پایان نامه با کلید واژگان خودمدیریتی، خودکارآمدی، باورهای خودکارآمدی

دانلود پایان نامه ارشد

سوم ،اقناع کلامی است . افرادی که بصورت شفاهی تشویق میشوند زمانی که توانایی تسلط بر فعالیت را دارند، باعث تلاش و تحمل بیشتر آنان می گردد. چهارمین منبع مربوط به حالات فیزیولوژیک و هیجانی در داوری توانایی خود است. خلق مثبت باعث افزایش خودکارآمدی شده و خلق محزون، معکوس عمل می نماید.کاهش واکنش تنیدگی افراد و تفسیر نادرست حالات جسمانی در تغییر و اصلاح باورهای خودکارآمدی تاثیر دارد(۷۷).باورهای خودکارآمدی در میزان تلاشی که افراد در هر فعالیت باید صرف نمایند و مدت زمانی که در برخورد با موانع پافشاری می کنند و در انعطاف پذیری آنان در موقعیتهای مختلف، تعیین کننده هستند. این باورها در میزان تنیدگی و اضطرابی که افراد در برخورد با موانع تجربه می نمایند ، تاثیر دارد(۷۸). افرادی که دارای باورهای خودکارآمدی قوی هستند، موانع را چالشهایی می بینند که باید بر آنها تسلط یابند نه به عنوان تهدیداتی که از آنها دوری نمایند. این افراد عمیقتر در فعالیت ها مشغول می شوند و تلاش بیشتری را در موقع شکست به کار می برند . افرادی که دارای باورهای خودکارآمدی ضعیف هستند، موانع را دشوارتر از آنچه هستند می بینند که این امر باعث تنیدگی، افسردگی و دید محدود نسبت به حل مسئله می شود(۷۹).خودکارآمدی مراقبت از خود، به شرکت فعالانه بیماردر روند مراقبت از خود و در نهایت کاهش هزینه های درمانی اطلاق خواهد شد.باورهای خودکارآمدی مراقبت از خود قوی، در بیماران مزمنی همچون استوآرتریت به عنوان داوری و قضاوت آنان در مورد توانایی های خودجهت پذیرش مسئولیت برای انجام برنامه های بهداشتی و مشارکت در امر مراقبت از خود، پیگیری درمانهای دارویی و رژیم های توصیه شده و ارتباط با متخصصین مراقبت و درمان می شود این باورهای خودکارآمدی مراقبت از خود می توانند تاثیرات مثبتی بر روی سلامت افراد داشته باشند. اگر بیماران مبتلا به استوآرتریت باور داشته باشند که توانایی سازش با موقعیت را دارند ، کمتر احساس تنیدگی می کنند. باورهای مثبت در مورد توانایی های خود در ارتباط با بیماری و غلبه بر مشکلات همراه آن ، تاثیرات مثبتی بر روند درمان دارد.این باور که باعث تلاش فیزیکی بیشتر میشود می تواند به صورت کوشش بیشتر و اجرای خودکار درآید. افرادی که خودکارآمدی قوی ندارند در مواجهه با بیماری در آن غرق شده و ممکن است درمان را رها نموده و باعث مشکلات بیشتر شوند. خودکارآمدی مثبت به معنی توانایی سازش با موقعیت و نشان دهنده توانایی تطبیق با بیماری است . یکی از فرایندهای درمانی و حمایتی ، کمک به افراد جهت تحقق استقلال است. به افراد مبتلا به استوآرتریت می بایست علاوه بر اطلاعات ، مهارتها جهت حفظ عملکرد و شیوه های ارتقاء سلامت آموزش داده شود تا از این طریق خودکارآمدی مراقبت از خود فرد افزایش یابد (۸۰).
عملکرد:
ثبات مفصل زانو به چهار لیگامان اصلی و عضله چهارسر ران بستگی دارد. اهمیت عضله ی چهار سر ران در ثبات زانو شایان توجه است. در بسیاری از بیماری ها و آسیب های زانو ، عضله ی چهار سر ران تحلیل می رود و وضعیت این عضله تا حدودی شاخص وضعیت زانو می باشد. مفصل زانو جدای از اینکه نسبت به آسیب مستعد می باشد، به ویژه در تقریبا انواع آرتریت نیز درگیر می شود.استئوآرتریت یک بیماری شایع و یکی از مهمترین علت ناتوانی در سالمندان است که یکی از علائم بارز آن اختلال در عملکرد است. در اکثر مواقع اثرات این بیماری بر عملکرد بیماران به ویژه در بیماران سالمند نادیده گرفته می شود. اختلال عملکرد به علت درد در هنگام حرکت و محدودیت تحرک ناشی از تغییرات ساختمانی در مفاصل ، روی می دهد(۸۱). در مراحل اولیه ی بیماری ،حتی قبل از بروز تغییرات استخوانی ، هنگامی که التهاب در مفصل وجود دارد،محدودیت عملکرد رخ می دهد. بیمار قادر به صاف کردن راحت زانو نیست و در حین حرکت احساس درد یا خشکی زانو دارد . مفاصلی که گرم ، متورم و دردناک هستند ، به راحتی حرکت نمی کنند و بیمار تمایل دارد با بی حرکت کردن این مفاصل، از آنها محافظت کند که در صبح ها شایع تر است(۸۲). استئوآرتریت می تواند باعث بدشکلی پا شود ، اینگونه بد شکلی ها ، ممکن است که به علت قرار نگرفتن سطوح مفصلی در مقابل یکدیگر به علت تورم ، تخریب پیشرونده مفصل ، یا به علت دررفتگی ناقص28، هنگامی که یک استخوان بر استخوان دیگر می لغزد و فضای مفصلی را از بین می برد ، روی دهند. حفظ عملکرد جسمی برای انجام فعالیت‌های خود مدیریتی در بیماران مبتلا به بیماری‌های مزمن از جمله استئوآرتریت الزامی بوده و در این راستا انجام مرتب ورزش با کامل نمودن قوای جسمانی، می‌تواند بر کاهش شدت درد و علائم و بهبود عملکرد حرکتی بیمار موثر باشد(۸۳).
خودمدیریتی
اولین بار کلمه خودمدیریتی توسط کرر29 در اواسط دهه ۱۹۶۰ ، در برنامه توانبخشی کودکان مبتلا به آسم مطرح شد او معتقد بود که بیماران مزمن برای کنترل بر شرایط زندگی و افزایش سازگاری با بیماری نیازمند همکاری مشترک در فرایند مراقبت و درمان هستند. در این همکاری ، بیمار یک عضو فعال محسوب می شود که می تواند مسئولیت درمان خود را بعهده گیرد و به سطح استقلال در زمینه کنترل بیماری برسد(۸۴) . بعد از کرر، لوریگ30 و همکارانش تحقیقات بر روی آموزش روشهای خودمدیریتی را دنبال نمودند.آنها این آموزش رادرسال ۱۹۸۰ در مرکز تحقیقات و آموزش بیمار دانشگاه استانفورد آمریکا بر اساس تئوری یادگیری اجتماعی آلبرت بندورا برای آموزش به بیماران مزمن طراحی کردند.لوریگ و همکارانش با در نظر گرفتن این مسئله که ،افزایش اطمینان به توانایی و انگیزه در بیماران باعث ترغیب بیمار به استفاده از دانش و مهارتهایش برای کنترل موثر شرایط و داشتن زندگی بهتر می شود(۸۵). لوریگ همچنین بیان میکند: بیماران با شرایط مزمن برای تطابق با ناتوانی ها ، مشکلات روحی و انجام برنامه های منظم درمانی با چالشهای زیادی روبرو هستد. بنابراین، برای کم کردن نتایج ناخوشایند و هماهنگ کردن علائم و محدودیتهای عملکردی با زندگی اجتماعی و شغلی نیازمند تغییر رفتار هستند به نحوی که قادر به شناسایی علايم ، تفسیر و گزارش آنها باشند ، بتوانند در مورد روند بیماری قضاوت کنند و در نهایت در تصمیم گیری و کنترل بیماری باافراد حرفه ای و متخصص همکاری داشته باشند(۸۶).لوریگ در سال ۱۹۹۳ در کتاب خود عنوان میکند که خودمدیریتی یادگرفتن مهارتهای عملی لازم برای انجام فعالیتها و داشتن حس رضایت از زندگی در مواجه با شرایط مزمن است.در جایی دیگر از همین کتاب تاکید میکند که خودمدیریتی جایگزین روشهای پزشکی نیست بلکه، هدف خودمدیریتی شرکت فعالانه بیماران در امر مراقبت و داشتن رفتار دوستانه با اعضای تیم بهداشتی و درمان است (۸۷) ردمن 31 در سال ۲۰۰۴ خودمدیریتی را چنین تعریف میکند : آموزشی است که طی آن ، افراد با شرایط مزمن یاد میگیرند که بتوانند با پزشک خود و دیگران ( اعم از تیم بهداشتی ، دوستان و خانواده و……) درباره ی مباحثی مانند تعیین نوع رژیم غذایی ، حفظ موقعیتهای زندگی نظیر شغل ، خانواده و احساسات و نگرانیهای خود در مورد آینده مثل تغیر شغل بحث و گفتگو کرده ،برای کنترل شرایط ایجاد شده برنامه اجرایی داشته باشند و بتوانند بر خشم ، نگرانیها و افسردگی ناشی از بیماری غلبه کنند. خودمدیریتی توانایی افراد برای کنترل و درمان علائم فیزیکی و روانی بیماری مزمن و تغییر شرایط زندگی به منظور زندگی بهتر با شرایط موجود است(۸۸) . خودمدیریتی موثر و مفید دارای توانایی برای کنترل شرایط و پاسخهای روانی ،رفتاری و شناختی لازم برای بهبود کیفیت زندگی است. بنابراین خودمدیریتی ، بر اساس فرآیند خودتنظیمی بنا شده است(۸۹).کلارک32 و دیگر همکارانش در سال ۱۹۹۱ خودمدیریتی را وظایف روزانه ای می دانند که شخص بایستی جهت کنترل و یا کاهش تاثیرات جسمی بیماری بر وضعیت سلامت انجام دهد که این وظایف و استراتژیها با همکاری و راهنمایی پزشک متخصص و دیگر افراد حرفه ای در زمینه مراقبت اتفاق می افتد(۹۰).. نالاگوا کوگان33 و همکارانش خودمدیریتی را نوعی درمان به منظور رسیدن به اهداف ویژه می دانند که این درمان شامل مداخلات روانی، زیستی، اجتماعی با هدف افزایش عملکرد در فرآیند طبیعی انسان است(۹۱).
تعریف جامع و کاملی از خودمدیریتی توسط اولین کنفرانس بین المللی خودمدیریتی در سال ۲۰۰۲ ارائه شده است ، خودمدیریتی :
۱-شرکت در یک برنامه آموزشی – درمانی یا درمانهای طراحی شده برای برآورده شدن نتایج خاصی است.
۲-آماده سازی افراد برای کنترل شرایط و حفظ سلامتی روزانه است.
۳-انجام رفتارهای عملی ویژه، داشتن توانایی و مهارت برای کاهش عوارض روانی و جسمی بیماری با یا بدون همکاری با تیم بهداشتی است (۹۲).
خودمدیریتی فرایندی فعال و عملی است که توسط بیمار هدایت میشود. این فرایند شامل فعالیت ها و مهارتهای پایش رفتاری در زمینه ارتقاء سلامت و بهزیستی ، پیشگیری از عوارض بیماری ، تعامل با ارائه دهندگان مراقبت بهداشتی در تصمیم گیری مشارکتی ، مقابله با حالات هیجانی منفی و ایجاد و تداوم نقش های سازنده اجتماعی در روابط بین فردی و موقعیتهای شغلی به منظور دستیابی به اهداف خودمدیریتی بیماری است(۹۳). خودمدیریتی از اعمال اصلی بیماران طی دوره تشخیص ، مراقبت اولیه، مراقبت طولانی مدت و مدیریت افت های گذار در رابطه با سلامت محسوب می شود(۹۴).
خودمدیریتی استوآرتریت تحت تاثیر عوامل متعددی قرار میگیرد. مطالعات کمی نشان می دهد که عوامل روانشناختی نظیر خودکارآمدی پایین و عوامل جمعیت شناختی نظیر سن بالا خودمدیریتی را کاهش می دهد. همجنین ، عوامل اجتماعی-اقتصادی نظیر تحصیلات پایین و درآمد اندک ، عوامل اجتماعی نظیر ضعف روابط فردی و خانوادگی عوامل نظام بهداشتی نظیر نارضایتی از مراقبت بهداشتی و تجارب ضعیف با مراقبت بیمار محور از جمله تصمیم گیری مشارکتی نادرست و نیز ارتباطات درمانی ضعیف فرایند خودمدیریتی را با مشکلات جدی مواجه می سازند(۹۵) .افرادی قادرند به خوبی از عهده خودمدیریتی استوآرتریت برآیند که استوآرتریت را جدی می گیرند و مسئولیت مدیریت بیماری وپیامدهای آن را به عهده میگیرند، و بطور موفقیت آمیزی خودمدیریتی استوآرتریت را با زندگی روزانه شان ادغام می کنند(۹۶). خودمدیریتی در بیماران مبتلا به استوآرتریت به منظور نگه داری مفصل زانو در دامنه حرکتی خود، کنترل درد و ارتقاء عملکرد و خودکارآمدی است و افراد مبتلا به استوآرتریت باید مجموعه پیچیده و منظم از برنامه های درمانی ( برای مثال: مصرف منظم داروها ،روشهایی برای کنترل درد، رعایت رژیم غذایی، تمرینات ورزشی) را در زندگی روزانه خود ادغام سازند. بیماران مبتلا به استوآرتریت برای کنترل بیماری خود یا دارویی مصرف نمیکنند یا بصورت خودسرانه از داروهای مختلفی استفاده می کنند.. در برخی موارد نادر نیز بدون درمانهای پزشکی به تغذیه درمانی یا ورزش درمانی و امثال اینها مبادرت می ورزند(۹۷). در استئوآرتریت زانو ،درد زانو بسیار شایع است و باعث کاهش فعالیت بیمار میشود بنابر این استفاده از روشهایی برای کنترل درد میتواند باعث راحتی بیمار و افزایش فعالیت وی شود . برخی غذاها حاوی مواد ضد التهابی هستند که در کاهش درد زانو ناشی از استوآرتریت موثر هستند به طوری که این بیماران لازم است محتوی غذایی خود را به درستی تنظیم نمایند. خشکی مفاصل، درد و تورمی‌ که در اثر التهاب در مفاصل ایجاد می‌شود، می‌تواند به شدت محدوده‌ی حرکات مفصلی را کاهش دهد. اجتناب از تمرینات ورزشی به علت درد و ناراحتی منجر به کاهش شدید حجم عضلانی می‌شود. ورزش به عنوان بخشی از درمان، تحرک مفاصل و نیروی عضلانی را افزایش می‌دهد و کمک می‌کند که فرد وزن مناسب خود را حفظ کند(۹۸).

2-2 .مروری بر تحقیقات انجام شده :
۱-مطالعه ای توسط بریفا34 و همکاران در سال ۲۰۰۹ با هدف تعیین تاثیر کوتاه مدت و میان مدت برنامه آموزش خود مدیریتی در افراد مبتلا به استئوآرتریت زانو انجام شد .این مطالعه از نوع شبه تجربی که بر روی ۷۹ بیمار مبتلا به استئوآرتریت زانو که بطور تصادفی در دو

پایان نامه
Previous Entries سندرم داون، کیفیت زندگی، سطح تحصیلات Next Entries پایان نامه با کلید واژگان خودمدیریتی، بیماران مبتلا، برنامه آموزشی