پایان نامه با کلید واژگان حجرالاسود

دانلود پایان نامه ارشد

مکه چادر نشينان را به خود جذب کرد. دامداري و بيابانگردي را رها کردند، و به شهر رو آوردند و در خدمت اين طبقه مرفه و مالدار. ديري نپاييد که در مکه دو واحد اجتماعي مشخص پديد شد. اقليت ثروتمندي که به هيچ چيز جز افزودن سرمايه نمي انديشيد و اکثريت ستمکش که بايد براي اين دسته کار کند و در مقابل صرف نيروي جسمي خود، مزدي اندک دريافت دارد. وضع اجتماعي در شهر مکه مقارن ظهور اسلام به صورتي درآمده بود که براي انفجار آمادگي داشت. قريش رياست شهر را در دست گرفتند و بدليل آن که خانه کعبه را تحت نظارت خود در آورده بودند، امتيازي به دست آورده بودند، اما اين امتياز جنبه ديني و معنوي نداشت و اگر رنگ پرستش به خود گرفته بود، باري از حقيقت تهي مي بود. آنان خداي بزرگ را فراموش کرده و بت را ابزار مقصدهاي خود کرده بودند. فطرت انساني که بر يکتاپرستي است مغلوب هواي شيطاني شده، ستمکاري جاري عدالت انساني را گرفته، نه ديني که ستمکار را به راه راست بکشاند، و نه نيروي که به ياري ستمديدگان آيد. وقت آن رسيده بود که دستي از غيب برون آيد و کاري بکند. (شهيدي، 1362، ص37)

4-2. مکه در ادوار گذشته
منطقه مكه از قديم الايام در مسير كاروانيان راه يمن و شام بود ولى تاريخ جغرافيايى و آبادانى اش با اسكان حضرت هاجر و حضرت اسماعيل (ع) در آن شروع مى شود. آن زمان كه حضرت ابراهيم پيامبر عظيم الشأن (ع) زن و فرزند خود را به امر الهى در بيابان غير ذى ذرع و بى آب ساكن ساخت، به اراده الهى چشمه آبى زير پاى كودك حضرت هاجر (ع) جوشيد و با پيدايش آب زمزم، قوم جرهم (از قبايل يمنى) كه در حدود مكه بسر مى بردند در اين نقطه اقامت گزيدند و آن گاه كه كعبه به دست تواناى پيامبر گرانقدر حضرت ابراهيم (ع) و با كمك فرزندش حضرت اسماعيل (ع) بنا گرديد.
مكه از جهت تشريفات مذهبى و از جهت امور بازرگانى ارزش و اعتبار يافت. و اما مكه شهرى كه پايگاه توحيد قرار داده شده اهميت حياتى و جهانى اش را با ظهور پيامبر اسلام آغاز نمود. با تولد اسلام، مكه جايگاه توحيد ابراهيمى خود را كه در سير زمان فراموش شده بود دوباره بدست آورد. در ابتدا كفار و مشركين با آزار و قصد قتل پيامبر اسلام (ص) سبب شدند كه حضرت بعد از سيزدهمين سال بعثت در شب ربيع الاول به امر الهى مكه را ترك گويد و به مدينه مهاجرت فرمايد. تا اين كه حضرت در دهم رمضان سال هشتم هجرى با سپاهى متشكل از ده هزار مسلمان از مدينه عازم مكه گرديدند و بعد از ده روز به مكه رسيدند و در ناحيه ذى طوى سپاه را چهار قسمت كردند كه هر كدام از جهتى روانه شهر گشتند. مكيان تاب مقاومت در خود نديدند و به پيشتاز شتافتند. مكه بدون خونريزى فتح گرديد و حضرت برمكيان رحمت آورد و آزادشان ساخت. مكه از قيد كفر آزاد گرديد و پايگاه توحيد گشت. (مسائلي، 1392، ص 188)
5-2.کوههاي اطراف مکه
مكه در ميان دره واقع شده و اطراف آن را كوه هايى چند دربرگرفته است، به طورى كه تنها چند راه خروجى به سمت يمن، درياى سرخ و شام در آن وجود دارد. مهمترين كوه هاى مكه عبارتند از:
* ابوقبيس، با ارتفاع 420 متر كه در شرق مسجدالحرام واقع است. در حال حاضر قصر ملك بر بالاى آن بنا شده و بخشى از آن در فضاى باز جلوى مسعى افتاده و در واقع، بخشى از كوه از جاى برداشته شده است. اين كوه را به دليل همسايگى با كعبه، از كوه هاى مقدس دانسته اند. همچنين گفته اند كه در جريان طوفان نوح، امانت دار حجرالاسود بوده است. كوه صفا كه سرآغاز و مبدأ سعى است، در دامنه اين كوه واقع شده است.
* قُعَيْقعان يا جبل هندى، با ارتفاع 430 متر در غرب مكه است. فاصله اين دو كوه، حد قديم مكه است. از دوران هاى دور، در اطراف و بر فراز اين كوه، بناهاى مسكونى مى ساخته اند.
* جبل النور يا حِرا با ارتفاع 634 متر در شمال شرق مكه است و اولين آيات قرآنى در آن جا بر رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل شد.
* ثور، با ارتفاع 759 متر در جنوب بر سرپاست؛ جايى كه پيامبر (ص) به هنگام هجرت در آن جا مخفى شد
* خَنْدمه، در پشت كوه ابوقبيس است
* عُمَر، كه در غرب مكه واقع است.
* ثبير، در شرق مكه است.
وادى ابراهيم در ميان كوه هاى مكه واقع شده و يك وادى نسبتا طولانى است كه مسجدالحرام در ميانه آن قرار گرفته و در واقع، مسير و مَسيلى است كه آب بارانِ قسمت بالاى مكه يا مَعْلاة، از سمت حَجون به پايين را به مَسْفله در اين سوى مسجدالحرام، به سمت اَجْياد منتقل مى كرده است. (جعفريان،1389، ص 37)
6-2. دره هاى اطراف مكه
دره هاى مكه عبارت است از: “شعب حجون” و “شعب دار مال اللّه” و “شعب البطاطين” و “شعب فلق ابن الزبير” و “شعب ابن عامر” و “شعب الجوف” و “شعب الخوز” و “شعب أذاخر” و “شعب خط” و “شعب الصفا” و “شعب الرزازين” و “شعب الجبيريين” و “شعب الجوف” و “شعب الجزارين” و “شعب زقاق النار” و “شعب جبل تفّاحه” و “شعب حجاج” و “شعب العطارين” (دره عطاران) و “شعب جياد الكبير” و “شعب جياد الصغير” و “شعب النفر” و “شعب ثور و خيام عنقود” و “شعب يرنى” و ” شعب على” و “شعب ثنية المدنيين” و “شعب حمام”( ياقوت الحموي، 1380، ص 94)
تجارت قريش
کمبود شديد آب در جزيرة العرب از مهم‏ترين عوامل شکل دهنده به شيوه زندگي و فعاليت‏هاي اقتصادي عرب‏ها بود. کشاورزي جز در مناطق محدود وجود نداشت. شتر عنصر مهم زندگي عرب‏ها و همدم آنان بود. در مواردي گوسفنداني هم نگهداري مي‏شد. بدين ترتيب عرب، دامداري محدودي را برگزيده بود تا بتواند چند روزي در منطقه‏اي به سر برد. نتيجه اين امر، عدم رشد شهر نشيني و به طور طبيعي عدم رشد حرفه و صنعت در آن جامعه شده بود. (جعفريان،1389، ص 23)
سرزمين مکه فاقد توليد بود. نه زمين قابل کشتي داشت و نه کالا و فرآورده‏هايي که خود مصرف کنند و به ديگران عرضه نمايند. از اين رو ساکنان مکه به کار تجارت و سوداگري اشتغال داشتند و زندگي خود را با وارد ساختن نيازمندي هاي خويش از خارج تأمين مي‏نمودند. وجود مکه و تقدسي که در ميان قبايل عرب جاهلي داشت، و منطقه حرم که جايگاه امني بود و آمد و رفت قبائل عرب از نقاط مختلف عرب‏نشين به مکه چه براي پرستش بت‏هاي خود و چه به منظور شرکت در مراسم سالانه حج که در ماه رجب و ذي الحجه انجام مي‏گرفت، زمينه خوبي براي تجارت و مبادلات تجاري آن ها بود. تجارت حجاز تقريبا در اختيار مردم قريش يعني مردم مکه و اشراف طائف بود. تجارت قريش با فلسطين و سوريه (شامات) در شمال، و با يمن در جنوب بود، و گاهي تجّار از راه دريا به حبشه، و از راه نجد به حيره (عراق) تا مداين پايتخت ايران ساساني مي رفتند، و شايد به داخل ايران هم آمد و رفت مي‏کردند. حتي با روم و مصر و هند هم رابطه تجاري داشتند. (علي دواني، 1389، ص40)
تجّار مکه تابستان ها را به شمال مي‏رفتند که آب و هوايي خوش داشت و زمستان ها که هوا سرد بود، راهي جنوب مي‏شدند. خداوند زندگي آن ها را بدين گونه تأمين مي‏کرد و در قرآن مجيد در سوره قريش از آن خبر مي دهد.
بازرگانان قريش در سفرهاي تجاري خود از بيابان‏هاي هولناک و مخوف مي‏گذشتند، و صدها فرسخ راه را مي‏پيمودند. بيابان‏ها و دشت‏هاي سوزان و بهت‏انگيزي که در همه جاي آن سکوت مطلق حکمفرما بود. نه راهي، نه آبي و درختي، و نه آبادي و نشانه‏اي.
تجّار مکه در سفرهاي تجاري خود، از وجود اعراب بدوي که به خوبي از راه‏هاي صحرا و منازل ميان راه آگاه بودند، براي راهنمايي و حمايت کاروان‏هاي خود استفاده مي‏کردند. معروف‏ترين اين بازارهاي فصلي، “سوق عُکاظ‏” بود که پيغمبر (ص) نيز در ايام جواني، در آن شرکت داشته است. عرب ها در ماه ذي‏القعده در بازار عُکاظ گرد مي‏آمدند و اقدام به بيان افتخارات خود و ايراد شعر و خطابه و شناسايي و شناساندن خود مي‏پرداختند. پيغمبر اکرم (ص) نيز در اين بازار حضور مي يافت. (يعقوبي، 1378، جلد 1، ص 314 ؛ علي دواني، 1389، ص30)
مي‏توان گفت اهل مکه عموماً تاجر بودند و از اين راه ثروت زيادي به دست مي‏آوردند. از اين گذشته چون مردم مکه سالي يکبار از زوّار کعبه و قبائل مختلف که براي انجام مراسم حج مي‏آمدند، پذيرائي مي‏نمودند، از اين راه نيز، سود سرشاري عايد قريش مي‏شد. مبادلات تجاري آن ها طلا، نقره، پوست، چرم، ادويه، عطر، صمغ، سنا، يعني محصولات يمن و هند و حبشه بود، و از شام و مصر و فلسطين نيز کتان، ابريشم، اسلحه، غله، زيتون، و روغن زيتون و غيره مي‏آوردند.
تجارت و ثروت اندوزي قريش با ربا خواري توأم بود. ثروتمندان عرب گذشته ازسودي که از تجارت مي‏بردند، سود حاصل از ربا نيز بر درآمد سرشار آن ها مي‏افزود. ربا را نوعي بيع و خريد و فروش مي‏دانستند. اين معنا موجب گرديد که اسلام از همان آغاز کار به جنگ رباخواران برود، تا آن جا که قرآن رباخواري را در حکم جنگ با خدا دانسته است. آنجا که مي فرمايد: “فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِّنَ اللَّهِ وَ رَسولِهِ‏” (بقره، 279)؛ بدانيد به جنگ با خدا و فرستاده وى، برخاسته‏ايد. “وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبَوا” (بقره، 275)؛ و حال آن که خدا داد و ستد را حلال و ربا را حرام گردانيده است.
عربستان محيطي مناسب براي گسترش اسلام
مى‏دانيم که اسلام در شبه‏ جزيره‏ى عربستان ظهور کرد. در همان زمان مناطق ديگرى نيز در عالم وجود داشت که داراى توانمندى و ثبات بيش‏ترى نسبت به آن‏جا بود، پس چرا مکه مهد اين دين بزرگ، تعيين گرديد و چرا شبه جزيره‏ى عربستان براى ظهور اسلام شايسته‏ترين محيط شناخته شد؟ “واللَّه اعلم حيث يجعل رسالته”. بايد گفت: در اين‏جا اِشکالى متوجه اين سؤال مى‏شود و آن اين‏که ما در پى علت‏يابى حقيقتى شکل يافته در حال، هستيم؛ بدين معنا که اگر اسلام در مکانى ديگر نيز ظهور کرده بود باز در پى تفسير و تعليل آن مى‏رفتيم. چنين اشکالى سبب گشودن باب مقايسه بين واقعيت و خيال است؛ مقايسه‏اى که هرگز به واقعيت ثابت تاريخى منجر نمى‏شود؛ چرا که رخدادها و وقايع، موادى نيستند که بتوانيم آن ها را مجدداً در کارگاه تاريخ وارد کنيم و آن ها را کم و زياد کرده و يا تغيير دهيم تا بتوانيم پيامدهاى آن را دريابيم.- چنان‏که در علوم تجربى عمل مى‏کنند.- در حقيقت ما بدون اين‏که وقايع گذشته‏ را ايجاد کنيم، آن ها را تفسير و توجيه مى‏نماييم.
با اين حال مناسبات ويژه‏اي که در جزيرة العرب در بعد اجتماعي و سياسي ميان مردم وجود داشت، از جهاتي مي‏توانست ناخواسته محيط را براي توسعه اسلام آماده سازد، اين مطلب را مي‏توان در چند نکته توضيح داد:
1. وضعيت سياسي جزيرة العرب عبارت از زندگي قبايل مختلفي بود که تحت سلطه هيچ گونه حاکميت سياسي واحدي نبودند. هر قبيله براي خود حاکميت مستقل از ساير قبايل داشت به طوري که مي‏توان حکومت آنان را نوعي “ملوک الطوايفي” دانست. از اين رو قدرت آن ها پراکنده و فاقد رهبري واحد بود، اين وضعيت سبب شد تا مانع عمده‏اي که در اين اعصار به نام “امپراطور” يا “شاه” يا “قدرت مرکزي” در برابر نهضت هاي مردمي وجود داشته و دارد، در جزيرة العرب وجود نداشته باشد، در تاريخ شاهديم که اين قدرت هاي مسلط با ايجاد زنجيره قدرت در همه نقاط تحت سلطه، مي توانند هر حرکتي را زير نظر داشته باشند. اما در آن دوران جزيرة العرب از اين خطر بر کنار بود، قبايل مختلف حاکميت هاي مستقل از هم داشتند و ميان آنان درگيري ها و رقابت هايي براي گرفتن امتياز جريان داشت.
اسلام در حالي گسترش يافت که از نظر سياسي در منطقه خود فقط با قدرت “قريش” رو در رو بود. قريش نيز به طوايف چندي تقسيم شده و تنها گروه خاصي از آن ها در برابر رسول خدا(ص) قرار داشتند. دکتر جواد علي تأکيد دارد که هيچ گونه حکومت مرکزي در مکه وجود نداشت، بلکه حکومت از آن سران و متنفذان بود که بر پايه وجاهت و شرافت خود در ميان مردم مطاع بودند. (علي جواد، ج 4،ص 48) اختلافات موجود در اين وضعيت سياسي در مکه، به سود دعوت آن حضرت بود، زيرا درست به دليل وجود اين شرايط سرايت اسلام به قبايل ديگر با مشکل مواجه نمي‏شد. مدينه هم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان رسول خدا (ص)، محل سکونت Next Entries پایان نامه با کلید واژگان نهج البلاغه، رسول خدا (ص)، منطقه آزاد