پایان نامه با کلید واژگان جهان اسلام، قبض و بسط

دانلود پایان نامه ارشد

مدافعان علم ديني را كساني مي‌داند كه «از سر جهالت دل خود را به آن خوش مي‌دارند و به دليل ندانستن سابقه تاريخي آن مي‌خواهند يك حادثه‌اي امتحان داده‌ي تعيين تكليف شده را بي جهت احضار و تجديد حيات كنند، بدون اين كه واقعاً اميدي به تجديد حيات آن باشد.»158
دكتر سروش گريزي هم به سابقه ديني كردن علم در جهان اسلام مي‌زند و با استناد به كتاب اسلام و علم نوشته كودلو، فيزيكدان پاكستاني، مي‌نويسد:
«… ايشان [آقاي كودلو] اين‌جا از فيزيكدان‌هايي نام مي‌برد كه كنفرانس مفصّلي را در پاكستان تدارك ديدند و دعوت جهاني كردند و خودشان هم راجع به معجزات علمي قرآن در آن‌جا سخن گفتند و بعد هم دايره بحث را به اسلامي كردن فيزيك و ساير علوم كشاندند. مسأله اندازه‌گيري درجه‌ي حرارت جهنّم يكي از مسائلي بوده است كه ايشان آورده و كساني به منزله اسلامي كردن علم دنبال اين كار را گرفته‌اند. به دست آوردن تركيب شيميايي جن‌ها كه ساختمانشان از چه ساخته شده است نيز، يكي از مسائل آن دستور بوده است. مسأله‌ي ديگري كه ايشان در اين‌جا ذكر كرده است اين است كه پاره‌اي از فيزيكدان‌ها پيشنهاد كرده‌اند حالا كه جن از جنس آتش است و آتش هم انرژي است، بنابراين شايد بتوانيم يك راهي بيابيم كه از انرژي جن‌ها استفاده كنيم و پاره‌اي از كمبودهاي انرژي را از اين طريق جبران كنيم.»159
دكتر سروش به استناد به اين شواهد تاريخي گويا نتيجه مي‌گيرند كه ايده علم ديني و مكتبي پديده‌اي است كه نتيجه و ثمره‌اي در پي نداشته و ميراث فرسوده‌اي است كه روزگاري امتحان خود را داده و نمره خوبي نياورده است و تيزبينان در اين آزمون حاصلي و فايده‌اي نمي‌بينند و آن را سقف زدن بر تفكر و در فقس نهادن مرغ خرد مي‌شمارند.160
نقد و سنجش
در ارزيابي و سنجش اين انتقاد دكتر سروش بر ايده علم ديني مي‌توان گفت با فرض قبول بي نتيجه و تلخ بودن تمامي تجربيات صورت گرفته براي توليد علم ديني در گذشته، براي آن‌كه بتوان با استناد به اين شواهد تاريخي به نتيجه موردنظر ايشان رسيد، بايد دو مسأله روشن گردد.161
الف) كدام قرائت از علم ديني در تاريخ آزمون خود را پس داده و نمره خوبي كسب نكرده است؟
ب) آيا تمامي طرفداران علم ديني در ايران و جهان اسلام در حال حاضر همان قرائت را دنبال مي‌كنند؟
به ادّعا و گزارش دكتر سروش قرائتي از علم ديني در گذشته با تجربه‌هاي تلخ و ناموفّقي روبرو بوده است؛ وقتي قرائتي از علم ديني كه به دنبال تعيين درجه حرارت جهنّم و يا تركيب شيميايي اجنّه است، نمره خوبي كسب نكرده، نمي‌توان نتيجه گرفت هر قرائت و تلاش ديگري در عرصه علم ديني، تلاشي از سر جهالت و ندانستن سابقه تاريخي موضوع و منجر به شكست خواهد بود. آيا تمامی باورمندان به علم ديني در عصر حاضر همان قرائت ناكام و مردود از علم ديني را دنبال مي‌كنند و در طول اين چند دهه در ايران و جهان اسلام هيچ قرائت ديگري عرضه نشده است؟ در حال حاضر در ايران شاهد قرائت‌هاي متفاوت و متنوّعي از علم ديني هستيم، از جمله قرائت دكتر خسرو باقري، ديدگاه دكتر حسين بستان و نيز مدل پاد كه هيچ كدام شباهتي و سنخيتي با مباحثي چون تعيين درجه حرارت جهنّم و تركيب شيميايي اجنّه ندارند. علاوه بر اين مي‌توان به نظريه پردازي‌هايي بر مبناي علم ديني اشاره كرد كه كارايي خود را در مقام عمل نشان داده و در عرصه بين المللي شناخته شده‌اند. براي مثال مي‌توان از نظريه توحيد درماني دكتر سيد محمّد محسن جلالي تهرانی نام برد كه براساس باورهاي اسلامي شكل گرفته است.162
بنابراين به صرف اين‌كه قرائتي يا قرائت‌هايي از علم ديني در گذشته با شكست مواجه شدند و نمره خوبي كسب نكردند، نمي‌توان نتيجه گرفت تمام كساني كه درباره علم ديني مي‌انديشند، افرادي هستند كه «از سر جهالت دل خود را به آن خوش مي‌دارند و به دليل ندانستن سابقه تاريخي آن مي‌خواهند، يك حادثه‌ي امتحان داده‌ي تعيين تكليف شده را بي جهت احضار و تجديد حيات كنند، بدون اين‌كه واقعاً اميدي به تجديد حيات آن باشد.»163 البته اين انتقاد شديد و راديكال دكتر سروش كه مربوط به دهه 70 است بعدها و در اواخر دهه 80 به نرمي و تعادل و متانت گراييد.164
5. علم ديني ممكن امّا نامطلوب!
دكتر سروش در ادامه فراز و فرودهايي كه انديشه او درباره علم ديني شاهد آن است، در اواخر دهه 70 در مصاحبه‌اي ابراز مي‌دارد، اگرچه علم اسلامي به معناي علمي كه پرسش‌ها و پيش فرض‌هايش متأثر از اسلام و ذهنيّت اسلامي است امري ممكن است، امّا مطلوبيّت ندارد؛ زيرا اثبات چنين علمي، راه اثبات رقباي بسياري را باز مي‌كند. به باور او «پيش فرض صحيح، ايراني و غير ايراني، اسلامي و غير اسلامي، ديني و غير ديني، شرقي و غربي ندارد، ولي در عالم واقع غربي‌ها يك پيش فرض را صحيح مي‌پندارند، شرقي‌ها يك پيش فرض را، اهل اسلام يك پيش دارند و غير اسلامي‌ها هم يك پيش فرض. لذا علم اسلامي چيزي است كه هم پرسش‌هايش و هم پيش فرض‌هايش، تأثير پذيرفته از اسلاميت و ذهنيّت ديني و اسلامي باشد. منتها اين علم اسلامي بدين شيوه و اين محتوا كه گفتم اگر امكان وجودش اثبات شود راه اثبات امكان وجود رقباي بسيار زيادي ديگري را هم باز مي‌كند، يعني در آن صورت ما علم تركي، علم رشتي، علم ايراني، علم چيني و … خواهيم داشت.»165
او در ادامه توصيه مي‌كند: «اگر پيش فرض‌هاي ناصوابي هست ما بايد به دنبال اصلاح و تصحيح‌شان باشيم، يعني اگر به فرض، علم اسلامي و غير اسلامي و ايراني و غير ايراني وجود داشته باشد، هدف عالمان و دانشمندان بايد كنار گذاشتن آن‌ها به نفع يك علم ايده‌آلي باشد كه اسلامي و غير اسلامي، غربي و شرقي بر نمي‌دارد. لذا در عين قبول اين‌كه علم اسلامي به طوري كه گفتم امكان دارد، امّا مطلوبيت ندارد و لذا ما نمي‌توانيم توجيه كنيم كه به طرف پديد آوردن علم اسلامي برويم كه متضمن خطاست …».166
نقد و سنجش
دكتر سروش در دهه 60 با پذيرش مبناي تفكيك مقام گردآوري از مقام داوري نيز و اين مطلب كه علوم در مقام گردآوري متّكي به جهان بيني و ارزش‌هاي عالِم هستند، بر امكان و مطلوبيت قرائتي از علم ديني تأكيد مي‌كند؛ آن قرائت آن بود كه دين مي‌تواند در ايجاد سؤالات و ارائه پيش فرض‌هاي لازم، تأثير گذار باشد167. ايشان در اوايل دهه 70 با وجود انتقاداتي كه به جريان اسلامي كردن علم در جهان اسلام دارند، به نظر مي‌رسد هنوز مخالف و منكر اين قرائت حدّاقلي از علم ديني نيستند و گاهي تصريح مي‌كنند «مي‌توانيم علم اسلامي و مكتبي داشته باشيم؛ ولي علم مكتبي البته داوري‌اش عام و روش‌هايش هم جهاني و همه جايي است.»168 امّا در اواخر همين دهه در مصاحبه مذكور به صراحت اين قرائت از علم ديني را ممكن ولي نامطلوب مي‌دانند.
برخي از نويسندگان169 بر اين باورند تحولاتي كه در آرای دين شناسي دكتر سروش پديد آمد موجب گرديد ايشان همان معناي حداقلي از علم ديني را هم نامطلوب معرفي كنند. ايشان در ابتدا معرفت ديني را امري ممكن و معتبر مي‌دانست و متافيزيك موجود در فلسفه اسلامي را قوي ارزيابي مي‌كرد.170 با طرح نظريه قبض و بسط تئوريك شريعت، اگرچه ثبات و قداست متون ديني را مي‌پذيرد، امّا معرفت ديني را امري متأثر از ساير معارف غير ديني و تحولات زمانه قلمداد مي‌كند.171 تحولات در آرای دين شناسي دكتر سروش به همين جا ختم نمي‌شود؛ او با طرح نظريه «بسط تجربه نبوي» و نيز با سخنراني «تشيّع و چالش مردم سالاري»172 و خصوصاً مصاحبه با خبرنگار هلندي،173 تأملاتي بي باكانه درباره تلقّي رایج و مشهور از وحي و عصمت معصومين (عليهم السّلام) مطرح مي‌كند. او در كتاب بسط تجربه نبوي متن وحي را متأثر از فرهنگ زمانه پيامبر (صلّي الله عليه و آله) معرفي مي‌كند.174 به نظر اين نويسنده در چنين فضايي طبيعي است كه دكتر سروش تأثير دين بر علم حتّي در مقام پيش فرض‌ها را، امر نامطلوبي ارزيابي خواهد كرد.175
پس از اين گزارش مختصر درباره سير تحوّل ديدگاه ايشان در باب علم ديني، به نقد و سنجش ادّعاي نامطلوب بودن علم ديني مي‌پردازيم. ايشان معتقدند پيش فرض صحيح، اسلامي و غير اسلامي، ديني و غير ديني، شرقي و غربي ندارد. به نظر مي‌رسد در اين باره حق با ايشان است امّا بايد توجّه داشت اين مطلب مربوط به مقام ثبوت و نفس الأمر است و ارتباطي به مقام اثبات و تحقق خارجي علوم ندارد. در مقام اثبات و تحقق خارجي همان‌طور كه خودشان نيز مي‌پذيرند «غربي‌ها يك پيش فرض را صحيح مي‌پندارند، شرقي‌ها يك پيش فرض را، اهل اسلام يك پيش فرض دارند و غير اسلامي‌ها يك پيش فرض». به نظر مي‌رسد در ادامه وقتي ايشان توصيه مي‌كند علم اسلامي و غير اسلامي را بايد به نفع يك علم ايده آل كه «اسلامي و غير اسلامي، غربي و شرقي بر نمي‌دارد» كنار گذاشت، ميان مقام ثبوت و نفس الأمر و مقام اثبات و تحقق خارجي، خلطي صورت مي‌گيرد. به تعبير خودشان «اگر از چشم خدا به اين عالم نظر كنيم-كه چيزي بر او مخفي نيست و تمام موضوعات و تعاريف بر او مكشوف است و خطا بر علم او راه ندارد- و اقعاً علوم، علوم‌اند و صبغه‌ي اسلامي و غير اسلامي نمي‌توانند به خود بگيرند»176 امّا گويا ايشان از خاطر مي‌برند كه «چون ما، علم الهي نداريم و موجوداتي تاريخي هستيم و حقايق بر ما هميشه آن چنان كه هستند آشكار نمي‌شود، در علممان خطا بسيار است. ما با ظن‌ و تقريب و گمان رفته رفته به واقعيات نزديك مي‌شويم؛ خود ما تاريخي هستيم، پس علم و معرفت ما نيز مشمول تاريخيت است.»177 بنابراين سخن گفتن از يك علم ايده آل كه «اسلامي و غير اسلامي، غربي و شرقي بر نمي‌دارد» مربوط به مقام ثبوت و نفس الأمر است و ربطي به مقام اثبات و تحقق خارجي ندارد لذا نمي‌توان درباره آن توصيه و سفارشی كرد.
ايشان در ادامه ابراز مي‌دارد اگر امكان وجود علم اسلامي اثبات شود، راه اثبات امكان وجود رقباي بسياري مانند علم تركي، علم رشتي، علم ايراني و علم چيني و مانند آن را باز مي‌كند. روشن است كه قياس علم اسلامي به علم تركي و علم رشتي و امثال آن قياس مع الفارق و مطلبي غیر دقیق ‌است. مدافعان علم ديني و اسلامي به پشتوانه مباني جهاني شناختي، معرفت شناختي، انسان شناختي و ارزش‌هاي ديني‌اي كه اسلام در قالب قرآن و سنت در اختيار آن‌ها قرار مي‌دهد از مقوله علم ديني و اسلامي سخن مي‌گويند و آيا چنين مباني‌اي در علم تركي و علم رشتي وجود دارد؟
مضاف بر آن به فرض اين‌كه اثبات امكان وجود علم دينی، راه را بر رقباي ديگر باز كند، وجود اين رقبا چه مانعي بر سر راه علم ديني ايجاد خواهد كرد؟ و مگر اكنون رقيب مهمّي به نام علوم انساني غربي با مباني و ارزش‌هاي خاص خودش، وجود ندارد؟ اساساً ايده علم ديني به دليل تعارض علوم انساني غربي با برخي بينش‌ها و ارزش‌هاي اسلامي و ديني طرح و پيگيري شد. بنابراين وجود رقيب يا ظهور رقباي ديگر نمي‌تواند دليل نامطلوب بودن علم ديني و اسلامي باشد.
درباره اين مطلب كه «ما نمي‌توانيم توجيه كنيم كه به طرف پديد آوردن علم اسلامي برويم كه متضمّن خطاست» لازم است معناي وقوع خطا در علم اسلامي روشن گردد. اگر منظور اين است كه «چون ما علم الهي نداريم و موجوداتي تاريخي هستيم و حقايق بر ما هميشه آن چنان كه هستند آشكار نمي‌شود»178 بايد توجه داشت كه وقوع چنين خطايي اقتضاي مقام اثبات و تحقق خارجي علوم است. چنين خطاهايي در علوم نقلي و اصيل اسلامي مانند تفسير و فقه ممكن است واقع شده يا واقع شود چه برسد به علوم انساني اسلامي؛ چنين خطاهايي در همه علوم از جمله علوم انساني غربي نيز واقع شده و مي‌شود و هيچ فيلسوف علمي، علوم را به دليل وقوع چنين خطاهايي نامطلوب ندانسته است. بنابراين وقوع چنين خطاهايي در علم اسلامي مانند ساير علوم، اجتناب ناپذير است و دليل بر نامطلوب بودن آن نيست. امّا اگر منظور از اين‌كه علم اسلامي متضمّن خطاست اين باشد كه پيش فرض‌هاي آن ناصواب است چنانكه سياق گفته‌ي ايشان چنين معنايي را القا مي‌كند، بايد پرسيد چه دليلي بر صحيح و صواب بودن پيش فرض‌هاي علوم انساني غربي وجود دارد؟ و آيا ايشان درباره علوم انساني غربي هم اين‌گونه حكم مي‌كنند؟
به نظر مي‌رسد بحث و گفتگو درباره علم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان ديني، مكتبي، دكتر، پديد Next Entries پایان نامه با کلید واژگان جهان اسلام، معرفت دینی