پایان نامه با کلید واژگان خلاقیت سازمانی، ساختار سازمانی، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

تفاوت در نوع رسانه موجب تفاوت در ساختار می شود.
عنصر سوم ساختدهی محیط بیرونی سازمان رسانهای است که آن را به سختی در خود پیچیده و برتمام فعالیتهای آن اثر گذار است.

– سازمان رسانهای
هر سازمان را میتوان در ساختار شکلی آن معرفی کرد که شامل دو بعد است که هر بعد با مجموعه عناصری گروهبندی میشود. این دو بعد بر روی یکدیگر اثرگذار هستند و در نهایت میتوانند موجب درک عینی ما از سازمان شوند.
الف- ابعاد شکلی: این مفهوم در ادبیات مدیریتی با ابعاد ساختی یا ساختاری مطرح شده است. در اینجا برای جلوگیری از بروز اشتباه در درک ساختار سازمانی که در مفهومی وسیعتر از ادبیات مدیریت به کار گرفته شده، از اصطلاح «ابعاد شکلی» استفاده شده است.
ابعاد شکلی بیان کننده ویژگیهای درونی یک سازمان هستند که میتوان به وسیله آنها سازمانها را اندازه گیری و مقایسه کرد. این ابعاد شامل هشت موردند که عبارتند از:
– درجه رسمی بودن
– نوغ تقسیم کار و تخصصی بودن
– دارا بودن استاندارد در اجرای فعالیتها
– نحوه سلسله مراتبب اختیارات
– درجه پیچیدگی
– میزان تمرکز
– درجه حرفه ای بودن سازمان
– نسبت کارکنان یا پرسنلی که عبارت است از تقسیم تعداد کارکنان یک گروه بر کل تعداد کارکنان.
ب- ابعاد محتوایی:
این ابعاد معرف کل سازمان و جایگاه آن هستند و بر ابعاد شکلی تأثیر می گذارند. ابعاد محتوایی میتوانند مبهم باشند، زیرا نشاندهنده سازمان و محیطی هستند که ابعاد شکلی در درون آن قرار میگیرند. ابعاد سازمان بر یکدیگر رابطه متقابل دارند و برای رسیدن به اهداف سازمانی انها خود را با یکدیگر وفق میدهند.
اندازه سازمان:
عبارت است از اندازه بزرگی آن که به صورت تعداد افراد یا کل دارایی و یا کل فروش مشخص میشود.
فن آوری سازمان:
عبارت است از ماهیت زیر سیستم که شامل عملیات و روشهای فرایند تولید میشود.
اهداف و استراتژی سازمان :
اهداف و شیوههای رقابتی که موجب تفاوت با دیگر سازمانها و مؤسسات میشود.
فرهنگ: مجموعه ارزشها، باورها، هنجارها و تفاهمهایی است که سازمان در آنها با کارکنان وجه مشترک دارد.

20- 2- 2- خلاقیت سازمانی در سازمانها
علیرغم سابقه طولانی خلاقیت در حیات بشري، سازمانها اخیراً به واسطه سرعت شگرف تغییرات تکنولوژیکی، رقابت جهانی و عدم اطمینان اقتصادي کشف کردهاند که یکی از منابع کلیدي و مستمر مزیت رقابتی و بقا، خلاقیت سازمانی میباشد. بین مزیت رقابتی مستمر در قالب ایدهها، محصولات و خدمات تازه ظاهر میشود که مستقیما از تفکر خلاق ناشی میشود. خلاقیت کارکنان سازمان به این صورت به بقاي سازمان کمک میکند که وقتی کارکنان در کارشان خلاق باشند، قادر خواهند بود ایدههاي تازه و مفیدي در مورد محصولات، عملکرد، خدمات یا رویههاي سازمان ارائه و به کار گیرند. وجود چنین ایده هایی باعث افزایش این احتمال میشود که کارکنان دیگر، این ایدهها را در کارشان مورد استفاده قرار دهند. بعلاوه آنها این ایده ها را توسعه داده و آنها را به کارکنان دیگر براي توسعه و بکارگیري در کارشان منتقل میکنند .از این رو تولید و بهرهگیري از ایدههاي تازه این امکان را به سازمان میدهد که بتواند با شرایط متغیر بازار منطبق شده، به تهدیدها و فرصتها پاسخ به موقع داده و رشد وتوسعه یابد. خلاقیت نه تنها از طریق توسعه محصولات و فرآیندها، سهم بازار موجود را توسعه میدهد، بلکه باعث ایجاد بازارهاي جدید و شکلدهی به محیط میشود. با وجود اینکه تغییر و تحولات فزاینده محیطی، سازمانها را در برابر دو راه خلاق بودن و یا از بین رفتن قرار داده، اما سازمانها غالباً خلاقیت کارکنان خود را سرکوب میکنند تا این که زمینههاي ظهور و بروز و ارتقاي آن را فراهم نمایند. درحقیقت، سرکوبی خلاقیت در سازمانها به قدري رایج است که کمتر مورد سوال قرار میگیرد. اما مدیران عمدتاً نادانسته خلاقیت را سرکوب میکنند، و زمانی که خلاقیت سرکوب شود سازمان یک ابزار رقابتی قدرتمند یعنی تولید و بهرهگیري از ایدههاي تازه را از دست خواهد داد. در واقع مدیران درك درستی از مفهوم خلاقیت و عوامل موثر بر آن نداشته و بیشتر افراد نمیدانند که چگونه میتوانند خلاقیت خود را افزایش دهند.
ترکیبی از ایده هاي خلاق و مدیریت نوآوري سازمانی، کلید اصلی جهت باقی ماندن در حالت نوآوري سازمانی رقابتی در دراز مدت میباشد.
به علت نقش حیاتی مدیریت نوآوري در خلاقیت سازمانی، تحقیقات بسیاري مباحث مدیریت نوآوري سازمانی را مورد توجه قرار داده اند. اگر چه مطالعات بسیاري در این زمینه انجام شده است اما بسیاري از سازمانها در مدیریت خلاقیت سازمانی با شکست مواجه شده اند و هنوز هم از عدم توانایی در باقی ماندن در حالت خلاقیت درازمدت رنج میبرند. دلیل اصلی این است که تحقیقات نوآوري سازمانی در یک مسیر غیر قطعی و بی ثبات انجام شده و به وسیله سطوح توصیفی کمی مورد بررسی قرارگرفته است(آدامس،فیلسپس،2006)14. ر نتیجه سازمانها در گرفتن ایده ها در یک دید جامع شکست خورده، بنابراین درانتقال آن در کاربرد عملی ناتوان میباشند.
خلاقیت سازمانی را میتوان به این صورت تعریف کرد: خلاقیت سازمانی به عنوان توسعه یا پذیرش یک ایده یا رفتار در کارهاي تجاري بوده که براي کل سازمان جدید میباشد. خلاقیت سازمانی واقعیت ساختن تکنولوژي یا کارهاي مدیریتی جدید در ارتباط با محصولات یا فرایندهاي جدید میباشد(سیمون،1991)15.

1-20-2-2- عوامل کلیدي موفقیت خلاقیت سازمانی:
عوامل کلیدي موفقیت مدیریت خلاقیت سازمانی، عوامل عملیاتی ضروري میباشند که منجر به اجراي موفقیت آمیز یک سیستم مدیریت خلاقیت سازمانی میشوند. با توجه به تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته است عوامل زیر را میتوان به عنوان عوامل کلیدي موفقیت خلاقیت سازمانی در نظر گرفت:

(1 فرهنگ خلاقیت: مدیریت مجموعه گستردهاي از ارزشهاي پذیرفته شده، هنجارها و رفتارها درباره خلاقیت سازمانی را مورد توجه قرار میدهد
2) فرهنگ همکاري با دیگران: مدیریت بخشهاي دیگري از فرهنگ سازمانی را مورد توجه قرار میدهد که شامل ارزشها، هنجارها و رفتارهاي پذیرفته شده در داخل سازمان میباشد که خلاقیت سازمانی را تسهیل میکند.
3) پیچیدگی ساختاري: مدیریت الگوهایی از ساختار را مورد توجه قرار میدهد که یک سازمان بکار میگیرد تا اجراي خلاقیت سازمانی را تسهیل بخشد
4) فاصله بین قدرتها در سازمان: مدیریت توزیع و رسمیسازي قدرت تحت ساختار سلسله مراتبی را مورد توجه قرار میدهد.
5) تعهد و رهبري مدیریت: مدیریت خصوصیات، تواناییها و رفتارهاي مدیریتی که مدیریت خلاقیت را هدایت میکند مورد بررسی قرار میدهد.
6) قابلیت و رفتار کارکنان: مدیریت عناصر ضروري براي کارکنان را از لحاظ خصائص، تواناییها، رفتارها، تعهد و رضایت شغلی را مورد توجه قرار داده که نتیجه آن در خلاقیت سازمانی مشخص میگردد.
7) توسعه استراتژي براي خلاقیت: مدیریت سمت و سوي استراتژي خلاقیت را مورد بررسی قرار میدهد که خلاقیت سازمانی را تسهیل میبخشد.
8) موضع استراتژي براي خلاقیت: مدیریت اجراي کارا و موثر استراتژيهاي متناظر در خلاقیت سازمانی را مورد توجه قرار میدهد.
9) مکانیزمی براي مدیریت منابع: مدیریت جمع آوري منابعی را مورد توجه قرار میدهد که خلاقیت سازمانی را تسهیل میبخشد.
10) مکانیزمی براي تصدیق و تعیین حد تغییرات مجاز براي خلاقیت: مدیریت یک سیستم تصدیق و پاداش دادن را همراه با دامنه تغییرات مجاز براي ابهام، خطا و تعارض در ارتباط با خلاقیت سازمانی مورد بررسی قرار میدهد.
11) مکانیزمی براي توسعه مستمر: مدیریت مکانیزمهاي توسعه و بازبینی براي پروژههاي پیشین و پروژه هاي جاري را که در خلاقیت سازمانی تاثیرگذار است، مورد بررسی قرار میدهد.
12) توسعه دانش داخلی: مدیریت توسعه و اکتشاف دانش تولید شده داخلی را براي خلاقیت سازمانی مورد توجه قرار میدهد.
13) تبادل و کشف دانش خارجی: مدیریت اطلاعات خارجی تاثیرگذار بر خلاقیت سازمانی مرتبط با رقابت، بازار، اکتشاف و نقل و انتقال تکنولوژي را مورد توجه قرار میدهد.
14) یادگیري سازمانی: مدیریت مکانیزم هاي یادگیري و تحصیل را در ارتباط با خلاقیت سازمانی مورد بررسی قرار میدهد.
15) استفاده و نقل و انتقال دانش: مدیریت مکانیزم انتقال و استفاده از دانش را در خلاقیت سازمانی بررسی میکند.
16) جمعآوري دانش: مدیریت مکانیزم ذخیره سازي دانش را در حین جریان اطلاعات و تکنولوژي، و تاثیر آن را بر خلاقیت سازمانی مورد توجه قرار میدهد (حسن بیگی، 1389، صص 36 و 37)

در نهایت ، یادآوری چند نکته برای ایجاد محیطی مناسب در سازمان ، به منظور آفرینش و انتقال اطلاعات و اندیشه های جدید، پیشنهاد میشود:
1- آمادگی شنیدن اندیشههای جدید ، توجه به موقع به همه ی پیشنهادها ،استقبال از پیشنهادهای بنا شده بر پایه ی تغییر شرایط موجود ،آگاه کردن بی درنگ افراد و ارائه دهنده اندیشه ها از جریان کار بر روی اندیشه با اعمال فرایند قبول یا رد؛
2- وقت دادن به خلاقیت ، رفع آفت روزمره در کارها، تخصیص زمان اندیشیدن برای تفحص درباره افکار جدید، رفع مزاحمت در هنگام تفکر و تدبر؛
3- سپردن پیشنهادهای ارائه شده برای بهبود و بهسازی نظام به طور مستقیم به کمیتهای ویژه به بیان دیگر میان بر زدن سلسله مراتب عادی؛ و بازنگری همه پیشنهادها در آن کمیته ویژه ی برخوردار از صلاحیت فنی؛
4- استفاده از برگه ی استانداردی که حتی الامکان تسلیم کننده ی اندیشه را از اینکه لازم است چه اطلاعاتی در باره ی اندیشه کسب شود ، آگاه کند؛ به گونهای که نگرانی در مورد بهترین راه ارائه خلاق از میان برود.
5- مقامات ارشد باید مشوق ترویج خلاقیت در کارکنان زیردست خود باشند وسپس برای بازده هر خلاقیتی پاداشی در نظر بگیرند، این پاداش باید میزان مناسبی داشته باشد.
6- ارائه اندیشه های ناموفق نباید موجب هیچ گونه جریمه و تأثیر منفی شود و باید در پیشنهاد دهندگان این فکر به وجود آید که سازمان به وجودشان نیازمند است.
7- ایجاد واحدها یا گروه های مخصوص خلاقیت و ابتکار از جمله واحد تحقیق و توسعه ؛ و بالاخره اینکه ایجاد محیط خلاق نیازمند ارتباط حمایت آمیز دو جانبه ،نه مناسبات رفابت آمیز، میان فرادست و کارکنان فرودست است.
(سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور،«فصلنامه تحول اداری»، دوره ششم، اسفند1379،شماره های 30و29،ص6-10)

2-20-2-2- ساختار خلاق
یکی از مهمترین عوامل تسهیل و تقویت توان خلاقیت و نوآوری در سازمان ساختارمتناسب با اهداف است.
ساختار سازمانی راه و شیوهای است که به وسیله آن فعالیتهای سازمانی ، تقسیم، سازماندهی و هماهنگ میشوند. سازمان ها ساختارهایی را به وجود میآورند تا فعالیتهای عوامل انجام کار را هماهنگ کرده و اعمال اعضاء را کنترل کنند. دو پژوهشگر سازمانی به نامهای برونر و استاکر با بررسی ویژگیها و متغیرهای ساختاری دو نوع ساختار سازمانی را شناسایی کردهاند. آنها یک نوع ساختار «مکانیکی» شناسایی کردند که با نوع آرمانی دیوان سالاری(دبوکراسی) شباهت زیادی دارد و نوع دیگر آن را «ارگانیک» نامیدند که تقریبا نقطه مقابل این ساختار است. (صادقی ،1386) ویژگیها و اشکال ساختارهای سازمانی را به وضوح در جدول زیر ترسیم نموده است.

نوع ساختار

ویژگیهای ساختار

مکانیکی

ارگانیکی

شرح وظایف
ارتباطات
رسمیت
نفوذ
سیستم تصمیم گیری
پراکندگی واحدها در سطح افقی
هرم سازمانی

بدون انعطاف
عمودی و رسمی
زیاد
اختیار
متمرکز
زیاد
بلند

منعطف
همه جانبه و غیر رسمی
کم
مهارت و خبرگی
غیر متمرکز
اندک
تخت

جدول مقایسه ساختارهای مکانیکی و ارگانیکی

از ویژگیهای سازمان خلاق، ساختار متغیر است. در شرایط نوآوری و خلاقیت، ساختارهای پویا و ارگانیکی موثرتر است، زیرا در این نوع ساختار نظام کنترلی کمتر حاکم است و افراد ،آزادی عمل بیشتری دارند. ویژگی بعدی، انعطاف پذیری واحدهای خلاق در سازمان است، که باید از یک ساختار ارگانیک برخوردار باشند. در ساختار سازمانی منعطف و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان جامعه شناسی، روانسنجی، انسانگرایی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان خلاقیت و نوآوری، پرورش خلاقیت، فرهنگ سازمانی