پایان نامه با کلید واژگان خاورمیانه، خاورمیانه بزرگ، ایالات متحده، منطقه سازی

دانلود پایان نامه ارشد

یک دلیل طرح خاورمیانه بزرگ توسط رهبران امریکاست، زیرا طرح ایجاد نظم های منطقه ای به طور اعم نیز یکی از مباحث مهم و قابل تاکید در سیاست بین الملل به حساب می آید. این تصور وجود دارد که ایجاد نظم های منطقه ای که حاکی از منطقه ای شدن امنیت است، یکی از ابزارهای مهم قدرت های بزرگ برای حفظ امنیت جهانی در دنیای پس از جنگ باشد. محدود کردن مناقشات و بحران ها به سطوح منطقه ای، و جلوگیری از تسری آن ها به سایر مناطق و ممانعت از تاثیر گذاری آن ها بر امنیت جهانی، احتمالا” مهم ترین کارکردی است که قدرت های بزرگ از ایجاد نظم های منطقه ای، انتظار دارند. به گفته ی ” پل. ای پاپایانو ” : در جهان پس از جنگ سرد، قید و بندها و اجبارهای نظام قدرت های بزرگ، محدود تراست، در نتیجه سیاست های منطقه ای فی نفسه محرک و انگیزه نیرومندی برای اقدامات قدرت های بزرگ در مناطق است، یعنی مجموعه های امنیتی منطقه ای امروزه بیش از زمان جنگ سرد که مجموعه های امنیتی منطقه ای غالبا” با رقابت بین دو قطب نظام دو قطبی تعریف می شد. رفتار قدرت های بزرگ در مناطق را تعیین می کنند. شکل گیری نظم های منطقه ای اگرچه ذاتا” مطلوب هستند، اما این که چه نیرو یا نیروهایی، با چه هدفی و چگونه این نظم را شکل می دهند، بسیار حائز اهمیت است. به گفته ” دیوید لیک ” مداخله قدرت های بزرگ در ایجاد نظم های منطقه ای اغلب با عوامل سیاسی فرا منطقه ای و داخلی برانگیخته می شود و نه نگرانی های امنیتی منطقه ای . میزان مشارکت قدرت های بزرگ در نظم منطقه ای عمدتا” و عموما” محصول جانبی اقداماتی است که در جهت مقاصد و اهداف دیگری صورت می گیرد. تمایل قدرت های بزرگ برای مدیریت مناقشات منطقه ای و مشارکت در ایجاد نظم منطقه ای، مشروط و موکول به این است که آن ها تا چه میزان تحت تاثیر عوامل خارجی امنیتی که از آن منطقه ناشی می شود، قرار می گیرند. “( واعظی ، 1385)
طرح خاورمیانه بزرگ بنا بر توضیحات بالا، این حقیقت را به اثبات می رساند که کوشش اولیه ای برای ایجاد یک نظم منطقه ای در حساس ترین حوزه ژئو پلیتیک جهان باشد، با این تفاوت که ایالات متحده در طرح خاورمیانه بزرگ، بیش از تعریف نظم، تعیین نقاط کانونی و تدوین هنجارها و قواعد آن، در مرحله نخست به دنبال منطقه سازی و تعریف یک محدوده جغرافیایی خاص به مثابه یک منطقه است. تعریف منطقه؛ درواقع اصرار بر استقرار جوامع چند پارچه و مجزایی است که تا پیش از این، همواره به دنبال وجوه مشترک فرهنگی، دینی و مذهبی، اجتماعی و غیره بوده اند، اما یکپارچگی آن ها نتوانسته است انتظارات نظم جدید جهانی مورد نظر امریکا و غرب را پس از جنگ سرد تامین نماید. اگر منطقه به دلیل رویدادهای مهمی مانند فروپاشی شوروی، بروز انقلاب اسلامی ایران در منطقه، پیامدهای بهارعربی یا بیداری اسلامی، رژیم های خود کامه ای که هرکدام به دنبال بقا و تامین منافع خود هستند و لاجرم استراتژی واقع گرایی تدافعی را در برابر نوسانات شدید سیاسی – اجتماعی در پیش گرفته اند، به حال خود گذاشته شوند، دچار تشتت و چالش های فرسایشی شود، بی تردید در دراز مدت منافع غرب را به مخاطره جدی خواهد انداخت.
” مفهوم خاورمیانه اگرچه به یک حوزه جغرافیایی نسبتا” مشخص اشاره دارد، اما تا کنون به دلیل وجود نیروهای تاثیر گذار متعارض، فاقد یک هویت سیاسی – امنیتی مشترک و سازمان یافته بوده است. دریک وضعیت طبیعی زیر سیستم های منطقه ای باید در یک فرایند تاریخی و درپی احساس نیاز مشترک واحدهای ملی مستقر در آن شکل بگیرند. به همین دلیل، کوشش برای تعریف یک منطقه از سوی نیروهای بیرونی، بیش از آن که منطبق بر نیازها و ضرورت های منطقه ای باشد، منطبق با اهداف نیروهای شکل دهنده آن است. در فرایند شکل دهی اصلاحات در کشورهای کلیدی و مهم خاورمیانه به نظر می رسد که دو سوی آتلانتیک به رویکرد مشترکی دست یافته باشند، اگرچه نگاه اروپا به موضوع خاورمیانه بزرگ، عمدتا” نگاهی اقتصادی و اجتماعی است و تاکید در بازی گری عوامل بومی دارد ( در مقابل نگاه امریکایی که بیشتر سیاسی و امنیتی است ) و به دنبال دیکته کردن اصلاحات از بیرون است، اما وجوه اشتراک فراوانی، از جمله در تعیین حوزه جغرافیایی طرح، دلایل طرح و برخی ابعاد آن، از جمله تضمین امنیت اسرائیل و تاکید بر مدل ترکیه به عنوان یک الگو، میان دو سوی آتلانتیک وجود دارد. ” ( همان منبع )
3-6-تحلیل سیاست خارجی امریکا از طرح خاورمیانه بزرگ
امریکا از مدت ها پیش دریافته است که با انجام اقدامات سطحی و دگرگونی های موقتی نخواهد توانست خصومت های ریشه دار و نفرت عمومی مردم منطقه از سیاست های ایالات متحده را از بین برده و یا تعدیل کند. بنا براین همه رویدادهای منطقه خاورمیانه این پیغام را به امریکا می دهد که می بایستی طرح کامل و جامع و البته بلند مدت را در باره خاورمیانه به مرحله اجرا بگذارد. این طرح، بی تردید نیازمند مفهوم سازی، انتقال فرهنگ و مفاهیم فرهنگی، تغییر در باورها و رویکردها- همراه با اعمال قدرت و فشار برای مقابله با مقاومت کانون های روشن گری منطقه ای است. تقابل امریکا با اسلام سیاسی به یک جریان مذهبی خاص محدود نمی شود، بلکه تمام نحله ها و فرقه ها را در بر می گیرد. تا جایی که این جریانات، با طرح امریکا تطابق داشته و یا بتوانند خودشان را با استراتژی منطقه ای امریکا وفق دهند، برخورد ایالات متحده- مبتنی بر ایجاد تعامل و توازن و در غیراین صورت – سیاست مهار و حذف موانع را در پیش خواهد گرفت.
” فارغ از اهداف بنیادین یا بلند مدت امریکا در مفهوم سازی و منطقه سازی، طرح خاورمیانه بزرگ در کوتاه مدت؛ اهداف مشخصی را برای ایجاد دگرگونی درخاورمیانه ارائه می کند. از اوایل دهه 1990، یعنی از زمانی که امریکا خود را فاتح جنگ سرد تلقی نمود و رقیبی جدی در مقابل خود نمی دید، به تدریج به این باور رسید که می تواند به طور یک جانبه مسایل مورد نظرخود را تعقیب و به نتیجه دلخواه برساند، تا کنون طرح های متعددی به منظور ایجاد دگرگونی در خاورمیانه بر روی میزکار تصمیم گیرندگان سیاست خارجی امریکا قرارگرفته است، با این حال ناکامی این طرح ها در تحقق اهداف مورد نظر امریکا و حذف ریشه های خصومت علیه امریکا، مقامات این کشور را به سمت اتخاذ یک سیاست جامع و کلان درخصوص ایجاد تغییرات بنیادین در منطقه خاورمیانه سوق داد. طرح خاورمیانه ی بزرگ، در واقع حاصل این تغییر رویکرد است. اگر چه به اعتقاد برخی تحلیل گران؛ دیکته نمی کند و تنها در سطح بیان برخی جهت گیری هاست، اما این طرح به طور اعلانی، اهداف مشخصی را درجهت تغییرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مطرح کرده است. ترغیب به دموکراسی و حکومت های شایسته، ایجاد یک جامعه آگاه و دارای معرفت علمی و توسعه فرصت های اقتصادی؛ مهم ترین محورهایی هستند که طراحان این طرح به عنوان اهداف آن بیان کرده اند. با این حال، شاید تنها معدودی از تحلیل گران باشند که در تحلیل اهداف طرح خاورمیانه بزرگ، این محورها را ملاک و معیار قراردهند. ” ( همان منبع )
3-7-تجزیه کشورهای منطقه
یکی از اهداف امریکا از طرح خاورمیانه بزرگ را تجزیه کشورهای منطقه اعلام کرده اند و برخی تحلیل گران، به ویژه استراتژیست های غربی، براین باورند که طرح مذکور، پیش از هرچیز، تجزیه کشورهای خاورمیانه را دنبال می کند و این موضوع در طرح امریکا، برنامه ریزی شده و مدون است. به نظرمی رسد موضوع دموکراتیزه کردن جوامع این کشورها، پوششی باشد برای تجزیه آن ها. بدیهی است شایسته سالاری و حکومت های سکولار، پیش شرط هایی مانند فرهنگ سازی و اشاعه اندیشه های اومانیستی و لیبرال – دموکراسی غربی، همراه با اقتصاد بازار آزاد و بالابردن شناخت سیاسی و فرهنگی و معرفت علمی را ضروری می سازد. تجزیه این کشورها بنا به استراتژی طرح خاورمیانه بزرگ، به دلیل توان افزایی کنترل و نظارت، تقلیل هزینه های نظامی و جای گزینی تغییرات سیاسی و جغرافیایی، و تغییر رویکرد امریکا از روش های حضور مستقیم نظامی، به نفوذ فرهنگی و سیاسی و نیز گرایش ایالات متحده به آسیای جنوب شرقی پس از کم رنگ شدن و از میدان خارج شدن رقیب مقتدر سوسیالیستی اش در روسیه، و لزوم کنترل چین به عنوان قدرت جهانی آینده که هژمون امریکا را در منطقه و جهان تهدید می کند – طرح ریزی شده و به مرحله اجرا گذاشته می شود. این واقعیات تا حدودی در گفتار سیاسی سایت دیپلماسی ایرانی و در ترجمه مقاله یک تحلیل گر غربی، به خوبی قابل مشاهده است :
” در حالی که امریکا به پنجمین سالگرد حمله به عراق، نزدیک می شود، فهرست عواقب ناخواسته ی این جنگ، روبه تزاید می گذارد، نتایجی که بسیار بیشترازپیش بینی امریکا در حمله به عراق، مطرح شده بود. این فهرست؛ شامل استقلال کردها و تقسیم عراق به سه بخش است. اما این فهرست، موارد دیگری را نیز شامل می شود. درخاورمیانه و آسیای جنوبی و مرکزی، مشخصات ساختگی و غیر واقعی چندین کشور به واسطه پاسخ شدید امریکا به حملات 11 سپتامبر، بیش از حد مورد توجه قرار گرفته است. در واقع این تنها عراق و افغانستان نیستند که از جوامعی پر از تعارضات، تناقضات، فرقه ها و قبایل متعدد برخوردارند، بلکه بی ثباتی کشورهایی مانند لبنان و پاکستان، از قبل از حمله به عراق هم، وجود داشته است، اما به هرحال جنگ علیه القاعده و طالبان، به ویژه صدام حسین موجب شده تا دوام سیستم کشورهای مدرن خاورمیانه زیر سووال برود، که البته تفاوت چندانی با سال های پیش ازآن ندارد. در گذشته؛ سخت ترین و دور از ذهن ترین سووالی که کسی می توانست در مورد خاورمیانه مطرح کند، این بود که: چه تعداد کشور، یک یا دو، اسرائیل یا فلسطین و یا شاید هردو، در آینده بین دریای مدیترانه و رود فرات وجود خواهد داشت؟ سه، چهار، پنج، شش؟ و چرا در کرانه غربی فرات متوقف شود؟ چرا مسیر خود را تا رود سند ادامه ندهد؟ امروزه بین مدیترانه و رود سند، سرزمین های فلسطین و اسرائیل، لبنان، سوریه، اردن، عراق، ایران، افغانستان و پاکستان قراردارد. بی ثباتی دراز مدت می تواند به تجزیه بسیاری از این کشورها منجر شود. ” ( عسکری ، 1393 )
3-8-امریکا به دنبال ضعف اقتصادی کشورهای منطقه، به ویژه عربستان و ایران
آن چه که در طرح خاورمیانه بزرگ، بیش از هر مقوله دیگری مد نظر امریکاست، بحث اقتصادی منطقه و باز نگه داشتن جریان آزاد انرژی به سمت غرب است که این خود، گرایش به حفظ اقتدار اقتصادی، روان سازی هرچه بیشتر چرخه صنعت و تکنولوژی از طریق بحران سازی، محدود سازی بحران در مرزهای جغرافیایی منطقه و کوچک سازی واحدهای سیاسی به منظور کنترل و نظارت کم هزینه تر و کیفی تراست. بدون شک؛ برای امریکا مهار هر بازی گر به تناسب قرارگرفتن در اتحاد غربی – عربی و یا خارج بودن از دایره چنین ائتلافی، شیوه خاصی را به کار می گیرد و میزان حمایت از کشورهای دوست در منطقه نیز از محدودیت های تعریف شده برخورداراست. دخالت عربستان در مسایل سیاسی یمن و حمله گسترده ی نظامی آل سعود به همراهی ائتلاف منطقه ای شورای همکاری خلیج فارس، مقابله عربستان در عراق با تحرکات ایران، مداخله این کشور در سوریه و همراهی با ترکیه برای خلع ید بشار اسد و حمایت از معارضان سوری، جز هدف تجزیه عراق و سوریه که از اهداف خاورمیانه بزرگ مورد نظر امریکاست، هدف دیگری ندارد. بدیهی است هزینه های میلیاردی چنین مداخلاتی بر اقتصاد رانتی عربستان که فاقد هرگونه ساختار صنعتی است، فشار بسیارزیادی وارد آورده و در یک پروسه فرسایشی، قوای داخلی و منطقه ای اش را محدود تر می سازد، مساله ای که در طراحی سیاست های مهار رادیکالیزم امریکا در منطقه می گنجد، زیرا امریکا هیچ گاه نمی خواهد نه عربستان و نه ایران، یکی بر دیگری برتری داشته باشد و این معادله توازن را در اهداف راهبردی خود، از مدت ها پیش، تعریف کرده است.
3-9-کاهش اعتبار اقتصادی عربستان
بنا بر توضیح بالا و مطابق با واقعیات و رویدادهای منطقه، عربستان از نظر اقتصادی وضعیت مناسبی ندارد و درمقایسه با سالیان پیش از حوادث سوریه، لیبی،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان خاورمیانه، خاورمیانه بزرگ، حقوق بشر، دو قطبی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان خاورمیانه، خاورمیانه بزرگ، تولید ناخالص ملی، ایالات متحده