پایان نامه با کلید واژگان حق مالکیت، علامه طباطبایی، حقوق اقتصادی، امر به معروف

دانلود پایان نامه ارشد

بلندگرداند». «قُلْ هَلْ یَستَوِی الَّذینَ یَعْلَمونَ وَ الَّذین لا یَعْلَمونَ» (زمر/9)؛ «بگو: آیا کسانی که می دانند و کسانی که نمی دانند یکسانند؟».
از این رو یکی از بارزترین موضوعات و پدیده ها در اسلام، مسئله علم و جانبداری اصولی از رشد علم و گسترش آموزش و دانایی در سطح جامعه اسلامی بدون هیچ فرق و تمایزی میان افراد و طبقات جامعه می باشد. سخن ارزشمند پیامبراکرم(ص) که فرمود: «فراگیری علم و دانش بر هر مرد و زن مسلمان لازم و ضروری است». خود مؤید دیگری بر این مسئله است. در بسیاری از آموزش ها همچون آموزش اصول اعتقادات و احکام شرعی، زنان نیز از حق آگاهی برخوردارند.
هدف اسلام این است که تمام انسان ها در این امر مهم به پیش روند و به درجات عالیة کمال نائل آیند، از این رو چنان بستری فراهم نموده که زن ها نیز همچون مردان به فراگیری دانش و تزکیة نفس بپردازند. اسلام نه تنها، فراگیری دانش را برای آنان جائز شمرده، بلکه برآن ها لازم دانسته است. زیرا اسلام نمی خواهد زنان مسلمان، دوران زندگی خود را با غفلت و بی خبری و به دور از هرگونه ترقی و کمال، سپری کنند (صادقی و تقوی،1381: 39).
در پرتو این نهضت علمی، زنان در عرصه های دانش روزگار خویش، صاحب نقش شدند. آثار علمی که توسط بانوان پدید آمده کم نیستند. در حوزة نقل و روایت حدیث، زنان نقشی ویژه داشتند. کتبی مانند: مسند فاطمه‍‍، مسند عایشه، موسوعه امهات المؤمنین، جامع مسانید النساء از این امر پرده برمی دارد (مهریزی، 1378: 52-54).
زنان همپای مردان، از چشمة علم رسول(ص) بهره می گرفتند و حتی برخی از حضرت رسول(ص) خواستند، زمانی را به تعلیم آنان اختصاص دهد تا هجوم مردان مانع تعلیم آنان نگردد. زنان بسیاری از اصحاب پیامبر(ص) و ائمه(ع)، اهل فضل و دانش بودند. حضرت زهرا(س) در مدینه و حضرت زینب(س) در کوفه ، کلاس درس و تفسیر داشتند و به تعلیم زنان می پرداختند (گدازچیان،1386: 42).
حضرت زهرا(س) خود دارای احادیث زیبایی بودند که نشانگر جایگاه علمی ایشان بود که از زبان دیگر معصومان(ع) و بزرگان صحابی به ما رسیده است. در برخی کتب تاریخی ـ روایی از مصحف فاطمه(س) یاد شده که بعد از شهادت ایشان به دست ائمه(ع) رسیده است. حضرت زهرا(س) نه تنها به مسائل و مشکلات زنان رسیدگی می کرد و به سؤالات آنان پاسخ می داد؛ بلکه به حکم وظیفه الهی خود به سؤالات برخی از مردان و اشکالاتی که در مورد رهبری و جانشینی پس از پیامبر بوجود آمده و عده ای را دچار اشکال کرده بود، پاسخ می داد.
1. 4. بعد اقتصادی هویت زن مسلمان
1. 4. 1. حق مالکیت زن
با مطالعه در تاریخ سرنوشت تأسف بار زنان و مظلومیت آنان تا قبل از اسلام، تقریباً در تمامی جوامع بشری حتی در کشورهای پیشرفته و ملل متمدن عالم و در اندیشة صاحبان ادیان به این واقعیت تلخ دست می یابیم که هیچ ملتی صرف نظر از کیش وآیینی برای زن استقلال وجودی و ارزشی انسانی قائل نبوده است. علامه طباطبایی در این مورد می نویسد:
در میان بسیاری از اقوام و ملل، زن مورد هبه و بخشش و واگذاری به دیگران بود و یا مورد کرایه واجاره قرار می گرفت و به دیگری تسلیم می شد و هرنوع تمتع و سوء استفاده از او به عمل می آمد و فرقی نمی کرد که آن زن، دختر یا همسر مرد مالک است یا مادر و خواهر یا کسان دیگر او و رقت انگیزتر آنکه، زن حتی استقلال در حیات نداشت. وجودش طفیلی بود، زندگی و مرگ او به میل و خواست مرد بستگی داشت. گاه او را زنده زنده در آتش می سوزاندند یا در آب غرق می کردند. تا قبل از اسلام در بسیاری از جوامع بشری، نه تنها زن استقلال مالی و اقتصادی نداشت و صاحبان چنان تفکری او را اساساً انسان ندانسته و یا او را مثل صغیر، مجنون، ممنوع از تصرف در اموالش می دانستند، بلکه خود زن را نیز از مستملکات مرد به حساب می آوردند (المیزان، ج2: 395).
اما با ظهور اسلام، زن هویت اصلی خود را بازیافت و در جایگاه رفیع انسانی خویش قرار گرفت. برطبق تعالیم قرآن مالک حقیقی همة کائنات خداوند است؛ «لِلّهِ مُلْکُ السَّمواتِ وَ الْاَرْضِ وَ ما فیهِنَّ» (مائده/120)؛ «برای خداوند است ملک آسمان ها و زمین و هرچه درآن هاست». و خداوند به عنوان مالک همة هستی و از جمله انسان، با توجه به نیازها و ویژگی هایی که در او پدید آورده، حق مالکیت را به او بخشیده است.
این امر به صورت قانون کلی و عام برای همگان بیان گردیده و هیچ تفاوتی میان زن و مرد وجود ندارد. با این همه، خداوند درآیة دیگری حق مالکیت را برای زنان بیان می فرماید: «لِلرِّجالِ نَصیبٌ مِمَّا اَکْتَسَبوُا وَ لِلنِّساءِ نَصیبً مِمَّا اکْتَسَبْنَ» (نسا/32)؛ «برای مردان از آنچه [به اختیار] کسب کرده اند بهره ای است، و برای زنان [نیز] ازآنچه [به اختیار] کسب کرده اند بهره ای است». واژة «اکتساب» برای بدست آوردن مالی است که نتیجه اش متعلق به خود شخص به دست آورنده است. طبق این آیه، ثمرة تلاش و کسب زن برای خود اوست و حق تملک و تصرف اموال و دارایی هایش را در تمام دوره های زندگی اش دارد.
کلمه اکتساب به معنی به دست آوردن است؛ اما فرقی که راغب اصفهانی بین معنای کسب و اکتساب متذکر می شود، بسیار قابل توجه و دلیل برمدعاست. وی می گوید: کلمه اکتساب در به دست آوردن فایده ای استعمال می شود که انسان می خواهد خودش از آن استفاده کند و بهره برداری اختصاصی از آن نماید وکسب هم آنچه را که خود می خواهد استفاده کند شامل می شود و هم آن چیزی که برای دیگران به دست می آورد. از این رو، مفاد آیه چنین خواهد بود که هر یک از زن و مرد، آن چیزی را که به دست می آورند، خواه اختیاری باشد مانند کسب درآمد، یا غیر اختیاری مانند ارث به خودشان اختصاص دارد و حق استفاده و بهره برداری را به طور مستقل خواهند داشت. علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می گوید:
اگر مرد یا زن از راه عمل چیزی به دست می آورد، خاص خود اوست و خدای تعالی نمی خواهد به بندگان خود ستم کند. از اینجا روشن می شود که مراد از اکتساب درآیه نوعی حیازت و اختصاص دادن به خویش است، اعم از این که این اختصاص دادن به وسیله عمل اختیاری باشد نظیر اکتساب از راه صنعت و حرفه، یا به غیر عمل اختیاری، لیکن بلاخره منتهی می شود به صنعتی که داشتن آن صنعت باعث این اختصاص شده است … و معلوم است که هرکس، هر چیزی را کسب کند، از آن بهره ای خواهد داشت و هر کسی هر بهره ای دارد، به خاطر اکتسابی است که کرده است ( المیزان، ج4: 359).
یکی از مفسران با برداشت وسیع تری از این آیه، در باره آزادی زنان در اشتغال و تجارت می گوید: «خداوند درکسب و تجارت، به نسبت سعی وکوشش هرکسی از مرد و یا زن از نعم خود عطا می فرماید … آیه شریفه دلیل است که زنان هم می توانند به تجارت مشغول شوند و همچنین به نسبت سعی و تلاش خود از نعم الهی بهره مند شوند» (کاظمی، 1387: 94 به نقل از علوی حسینی موسوی، 1396 ه.ق، ج1: 352).
حق مالکیت زن را می توان از آیاتی که خداوند به طور عام دستور پرداخت زکات می دهد (بقره/227؛ مائده/55؛ حج/78) و نیز آیه ای که پرداخت زکات را از ویژگی های زنان مؤمن می داند، «وَالْمُؤمِنونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ اَوْلیاءُ بَعْضٍ یَاْمُروُنَ بِالْمَعْروفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقیموُنََ الصَّلوهَ وَ یُؤْتوُنَ الزَّکوهَ وَ یُطیعُونَ اللهَ وَ رَسوُلَهُ اوُلئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللهُ اِنَّ اللهَ عَزیزٌ حَکیمٌ» (توبه/71)؛ «مردان و زنان با ایمان ولی و یاور یکدیگرند؛ امر به معروف و نهی از منکر می کنند؛ نماز را برپا می دارند؛ و زکات را می پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت می کنند؛ بزودی خدا آنان را مورد رحمت قرار می دهد؛ خداوند توانا و حکیم است». و یا صدقه دادن را از صفات آنها می شمارد به دست آورد. زیرا اگر زن استقلال مالی و حق مالکیت نداشت، خداوند به او تکلیفی مالایطاق نمی کرد. اسلام نه تنها زن را مالک اموالش می داند، بلکه او را شایستة ادارة اموالش می شناسد و حق انعقاد عقود مالی از خرید، فروش، هبه و اجاره، وقف و رهن و … را به او داده است (جودوی و هادوی،1386: 110).
ویل دورانت، در فصل نهم از کتاب «لذات فلسفه» پس از نقل برخی نظریه های تحقیر آمیز به زن و اشاره به این که در انقلاب فرانسه با آن که سخن از آزادی زن هم بود اما در عمل تغییری رخ نداد، می نویسد: «تا حدود سال 1900 زن به سختی دارای حقی بود که مرد ناگزیر باشد از روی قانون آن را محترم بدارد» و در بارة تغییر وضع زن و علل آن می گوید:
آزادی زن از عوارض انقلاب صنعتی است … زنان کارگران ارزان تری بودند و کارفرمایان آنان را برمردان سرکش سنگین قیمت ترجیح می دادند … نخستین قدم برای آزادی مادران بزرگ ما قانون 1882 میلادی بود به موجب این قانون زنان بریتانیای کبیر از آن پس از امتیاز بی سابقه ای برخوردار می شدند و آن این که پولی را که به دست می آوردند حق داشتند برای خود نگه دارند. این قانون عالی اخلاقی را کارخانه داران مجلس عوام وضع کردند تا بتوانند زنان انگلستان را به کارخانه ها بکشانند. از آن سال تا به امسال سودجویی مقاومت ناپذیری آنان را از بندگی و جان کندن در خانه ها رهانیده، گرفتار بندگی و جان کندن در مغازه وکارخانه کرده است (میرخانی،1381: 89 ـ 88 به نقل از دورانت، 1374: 159ـ 155).
اما اسلام با طرح و تصویب حقوق اقتصادی و استقلال مالی زن، براساس آن فلسفه، زن را از قیود و بندگی مرد در خانه و مزارع و غیره رهانید و با الزام مرد به تأمین بودجة خانواده، هر نوع اجبار و الزامی را ازدوش زن برای تأمین مخارج خودش برداشت و در عین حال به او حق داد تا طبق غریزة انسانی به تحصیل ثروت و حفظ و ارزش مال و تملک و تصرف در آن بپردازد ( مطهری، 1359: 258 ـ 252).
اسلام از آغاز دعوت خویش، با تبیین سیمای حقیقی زن و زدودن غبار اوهام و خرافات، حقوق مالی فراوانی را برای زن ثابت کرد و استقلال اقتصادی وی را پذیرفت. زن نیز همانند مرد شایستگی مالکیت و ادارة اموال خود را دارد و می تواند نسبت به اموال و املاکی که از طریق کار و تلاش اقتصادی یا ارث و مهر و نفقه مالک شده است، هرگونه تصرفی از قبیل خرید و فروش، اجاره، رهن، هبه، صلح، مضاربه و قرض و … داشته باشد و نیاز به اجازه گرفتن از کسی حتی از شوهر ندارد (طاهری نیا، 1384: 66 ـ 61).
1. 4. 2. حق اشتغال زن
اشتغال و فعالیت اقتصادی زنان از منظر دین امری روا و جایز است. ‌بدیهی است که تجویز و ترخیص قرآن در رابطه با اکتساب و اشتغال مطلق است و شامل کلیة مشاغل اعم از تجاری، کشاورزی، صنعتی، هنری،‌ آموزشی، ‌خدماتی و … خواهد بود. به بیان دیگر در بسیاری از شغل ها زن و مرد حق شرکت و اشتغال داشته و دارند و مزد و اجری که می گیرند، متناسب با کارایی و بازدهی آن هاست و مالک آن هستند.
از نظرآیت الله جوادی آملی تفاوت حقیقی زن و مرد و مسئلة اشتغال آن دو هیچ گونه ارتباطی با مسئلة‌ برتری آنها ندارد. کمال انسانی و مناصب اجرایی دو موضوع جدا از هم هستند. اصل تحصیل علم و معرفت و اصل اجتهاد و فقاهت و اصل عرفان و فلسفه و…کمال است که زن و مرد درآن مساوی هستند. اما شغل ها و مناصب و فعالیت های اجتماعی، که به هیچ وجه نمی توانند نمایانگر کمال باشند، برحسب ساختار بدن و شرایط و نیاز تقسیم می شود.
متون تاریخی از فعالیت اقتصادی زنان در صدر اسلام خبر می دهد. برای نمونه؛ قیله انماری تاجر بوده و در باب داد و ستد از پیامبر(ص) راهنمایی می گرفته است. سعیره اسدی،‌ پارچه بافی داشت. خالة جابر بن عبدالله انصاری نخلداری می کرد. شفاء دخترعبدالله قرشی، خالده دخترانس انصاری و اسماء دختر عمیس، صاحب حرفه و مشاغل بوده اند و دربارة شغل شان از پیامبر(ص) اجازه گرفته بودند. کعیبه دخترسعد اسلمی خیمه ای [درمانگاه] در مسجد برپاکرده بود و به مداوای بیماران و مجروحان می پرداخت. پاره ای مانند ام صفیه خوله حصیربافی داشتند. زنانی نیز به امور احشام و دام می پرداختند.
بعضی از زنان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان قرآن کریم، حقوق و تکالیف، تعلیم و تربیت، نیروی انسانی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان امام خمینی، قرآن کریم، مشارکت سیاسی، قتل عمد