پایان نامه با کلید واژگان خشونت جنسی، خشونت علیه زنان، خشونت سیاسی، استان خراسان

دانلود پایان نامه ارشد

Moreno-Ocampo، مشكل و مانع تحت پیگرد قرار دادن جرایم جنسیتی این است كه این جرایم اغلب گزارش نشده می مانند: به دلیل ترس و ننگ اجتماعی. تا اندازه یی تعداد كمی از زنان تاثیرگذار پیدا می شوند كه این توانایی را پیدا كنند كه داستان هایشان از خشونت جنسی یا تجاوز را پیگیر شوند. عضو كمیسیون عالی حقوق بشر سازمان ملل NavanethemPillay ادعا می كند كه: «جامعه جهانی تنها سطح كوه یخ را نشان می دهد و این تنها طبق پرونده های بررسی شده است و به ندرت سطح را خراش می دهد یا شرایط فهم ما را از اینكه زن ها چه تجربه یی از خشونت دارند.» جرایم جنسی تنها در دهه های اخیر به طور جدی مورد تعقیب قضایی قرار گرفته اند. دهه 1990 شاهد برقراری سه سازمان بین المللی مهم بود – دادگاه كیفری برای اصلاح یوگسلاوی سابق ICTY، محكمه كیفری بین المللی برای رواندا ICTR و دادگاه ویژه برای سیرئالئون و چندین محكمه و دادگاه چند جانبه كیفری بین المللی كه به دنبال این دادگاه ها تشكیل شد. این سه سازمان برای محكمه اشخاص مسوول در برابر نسل كشی، جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی كه طی درگیری های خاص نظامی اتفاق می افتد تشكیل شد. (این سه دسته جرایم بی رحمانه ممكن است شامل خشونت جنسی علیه غیرنظامیان نیز شود.) ICTR در این زمینه پیشگام راه بود و پیش فرض ها را در سال 1999 شكست. اما فقط يك نوع آن يعني تجاوز جنسي در ماده 5 اساسنامه دادگاه كيفري بين‌المللي يوگسلاوي به عنوان جنايت و خشونت علیه زنان لحاظ شد و در ماده 3 اساسنامه دادگاه كيفري بين‌المللي روآندا نيز تكرار و درج گرديده است. در كنفرانس رم موارد ديگري نيز مد نظر قرار گفت به طوري كه علاوه بر تجاوز جنسي، بردگي جنسي، فاحشگي اجباري،‌ حاملگي اجباري،‌ عقيم كردن اجباري و هر شكل ديگر خشونت جنس نيز لحاظ شد. در این میان، در مورد حاملگي اجباري بحثهايي پيش آمد كه سرانجام حاملگي اجباي به عنوان مصداق بارز خشونت علیه زنان مورد پذيرش قرار گرفت مشروط بر اينكه تأثيري بر مقرارت داخلي دولتها در مورد سقط چنين نداشته باشد. بدین توضیح که؛ «حاملگي اجباري يعني حبس كردن غيرقانوني زني كه به زور حامله شده است. به قصد تأثيرگذاري بر تركيب قومي يك جمعيت يا ديگر نقض‌هاي فاحش حقوق بين الملل»102

5-2-1-4- ناپديد كردن اجباري اشخاص
اين جنايت كه در پيش نويس اساسنامه ديوان بين المللي كيفري هم مطرح شده بود با اندكي تغيير در متن نهايي اساسنامه مورد قبول قرار گرفت. طبق اساسامه ديوان، «ناپديد كردن اجباري اشخاص يعني بازداشت يا حبس يا ربودن اشخاص توسط يك دولت يا يك سازمان سياسي يا با اجازه يا حمايت يا رضايت آنها و سپس امتناع آنها از پذيرش محروميت اين اشخاص از آزادي و يا امتناع از دادن اطلاعات از سرنوشت يا محل وجود آنان به قصد محروم نمودن آنها از حمايت قانون براي مدت طولاني مي‌باشد.
بنابرين بازداشت يا حبس يا ربودن بايد به قصد محروم كرن اشخاص از حمايت قانون براي مدت زمان طولاني باشد، بنابراين مواردي از جمله بازداشتهاي موقت در زمره ناپديد كردن اجباري اشخاص ودر نتيجه در قلمرو جنايات بر ضد بشريت قرار نمي گيرند»(منبع پیشین).

3-1-4- ساير اعمال ضد بشري
اين اصطلاح قبلاً در ماده 5 بند آخر اساسنامه دادگاه كيفري بين‌المللي يوگسلاوي سابق آمده بود، در ماده 3 بند آخر اساسنامه دادگاه بين‌المللي کیفری براي روآندا نیز، آورده شده است. مبناي فكر پذيرش چنين قاعده‌اي ايجاد امكاني براي جامعه جهاني است كه بتواند هر گونه خشونتي كه ممكن است اتفاق افتد و وجدان بشري را متأثر نمايد اما در فهرست جنايات بر ضد بشريت نباشد، بي‌مجازات نگذارد. به همين جهت هم اين اصطلاح در اساسنامه ديوان كيفري بين المللي نيز لحاظ شد. قسمت آخر از بند 1 ماده 7 اساسنامه ديوان اشعار مي دارد:
«ساير اعمال ضد بشري مشابه كه عاملاً به قصد ايجاد رنج زياد يا صدمات شديد به جسم يا به سلامت جسمي يا روحي صورت پذيرد.»
جامعه بين‌المللي در واقع، با اين قاعده در پي جبران يك خلاء قانوني است كه ممكن است مشكل جدي در آينده ايجاد نمايد و البته ايراداتي هم دارد مثلاً اين قاعده دقت و روشني را كه لازمه اصل قانوني بودن جرائم و مجازاتها است را ندارد.
با این حال، مزیتی كه این تقسیم دارد اين است كه شايد برخي اعمال از جمله خريد و فروش اعضاي بدن بتوانند در زمره جنايات خشونت علیه زنان و به تبع آن، جنایت علیه بشریت نیز لحاظ و مجازات شوند»(منبع پیشین).

2-4 مصادیق بزهدیدگی زنان بر مبنای تقسیمبندی سازمان ملل متحد

مهم ترین مفاهیم مرتبط با خشونت علیه زنان در نظام بین المللی و برخی از مهم ترین مصادیق آن بنا بر تصریح گزارشگر ویژه ملل متحد درمورد خشونت علیه زنان عبارتند از :

1-2-4 بزهدیدگی بر حسب موضوع
به طور كلی در هر كشوری، زنان زیر سلطه مجموعه‌ای از خشونت‌ها قرار دارند كه عموماً با سنت‌های غیر دینی و دینی به هم آمیخته است كه در این قسمت به ذكر رایج‌ترین آنها می‌پردازیم:

1-1-2-4 خشونت جنسی
خشونت جنسی، هر گونه رفتار غیر اجتماعی است كه از لمس كردن تا تجاوز را در بر می‌گیرد. به عبارتی به هر نوع رفتار خشن جنسی یك فرد نسبت به فرد دیگر علیرغم مخالفت وی اطلاق می‌شود و می‌تواند با انگیزه تهدید، سوءاستفاده، صدمه و آسیب جنسی انجام پذیرد.
رابطه جنسی اجباری پس از ازدواج، تجاوز جنسی، تن‌فروشی اجباری، ازدواج‌های زود هنگام، ختنه زنان، تست باكرگی، اجبار برقراری رابطه جنسی در ایام عادت ماهیانه و مواقع مریضی، توقعات غیرمتعارف در هنگام سكس، حاملگی اجباری و… كلیه اعمالی كه عملا بدن زن را تحت كنترل قرار می‌دهند و نحوه استفاده زن از بدنش را تعیین می‌كنند را می‌توان خشونت جنسی دانست. كشتار نوزادان دختر و انتخاب جنسیت نوزادان هم نوعی دیگر از خشونت جنسی است.
در هر محیطی كه زنان و دختران حضور داشته باشند، خشونت جنسی می‌تواند رخ دهد. خشونت جنسی ممكن است در خانه توسط محارم، خویشاوندان و همسایگان و یا در محیط كار توسط همكاران و كارفرمایان و یا توسط غریبه‌ها در جاهای دیگرصورت پذیرد103.
در همین رابطه می توان به شکایت زنی اشاره نمود که بزه دیده خشونت جنسی شده است. در پرونده شماره 04…90 مطروحه در دادگاه کیفری استان خراسان رضوی، خانم «الف» متأهل و 18 ساله، پس از آشنایی با آقای «ن»، به همراه او در یکی از شهرستانهای استان خراسان رضوی سوار خوردوی او شده و به محل خلوتی برای قدم زدن در اطراف شهر میروند. در این حین پس از آمدن دوستان آقای «ن»، همه آنان طبق اظهارات خانم «الف» با وی رابطه جنسی برقرار میکنند و وی شب نیز به خانه آنان میرود که همگی دستگیر میشوند. خانم «الف» در طی تحقیقات اظهار داشت که آدم ربایی نبوده و با رضایت خودم سوار خودرو شدم، اما رضایت به زنا نداشتم و به عنف بوده است و متهمان مرتکب خشونت جنسی شده اند.104

2-1-2-4 خشونت لفظی
فحاشی كردن، توهین و تحقیر در مقابل دیگران، توهین و تحقیر به‌طور مداوم، خنده‌های تمسخر آمیز به سخنان اطرافیان، تهدید به آسیب رساندن به زنان و كودكانشان، تهدید به آسیب رساندن به دوستان خانواده و فامیل و اطرافیان.

3-1-2-4 خشونت روانی و آزار عاطفی
هر نوع رفتار و گفتار خشنی است كه سلامت روحی و روانی فرد را با خطر مواجه نماید و مصادیق آن عبارتند از: انتقاد ناروا و مداوم،‌ اهانت و تحقیر، تمسخر، توهین، فحاشی، تهدید به ازدواج مجدد، تهدید به طلاق، اعمال مالكیت، قهر، سوء ظن و بدبینی، حسادت بیمارگونه، محدود كردن آزادی رفتار و حركات (عدم آزادی در روابط اجتماعی با نزدیكان و فامیل، عدم اجازه خروج از منزل، حبس) اجبار به كارهای خلاف طبع، تهدید به بچه دزدی، تهدید به تخریب دارایی‌های زن و فرزندان، سوء استفاده از فرزندان جهت اطاعت همسر، متلك گویی و اجبار به دیدن تصاویر و صحنه‌های خلاف عفت،…
عدم احساس امنیت، از دیگر خشونت‌های علیه زنان می‌باشد كه جامعه و قانون آن را از مصادیق خشونت نمی‌دانند و به همین دلیل قانون با آن برخورد نمی‌كند. زنی توسط شوهرش تحقیر شود، ناسزا بشنود و یا بدون رضایت مجبور به تمكین(خاص) شوهرش شود، به لحاظ قانونی نمی‌تواند این مسائل را پیگیری كند. چرا كه قانون خشونت روانی را از مصادیق خشونت نمی‌داند.خشونت روانی در طولانی مدت اثرات بسیار سوئی در زندگی و رفتار شخص به جا می‌گذارد.
4-1-2-4 خشونت سیاسی
اساساً در همه كشورها پدیده بدرفتاری با زنان وجود داشته و همواره این سئوال مطرح بوده است كه آیا نظام عدالت كیفری در امر مبارزه با خشونت‌علیه زنان دارای ساختار مناسبی است یا خیر؟ پاسخ به این سوال موجب به وجود آمدن نوع دیگری از خشونت بنام خشونت سیاسی یا قانونی شده است.
خشونت سیاسی با عملكرد اهرم‌های قدرت رسمی یعنی دولت، علیه زنان اعمال می‌شود. این نوع خشونت به صورت غفلت از حقوق انسانی زنان در قانون‌گذاری انعكاس می‌یابد و به صورت عدم پشتیبانی از برابری حقوق زن و مرد در سیاست‌گذاری ظاهر می‌شود، به‌خصوص در برنامه ریزی‌های فرهنگی دولت تجلی می‌یابد. به سخن دیگر، خشونت سیاسی علیه زنان به استناد برداشت‌های خاصی از دین و هنجارهای اجتماعی، تقویت شده و گسترش یافته است105 .

5-1-2-4 خشونت اقتصادی
هر نوع رفتار خشنی است كه از روی قصد و نیت، زن را در امور مربوط به اشتغال، اقتصاد و دارایی تحت فشار و آزار و تبعیض قرار دهد و مصادیق آن عبارتند از: عدم پرداخت نفقه، بخیل بودن، كنترل وسواس گونه مخارج منزل، دریافت اجباری حقوق زن، دریافت اجباری ارثیه زن، سوء استفاده یا سرقت اموال و دارایی همسر، ایجاد مضیقه مالی در خانواده، محرومیت‌های اقتصادی، عدم تأمین نیازهای ضروری همسر و فرزندان، تبعیضات و نابرابری‌های اقتصادی106

6-1-2-4-خشونت فرهنگی
این نوع خشونت با آزار و صدمات فیزیكی همراه نیست. بلكه به زن هم در عرصه عمومی و هم در عرصه خصوصی می‌فهماند كه باید خواسته‌ها و مطالبات خود را محدود كنند یا نادیده بگیرند. شاید با اندكی مسامحه بتوان گفت را یج‌ترین نوع خشونت علیه زنان نگاهی است كه برای زنان تكلیف روشن می‌كند. نظام سلسله مراتبی موجود در ساختار سیاسی اجتماعی كه زنان را در وضعیت فرودست قرار می‌دهد عامل موثری در بازتولید خشونت علیه زنان می‌باشد. تا زمانی كه منابع اقتدار در دست مردان است، حرف زدن از نفی خشونت علیه زنان به جایی نمی‌رسد.
از دیگر مصادیق این نوع خشونت كه علیه زنان اعمال می‌شود و بر درجه تسلیم زن در برابر خشونت می‌افزاید، نگاه تحقیر آمیز جامعه نسبت به زن مطلقه است كه درشكل‌های مختلف ظاهر می‌شود. همچنین نامرئی انگاشتن و نادیده گرفتن زنان. برای مثال وقتی زنی در جمعی سخن را به‌دست می‌گیرد، مردان شروع به جابجایی روی صندلی‌های خود می‌كنند و یا روزنامه‌ای به دست می‌گیرند و یا سعی می‌كنند به نوعی بی‌توجهی خود را نشان دهند. زن در چنین شرایطی خود را نا امن و ناتوان و بی ارزش احساس می‌كند. استفاده از این شیوه‌های رفتاری منجربه كم رنگ كردن هویت و حضور زنان می‌شود. این شیوه برخورد سعی بر آن دارد كه هرآنگاه زنی دهان به اظهار نظر گشود اورا به گونه‌ای خنثی سازد مثلا از طریق آنكه از نظر و یا حرف او عبوركند و آنرا نشنیده بیانگارد و جنبه‌ای دیگر را مطرح كند یا مسئله را به سویی سوق دهد كه نظر زن نادیده تلقی شود و ازآن یا چشم پوشی شود و یا در سایه قرار گیرد107 .
جدا سازی جنسی ( جنسیتی) مثلاً در اتوبوس، ورودی مكان‌های عمومی و دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها و جدیداً پارك‌ها و تاكسی‌های مخصوص بانوان، از مصادیق خشونت دیدگاهی(فرهنگی) است و فی‌الواقع پاك كردن صورت مسئله است؛ چرا كه جداسازی زنان و مردان در دراز مدت، بیگانگی بین انسانها را به همراه می‌آورد و در این میان بی‌شك تنها زنان تحقیر نمی‌شوند، بلكه مردان هم نمی‌توانند با زنان رابطه انسانی و دوستانه برقرار كنند و نتیجتاً در یك سیكل معیوب استبداد، خشونت و تحقیر در جامعه را دامن می‌زنند.

7-1-2-4-خشونت تبلیغاتی
در تمامی جوامع، تبلیغات به دو گونه می‌تواند زنان را مورد حمله

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان خشونت علیه زنان، بزه دیدگی، حقوق کیفری، سیاست جنایی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان خشونت علیه زنان، آزار جنسی، قوانین حمایتی، شایسته سالاری