پایان نامه با کلید واژگان خاورمیانه، خاورمیانه بزرگ، خلیج فارس، اسلام سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

کشورهای حوزه خلیج فارس؛ هم در درون خود و هم از جانب ایران و عراق، مشکلاتی دارند. اختلافات مصر- سوریه و فلسطین با اسرائیل، وجه دیگری از این معضل را نشان می دهد. روند چالش برانگیز دیگر در منطقه خاورمیانه، از منظر جغرافیای انرژی و نفت قابل بحث و بررسی است. خاورمیانه و به ویژه خلیج فارس، یکی از مناطق مهم تامین کننده انرژی نفت در جهان است. درسال 1998، سهم خلیج فارس در واردات خالص نفت ایالات متحده، اروپای غربی و ژاپن به ترتیب؛ 9/21، 50 و 76 در صد بود. این مساله به قدری اهمیت دارد که کشورهای مصرف کننده عمده، مثل امریکا، نفت را فراتر از یک مساله ی اقتصادی، در قالب مساله امنیت ملی می بیند. این عامل، تحرکات قدرت های فرا منطقه ای را در منطقه افزایش می دهد، اما عامل جغرافیایی انرژی، در خود منطقه هم، بحران زاست. مثلا” بحران آب در بین سه کشور ترکیه، عراق و سوریه و یا مشکل رود هیرمند بین ایران و افغانستان، از جمله بحران های منطقه ای است.
روند دیگر در مطالعه منطقه خاورمیانه؛ ویژگی های مردم شناسانه آن است. مسایل قومی و مذهبی، افزایش جمعیت، وجود نسل جوان جویای کار در منطقه، وجود مهاجران کشورهای مختلف درکشورهای نفت خیز، مهاجرت های گسترده ناشی از جنگ ها و خون ریزی های منطقه ای، عامل مهم دیگری است که در سطح ملی و منطقه ای، وحتی بین المللی، عوارض امنیتی و چالش برانگیز درپی داشته است. به عنوان مثال؛ امروزه یکی ازمسایل جدی در خاورمیانه، مهاجرت کارگران به غرب است. این مساله به واسطه علایق و تمایل این افراد به الگوهای غربی نیست، بلکه با این الگوها تعارضاتی هم دارند، اما به خاطر مشکلات اقتصادی، استبداد داخلی، بیکاری، خشکسالی و مسایل دیگر، جمعیت این کشورها، رو به سوی مناطق دیگر می گذارند. ” ( همان منبع )
در ادامه این تحلیل، موضوعات دیگری به عنوان ویژگی ها و مسایل خاورمیانه مطرح شده است که به صورت مختصر به آن ها می پردازیم :
” روند اختلاف زای دیگر؛ سیاسی است. حضور اسرائیل در منطقه و حمایت کشورهای قدرتمند، به ویژه امریکا از این رژیم، نه تنها بیش از نیم سده، منطقه را دچار جنگ، درگیری،کشمکش و بی ثباتی نموده، بلکه زمینه سازی حضور مداوم قدرت های فرا منطقه ای نظیر امریکا، اتحادیه اروپا و سازمان ملل را نیز فراهم نمود. این حضور، جدای از زمینه های دیگری است که در منطقه وجود دارد و به همین دلیل تقریبا” به امری پذیرفته شده در منطقه تبدیل شده است.
در نهایت روند دیگر؛ فرهنگی و قومیتی در سطح منطقه است. اختلاف فرهنگی اسلام گرایان و بنیاد گرایی اسلامی با غرب مسیحی از یک سو، وتمایل برخی از کشورها به تعریف منطقه براساس الگوهای فرهنگی، از سوی دیگر قابل بررسی است. بحث بنیاد گرایی اسلامی و هراس پروری ( تروریسم )، افغانستان را حدود بیش از یک دهه، به کانون توجهات جهانی تبدیل نمود، یا تمایل ملی گرایانه کشورهای عربی برای تقسیم خاورمیانه به کشورهای عربی و غیرعربی و تاکید بر وجه عربی خاورمیانه به عنوان چارچوب حاکم در منطقه، دیگران را به بحث خاورمیانه بزرگ تر و همگونی و هم سویی اسرائیل، ترکیه و ایران به عنوان کشورهای غیرعرب منطقه و توجه آن ها به مسایل آسیای مرکزی و شرق دور و تقابل با کشورهای عربی سوق می دهد. مباحث دیگری مثل سلاح های کشتارجمعی، جهانی شدن و فناوری اطلاعاتی نیز تناقض نماهای جدی پدید آورده است. گرایش به بنیاد گرایی در عین فشار برای ایجاد مردم محوری، دنبال کردن مسایل اقتصادی، اجتماعی و توسعه ای درعین گرایش جدی به سلاح های کشتارجمعی، بر پیچیدگی این منطقه افزوده است. تمام این مسایل باعث شده است خاورمیانه بیش از هر منطقه دیگر، منطقه ای امنیتی باشد و مطالعه و دست یابی به راه کار مناسب برای آن به نسبت مناطق دیگر، تاثیراتی برجای می گذارد. از طرف دیگر؛ تاکید بر سطح درون کشورها، منطقه ای و بین المللی هم، وجوه مختلف بحران در منطقه را پوشش نمی دهد. مساله محوری این است که چگونه می توان به یک روال منسجم از درون کشورها، منطقه ای و جهانی دست یافت تاثبات به دست آید. ” ( همان منبع )
تحولات پس از 11 سپتامبر، یک عامل جدی و فرا منطقه ای را وارد میدان کرد و آن، حضور قوی نظامی امریکا در منطقه و حمله نظامی به افغانستان و عراق است. امریکا چهار موضوع نفت، مردم محوری ” دموکراسی “، حقوق بشر و هراس پروری ” تروریسم ” را در منطقه دنبال می کند. با این روند؛ تغییرات عدیده و فزاینده ای در منطقه را شاهد خواهیم بود و کشورهای حتی دوست امریکا در منطقه نیز از این وضعیت در معرض تهدید قرار گرفته اند . مصر؛ علی رغم دریافت 5/2 میلیارد دلار سالانه از امریکا، با مساله اسلام گرایان و حقوق بشر مواجه است. عربستان سعودی، حاضر به تغییر الگوی حکومتی قبیله ای خودش نیست، پاکستان در عین همکاری راهبردی مشترک متعدد با امریکا، به شدت مستعد اقدامات بنیاد گرایانه و تروریستی است. آیا این تغییرات جدی از مهره های درشت منطقه شروع خواهد شد؟ آیا جمهوری اسلامی ایران، هدف بعدی است؟ در چنین شرایطی کشورها دو گانه رفتار می کنند، از یک سو در قبال تهدید مشترک در کنار یکدیگر قرار می گیرند، از سوی دیگر، از نظر روانی، در بدوامر به فکر خودشان هستند. با توجه به این شرایط و متفاوت بودن مواضع کشورهای منطقه، امکان اتحاد راهبردی این کشورها وجود ندارد و آن ها توان این کار را ندارند.
3-4-خاورمیانه جدید
3-4-1-تاریخچه، اصول و فرایندها
” واژه خاورمیانه نخستین بار در سال 1902 توسط یک امریکایی به نام ” آلفرد تایرماهان ” برای توصیف منطقه خاور دور ( هندوستان و قلمرو انگلیس و ماورای آن ) و خاور نزدیک ( قلمرو امپراتوری عثمانی ) به کار رفت. وی این پیشنهاد را طی مقاله ای در خصوص دشواری های خلیج فارس برای انگلیس در نشریه ” نشنال ریویو ” مطرح کرد. این واژه از سوی روزنامه تایمز لندن و سپس در مکاتبات رسمی دولت انگلیس، و پس از آن توسط دولت های انگلیس و امریکا در جنگ های جهانی اول و دوم، مورد استفاده قرار گرفت. تاسیس اسرائیل در خاورمیانه و نیز آغاز و تداوم جنگ های متعدد اعراب و رژیم صهیونیستی و افزایش اهمیت جهانی نفت منطقه خاورمیانه، باعث کاربرد گسترده تر این واژه شد. واژه خاورمیانه در یکی از محدود ترین تعریف ها، به منطقه نفوذ انگلیس در فاصله بین دو جنگ جهانی اول و دوم؛ یعنی به فلسطین وماورای اردن و عراق اطلاق می شد ( خاورمیانه کوچک )، اما بعدها خاورمیانه تعداد بیشتری از کشورها را در بر گرفت. این کشورها شامل ایران، ترکیه، اردن، مصر، قبرس، شبه جزیره ی عربستان، پاکستان، افغانستان، عراق، فلسطین، سوریه، لبنان و سودان است. در سال های اخیر، واژه ” خاورمیانه بزرگ ” به عرصه واژگانی علوم سیاسی وارد شد که زمینه های آن پس از 11 سپتامبر2001 – 20 شهریور 1380 فراهم آمده است. ( شیرودی، 1383: 14 )
مقدماتی که سبب گرایش انگلیس و سپس غرب به تشکیل یک خاورمیانه بزرگ با سازو کارهای مربوط به خود شد، در مولفه ها و محتوای آن، تا حد زیادی ملموس و مشخص است. اولویت های طرح خاورمیانه بزرگ را می توان در موارد ذیل مورد بحث و بررسی قرار داد :
” محتوای طرحی که خاورمیانه بزرگ نامیده می شود، شامل مولفه ها و اولویت های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی می شود که عبارتند از :
یک – ترغیب دموکراسی غربی
دو- استقرار جوامع فرهیخته
سه – گرایش به سمت اقتصاد آزاد
این اولویت ها راه ورود به شکل گیری لیبرال – دموکراسی غرب در منطقه است، زیرا مفهوم دموکراسی در چنین رویکردی؛ چارچوبی است که توسعه سرمایه داری در درون آن تحقق پیدا می کند. افرادی که از آموزش های کاپیتالیسم به صورت آزاد و داوطلبانه برخوردار باشند، ابزارهای توسعه بورژوازی و طرح توسعه فرصت های اقتصادی بانک جهانی که به عنوان ماشین توسعه از آن یاد می شود، به شمار می آیند.
( بینا ، 1383: 78 )
3-4-2-مفروضه های طرح خاورمیانه جدید
مفروضه های قطعی طرح خاورمیانه جدید را می توان در موارد زیر مشاهده کرد:
یک – طولانی شدن مساله فلسطین
مساله فلسطین؛ مهم ترین و قدیمی ترین مساله منطقه ای است که پس از نیم قرن، همچنان لاینحل باقی مانده و حتی رو به وخامت می رود. با توجه به سیاست های اسرائیل و امریکا در این زمینه؛ مانند ایجاد دیوار حائل، استمرار مقابله با فلسطینیان از طریق ترورهای اعلام شده و اعلام نشده رهبران فلسطینی و حمایت های علنی امریکا از این اقدامات، که همگی خلاف موازین بین المللی و قطعنامه های صادره از سوی شورای امنیت سازمان ملل دراین خصوص است، دورنمای حل این مساله را در کوتاه مدت و حتی میان مدت با ابهام و تردید فزاینده ای مواجه ساخته است، همان گونه که امریکا تنها راه حل این مساله را به پایان رساندن فرایند شکل گیری خاورمیانه بزرگ می داند.
دو – تعارض و تضاد منافع غرب با اسلام سیاسی و نگرانی امریکا از گسترش این روند در منطقه
امریکا معتقد است اسلام سیاسی در منطقه نهادینه شده و دلیل اصلی این مساله، گرایش روزافزون مردم منطقه به فرهنگ دینی مسلمانان است. بنابراین به طور طبیعی باید به هر طریق با چنین فرهنگی مقابله کرد، به ویژه آن که گسترش این فرهنگ با افزایش نفرت از سیاست های امریکا در سطوح اجتماعی همراه بوده است. با این وجود، باید به این حقیقت هم اشاره کرد که اسلام سیاسی از کنترل رژیم های دوست امریکا نیز خارج شده و بعضا” رشد اسلام سیاسی؛ نتیجه سیاست ها و ناتوانی های همین رژیم هاست.
سه – بی اعتمادی نسبت به رژیم های موجود در خاورمیانه
امریکا؛ اغلب رژیم های منطقه را در ایجاد نفرت علیه غرب و امریکا درمیان اتباعشان، به طور مستقیم و غیر مستقیم، مسوول می شناسد. مثلا” در رابطه با عربستان سعودی معتقد است بخشی ازحاکمیت دولتی، حامی و مرتبط با گروه های سلفی و افراطی است.
چهار – عقب ماندگی اجتماعی – اقتصادی خاورمیانه
خاورمیانه علی رغم برخورداری از منابع سرشار کانی، انرژی و موقعیت بی بدیل ژئو استراتژیک و هویت نسبتا” منسجم اسلامی، به دلایل مختلف، به ویژه وجود اسرائیل و استمرار بحران منطقه ای، همواره از فقدان توسعه ی اقتصادی – اجتماعی رنج برده و از مزایای اقتصاد جهانی بی بهره بوده است. از دید امریکا؛ با چنین فضایی، مردم مسلمان خاورمیانه در فرایند تحول اقتصادی و اجتماعی خود، بر سر دو راهی تاریخی قرار گرفته اند که شرایط را به سود واشنگتن رقم می زند.(شیرودی، 1384: 97-96 )
مسلما” کشورهای خاورمیانه، به ویژه کشورهای حوزه خلیج فارس، و به طور طبیعی ایران و عربستان به عنوان دو قدرت منطقه ای، با طرح خاورمیانه بزرگ یا خاورمیانه جدیدی که مطمح نظر امریکاست، موافق نیستند و همراهی برخی کشورهای عربی با امریکا به واسطه ائتلاف سنتی و نیاز آن ها به امریکا برای ایجاد ثبات در کشور خود و مقابله با کشوری مانند ایران است. از دیگر سو این دولت ها توانایی مخالفت با خواسته ها و نقشه های امریکا در خاورمیانه را ندارند و به تعبیر بهتر، ناچار به همراهی با این ابرقدرت برای تضمین بقای خود هستند. نحوه برخورد با طرح خاورمیانه بزرگ از سوی کشورهای منطقه، متفاوت بوده و بازتاب های مختلفی داشته است. همچنین این طرح در سطح جهان نیز با واکنش ها و اقداماتی مواجه شده است.

3-4-3-بازتاب های طرح خاورمیانه بزرگ
یک – بنیاد کارنگی؛ برای صلح بین المللی؛ در واشنگتن، موسسه ای معتبراست. این موسسه اقدام به انتشار یک گفتار انتقادی علیه طرح خاورمیانه بزرگ مورد نظر ( بوش ) و گروه هشت نموده و درآن خاطر نشان می سازد. که این طرح از همان ابتدا، مسیر را به غلط رفته است. جزوه انتقادی بنیاد کارنگی اعلام می دارد که طرح بوش، جامع نیست و درعین حال در مراحل مختلف خود، مبتنی بر مشاوره نبوده است. به علاوه جزوه مزبور یک برنامه عمل از پیش تعیین شده را در مقابل تمام طرف های ذی ربط قرار می دهد. این سند به ما می گوید که اروپایی ها بارها به امریکایی ها اخطار داده اند که دولت های خاورمیانه باید طرف مشورت قرار بگیرند و در فرایند مورد نظر، مشارکت داده شوند و این درست نیست

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان واقع گرایی، سیاست بین الملل، روابط بین الملل، نظام بین الملل Next Entries پایان نامه با کلید واژگان خاورمیانه، خاورمیانه بزرگ، حقوق بشر، دو قطبی