پایان نامه با کلید واژگان جامعه اسلامی، فلسفه علم

دانلود پایان نامه ارشد

سر آموز‌ه‌ها و باورهايي خواهد آمد كه ادّعا مي‌شد، كمك كار ظهور و بروز نظريه‌هاي علمي بوده است.»275
ايشان در ادامه درباره امكان فناوري بومي و ديني مي‌نويسد:
«در مورد تكنولوژي … مي‌توان از وابستگي به ظرف‌ها و زمينه‌ها و نيز از تأثير نظام‌هاي ارزشي و جنبه‌هاي فرهنگي و هنري سنّتي سخن گفت. به عنوان مثال، صنايع دستي كشورهاي مختلف، در همان حال كه براي رفع نيازهاي كنش‌گراني كه در زيست بوم‌هاي معيّن و در دوران معيّني مي‌زيند، بوجود آمده‌اند، امّا مي‌توانند حامل ارزش‌هاي خاص فرهنگي يا ديني اين كنش‌گران نيز باشند، چنان‌كه مي‌توان اين نكته را در سبك‌هاي معماري كه در نقاط مختلف به كار گرفته شده نيز مشاهده كرد.»276
نقد و سنجش
مقدمه و ايراد نخست همان‌گونه كه قبلاً اشاره شد مبتني بر تعريف پوپري از علم مي‌باشد كه علم، حدس‌ها و فرض‌هايي قلمداد شده، كه با محك تجربه يا تحليل نظري تقويت مي‌گردد. اگر مدافعان علم ديني در اين تعريف خدشه كنند و تعريف ديگري از علم را بپذيرند و يا مباحث فلسفه علم غربي را نيز مانند علوم انساني موجود، داخل در محل نزاع بدانند، ديگر ايراد نخست متوجّه آنان نخواهد بود.
علاوه بر اين به فرض اين‌كه تعريف پوپري از علم را بپذيريم ايراد و انتقاد نخست، تنها در حوزه علوم طبيعي و زيستي ممكن است متوجّه مدافعان علم ديني گردد. بدين بيان كه به دليل فراوان نبودن گزاره‌هاي متون ديني در حوزه علوم طبيعي و زيستي (اگر اين نظر را بپذيريم)، جستجو كردن منبع الهام و اكتشاف در آموزه‌هاي ديني، شايد با ايراد مذكور يعني عدم رشد معرفت، مواجه گردد. امّا همان‌گونه كه در اين نوشتار بارها بر آن تأكيد شد، محل نزاع و اهتمام غالب موافقان علم ديني در ايران، توليد علوم انساني اسلامي است. در خصوص علوم انساني به دليل وجود آموزه‌ها و گزاره‌هاي فراوانِ مربوط به اين حوزه در متون ديني، حتّي در صورت منحصر كردن منبع الهام و كشف در آموزه‌هاي ديني، مي‌توان از توليد و رشد علوم انساني اسلامي سخن گفت.
در باره ايراد دوم ( كه از سوي آقاي ملكيان نيز مطرح شده بود) مي‌توان گفت درست است كه طبق برخي قرائت‌هاي علم ديني، فرضيه‌ي ساخته شده با استفاده از آموزه‌هاي ديني، در نهايت بايد از آزمون معيارهاي ارزيابي، سربلند بيرون آيد ولي معقول است كه اين فرضيه و امثال آن به اعتبار منشأ ديني آن‌ها، متصف به ديني بودن گردد. درباره فرضيه‌هايي كه محتواي آن‌ها علاوه برمنشأ آن‌ها، ديني است مانند علوم اسلامي اصيل، شدّت اتصاف به ديني بودن بيشتر و در خصوص فرضيه مورد بحث، ميزان و شدّت اين اتصاف كمتر است امّا به هرحال نمي‌توان منكر اتصاف اين فرضيه و امثال آن به صفت ديني بودن شد.
در خصوص ايراد سوم – يعني به فرض آن‌كه آموزه‌هاي ديني بتوانند در شكل دادن به محتواي نظريه‌هاي علمي مؤثر باشند، با توجه به آن‌كه همه نظريه‌ها و فرضيه‌ها علمي، بر ساخته‌هايي استعجالي هستند كه دير يا زود در مصاف با نقّادي تجربي يا تحليلي بايد جاي خود را به فرضيه‌هايي جامع‌تر بدهند، بايد توجه داشت كه ابطال اين نظريه‌ها، متون ديني و حتّي اصل دين را با چالش و مخاطره مواجه خواهد كرد- گفته شده «دينداران با تفكيك دو حوزه متن ديني و فهم بشري از متن ديني، مشكلي كه اين چنين براي [دكتر] پايا دشوار جلوه كرده است را حل كرده‌اند.»277 به عنوان نمونه دكتر خسرو باقري، در پاسخ اين ايراد تصريح مي‌كنند كه فرضيه‌هاي ما كه ملهم از ايده‌هاي ديني‌اند، به آزمون گرفته مي‌شود نه ايده‌هاي ديني.278 همچنين طراحان مدل پاد با متفطّن بودن به اين مسأله، در بیان يكي از مباني ديدگاه‌ خود مي‌نويسند:
«اصل دين و متون ديني متحقق الصدور، ثابت است. امّا از آنجايي كه علوم اكتسابي بشر عادي و غير معصوم، به لحاظ معرفت شناختي، محدود و خطا پذير بوده و به نحو تدريجي حاصل مي‌شود، از اين رو فهم بشر از دين و متون ديني در معرض تحول و تغيير است.»279
3. علم ديني و حوزه علوم انساني و اجتماعي
دكتر پايا پس از بحث درباره امتناع علم ديني و امكان فناوري ديني و بومي به صورت كلّي، به بحث از امكان توليد برخي علوم انساني و اجتماعي ديني و بومي مي‌پردازند. او معتقد است علوم اجتماعي و برخي علوم انساني، بر خلاف علوم طبيعي و زيستي داراي دو وجه هستند: از جهتي علم محسوب مي‌گردند و از جنبه‌اي فناوري. او با توجه به همين ماهيّت دوگانه علوم اجتماعي و برخي علوم انساني و نيز حساسيّت فناوري به ظرف و زمينه و فرهنگ و نظام ارزشي، از امكان توليد علوم اجتماعي و برخي علوم انسانيِ دینی و بومي از جنبه فناوري بودن آن‌ها، سخن مي‌گويد.
دكتر پايا در توضيح اين مطلب مهم مي‌نويسد: «علوم اجتماعي (و بعضاً علوم انساني) بر خلاف علوم طبيعي و زيستي واجد دو وجه هستند؛ از جنبه‌اي “علم” به شمار مي‌آيند و از جنبه‌اي ديگر “فناوري”. در حوزه علوم اجتماعي (و بعضاً علوم انساني) يكي از اهداف محقّقان آن است كه به شناخت قوانين حاكم بر رفتارهاي كنش‌گران انساني دست يابند … كشف قانون مربوط به چگونگي رفتار آدميان در عين حال، اين امكان را پديد مي‌آورد كه از آن به منظور پيش بيني رفتارهاي آتي و نيز كنترل آن‌ها بهره گرفته شود. پيش بيني و كنترل، چنان‌كه اشاره شد، در زمره اهداف تكنولوژي‌ها هستند … در زمره ويژگي‌هاي تكنولوژي‌ها، حساسيّت آن‌ها به ظرف و زمينه، مورد تأكيد قرار گرفت … از آن‌جا كه جوامع مختلف به واسطه برخورداري از فرهنگ‌ها و نظام‌هاي ارزشي متفاوت و تجربه‌هاي زيسته متنوع و نيز حضور در جغرافياهاي غير يكسان، با هم تفاوت‌هايي دارند، تا آن‌جا كه به تنظيم روابط ميان آنان و اعمال كنترل مناسب بر اين روابط مربوط مي‌شود، مي‌توان و بايد از تكنولوژي‌هاي بومي (و يا ديني، بسته به موقعيّت نظام‌هاي ارزشي) بهره گرفت.» از همين رو ایشان سخن گفتن از يك مدل مديريت جوامع اسلامي تحت عنوان “دموكراسي اسلامي” را معنادار می‌داند و معتقد است این مدل مي‌تواند (به شرط كار آمدي) در جهت پیشرفت جامعه اسلامی و شكوفايي ظرفيت‌ها، نقش مؤثري ايفا كند.280
ايشان در خصوص تكنولوژي متأثر از نظام ارزشي، اين‌گونه مثال مي‌زند:
«در برخي از شهرستان‌هاي ايران، مثلاً سنندج، بر روي درهاي چوبي خانه‌هاي قديمي دو نوع كوبه به چشم مي‌خورد: يك نوع مفتول شكل و به صورت يك مستطيل دراز و ديگري به صورت يك حلقه (يا سه چهارم يك حلقه). صدايي كه از اولي بر مي‌خيزد، بم است و صداي دومي زير. اهل خانه با شنيدن اين دو صداي متفاوت، در مي‌يابند كه مراجعه كننده مرد است يا زن و بر همين اساس كسي كه براي بازكردن در مي‌رود، به تناسب صدا گزين مي‌شود. اين نوع تكنولوژي صرفا مي‌تواند در فرهنگي كه متأثر از يك فرهنگ ديني يا ارزش‌هاي معيني است كه در آن بر رعايت عدم اختلاط نامحرم‌ها تأكيد مي‌شود، بوجود آيد.»281
دكتر پايا معتقد است حتّي تكنولوژي‌هاي وارداتي مي‌توانند رنگ و صبغه‌ی بومي به خود گيرند. او به عنوان يك نمونه عالي در اين خصوص به قانون مدني ايران اشاره مي‌كند «كه اصول اوليه آن از قوانين مدني فرانسه در اوايل قرن بيستم ترجمه شد، امّا به همّت قضات و مجتهدان ايراني، اين قوانين با موازين برگرفته از فقه شيعه كه يك تكنولوژي بومي با عمري به درازاي صدها282 قرن بود، تركيب شدند و به اين ترتيب محصول نهايي، تكنولوژي نرمي شد كه به اعتراف همه دست اندركاران موفق‌ترين مجموعه قوانيني است كه در ايران مدرن به كار گرفت شده است.»283
او ضمن تأكيد بر اين مطلب كه در قرن بيست و يكم، اهمّيت فناوري‌هاي نرم در كنار توجه به فناوري‌هاي سخت، به تدريج آشكارتر شده است، مي‌نويسد:
«فناوري‌هاي نرم به اعتبار آن‌كه ارتباط گسترده‌تري با سپهرهاي معنايي آدميان دارند، نسبت به ارزش‌هاي رايج در زیست بوم‌ها حساس‌ترند. در حوزه اين قبيل فناوري‌ها، كوشش براي ايجاد فناوري‌هاي بومي (يا ديني، بسته به نظام‌هاي ارزشي مورد توجّه جوامع) از اهمّيت بيشتري برخوردار مي‌شود.»284
نقد و سنجش
درباره اين قسمت از مباحث دكتر پايا، برخي از نويسندگان و محقّقان حوزه علم ديني، ابراز داشته‌اند: «آنچه اكثر فعّالين در حوزه توليد علوم اجتماعي و انساني بومي و ديني در ايران، بر مبناي طبقه بندي و نام‌گذاري علوم و رشته‌هاي دانشگاهي در پي آن هستند، همان چيزي است كه [دكتر] پايا با بهره‌گيري از تحليل‌هاي فلسفي، آن را تكنولوژي بومي و ديني مي‌داند و از امكان آن دفاع كند.»285 همچنين برخي ديگر از مدافعان علم ديني در اين خصوص مي‌نويسند: «اصل اين مطلب كه تكنولوژي بومي يا ديني مي‌توان داشت، اگرچه به نوعي مي‌تواند مورد قبول واقع شود، امّا به نظر مي‌رسد كه تصوير تكنولوژي بومي يا ديني مبتني بر امكان و تصوير علم ديني يا بومي است؛ زيرا همواره فناوري بر آمده از مباني معرفتي، هستي شناختي و علم شناختي خاص خود است و جدا سازي اين دو ساحت به لحاظ ثبوتي از هم امكان ناپذير نيست.»286
بر هرحال صرف نظر از اين‌كه فناوري بومي و ديني مورد تأكيد دكتر پايا، همان علوم انساني اسلامي مورد نظر موافقان باشد يا خير و نيز اين‌كه امكان اين فناوري مبتني بر امكان و تصوير علم ديني يا بومي است يا خير، اصل اين مسأله يعني تفكيك علم از فناوري و نيز ماهيّت دوگانه و دو وجهي علوم اجتماعي و برخي علوم انساني، شایسته است، مورد توجه موافقان و مدافعان علم ديني قرار گيرد. اگر آنگونه كه دكتر پايا باور دارند، علوم اجتماعي و برخي علوم انساني از جنبه‌اي علم از جنبه ديگر فناوري به شمار آيند و مقصود موافقان از علوم انساني اسلامي، جنبه فناوري اين علوم باشد، بوضوح بسياري از مباحث فلسفه‌ی علم خصوصاً ديدگا‌ه‌هاي فيلسوفان رئاليست عقل گرا و نقّاد، با انديشه توليد علوم انساني اسلامي تعارضی ندارد بلكه از آن حمايت مي‌كند و محملي براي آن محسوب مي‌گردد. بايد پذيرفت مباحث دكتر پايا درباره علم ديني برخي مسائل مهم و تأثيرگذار را در برابر ديدگان موافقان علم ديني قرار مي‌دهد كه شايسته است مورد توجّه جدّي قرار گيرد.
در پايان اين قسمت تذكر اين نكته خالي از فايده نيست كه اگر دكتر پايا در بحث ماهيت دوگانه علوم اجتماعي و برخي علوم انساني به استقصاي دقیق اين علوم مي‌پرداختند و براي هركدام مثال‌هاي كاربردي از جنبه فناوري بودن آن ذكر مي‌كردند، بحث مذكور روشن‌تر و قابل قبول‌تر مي‌نمود. مثال‌هايي كه ايشان ذكر كردند ارتباطي به علوم اجتماعي و برخي علوم انساني كه محل بحث است، ندارد.
4. نقد استدلال‌هاي مدافعان علم ديني
دكتر پايا در انتهاي مقاله مذكور به اجمال به نقد و ارزيابي استدلال‌هاي برخي از مدافعان علم ديني در ايران مي‌پردازد.
الف) نقد ديدگاه آقاي رياحي و همكاران
ايشان ابتدا ديدگاه آقاي رياحي و همكاران درباره معناي علم ديني را به صورت مستقيم نقل مي‌كنند: «همچنان كه گفته شد، تغيير در اغراض محقق و انتظارات وي از پژوهشی كه انجام مي‌دهد نيز، از طريق انتخاب ابزارهاي شناختي و روش تحقيق، محتواي علوم را دگرگون مي كند. به بيان ديگر، تفاوت در غرض دو محقّق هنگام بررسي يك موضوع واحد، منجر به تفاوت در ابزارهاي شناختي و روش تحقيق آن دو خواهد شد و در نتيجه تفاوت علم ايشان كمتر از تفاوت علم دو شخص با دو دستگاه متفاوت ادراكي و حسّي نيست. عوامل متعددي از جمله عادات و ويژگي‌هاي شخصيتي يا انتظارات جامعه، مي‌تواند هدف و انتظار محقّق را تعيين كند. مي‌توان ديد كه مجموعه گزاره‌ها و آموزه‌هاي اسلامي نيز مي‌تواند برنامه پژوهشي يك محقق مسلمان را جهت دهي و هدايت كند […]287 همين وضع در مورد روش تحقيق نيز برقرار است. چه بسا، پاره‌اي از روش‌هاي متداول در علوم، چه در مقام نظريه پردازي و گردآوري داده‌ها و چه در مقام داوري و تحقيق صحت نظريه‌ها، كه در تمام يا پاره‌اي زمينه‌ها مقصود عالمان اسلامي را برآورده نسازد و يا با موازين ارزشي مورد قبول ايشان منافات داشته باشد. در اين صورت به طور طبيعي بخشي از تلاش‌هاي جامعه علمي اسلامي معطوف به يافتن روش‌هاي موجّه براي فعاليت علمي و تحقيقي خود خواهد شد. به اين‌ها بايد تأثير پس فرض‌ها، باورها و گرايش‌هاي عالمان را نيز افزود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان فاعل شناسا Next Entries پایان نامه با کلید واژگان نفس اماره