پایان نامه با کلید واژگان خلیج فارس، شورای همکاری خلیج فارس، اخوان المسلمین

دانلود پایان نامه ارشد

اختلافات و شکاف در شورای همکاری است و آینده آن را در هاله ای از ابهام قرار داده است.
شکافی که در روابط قطر و برخی همسایگانش در حاشیه خلیج فارس به وجود آمده است، یک آزمون محوری برای شورایی به شمار می رود که نظامهای حکومتی منطقه‌ای را در مقابله با دشمن مشترک متحد کرده بود و امروز در یک شرایط دشوار قرار گرفته است.
شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس از سالها پیش برای تبدیل این ائتلاف از معاهده امنیتی ساده به اقتصادی متکامل و به هم پیوسته تلاش می کنند. اما طرح های تشکیل اتحادیه گمرکی و مرتبط شدن شبکه های برق و تشکیل فرماندهی نظامی مشترک به سبب اختلافات موجود تا کنون رنگ واقعیت به خود نگرفته است.
منتقدان شورای همکاری خلیج فارس، درگیریها و اختلافات مرزی و مهمتر از همه، سلطه عربستان بر این شورا به عنوان بزرگترین عضو آن را از مهمترین نقصها و البته چالشهای پیش روی این شورا قلمداد می کنند.
تحلیلگران می گویند اگر همپیمانان نتوانند به توافقنامه کلی درباره چگونگی تعامل با مشکلات سیاسی در منطقه دست یابند، سایه های تردید، بر آینده شورای همکاری سنگینی خواهد کرد.
این شورا که عربستان، قطر، کویت، بحرین، امارات و عمان شش عضو آن را تشکیل می دهند، در سال 1981 میلادی برای مقابله با انقلاب اسلامی ایران که به سرنگونی رژیم شاه از مهمترین همپیمانان منطقه ای آمریکا منجر شد، دو سال پس از انقلاب و همزمان با شعله ور شدن آتش جنگ رژیم بعثی سابق عراق علیه ایران تشکیل شد و بقای شورا دغدغه اصلی اعضای آن بود. شورایی که در آن زمان بیشترین حمایتهای مالی و تسلیحاتی را از رژیم متجاوز صدام به عمل آورد و البته بیشترین کمکها هم از ناحیه آل سعود به سوی بغدادی که تحت حاکمیت رژیم بعثی صدام بود، سرازیر می شد. (Alastair ,5 September 2014)
اما اکنون به نظر می رسد که شکاف و دودستگی میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس بیش از هر زمانی وجود دارد، حتی در زمانی که اقتصاد کشورهای عضو شورا شکوفا شده است و خود را یک تصویر نادر از ثبات در منطقه‌ای ناآرام قلمداد می کنند.
آیا شورای همکاری خودکشی می کند
روزنامه الرای کویت روز پنجشنبه گذشته در مطلبی نوشته بود “آیا شورای همکاری خودکشی می کند؟”؛
حادثه ظهر چهارشنبه 14 اسفند همچون زلزله ای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را تکان داد، جایی که اختلافات علنی میان اعضای شورای همکاری بروز کرد که سابقه نداشت، اختلافاتی که با تصمیم عربستان، امارات و بحرین در فراخوانی سفیران خود از دوحه نمایان شد. سه کشوری که تقریبا به طور صریح، قطر را عامل و باعث برهم خوردن ثبات داخلی این کشورها معرفی کردند.
اخوان المسلمین
مهمترین دلیل عصبانیت عربستان و امارات از قطر، حمایت دوحه از گروه اخوان المسلمین به ویژه در مصر است که ریاض و ابوظبی این گروه را دشمن سیاسی خطرناکی برای خود قلمداد می کنند.
با وجود گذشت چند ماه از برکناری محمد مرسی رئیس جمهوری مصر توسط ارتش این کشور، حمایتهای قطر از اخوان المسلمین مصر که مرسی وابسته به این جنبش است، چه در سطح رسانه‌ای (شبکه الجزیره مهمترین تریبون حکومت قطر همچنان با پخش تظاهرات طرفداران اخوان المسلمین در مصر از آنها به عنوان تظاهرات علیه کودتا یاد میکند) و چه سیاسی و حتی نظامی ادامه دارد. واکنش سریع قاهره به اقدام مشترک عربستان، امارات و بحرین علیه قطر نشان دهنده نارضایتی حاکمان نظامی مصر از سیاستهای دوحه است. گفته می شود عربستان و امارات از قطر به خاطر حمایت از گروههای اسلامی تندرو در عراق هم خشمگین هستند.
در فوریه گذشته، امارات سفیر قطر را در اعتراض به سخنان یوسف القرضاوی مبلغ اخوانی فراخواند. قرضاوی امارات را محکوم و اعلام کرده بود حاکمان این شیخ نشین با حکومت اسلامی مخالف هستند که ابوظبی این اظهارات را توهین آمیز خواند. (Alastair ,5 September 2014)
البته رسانه های اماراتی به نقل از شیخ خالد العطیه وزیر خارجه قطر نوشته بودند که اظهارات شیخ قرضاوی بیانگر دیدگاه و موضع رسمی قطر نیست. البته هر چند منابع نزدیک به قرضاوی گفته بودند که وی بیان دیدگاههای خود را متوقف نخواهد کرد، اما مقامات قطری جمعه گذشته به شیخ قرضاوی اجازه ندادند از تریبون نماز جمعه به بیان دیدگاههای خود بپردازد، اقدامی که تحلیلگران معتقدند قطر برای کاهش تنشها در روابط خود با عربستان، امارات و بحرین انجام می دهد.
مهمترین علت خشم آل سعود از قطر به اظهارات شیخ قرضاوی برمی گردد، این مبلغ اخوانی پیشتر در گفت و گو با رویترز گفته بود که عربستان از کسانی در مصر حمایت می کند که از خدا و اسلام فاصله گرفته اند. از نگاه قرضاوی، حاکمان فعلی مصر با حمایت نیروهای مسلح پس از سرنگونی رئیس جمهوری اسلامی منتخب یعنی محمد مرسی، قدرت را در دست گرفته اند.
عامل اختلافی مهم دیگر میان قطر و عربستان به مساله عراق برمی گردد؛ ریاض و دوحه از گروههای مسلح رقیب در عراق حمایت می کنند، در مصر و یمن هم وضع به همین ترتیب است و سیاست های عربستان و قطر در این کشورها هم در تقابل با یکدیگر قرار دارد.
تحلیلگران عرب ابراز عقیده کرده اند اگر کشورهای عضو شورا متحد شوند می توانند در تغییراتی که منطقه شاهد است، تاثیربگذارند، اما شکاف ودودستگی میان آنها، منطقه عربی حاشیه خلیج فارس را به سمت باتلاقی خواهد کشاند. (Alastair ,5 September 2014)
دیپلمات یکی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس گفته است تصمیم به فراخوانی سفیران سه کشور عربی پس از نشست وزیران خارجه کشورهای عضو شورای همکاری در روز سه شنبه گذشته(یک روز پیش از فراخوانی سفیران سه کشور) زمانی گرفته شد که مشخص شد که قطر رویکرد خود را تغییر نخواهد داد و پس از این نشست، سعودیها، امارات و بحرین تصمیم گرفتند دست به این اقدام بزنند.
این دیپلمات اعتراف کرده است اقدام اخیر(فراخوانده شدن سفیران سه کشور عربی از دوحه) یک گام بی نهایت منفی در شورای همکاری به شمار می رود.البته در گذشته اختلافات میان خاندانهای حاکم بر شش کشور عربی حاشیه خلیج فارس بروز می کرد، اما به این حد از آشکار بودن نمی رسید یا در چنین شرایط دشواری علنی نمی شد.
بر عکس آنچه در گذشته رخ می داد، در توان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیست که بر همپیمانان قدرتمند عرب با ارتشهای بزرگ برای دفع خطرات خارجی تکیه کنند و دلیل آن مشخص است، دیگر رژیمی همچون صدام در عراق حاکم نیست یا مصر هم دیگر آن ارتش قدرتمند گذشته را ندارد، گذشته از آنکه تنشهای سیاسی و ناامنی و بی ثباتی همچنان سرزمین فراعنه را رها نمی کند.
شهروندان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس معتقدند منطقه آنها آخرین دژ امنیت در جهان عرب در سایه درگیریهایی که عراق و عراق با آن روبرو است و هرج و مرج در یمن و لیبی و بی ثباتی در مصر و تاثیرپذیری لبنان و اردن از حوادث کشورهای همسایه خود به شمار می رود.
شکست در عمل به وعده‌های پر سر و صدا
نکته دیگر اینکه شورای همکاری خلیج فارس در تحقق وعده هایی که به شهروندان خود داده است، مانند صدور واحد پولی مشترک شکست خورده است. با وجود خریدهای گسترده تسلیحاتی، اعضای شورای همکاری در دفاع از رژیمهای خود به همپیمانی با قدرتهای غربی و در راس آنها آمریکا تکیه کرده اند.
هر چند سران شش کشور عضو شورای همکاری و رسانه های وابسته به آنها مدعی روابط برادرانه و صمیمانه میان این کشورها هستند، اما اختلافات چه در زمینه ترسیم مرزی و سیاست خارجی تا انتقاد برخی حاکمان از رسانه های دیگر کشورهای عضو نشان می دهد که واگرایی در این شورا بر همگرایی غلبه دارد.
عربستان و قطر به طور مشخص شاهد چندین مورد نزاع بوده اند که تا درگیری مرزی در سال 1992 پیش رفت و نتیجه این درگیری چندین کشته از طرفین بود، مورد دیگر این بود که عربستان به مدت پنج سال از سال 2002 میلادی در پی اختلافات بر سر عملکرد شبکه الجزیره قطر، سفیری در دوحه نداشت. (Alastair ,5 September 2014)
همچنین در دهه نود، اختلافاتی میان قطر و امارات در پی اقدام دبی در اعطای حق اقامت به امیر اسبق قطر که در سال 1995 برکنار شده بود، بروز کرد. همچنین درگیری میان قطر و بحرین و بروز اختلافات در سطح محدودتر میان عربستان، عمان و امارات را هم باید به فهرست عواملی که سبب برتری واگرایی بر همگرایی میان شورای همکاری می شود، اضافه کرد که در بسیاری از اوقات این اختلافات در کنار آهنگ کند شورای همکاری در تلاش برای ایجاد اتحادیه قوی تر به نقص و خلل اساسی منجر شد که در تراکم جمعیت عربستان نمایان شد که جمعیت آن به تنهایی بیشتر از جمعیت پنج کشور دیگر عضو شورای همکاری است.
شورایی در خدمت عربستان
تحلیلگران سیاسی عرب می گویند برخی کشورهای کوچکتر در شورای همکاری معتقدند این شورا به ابزاری برای حمایت از سیاستهای عربستان تبدیل شده است.
یک منبع مرتبط با حکومت قطر گفته است ایفای نقش میانجی گری در منطقه، خیلی از حکومتها را آشفته و ناراحت کرده است که ما را خیلی کوچک می پندارند، ولی ما کوچک نیستیم و به ایفای نقش خود ادامه خواهیم داد.
سرخوردگی و ناامیدی سعودی
در خصوص عربستان به طور خاص باید گفت که حاکمان این کشور احساس سرخوردگی و ناامیدی می کنند، ریاض از اواخر سال 2011 میلادی برای اینکه شورای همکاری به اتحادیه قوی تر بر اساس سیاست خارجی و امنیتی مشترک تبدیل شود، بر دیگر اعضا فشار وارد کرد. این ابتکار نتیجه افکار عبدالله بن عبدالعزیز شاه سعودی بود که در واکنش به تحولات در برخی کشورهای عربی و نگرانی ها از جایگاه منطقه ای بالای جمهوری اسلامی ایران مطرح شد که البته گوش شنوایی در پایتختهای دیگر عربی حاشیه خلیج فارس نیافت و اولین ساز مخالف را سلطان نشین عمان زد جایی که به صراحت در دسامبر تصریح کرده بود نمی خواهد در چنین اتحادیه مد نظر شاه سعودی،جایی داشته باشد.
همراه نشدن عمان در کنار کویت با اقدام مشترک عربستان،امارات و بحرین علیه قطر نشان دهنده واگرایی و شکاف عمیق میان مسقط و ریاض است؛ عمانی که در مقایسه با دیگر اعضای شورای همکاری، سیاستهای منطقی تری را در برابر جمهوری اسلامی ایران در پیش گرفته است و تمایلی به تنش زایی و بحران در مقابل تهران ندارد.
گفته می شود ریاض از مسقط به سبب نقش آفرینی برای کاهش فشارهای خارجی بر ایران در خصوص موضوع هسته ای خشمگین است؛ چرا که سعودیها همسو با اشغالگران قدس،هرگز خواهان کاهش تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران به سبب پیشبرد برنامه هسته ای صلح آمیز نیستند.
البته هر چند کویت پس از بازگشت امیرش از سفر درمانی از خارج از تلاش برای میانجیگری حرف زده بود، اما از مشارکت در فشار بر قطر اجتناب کرد تا نشان دهد تمایلی زیادی به همراهی با سیاستهای ریاض نیست.
سعود السرحان مدیر مطالعاتی مرکز مطالعات اسلامی ریاض در حمایت از سیاستهای سلطه طلبانه سعودیها در شورای همکاری خلیج فارس می گوید سعودیها با قدرت به وحدت کشورهای عضو شورا پایبند هستند و از کشورهای دیگر می خواهند به مسئولیتهای خود در قبال ملتهای خود عمل کنند. (Alastair ,5 September 2014)
این تحلیلگر سعودی ادعا کرده است که سعودیها زمام امنیت منطقه ای و عربی را در دست دارند و به آهستگی برای پایان دادن به عصر تکیه بر شرکای بیگانه در اولویتهای استراتژیک تلاش می کنند.
حجم سنگین اختلافات در داخل شورای همکاری
هر چند رسانه های عربستان تلاش می کنند اینگونه القا کنند که آسمان روابط شش کشور شورای همکاری خلیج فارس صاف و آرام است و اختلافات آن قدر عمیق و شدید نیست که نتوان حل کرد، با این حال روزنامه الجریده کویت در مقاله ای به قلم حسن عبدالله جوهر به بحران میان قطر و سه کشور دیگر عضو شورا اذعان و تاکید کرد اقدامات تنش آمیز دیپلماتیک از سوی عربستان، امارات و بحرین ضد قطر بر حجم سنگین اختلافات در شورای همکاری خلیج فارس تصریح می کند و تلاشها برای ارائه تصویر زیبا از این نهاد در طول سالیان گذشته نتیجه ای نداشته است، بلکه شخصیتهای سیاسی و تحلیلگران و نویسندگان که شکننده بودن این شورا و تناقضات آن را بررسی می کنند، همواره این شورا را به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان دولت اسلامی، سازمان ملل، شورای امنیت Next Entries پایان نامه با کلید واژگان خلیج فارس، شورای همکاری خلیج فارس، شبکه الجزیره