از صنعتی است که شرکت در آن فعالیت میکند. از دیدگاه آریقتی و همکاران (2014) اندازه شرکتها باعث تأثیر مثبتی بر تمایل به سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود میشود. دلایل آنها برای این پیشبینی بر این مبنا استوار است که اولاً، شرکتهای بزرگتر بهتر از شرکتهای کوچکتر توانایی بهرهبرداری از اقتصاد مبتنی بر تجمع داراییهای نامشهود رادارند (دیریکس67 و کول68، 1989). ثانیاً، شرکتهای بزرگتر نسبت به شرکتهای کوچکتر توانایی بیشتری در حفظ منابع نامشهود خوددارند. درنهایت، میتوان گفت که شرکتهای بزرگتر بهتر قادرند از عدم اطمینان مرتبط با سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود، حمایت کنند (گوسال69 و لونگانی70، 2000). بر این اساس آریقتی و همکاران (2014) بیان میکنند که شرکتهای بزرگتر تمایل بیشتری برای سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود دارند.
افزون بر اندازه شرکتها، سرمایههای انسانی معیار دیگری است که احتمالاً بر سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود تأثیرگذار است. برخی از پژوهشگران اعتقاددارند که کیفیت منابع انسانی به کار گرفته‌شده شرکتها شرطی اساسی برای تولید داراییهای نامشهود و بهرهبرداری اقتصادی از منابع است (آبرامویتز71 و دیوید72، 2000؛ گالور73 و موآو74، 2004). در این چارچوب، منظور از سرمایههای انسانی تنها آموزشهای رسمی قبل از کار نیست؛ بلکه شامل آموزشهای رسمی و غیررسمی حین کار نیز میشود (بارنی75، 1991؛ نردروم76 و اریکسون77، 2001). این نشاندهنده مجموعهای از مهارتها و تواناییهایی است که در اعضای سازمان وجود دارد (بنتیس78 و فیتز-انز79، 2002) و میتواند اهرمی برای گسترش منابع نامشهود در سطح شرکتها باشد. درنتیجه، انتظار بر آن است که شرکتهایی که دارای نیروی کار با تحصیلات بالا هستند، از تواناییهای مدیریتی و قابلیتهای نوآورانه برای گسترش داراییهای نامشهود نیز برخوردار باشند. از دیدگاه آبوود و همکاران80 (2005) نیز سرمایههای انسانی سازمان محرکی برای سرمایهگذاری و انباشت داراییهای نامشهود در شرکتها است.
میزان توانایی شرکتها در تأمین منابع مالی نیز خود یکی دیگر از معیارهای ناهمگونی شرکتها است که میتواند بر میزان سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود شرکتها تأثیرگذار باشد. در خصوص معیار محدودیت در تأمین مالی دو دیدگاه متفاوت را میتوان در نظر گرفت. در دیدگاه اول، با افزایش محدودیت در تأمین مالی میزان سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود شرکتها کاهش پیدا میکند. دلیل این امر آن است که شرکتهای دارای محدودیتهای مالی برای سرمایهگذاری در این دسته از داراییها با کمبود منابع مالی مواجه هستند و به‌ناچار توانایی سرمایهگذاری در این دسته از داراییها را ندارند. برعکس، مطابق با دیدگاه دوم، با افزایش محدودیت در تأمین مالی میزان سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود شرکتها نیز افزایش پیدا میکند. دلیل این موضوع آن است که شرکتهایی که با محدودیت در تأمین مالی مواجه هستند، برای برون‌رفت از این محدودیت مالی و جلب اعتماد سرمایهگذاران و اعتباردهندگان بالقوه، میزان بیشتری در داراییهای نامشهود سرمایهگذاری کرده و از این طریق باعث ایجاد مزیت رقابتی برای شرکت خود شده و به‌تبع آن محدودیت در تأمین مالی را کاهش میدهند.
2-3- پژوهش‌های پیشین
2-3-1- پژوهش‌های خارجی
2-3-1-1- ناهمگونی شرکتها
چو81 و وانگ-بورن82 (1987) رویههای افشای مالی اختیاری شرکتهای مکزیکی و رابطه حدود افشا با اندازه شرکتها را موردبررسی قراردادند. در این راستا 52 شرکت مکزیکی موردبررسی قرار گرفت. یافتههای پژوهش حاکی از وجود تفاوت زیاد در میزان افشای اختیاری شرکتهای موردبررسی است و رابطه مثبت و معناداری بین اندازه شرکت و حدود افشا وجود دارد.
زارزسکی83 (1996) نیز به بررسی تأثیر اندازه شرکت بر رویههای افشا پرداخت. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که با افزایش اندازه شرکت، کیفیت و میزان افشا افزایش مییابد.
چنگ84 و هسیو85 (1997) در پژوهشی به بررسی رابطه بین سرمایه انسانی و رشد اقتصادی کشور ژاپن پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که رابطهای دوسویه بین سرمایه انسانی و رشد اقتصادی کشور ژاپن وجود دارد. به عبارت دیگر، هم سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی تأثیرگذار است و هم رشد اقتصادی بر سرمایه انسانی تأثیر میگذارد.
کستیگلیونسی86 و اورنقی87 (2003) در پژوهشی به بررسی رابطه بین سرمایه انسانی و رشد بهرهوری کل عوامل تولید در اسپانیا پرداخته است. نتایج پژوهش آنان نشان داد که سرمایه انسانی تأثیر مثبت و معناداری بر رشد بهرهوری کل عوامل تولید داشته است.
دوگان و همکاران88

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان اندازه شرکت، سرمایه انسانی، تقارن اطلاعاتی، عدم تقارن اطلاعاتی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان داراییهای نامشهود، بورس اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران، اندازه شرکت