پایان نامه با کلید واژگان حقوق شهروندی، فرهنگ شهروندی، فرهنگ ایرانی

دانلود پایان نامه ارشد

تکالیف خود نسبت به سایر شهروندان جامعه آشنا شود؛ و برای کسب آن مبارزه کند. از قواعد اجتماعی پیروی کند،و منافع جمعی را بر منافع و علایق فردی ترجیح دهد. هنگامی که چنین شهروندی نسبت به اجتماع خود و امکانات عمومی احساس مسئولیت کند و در حفظ و استمرار آن کوشا باشند، و با دستگاه های اجرایی و بورکراسی حاکم بر جامعه همکاری و مشارکت نماید و از دولت و سازمان های رسمی جامعه توقع امور ناممکن را نخواهد، ودر یک رقابت سالم با سایر شهروندان، توسعه ملی و شهری خود را مد نظر داشته باشد، و رفاه و تأمین اجتماعی خود را منوط به عمل سایرین نداند، و با نژادها و اقلیت های مدنی همزیستی مسالمت آمیز داشته باشد، و فاصله اجتماعی خود را بدون طرد و تحقیر شان با آن ها حفظ کند و… تا یک شهروندفرهنگی محسوب گردد. در مقابل وظایفی که برای شهروندان یک جامعه مدنی از بعد فرهنگی اشاره کردیم، حکومت که نماینده قدرت مدنی جامعه است و شهروندان جامعه قدرت خود را به آن تفویض کرده اند وظایفی دارد.« در برابر مسئولیت ها و تکالیفی که به عهده شهروندان می باشد، حکومت و سازمان های رسمی نیز به اجرای رعایت حقوق تعریف شده در قانون اساسی جامعه برای شهروندان ملزم می باشند. بخش از این حقوق به واسطه هویت انسانی که برای شهروندان قائل هستند شکل می گیرد،و بخش دیگر این حقوق به واسطه پیمان اجتماعی در قالب قانون اساسی و قوانین موضوعه آن وضع شده در نظر گرفته می شود.هیچ حکومتی نمی تواند حتی با وضع قوانین، حقوق مدنی و سیاسی اقراد را نقض کنند،و حقوق اجتماعی آن ها که امروزه بخشی از حقوق شهروندی را تشکیل می دهد.به واسطه مالیات و عوارضی که شهروندان می پردازند، دولت را موظف به تأمین نیاز های شهروندان و امکانات رفاهی مناسب برای زندگی آن ها می کند. الزام دولت ها به رعایت این حقوق به نحوی است که امروزه از آنها به عنوان دولت رفاه یاد می شود.در حکومت هایی که مردم نه تنها در انتخاب حاکمان، بلکه در انتخاب نمایندگان شوراهای شهر و شهرداران نیز نقش دارند، مسئولیت حکومت و افراد انتخاب شده برای تأمین خواسته های مردم جدی تر و پررنگ تر است،زیرا حمایت و دوام مسئولیت آن ها بستگی به رضایت مردم دارد.به همین دلیل آنها بیش ازآنکه خود را در برابر دستگاه سیاسی و نظام اداری کشور مسئول ببینند، در برابر مردم افکار عمومی پاسخگو هستند.(لطیفی ، 1387)
2-2-10- شهروند و حقوق شهروندی
یک شهروند یک عضو رسمی یک شهر، ایالت یا کشور است. این دیدگاه، حقوق و مسئولیت‌هایی را به شهروند یاد آور میشود که در قانون پیش بینی و تدوین شده‌است. از نظر حقوقی، جامعه نیازمند وجود مقرراتی است که روابط تجاری، اموال، مالکیت، شهرسازی، سیاسی و حتی مسائل خانوادگی را در نظر گرفته و سامان دهد. ازاین رو از دید شهری موضوع حقوق شهروندی، روابط مردم شهر، حقوق و تکالیف آنان در برابر یکدیگر و اصول و هدف‌ها و وظایف و روش انجام آن است. همچنین نحوه اداره امور شهر و کیفیت نظارت بر رشد هماهنگ شهر است که می‌توان بعنوان مهمترین اصولی بدانیم که منشعب از حقوق اساسی کشور است.
در واقع حقوق شهروندی آمیخته‌ای است از وظایف و مسئولیت‌های شهروندان در قبال یکدیگر ، شهر و دولت یا قوای حاکم و مملکت و همچنین حقوق و امتیازاتی که وظیفه تامین آن حقوق بر عهدة مدیران شهری(شهرداری)، دولت یا به طور کلی قوای حاکم می‌باشد. به مجموعه این حقوق و مسئولیت‌ها ، «حقوق شهروندی» اطلاق می شود(لطیفی ، 1387).
2-2-11- شهروندی پویا
شهروندی اشاره به زندگی روزمره، فعالیتهای فردی و کسب و کار افراد اجتماع و همچنین فعالیتهای اجتماعی ایشان دارد و به طور کلی مجموعه‌ای از رفتار و اعمال افراد است. شهروندی پویا یا شهروندی فعال در واقع از این نگرش برخاسته‌است.
شهروندی از این منظر، مجموعه گسترده‌ای از فعالیت‌های فردی و اجتماعی است. فعالیتهایی که اگرچه فردی باشند اما برآیند آنها به پیشرفت وضعیت اجتماعی کمک خواهد کرد. همچنین است مشارکتهای اقتصادی، خدمات عمومی، فعالیتهای داوطلبانه و دیگر فعالیتهای اجتماعی که در بهبود وضعیت زندگی همه شهروندان موثر خواهد افتاد. در واقع این نگاه ضمن اشاره به حقوق شهروندی مدون و قانونی در نگاه کلی‌تر به رفتارهای اجتماعی و اخلاقی می‌پردازد که اجتماع از شهروندان خود انتظار دارد. دریافت این مفاهیم شهروندی نیازمند فضایی مناسب برای گفت‌وگو و مشارکت مردم با نقطه نظرات متفاوت و نظارت عمومی است(لطیفی ، 1387).
2-2-12- آموزش شهروندی
آموزش شهروندان وظيفه ظرفيت‌سازي و توانمندسازي آن‌ها را ميسر مي‌كند؛ يعني اين كه شهروندان بياموزند كه فقط نبايد اعتراض كنند بلكه فضا آماده است كه خودشان مشكل و راه برطرف كردن آن را بيابند. در يك جمع‌بندي كلي بايد گفته شود در همه كشورهاي در حال توسعه، آموزش را كليد پيشرفت فردي و عامل اصلي توسعه اقتصادي و اجتماعي در نظر بگيرند. آن چه كه مشخص است نظام آموزش در جامعه شهري در اشكال رسمي و غير رسمي به عنوان محوري‌ترين اصل با مشكلات زيادي مواجه است از جمله: عدم وجود جامعيت در آموزش، فقدان راهكارهاي جلب مشاركت شهروندي، مشخص نكردن حقوق و تكاليف، وظايف متقابل شهروندان و شهرداري كه دست‌اندركاران امر آموزش را با پراكندگي و گسيختگي اهداف و مقاصد روبه رو كرده است.
هدف اصلي از آموزش شهروندي، آماده‌سازي شهروندان براي ورود به زندگي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي است. يك جامعه پويا به شهروندان فعال متناسب با ويژگي‌هاي فرهنگي و ارزشي خود نياز دارد. آموزش شهروندي عملاً به عنوان وسيله‌اي براي پرورش احساس تعلق به جامعه و داشتن هدفي در زندگي مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
آموزش شهروندی به طور غیر رسمی در خانه یا محل کار یا کارگاه‌های آموزشی و یا به طور رسمی به صورت سرفصل درسی مجزا در مدارس و حتی مدارس ابتدایی و یا به صورت رشته تحصیلی دانشگاهی در واقع به شهروندان می‌آموزد که چگونه یک شهروند فعال، آگاه و مسئولیت‌ پذیر باشند. در واقع مبنای این آموزشها پرورش یک شهروند نمونه یا شهروند خوب یا ارائه یک الگوی شهروندی نیست بلکه به آنان می‌آموزد که چگونه تصمیمات خود را با توجه به مسئولیت‌هایشان در قبال اجتماع و زندگی فردی خود اتخاذ نمایند.
تربیت شهروندی، یکی از فروع شهروندی است که باتوجه به تحولات سریع اجتماعی، فن‌آوری و سیاسی دوران معاصر، ازجمله دلمشغولی‌های برنامه‌ریزان و سیاستگذاران تعلیم و تربیت کشورهای جهان به شمار می‌آید.در کشورهای توسعه یافته مفاهیم شهروندی از دوران کودکی تا نوجوانی آموزش داده می‌شود و دولت نیز آموزش‌های لازم را در اختیار والدین و معلمان قرار می‌دهد. در انگلیس از سال ۲۰۰۲ میلادی ، آموزش شهروندی و آشنایی با آن به طور رسمی در برنامه درسی مدارس از سنین ۱۱ تا ۱۶ سالگی قرار گرفت. اهداف این آموزش‌ها به طور عمومي موارد ذیل است:
آشنایی با حقوق و مسئولیت‌های شهروندی
بحث و بررسی درباره سرفصلها و موضوعات مهم شهروندی
فهم و شناخت جامعه و آشنایی با فعالیتهای اجتماعی
مشارکت فعال در یک برنامه اجتماعی یا گروهی
حقوق مصرف کننده
امروزه به دليل تنوع نيازها و تخصصي شدن مشاغل ، افراد يك خانواده براي تامين حداقل مايحتاج مصرفي خود نيازمند استفاده از كالاها و خدمات عرضه شده توسط ديگران هستند . از اينرو نياز به كالاهاي مصرفي و خدمات يك نياز ضروري و اجتناب ناپذير است كه هرگونه اختلال در توليد و توزيع آنها مي تواند جامعه و مديريت آن را به چالش بكشاند و علاوه بر زيان هاي مادي صدمات و زيانهاي معنوي را نيز متوجه مصرف كننده نمايد (لطیفی ، 1387) .
2-2-13- فرهنگ شهروندی و فرهنگ ایرانی
واژه شهروندی به عنوان مفهوم خاص دنیای مدرن است،در زبان فارسی اصلاح شهروند به “ساکنان”، ” اهل” ” مقیم” ،”تبعه”، ” رعیت” معنا خواهد داد.در واقع همانطور که در سطور قبل بیان کردیم، پسوند ” وند” در اصطلاح شهروند نشانگر نوعی مالکیت و حاکی از اهمیت ساکنان و اهالی یک شهر به عنوان صاحب و مالک شهر است.
در فرهنگ ایرانی برای نوع مالکیت ارزش خاصی می توان یافت : اول: اینکه شهروند به معنای این است که مردم مال آن شهر هستند و شهر به مدیران و مسئولین اجرایی آن شهر تعلق ندارد، که هر گونه برنامه ریزی خاص با هرگونه نگرش و بینش فرهنگی و سیاسی در جهت منافع خود بکنند.که این مسئله کاملاً در ایران در تمام نقاط شهری جامعه با توجه به نگرش های حاکم بر شهر و بدون توجه به نیاز ها و خواسته های شهروندان در جهت تقویت منافع حزبی و شخصی شکل می گیرد. در واقع فرهنگ شهروندی و هویت شهروندی در درون شهر های ایران ناشی از فضای سیاسی جامعه و بدون توجه به پارامتر های فرهنگی و اجتماعی فرهنگ ریشه دار ایرانی صورت می گیرد. دوم: اینکه مالکیت امری قراردادی نیست بلکه با اسکان شخص در شهر، مالکیت شهری یا همان شهروند بودن شخص به آن شهر تحقق می یابد. در حال حاضر با توجه تنوع قومیتی که در ایران وجود دارد هر فردی ساکن شهری می گردد. ابتدا مدیریت شهری از وی انتظار دارد که فرد وظایف خود را نسبت به نهاد های شهری به نحو احسن پاسخ دهد، اما نهاد های شهری چنین وظیفه ای برای پاسخگویی به خواسته ها و نیاز های شهروندان در خود احساس نمی کند، و به رعایت حقوق شهروندان بسیار سطحی پایبند است، و به نوعی در فرهنگ شهروندی خواستار برقراری تعامل یکسویه از سوی شهروندان در جهت منافع و بقای خود می باشد، و جوابگویی مشکلات و نیازهای شهروندان نیست، مدیران شهری این نکته را در ذهن خود نهادینه نکرده است که وظیفه آنان “خدمات رسانی و پاسخگویی به نیاز ها و مشکلات شهروندان است.” سوم: اینکه مالکیت برای شهروندان یک جامعه شهری این حق را ایجاد می کند که شهروندان حق دارند که مطابق قراردادی که بین یکدیگر دارند؛در جهت امور شهری خویش چون دخالت و تصمیم گیری نمایند و مدیران شهری نیز مجریان تصمیمات مردم هستند، نه رؤسا و سرپرستانی که مردم موظف به اجرای اوامر آنان باشند. در حال حاضر در ساختار مدیریت شهری ایران مردم در شکل گیری و برنامه ریزی های اجتماعی و فرهنگی برای پویاترکردن شهرهایشان و حل مشکلاتشان هیچ گونه مشارکتی ندارند و حتی نمایندگان آنان در شوراهای شهری و اعضای شورایاری های محلات بدون نگرش کافی و به صورت مقطعی قوانین و برنامه ریزی هایی را برای برون رفت از مشکلات شهری انجام داده اند و بعد از مدتی آن قوانین و برنامه ها که پیامد ها و مشکلاتی داشته را ابطال کرده و قواعدی جدید برای شهر در نظر می گیرند و شهروندان جامعه را به عنوان موجودی آزمایشگاهی در آزمایشگاه بزرگ شهری مورد بررسی قرار می دهند. بیشتر این اعضاء و ساختار مدیریتی در شهر ها به جای تأمل بر مسائل و مشکلات شهروندان واجرای راه حل های مفید و مستمر برای کاهش پیامد های شهری، به دنبال حزب زدگی سیاسی و جانشین کردن روابط به جای ضوابط برای آشنایان و دوستان خود، و در اختیار داشتن پست ها و مقام های اجرایی در مدیریت شهری می باشند.
در واقع غنای فرهنگ ایرانی در زمینه شهروندی از یک بار معنوی ویژه بر خوردارست، که اثبات آن هریک نفی دیگــری را سبب نمی شود.
برای نمونه واژه “اهل” در فرهنـگ ایرانی حاکی از سنــخیت( هویت) شهروند با محل فرهنگ زندگی اش دارد .در واقع این مفهوم به سنخیت مشترک انسان با فضاء و محیط زندگی اشاره می کند؛ و این ارتباط هم به تجلیات ارزشی انسان که در کالبد فرهنگ شهرش وجود دارد، برمی گردد، این مسئله هم مشتمل بر تأثیرات محیط بر تحولات فرهنگ شهــروندی زندگی انسان، و هم اینکه بیانگر فرهنگ و روش زیستی است که عده ای بنام ( اهالی شهر) برگزیده اند؛ و بر اساس آن نه تنها کالبد محیط و شهر خود را که فراتر از آن، فضای معنوی و روحی زندگی و روابط اعضای جامعه شهری خود را با یکدیگر نیز شکل می بخشند، و قانونمند می نمایند. برای شهروندان ایرانی فرهنگ شهروندی با ابزار هایی چون “تاریخ، فرهنگ، زبان، آرمان های مشترک و روابط اعضای آن شهر،” قانونمندی خاصی را نیز بر زندگی و روابط آن شهر حاکم کرده است.
واژه ” ساکن” نیز حکایت از روابط روانی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان فرهنگ شهروندی، انجمن های داوطلبانه، تعهدات شهروندی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان فرهنگ شهروندی، تقسیمات کشوری، فرهنگ ایرانی