پایان نامه با کلید واژگان حجرالاسود، سنگ نوشته

دانلود پایان نامه ارشد

مى خواست به او تبريک بگويد، مى گفت: “هنيئا لک النافجة” يعنى اين مايه افزايش ثروت، تو را گوارا باد. کنايه از اين که بعداً اين دختر را شوهر مى دهى و مهر دريافت مى دارد. (مطهري، ص 239)
يکى ديگر (مطهري، ص 141) از آن رسوم اين بود که مردى با زنى ازدواج مى کرد و براى او احياناً مهر سنگينى قرار مى داد، اما همين که از او سير مى شد و هواى تجديد عروسى به سرش مى زد زن بيچاره را متهم مى کرد به فحشا و حيثيت او را لکه دار مى کرد و چنين وانمود مى کرد که اين زن از اول شايستگى همسرى مرا نداشته و ازدواج بايد فسخ شود و من مهرى که داده ام بايد پس بگيرم. قرآن کريم اين رسم را نيز منسوخ کرد و جلو آن را گرفت.
قرآن کريم (مطهري، ص 141) هر رسمى که موجب تضييع مهر زنان مى شد منسوخ کرد، از آن جمله اين که وقتى که مردى نسبت به زنش دل سرد و بى ميل مى شد او را در مضيقه و شکنجه قرار مى داد، هدفش اين بود که با تحت شکنجه قرار دادن او، او را به طلاق راضى کند و تمام يا قسمتى از آن چه به عنوان مهر به او داده از او پس بگيرد. قرآن کريم فرمود: “وَ لا تَعْضلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا ءَاتَيْتُمُوهُنَ‏”(سوره نساء، 19)؛ زنان را به خاطر اين که چيزى از آن ها بگيريد و قسمتى از مهرى که به آن ها داده ايد جبران کنيد تحت مضيقه و شکنجه قرار ندهيد!
4- نکاح شِغار
نکاح “شِغار” يکى ديگر از مظاهر اختياردارى مطلق پدران نسبت به دختران بود. نکاح شغار يعنى معاوضه کردن دختران به اين نحو (مطهري، 239) که مردى به مرد ديگر مى گفت که من دختر يا خواهرم را به عقد تو در مى آورم که در عوض دختر يا خواهر تو زن من باشد و او هم قبول مى کرد، به اين ترتيب هر يک از دو دختر مهر ديگرى به شمار مى رفت و به پدر يا برادر ديگرى تعلق مى گرفت، اين نوع نکاح را نکاح “شِغار” مى ناميدند. اسلام اين رسم را منسوخ کرد، پيغمبر اکرم (ص) فرمود: “لا شغار فى الاسلام” (مجلسي، 1404، ج 103 ص370)؛ در اسلام معاوضه دختر يا خواهر ممنوع است.
5- کار کردن داماد براى پدر زن
اسلام، آيين کار کردن داماد براى پدر زن را که طبق گفته جامعه شناسان در دوره هايى وجود داشته که هنوز ثروت قابل مبادله اى در کار نبوده منسوخ کرد. (مطهري، ص 240) داستان موسى و شعيب که در قرآن کريم آمده است از وجود چنين رسمى حکايت مى کند.
6 – ارث زوجيت
در زمان جاهليت رسوم ديگرى نيز بود که عملاً موجب محروم بودن زن از مهر مى شد: يکى از آن ها رسم ارث زوجيت بود: اگر کسى مى مرد وارثان او از قبيل فرزندان و برادران همان طورى که ثروت او را به ارث مى بردند همسرى زن او را نيز به ارث مى بردند پس از مردن شخص: پسر يا برادر ميت حق همسرى ميت را باقى مى پنداشت و خود را مختار مى دانست که زن او را به ديگرى تزويج کند و مهر را خودش بگيرد ويا او را بدون مهر به همسري خود بگيرند. اين رسم (مطهري، ص 241) نيز منحصر به اعراب نبوده در قوانين قديم هندى و ژاپنى و رومى و يونانى و ايرانى تبعيض هاى ناروا در مسأله ارث زياد وجود داشته است.
قرآن کريم ارث زوجيت را منسوخ کرد. فرمود: “يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا لا يحِلُّ لَکُمْ أَن تَرِثُوا النِّساءَ کَرْها” (نساء، 19)؛ اى مردمى که به پيغمبر و قرآن ايمان داريد بايد بدانيد که براى شما روا نيست که زنان مورثان خود را به ارث ببريد، در حالى که خود آن زنان ميل ندارند که همسر شما باشند. قرآن کريم در آيه ديگر به طور کلى ازدواج با زن پدر را قدغن کرد هر چند به صورت ارث نباشد و بخواهند آزادانه با هم ازدواج کنند. فرمود: “وَ لا تَنکِحُوا مَا نَکَحَ ءَابَاؤُکم مِّنَ النِّساءِ” (نسائ، 22) با زنان پدران خود ازدواج نکنيد.
7-2. چگونگي بوجود آمدن خانه کعبه
در صفحات قبل بطور فشرده اشاره کرديم که ابراهيم(ع) بعد از ويران شدن خانه خدا، دوباره آن را ساخت. و همچنين اشاره کرديم: که اين خانه مقدّس قبل از ابراهيم(ع) و حتّي دو هزار سال قبل از آدم ابوالبشر، وجود داشته، و مردم گرداگرد آن طواف مي کرده اند. و اکنون طبق وعده اي که از قبل داده بوديم شرح بيشتري در اين زمينه تقديم مي شود:
کيفيت ساختماني خانه خدا، همانطور که حضرت ابراهيم(ع) ساخته بود، تا مدّت زماني باقي ماند تا اينکه پس از گذشت زمان (طبق نقل کتاب الفقه علي المذاهب الخمسة) قصّي بن کلاب جدّ پنجم پيامبر اسلام(ص) آن را تجديد بنا کرد.
اين بناء نيز همچنان ادامه داشت، تا عمر شريف پيامبر(ص) به 35 سال رسيد، که ناگهان در همان سال سيل عظيمي مکّه مکرمه را محاصره کرد، بطوري که ديوارهاي بيت را فرا گرفت و ويراني هايي نيز به وجود آورد. سپس قريش مکه، آن را تجديد بنا کردند، و آنگاه که ديوار خانه تقريباً به اندازه قامت انسان رسيد، و شرايط براي نصب حجرالاسود مهيّا شد، قبايل عرب براي نصب آن، دچار اختلاف شديدي شدند، زيرا هر کدام، دوست داشتند اين افتخار نصيب آنان شود. به هر حال آنقدر اختلافات بالا گرفت که نزديک بود هر لحظه آتش جنگ در ميان آنان شعله ور شود وليکن با داوري صحيح و عقل و درايت پيامبر اسلام(ص) اين مشکل بخوبي حلّ شد.
1-7-2.حل مشکل:
پيامبر اکرم(ص) لباس خود را روي زمين پهن کرد و سنگ را با دست خويش روي آن قرار داد، و سپس فرمود: بزرگتر هر قبيله، قسمتي از اين لباس را بگيرد، همگان دستور پيامبر را اطاعت نموده و سنگ را تا برابر مکان تعيين شده، براي نصب، حمل کردند، و آنگاه پيامبر(ص) با دست مبارک خود، سنگ را در مکان مخصوص قرار داد. اين وضع همچنان باقي بود تا زماني که يزيدبن معاويه به حکومت رسيد، يزيد در زمان حکومتش با عبداللّه بن زبير درگيري شديدي پيدا کرد، که در نتيجه طبق دستور وي از روي کوههاي مکّه، با منجنيق خانه خدا را سنگباران کردند. مورخين نوشته اند در اين حمله ده هزار سنگ به خانه خدا اصابت، و آن را ويران کرد. ولي ابن زبير پس از فرو نشستن آتش جنگ، خانه کعبه را به همان شکلي که در سابق بود ساخت و اطراف آن را به وسيله چوب هايي حصار کشي کرد. باز به گواهي تاريخ خانه خدا مدّت زماني به همين شکل باقي بود تا زماني که حکومت به عبدالملک مروان رسيد، در ايّام خلافت وي، حجاج بن يوسف ثقفي ابن زبير را محاصره کرد و به قتل رساند. وليکن قتل ابن زبير به سادگي صورت نگرفت، زيرا حَجاج هم مانند يزيد، خانه خدا را سنگباران و مقداري از آن را خراب کرد و نهايتاً ابن زبير را کشت و سپس خود حجاج، مقدار ويران شده از خانه کعبه را، دوباره درست کرد، وليکن ديوار کعبه را تغيير داد و درب غربي را هم، که يکي از ابواب بيت بود، مسدود کرده و سرانجام ساختمان خانه خدا، توسط حجاج همچنان تا سال 1040 هجري باقي بود، تا آنکه باران شديدي، با دانه هاي درشت، باريدن گرفت و صدمه فراواني به ديوارهاي خانه خدا زد. در اين هنگام مسلمين جهان از اقصي نقاط دنيا، براي تعمير خانه خدا، متفق شدند و خانه امن را بدين شکل که الان موجود است، تعمير کردند.
8-2. چگونگي به وجود آمدن مسجدالحرام و اهميّت آن
تاريخ نويسان معتقدند مسجدالحرام داراي سابقه طولاني تاريخي است و همين مسأله موجب تأسيس شهر مکّه شده است. لذا در سال 17 هجري به خاطر نياز شديد، آن را توسعه دادند؛ يعني از همه اطراف ديوارهاي کوتاهي به دور آن کشيدند.
در سال 979 هجري و در زمان حکومت سلطان سليم دوّم، بناهاي اطراف آن تجديد و در زمان فرزندش سلطان مراد، کامل شد.
ولي اين مساحت نيز هرگز جوابگوي جمعيّت زيادي که براي زيارت، به خانه خدا مي آمدند، نبود. و لذا در سال 1375 هجري يعني در اوائل حکومت آل سعود، بار ديگر اطراف مسجد توسعه يافت و مساحت آن از 29127 متر به 160168 متر رسيد و اخيراً نيز مجدداً مسجد را توسعه داده اند.
بهر حال هر چه در توسعه و ساختمان مجدّد بيت اللّه، اتفاق افتاده باشد، تأثيري در واقعيّت اين مهبط وحي ندارد و در واقع مسجدالحرام همان جايي است که اولين نداي توحيد از حلقوم پاک پيامبر اسلام(ص) بلند شد که: “يا ايّهاالناس قولوا لا الهَ اِلاّ اللّه تفلحوا”( جناتي، 1383، صفحه 37) آري اين نقطه مقدس از سرزمين وحي، اثر شگرفي در بر انگيختن روح علم و معرفت و هدايت مردم به توحيد و نابودي شرک و الحاد، دارد.
9-2. جايگاه کعبه نزد ملت ها
1-9-2. اعراب
پيش از ظهور اسلام، خانه خدا نزد اعراب ارج و منزلتي رفيع داشت و براي عرب هيچ معبدي همانند كعبه داراي عظمت و منزلت نبود؛ زيرا آن را خانه خدا مي دانستند. (وجدى، ج 8، ص 146.)
و از هر سو به زيارت آن مي آمدند و آن را بناي ابراهيم خليل(ع) مي دانستند. حج جزو دين عرب بود كه با عامل توارث در بين آن ها باقي مانده بود. (طباطبائى، 1362، ج 3، ص 559 ذيل آيه 96ـ97 آل عمران) حتي مي گويند كعبه پيش از اسلام، در طول 27 قرن نزد اعراب داراي جايگاهي رفيع بوده است. (رشيدرضا، 1366، ج 10، ص 421.)
از جمله شواهد بر اين مسئله، قرار دادن بت هاي بزرگ در كعبه بوده است. (حسن ابراهيم، 1362، ج 1، ص 47.) در واقع، چون كعبه براي اعراب داراي ارزش و منزلتي رفيع بوده، بت هاي بزرگ خود را در آن قرار مي دادند و با تعظيم كعبه، آن بت ها را نيز تعظيم مي كردند.
2-9-2. ايرانيان
كعبه در نزد اقوام مختلف ايراني داراي ارج و منزلتي خاص بود و اسلاف ايرانيان (فُرس) براي زيارت كعبه و طواف آن عازم سرزمين حجاز مي شدند و براي كعبه هدايا مي فرستادند.
براي نمونه، ساسان فرزند بابك اردشير حج بجا آورد و آب زمزم را مزمزه كرد. حتي گويند به خاطر همين، چاه زمزم به “زمزم” معروف گشته است. (ياقوت الحموى، 1380، ج 4، ص 529.)
همچنين در تاريخ آمده است كه ايرانيان هداياي نفيسي براي كعبه مي فرستادند. مثلاً ساسان بن بابك دو غزال از طلا و شمشيرهايي از جواهر و طلاجات زيادي براي كعبه فرستاد.( مسعودى،1962 ، ج 1، ص 241.)
شايد دليل تعظيم و احترام حج توسط ايرانيان بدين خاطر باشد كه بعضي از ايرانيان گمان مي كردند روح هرمز در كعبه حلول كرده و شايد به همين دليل طواف و حج آن را بجا مي آوردند.( امينى، 1362، ص 58)
3-9-2. يمني ها
يمني ها مانند ساير مللي كه با سرزمين حجاز در ارتباط بودند، براي كعبه اهميت و ارزش خاصي قايل بودند و براي انجام مراسم حج بدان سرزمين مسافرت مي كردند.(سحاب، 1992، ص 308.) در تأييد اين مسئله نيز مي توان گفت:
الف. در سنگ نوشته هايي كه در مسجدالحرام ديده شده است، به نوشته هايي برمي خوريم كه نشانگر اين است كه قبايل يمني در ايام جاهلي حج بجا مي آوردند و ارتباط آنان با مكه بسيار وثيق بوده است. فكتور سحاب چنين نقل مي كند: “ان الفا كهي لاحظ كتابة علي الحجرالاسود فدونها رسماً و كانت فيها حروف من ابجدية عربية جنوبية قال كستر انهاحميرية و انها تدل علي ان القبائل اليمنيه كانت تحج مكه في الجاهلية و ان العلاقات بين مكة و اليمنين كانت وثيقة.”(سحاب، 1992، ص 177)
ب. مسئله پوشش كعبه، كه يك سنت ديرينه مي باشد، به اسعد ابوكرب كه از اهالي تبع از قبائل يمن مي باشد برمي گردد.( امينى، 1362، ص 60ـ58) و اين امر خود گواه بر ارج و منزلت كعبه نزد آنان است.
ج. شواهدي وجود دارد كه طلسي ها، كه بين حمس و حلّه زندگي مي كردند، براي زيارت به مكه مي آمدند. يكي از محققان چنين آورده: “تتحدث المصادر الاسلامية العربية عن منزلة الطلس و هولاء هم سائر اهل اليمن و اهل حضر موت و عك و عجيب و اياد بن نزار… و كان الطلس في قول ابن حبيب” (بغدادى، 1361، ص 181ـ179)
4-9-2. روميان
نزد روميان نيز كعبه داراي قداست و منزلتي خاص بوده است. فاكهي در كتاب اخبار مكه به نقل از يكي از اسراي مسلمان، كه در سرزمين روم اسير بود، چنين مي نويسد: مرا نزد پادشاه بردند، او از من پرسيد: از كدام شهري؟ پاسخ دادم از شهر مكه هستم. گفت: آيا “هزمه جبرئيل” را مي شناسي؟ گفتم آري.
پرسيد: آيا “بره” را مي شناسي؟ پاسخ دادم: آري. گفت: آيا نام ديگري براي آن به ياد داري؟ گفتم: آري، امروز به زمزم شهره است. اين اسير مسلمان مي افزايد: آن گاه پادشاه از بركت زمزم سخن گفت و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان نهج البلاغه، زنان و دختران، رسول خدا (ص) Next Entries پایان نامه با کلید واژگان شهر اصفهان، حجرالاسود