پایان نامه با کلید واژگان حقوق و دستمزد، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

وضعيت زندگي خود را منعکس مي سازند و با استفاده از شاخص هاي ذهني، اندازه گيري مي شوند. شاخص هاي ذهني ميزان رضايت مندي شهروندان را از جنبه هاي مختلف شهري به صورت کمي قابل اندازه گيري هستند، از جمله :ميزان رضايت مندي شهروندان از خدمات بهداشتي و درماني شهري، ميزان رضايت مندي از دسترسي به اشتغال، ميزان رضايت مندي از امنيت شهري و ميزان رضايت مندي از دسترسي به فضاهاي سبز شهري اشاره نمود.
مک لارن 51(1996) در اين رابطه بيان مي کند که، يک توافق عمومي براي سنجش کيفيت زندگي براي هر دو نوع مشخص از شاخص ها مناسب هستند. نوع اول: شامل شاخص هاي ذهني است که قابل اندازه گيري از حس رفاه افراد و رضايت مندي از يک جنبه خاص از زندگي است و نوع دوم : شامل شاخص
هاي عيني هستند که جنبه هاي ملموس محيط ساخته شده، محيط طبيعي و حوزه اجتماعي و اقتصادي را اندازه گيري مي کنند .
در اين رابطه نيز گري سن و يونگ 52(1994) در تعيين کيفيت زندگي ،عوامل بنيادي بايکسري از اجزاء و فرآيندها در تعامل مي باشند، آنها به يک فرآيند روان شناختي داخلي وابسته اند و احساس رضايت مندي را ايجاد مي نمايند و دوم شرايط بيروني هستند و فرآيند هاي داخلي را بر مي انگيزانند. بعد اول شامل: کيفيت زندگي شخصي، رفاه و خوشبختي ذهني و دروني يا رضايت از زندگي و بعد دوم شامل: کيفيت زندگي شهري، کيفيت اجتماعي، کيفيت مکان و کيفيت زندگي محيطي (Massam, 2002 :141).
لي53 بيان مي کند : کيفيت بايد ذهني باشد و مناسب ترين شيوه براي کشف کيفيت زندگي، پرسيدن ادراک مردم از زندگي آنهاست. وي نيز معتقد است که شاخص هاي ذهني براي اهداف برنامه ريزي وسياستگذاري نسبت به شاخص هاي عيني ارجح تر است. زيرا اين شاخص ها بازخوردهاي ارزشمندي را براي برنامه ريزان فراهم مي کند Lee.2008:1208 )).
امادرنگاهي ديگرازداس (2008)شاخص ذهني ،پايايي کمتري نسبت به شاخص عيني داشته و ناتواني اين شاخص نمايانگرعدم توانايي در نمايش وضعيت محيط زندگي مردم بوده و کيفيت عيني زندگي شرايط بيروني زندگي را به نمايش خواهد گذاشت (Das 2008: 29).
کامانگي و همکارانش نيز به مولفه هاي فيزيکي، اقتصادي و اجتماعي زندگي اشاره کرده اند و معتقدند که تعادل اين مولفه ها، کيفيت زندگي را در هر لحظه از زمان تحت تاثير قرار مي دهد (Camagni. et .al . 1998:105).
نول 54(2000) اظهار مي کند که مي توان بر حسب سطوح کيفيت زندگي در ابعاد عيني و ذهني، ماتريسي 2×2 شامل حالت هاي بهزيستي، محروميت، انطباق و ناهماهنگي را مفهوم سازي کرد (Rapley, 2003;30).
جدول(2-2)حالات مختلف کيفيت زندگي با ترکيب ابعاد عيني و ذهني
شرايط عيني زندگي
ارزيابي ذهني

خوب
بد
خوب
بهزيستي (ثروتمند شاد)
ناهماهنگي (ثروتمند ناشاد)
بد
انطباق (فقير شاد)
محروميت (فقير ناشاد)
source: Rapley, M, 2003:30
با توجه به شکل بالا اگر فردي شرايط عيني و ذهني خوبي داشته باشد در حالت “بهزيستي” است اگر هر دو شرايط بد باشد، حالت “محروميت” وجود دارد. اگر شرايط عيني خوب و شرايط ذهني بد باشد “ناهماهنگي” و درصورتي که شرايط عيني بد و شرايط ذهني خوب باشد “انطباق” است. با توجه به مطالعات انجام شده چارچوبي براي مطالعه کيفيت زندگي ارائه شده که در آن سعي به برقراري رابطه بين کيفيت زندگي و محيط زندگي شهري و روابط بين مولفه هاي مختلف در مطالعات تجربي دارد.
از مباحث بالا چنين نتيجه مي گيريم ارزيابي شاخص (کيفيت زندگي) با توجه به ابعاد مختلف بر سه حوزه اصلي تمرکز يافته است . اول بعد فردي: متغيري که اغلب تحت کنترل افراداست از قبيل: درآمد، آموزش و پرورش و خصوصيات مسکن . دوم، در نظر گرفتن حوزه شهري: عواملي که به نمايندگي از ويژگي هاي محله و تا حدي تحت کنترل دولت در سطح منطقه هستند. اين عوامل جرم و جنايت، ايمني، سيستم حمل و نقل، پارک ها و فضاي سبز و تميز کردن خيابان، در ميان ديگران است. در نهايت حوزه سوم شامل عوامل ناشي از فعل و انفعالات اجتماعي محله، ابعاد جامعه مدني بر اساس اعتماد است که توسط متغيرهايي مانند اعتماد در اندازه گيري همسايگان و به اشتراک گذاشتن فعاليت هاي تفريحي با همسايگان است.
2-10 – مدل مفهومي کيفيت زندگي
کيفيت زندگي مفهومي چندبعدي وماهيتي زيستي، اجتماعي و رواني دارد که هرفرددر تعامل مستمر با محيط خود مي باشد.اگرچه ابعاد اساسي کيفيت زندگي همراه با توانايي يا عدم توانايي براي همگان يکسان است اما کيفيت زندگي با درجات مختلف در افرادگوناگون متفاوت به نظر مي رسد .(Auh, 2005: 32)
-مدل لنگ 55″ نيازهاي انساني” : اين مدل با اقتباس از نظريه سلسله مراتب نيازهاي آبراهام مازلو، تدوين
شده است. بر اساس اين مدل مي توان کيفيت محيط شهري را بر حسب برآورده ساختن گونه هاي
مختلف نيازهاي انسان مانند: نيازهاي فيزيولوژيک، نياز به ايمني و امنيت، نياز به وابستگي واحساس تعلق، نياز به عزت و اعتماد به نفس، نياز به تحقق خويشتن و خودشکوفايي و نيازبه زيبا شناختي طبقه بندي نمود. لذا لازم است که محيط شهري ، نيازهاي متفاوت انساني را برآورده سازد(.(Lang, 1987
جدول (2-3 ):معيارها و زيرمعيارهاي كيفيت محيط از نظر مازلو
منبع: (براند فري: 1383 ، 53و52 )

-مدل اپليارد56″حالت هاي ادراك انساني” : بر اساس مدل پيشنهادي اپليارد، مي توان مؤلفه هاي گوناگون کيفيت شهري را بر اساس پاسخگويي به حالات ادراکي مختلف انسان سازمان دهي و طبقه بندي نمود..او واکنش هاي ادراکي “انسان” در برابر “محيط” را به سه حالت زير تفکيک مي کند: حالت واکنشي-عاطفي که در بر گيرنده واکنش هاي عاطفي افراد نسبت به محيط است و در اين حالت محيط به عنوان محرکي جهت برانگيختن احساسات و تداعي معاني تلقي مي گردد. حالت عملياتي که غالبا توسط افراد در زندگي روزمره مانند: تردد از مکاني به مکان ديگر جهت کار، ملاقات و … به کار گرفته مي شود و بالاخره حالت استنباطي که افراد براي حمايت از فعاليت هاي “عملياتي” و “واکنشي-عاطفي” فوق، در جستجوي کسب اطلاعات از محيط و نهايتا فهم “معني” آن هستند. در اين وضعيت، “اطلاعات استنباط شده”، موجب روشن گرديدن هويت فردي و جمعي محيط و جامعه مرتبط با آن و نهايتا حس مکان مي گردد.(Appleyard,1981)
مدل کانتر57 “مولفه هاي مکان” : درمدل مشهور “ديويد کانتر”که به مدل مکان نيزشهرت دارد؛ محيط شهري به مثابه يک مکان متشکل از سه بعد در هم تنيده کالبد ، فعاليت و تصورات است . از برآيند سه مؤ لفه فوق، هر يک از آن ها متکفل برآورده ساختن يکي از کيفيت هاي سه گانه ي کالبدي ، فعاليتي و تصوري درمحيط شهري است.
– ريم 58 ( 2000) مدلي را به عنوان عناصر اساسي کيفيت زندگي، سلامتي و محيط زندگي ارائه کرده است. در اين مدل سلامتي و سرزندگي به موازات هم و به عنوان دو بعد اصلي کيفيت زندگي در نظر گرفته شده است. در اين مدل، ترکيبي از ابعادقابل اندازه گيري فضايي ، فيزيکي و اجتماعي از محيط و درک صحيح از آنها مورد بررسي قرار مي گيرد. اين درک فقط مرتبط با ويژگي هاي عيني از محيط نيست بلکه جنبه هاي شخصي و زمينه اي را نيز دربرمي گيرد .(Kamp et al., 2003: 12-15)

نمودار) 2-1) سنجش كيفيت زندگي Kamp et al, . 2003:14
در اين مدل نمي توان به طور صحيح مشخص کرد که چگونه عناصر مختلف با هم مرتبط اند، بلکه لايه هايي از موضوعات مختلف را با هم نشان مي دهد.به همين دليل بر اساس توصيف کامپ و مدل ريم شکل(2-11) ارائه گرديد.

شکل(2-11) مدل مفهومي کيفيت زندگي
-علاوه بر مدل ارائه شده به وسيل? ريم “وينگوتو” مدلي را به نام تئوري تلفيقي کيفيت زندگي درسال2003 ارائه کرد.در مفهوم تعادل بيولوژيکي به عنوان وجهي از کيفيت زندگي، پرسش هايي دربار? بنياد نهادهاي بيولوژيکي مرتبط با انسان مطرح است. از اين ديدگاه، سلامت جسماني فرد منعکس کننده وضعيت سيستم بيولوژيکي است که در آن سلول هاي بدن نياز به اطلاعات دقيق و موشکافانه براي حفظ سلامتي دارند. در اين مدل همچنين درک پتانسيل هاي زندگي از مفاهيمِ تعيين کننده و محوريِ کيفيت زندگي است. افراد از اين پتانسيل ها براي فعاليت ها، ارتباطات اجتماعي و کار استفاده مي کنند. مفهوم نياز و تحقق آن در اين مدل جايگاه ويژه و شاخصي دارد. نيازها به طور معمول با کيفيت زندگي مرتبط اند و بديهي است هنگامي که نيازهاي افراد برآورده گردد، کيفيت زندگي نيز بالا ارزيابي مي شود. در مدل پيشنهادي وينگوتو، جنبه هاي عيني کيفيت زندگي با عوامل خارجي سروکار مي يابند. اين عوامل عبارتند از: درآمد، وضعيت ازدواج، وضعيت سلامتي و ارتباطات اجتماعي.
به طور کلي باتوجه به مدل تلفيقي کيفيت زندگي مي توان گفت که احساس رفاه و عوامل عيني عمدتاً سطحي اند، به اين علت که با توانايي افراد براي پذيرش ارزش هاي فرهنگي ارتباط دارند، در صورتي که ابعاد رضايت از زندگي و تحقق نيازها مرتبط با جنبه هاي عميق کيفيت زندگي است (Ventgoto,2003:1030- 1040 ) .

شکل (2-12) تئوري تلفيقي کيفيت زندگي ،وينگوتو: 2003
-مدل جکسونويل59 در آمريکا مدلي شناخته شده در سنجش کيفيت زندگي است که سالانه جهت پايش کيفيت زندگي مورد استفاده قرار مي گيرد .اين مدل با شاخص CVIجنبه هاي متفاوت زندگي را با مشارکت گسترده مردم در انجمن ملي جکسونويل ارزيابي وبا استفاده از دو شاخص عيني و ذهني و براي ايجاد تغييرات مثبت در شرايط زندگي شهروندان هماننديک کاتاليزور اجرا مي گردد JCCI ,1997)).
-داس60 (2008 ) چارچوب مفهومي بر اي سنجش كيفيت زندگي شهري پيشنهاد كرده كه ارتباط بين محيط و كيفيت زندگي را نشان مي دهد . اين مدل رويكردي پايين به بالا را پيشنهاد مي كند كه در آن هردو شاخص هاي عيني و ذهني براي مطالعه كيفيت كلي زندگي مورد توجه قرار گرفته اند . اين چارچوب محيط خارجي زندگي يعني بعد عيني را با ادراك افراد ازمحيط زندگيشان يعني بعد ذهني تركيب مي كند .
2-11 – نظريه ها و مکاتب تاثيرگذار برکيفيت زندگي
کيفيت زندگي شهري در جايگاه و مفهوم کنوني آن برآيند تحولات، نظريه ها و جريانات فکري متعددي است که در مجموع مي توان آنها را در چهار رويکرد يا الگوي نظري طبقه بندي نمود.
1) رفاه و عدالت اجتماعي و مکتب جغرافياي راديکال:
ديويد اسميت در سال 1994 اولين جغرافيداني بود که موضوع کيفيت زندگي، رفاه و عدالت اجتماعي رادر اثر ارزشمند خود با عنوان (جغرافيا و عدالت اجتماعي)باتوجه به شاخص هاي اجتماعي ذهني و مقايسه عيني بيان نمود.شاخصه هاي مورد تاکيد اسميت شامل: بهداشت، مسکن، خدمات عمومي، شادماني خانوادگي، تعليم و تربيت، فرصت هاي اشتغال، حقوق و دستمزد، خوراک، حق راي، اميد به زندگي، مصرف روزانه پروتئين حيواني، درصد ثبت نام در مدارس، تعداد متوسط تلفن و روزنامه و نظاير آن مي باشد (اسميت، 1381 :160-189 ).
بي ترديد مفهوم عدالت اجتماعي وابستگي مستقيمي با عدالت دولت دارد. موضوعي که با جغرافياي راديکال بوسيله ديويد هاروي 61 در کتاب پر ارزش خود (عدالت اجتماعي شهر) 1973 بيان نموده است. مفهوم عدالت اجتماعي در اين اثر ارزشمند، کمک به خير و صلاح همگاني، ملاک توزيع درآمد درتمامي نواحي، تخصيص عادلانه منابع و رفع نيازهاي اساسي مردم مي باشد.(شکويي، 1382 :141)
2) جنبش زيست بوم گرايي و مفهوم توسعه پايدار:
انتشار گزارش هشدار دهنده باشگاه رم در 1975 درباره تباهي منابع تجديد پذير طبيعت و تباهي محيط زيست به پيدايش جنبش زيست بوم گرايي، اکولوژيسم (اعتماد به دگرگوني شيوه زندگي اجتماعي و سياسي در جهت حيات پايدار و شکوفايي انسان) در سطح جهاني منجر گرديد. انتظارات و تحولات برخاسته از اين جنبش در مرحله بعد در قالب مفهوم توسعه پايدار شکل گرفت و در دهه 1980 از سوي کميسيون جهاني محيط زيست و توسعه رسماًٌ ارائه گرديد. مفهومي که در کنار شاخص هاي اقتصادي توسعه ضرورت توجه به دو شاخص فرهنگي- اجتماعي و زيست محيطي را مطرح و بر جايگاه محوري آنها در برنامه ريزي مديريت و توسعه تاکيد نمود.
3) حمايت ها و تاکيدات سازمان ها و کميسيون هاي جهاني:
همزمان با تدوين رسمي شاخص هاي اجتماعي در ايالات

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی کرامت انسان، حقوق بشر Next Entries پایان نامه با کلید واژگان سازمان ملل، شهر فشرده، اوقات فراغت