پایان نامه با کلید واژگان خشونت علیه زنان، کنترل اجتماعی، خشونت خانوادگی

دانلود پایان نامه ارشد

است که در زندگی زناشویی بیشترین منابع و امکانات را دارد. و آن عضو خانواده دارای قدرت بیشتری است که منابع و امکاناتی را که سایر اعضاء خانواده برای رفع نیازها و رسیدن به اهدافشان نیاز دارند، در دست دارد و هر چه منابعی که شخص در اختیار دارد بیشتر باشد از قدرت بیشتری برخوردار است. چنین فردی حق دارد تصمیم های مهمی را که بر کل خانواده تأثیر می گذارند اتخاذ کند.”
این مسأله اغلب به این نتیجه گیری منجر می شود که زنان در خانواده موقعیت پایین تری دارند و با توجه به تمایل آن ها به داشتن امکانات اقتصادی که در دست شوهر است و با توجه به کمبود فرصت هایی که بتواند این امکانات و منابع را به شیوه ای دیگر فراهم کند قدرت و آزادی خود را به شوهر تفویض می کند(گیلسپی و اسکانزونی52 ،1975). بلاد و ولف، هم چنین خاطر نشان می سازند که قدرت شوهر با افزایش سطح تحصیلات، درآمد، پایگاه شغلی وی و یا مجموعه ای از این عوامل افزایش می یابد. بنابراین، متغیرهای یاد شده به عنوان منابعی که مرد می تواند از آن جهت کسب قدرت بیشتر در روابط خانوادگی استفاده نماید، تعریف شده اند.
2-2-1-9-8. نظریه کنترل اجتماعی:
نظریه کنترل اجتماعی بر این فرض استوار است که تعامل بین انسان ها بر اساس اجتناب از تنبیه انجام می گیرد، علاوه بر این شخصی که پاداش می دهد فرد مقابل را مقید می سازد که یک تعهد را برآورده کند و فوایدی به او برساند. اگر مبادله پاداش دو طرفه باشد تعامل ادامه می یابد در غیر این صورت بر هم می خورد و افراد زمانی مرتکب خشونت بر علیه اعضای خود می شوند که جریمه ی خشن بودن بسیار سنگین تر از دریافت پاداش نباشد(گلس،1997).
این نظریه اظهار می دارد زمانی که کنترل های اجتماعی اعم از رسمی و غیر رسمی و قانونی یا غیر قانونی کاهش یابد، میزان وقوع تخلفات رفتاری مانند خشونت افزایش می یابد. به طور نمونه زمانی که حمایت و نظارت اجتماعی اعضای خانواده زن کاهش می یابد، در واقع کنترل اجتماعی غیر رسمی کاهش یافته و فرد آزادی بیشتری جهت انجام رفتار خشونت آمیز خواهد داشت. در حالی که جامعه، کنترل چندانی بر رفتار اعضای جامعه(به طور مثال رفتار خشونت آمیز مردان) اعمال نمی کند، احتمال وقوع این نوع رفتارها افزایش می یابد.
2-2-1-9-9. تئوری سیتمی خانواده:
برخلاف اکثر نظریاتی که بر یک عامل خاص در ایجاد خشونت تأکید می کنند، صاحب نظران تئوری سیستمی معتقدند که عوامل متعددی در ایجاد خشونت دخالت دارند. موری استراوس که یکی از محققان معتبر در بررسی های مربوط به خشونت است، کوشید نظریه ی سیستمی را در ره یافتی طراحی کند که در آن نتایج گوناگون به دست آمده در مرد خشونت خانوادگی مطرح شود. او از نظریه ی سیستمی به مثابه ی چارچوبی مفهومی برای ساخت نظریه ی خود استفاده کرد. در این دیدگاه، خانواده نظامی(سیستمی) در نظر گرفته می شود که دارای مرزهای باز یا بسته یا قابل نفوذ با محیط اطراف خود است. این مبادله به صورت بازخورد منفی یا مثبت صورت می گیرد و اهداف نهفته در نظام، بر بازخورد تأثیر دارند. مثلاً ممکن است خشونت در جهت دست یابی به هدف یا بقای نظام وسیله مؤثری باشد(اعزازی،1380).
خشونت از طریق راه و روشی که نظام درونی و بیرونی خانواده به آن واکنش نشان می دهد، تحت تأثیر قرار می گیرد. بازخوردهای مثبت سبب افزایش رفتارهای خشونت آمیز و بازخوردهای منفی باعث کاهش آن می شوند. با توجه به این که اشکال متفاوت خشونت به عوامل متعددی بستگی دارند. استراوس از عوامل خاص نظام خشونت خانوادگی نام می برد. باید به این نکته توجه کرد که معمولاً توسل به خشونت، به نتیجه دلخواه می رسد و تقویت مثبت می شود، از طرف دیگر، عدم استفاده از خشونت سبب تشدید موقعیت های تعارضی یا تقویت منفی می گردد. بنابراین، در نهایت طبق نظریه ی برچسب زنی، فرد عامل خشونت که از جانب محیط نیز مورد تأیید قرار می گیرد خود را موظف به تکرار رفتار خشونت آمیز می یابد(اعزازی،1380). گیلز سیمز53(1993)، طی تحقیقی که براساس نظریه ی سیستمی انجام دادند شش مرحله برای کتک خوردن زنان مشخص کرده ند:
در مرحله ی اول، نظام خانواده به وجود می آید و باید به هنجارهایی که در نظام خانواده مؤثرند، توجه کرد.
در مرحله دوم، شوهر برای اولین بار همسر خود را کتک می زند.
در مرحله سوم، مرحله ای است که تثبیت یا تزلزل خشونت در آن رخ می دهد.
مرحله چهارم، مرحله ی انتخاب است، و سؤالی که در این جا مطرح می شود این است که کاسه ی صبر زن چه زمانی لبریز می شود و او دیگر خشونت را تحمل نمی کند؟
مرحله ی پنجم، زمانی است که زن نظام خانوادگی را ترک می کند.
مرحله ی ششم، به موقعیت زن بستگی دارد که آیا تنها زندگی می کند؟ با مرد دیگری رابطه دارد یا هنوز با همسر خود به سر می برد؟ سؤالی که باید به ان پاسخ داد این است که آیا این زن قادر است رابطه ای بدون خشونت ایجاد کند یا باز هم در مسیر رابطه ای توأم با خشونت قرار می گیرد؟(اعزازی،1380).
2-2-1-10. خشونت علیه زنان:
در بین تمامی اعضای خانواده، مادر نقش بسیار مهمی را ایفا می کند، زیرا مادر است که تمام توجه و محبت های لازم را در اوایل به فرزندان می دهد، زمینه رشد شخصیت آن ها را فراهم می نماید، آن ها را برای ورود به جامعه بزرگتر آماده می کند و بسیاری نقش های مفید دیگر، و همین مادران اگر مورد انواع خشونت آن هم توسط صمیمی ترین و نزدیک ترین افراد خانواده واقع شوند، آسیب های جسمی و روانی حادی گریبان گیر آن ها شده، فرزندان آن ها نیز در معرض آسیب ها و آفت ها قرار می گیرند و جامعه نیز از عوارض و تبعات آن بی نصیب نمی ماند.
پدیده خشونت خانوادگی علیه زنان ریشه بسیاری از آسیب های فردی و اجتماعی تلقی می گردد، در تمامی کشورهای دنیا، توسعه یافته ها و در حال توسعه و در همه طبقات اجتماعی، اقتصادی، گروه های سنی و شغلی متفاوت وجود دارد. تا چند قبل تصور بر این بود که خشونت در خانواده خاص خانواده هایی است که دارای مشکلات مادی، سطوح پایین فرهنگی و شرایط بحرانی مانند طلاق بوده اند، اما نتایج تحقیقات بر خلاف تصور رایج نشان داده که خشونت در میان همه خانواده ها وجود دارد(اعزازی، 1377). به طور کلی خشونت علیه زنان به عنوان یک پدیده جهانی مطرح است. اما بسیاری از این وقایع یا به صورت وقایع عادی و جاری زندگی نادیده گرفته می شوند و یا پشت درهای بسته ترس، نگرش، قوانین و … مخفی می مانند.در بروز خشونت، تعریف جامعه از راه های بروز خشونت و نگرش افراد در پذیرش آن یکی از مهم ترین عوامل می باشد که در مورد خشونت علیه زنان اهمیت بیشتری دارد(زنگی آبادی و مرادی شهربابک، 1383).
2-2-1-11. خشونت علیه زنان و انواع آن (از نظر نوع و زمان وقوع)
در دو دهه گذشته، به خشونت علیه زنان توجه بیشتر شده است. WHO انجمن پزشکی امریکا فدراسیون بین المللی ماماها و ژنیکولوژیست ها و دیگر ارگان های پزشکی در مورد اهمیت خشونت علیه زنان از نظر سلامت ملی اعلامیه های بسیاری صادر کرده اند. اغلب ارگان ها راهنمایی های گسترده ای در مورد چگونگی اعمال خشونت، تشخیص تهیه آن و پشتیبانی زنانی که مورد خشونت واقع شده اند، ارایه کرده اند. اما هم چنان میلیون ها زن در جهان، در طول دوران زندگی خشونت را تجربه می کنند و خشونت علیه زنان در حال گسترش می باشد و این یک خطر جدی است و عاملی است که باعث بسیاری مشکلات جسمی و روحی برای زنان می شود(دهقانی و ریاضی کرمانی، 1382).
توجه به خشونت علیه زنان انکار این حقیقت نیست که مردان خشونت را تجربه نمی کنند بلکه به راستی جنگ، اختلافات نژادی، جنایت کاران و خشونت های خیابانی در مورد مردان باعث صدمه ایشان و حتی مرگ می شود(زوی54،1996). اما اصطلاح خشونت علیه زنان شامل روشی است که با هدف آزار و اذیت زنان باشد و عامل خشونت می تواند همسر و شریک جنسی ما والدین افراد دیگر خانواده، همسایه ها، معلمان، کارفرماها، پلیس یا سربازان باشند. اعلامیه سازمان ملل متحد در مورد خشونت علیه زنان این گونه است که:” هر فعالیت خشونت آمیز بر پایه جنسیت که باعث آسیب جسمی، جنسی، روحی، عاطفی زن شود” یعنی تأکید بر این مورد کرده است که فعالیت باید بر پایه جنسیت باشد. اما خشونت علیه زنان نه تنها جهت سوء استفاده جنسی است بلکه در برخی موارد با هدف ایجاد شرایطی جهت فرمانبرداری زن از مرد انجام می گیرد. مثلا شوهر با اعمال خشونت موقعیت خود را به عنوان رئیس خانواده به همسرش گوشزد می کند و یا این که مردی که به یک زن تجاوز می کند که به خود حق می دهد که جهت تنبیه وی یا توجیه اختلاف نقش زن و مرد در جامعه، وی را مورد سوء استفاده جنسی قرار دهد. این نظریه جهانی مطرح است که موارد خشونت علیه زنان کمتر گزارش شده است و اطلاعات دقیقی از شیوع خشونت علیه زنان در دست نیست(السوبرگ و همکاران55،2001). اما این واقعیت تلخ وجود دارد که روزانه هزاران زن در تمام دنیا با خشونت مقابله کرده و با آن زندگی می کنند. خشونت را براساس نوع آن می توان به صورت زیر دسته بندی کرد:
1)خشونت فیزیکی،2) خشونت جنسی،3) خشونت روانی- عاطفی. خشونت براساس زمان وقوع(دوره های زندگی) به صورت زیر گروه بندی می شود. هر کدام از گروه ها شامل تعداد مختلفی زیر گروه می باشند. که به شرح زیرند:
2-2-1-11-1. خشونت قبل از تولد:
که خود شامل زیرگروه های: سقط با جنسیت انتخابی، اثرات کتک زدن زن باردار در طول دوران حاملگی روی جنین و ایجاد عوارضی که زندگی وی را پس از تولد تحت تأثیر قرار دهد.
2-2-1-11-2. خشونت در شیرخواری
که شامل: دخترکشی، سوء استفاده فیزیکی- جنسی و روانی از شیرخوار است.
2-2-1-11-3. خشونت در کودکی:
مانند ازدواج در کودکی، آسیب به ناحیه تناسلی دختر، سوء استفاده فیزیکی- جنسی و روانی از کودک، زنای با محارم و نزدیکان- فاحشه شدن کودک یا وادار کردن وی به نوشتن مطالب شهوت انگیز.
2-2-1-11-4. خشونت در نوجوانی و بزرگی:
که شامل اعمال خشونت جهت معاشقه کردن مثل اسید پاشی یا تجاوز، زنای با محارم و نزدیکان، داشتن فعالیت جنسی جهت گرفتن دستمزد علی رغم میل خود، سوء استفاده جنسی در محل کار، تجاوز، آزار جنسی با وارد کردن زن جهت فاحشه شدن و نوشتن مطالب شهوت انگیز، داد و ستد زنان، خشونت شریک جنسی، تجاوز در زمان ازدواج، سوء استفاده از زن جهت تأمین جهیزیه، آدم کشی و کشتن شریک جنسی، سوء استفاده روانی، سوء استفاده از زنان ناتوان و بیمار، وادار کردن به ازدواج(ازدواج اجباری).
2-2-1-11-5. خشونت در پیری:
که وادار کردن زن بیوه به خودکشی یا آدم کشی به دلایل اقتصادی را شامل می شود.
2-2-1-12. انواع خشونت علیه زنان:
خانم ها به طور کلی در 3 عرصه مورد آزار و اذیت قرار می گیرند که شامل:
2-2-1-12-1. خانواده:
2-2-1-12-2. خشونت های اعمال شده در خانواده به صورت:
الف) خشونت خانگی: شامل انواع خشونت های فیزیکی، روحی، جنسی اعمال شده نسبت به زنان در خانواده مانند کتک زدن، آزار جنسی و … می باشد.
ب) انجام اعمال سنتی در مورد خانم ها در خانواده: در بسیاری کشورها خانم ها قربانی اعمال سنتی خانواده می شوند که این اعمال شامل:
1. نقص عضو جنسی خانم ها:
براساس آمارWho، 85 میلیون از 115 میلیون دختر و زنی که مورد نقص عضو جنسی قرار گرفته اند از اثرات نامطلوب آن رنج می برند، تخمین زده می شود که سالانه 2 میلیون دختر جوان قربانی این عمل سنتی و وحشیانه می شوند که بیشتر آن ها در آفریقا و آسیا زندگی می کنند، این فرهنگ چنان ریشه دار می باشد که با وجود غیر قانونی بودن ختنه دختران در کشورهای اروپایی، این خانواده ها پس از کوچ به اروپا نیز اقدام به ختنه نوزادان مؤنث خانواده می کنند(زنگی آبادی و مرادی شهربابک،1383).
2. برتری پسرها:
که خود را به صورت کشتن نوزاد دختر یا کوتاهی در برآوردن نیازهای اولیه(از جمله تغذیه مناسب، تحصیلات، مراقبت های بهداشتی اولیه) دختران نسبت به پسران نشان می دهد. شیوع این تفکر نیز در کشورهای آسیایی زیادتر می باشد. براساس مطالعات انجام شده در آسیا (در دو کشور چین و هند) بسیاری از خانم ها تمایل به ختم حاملگی پس از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان پرخاشگری، زیست محیطی، زیست شناسی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان آزار جنسی، هوش هیجانی، خشونت خانگی