پایان نامه با کلید واژگان توسعه شهر، اوقات فراغت، منظر مصنوع

دانلود پایان نامه ارشد

شهر
شهردرلغت آبادي بزرگي است که در آن خيابان ها، دمان و نفوس بسيار باشد (عميد،1389: 688).
شهرها مولود زمانه خويشند و به عنوان ظرف يا مظروف ،مقوله اي ثابت و تغييرناپذيري نيستند بلکه درآن الزامات و عرف زندگي پيوسته در حال تغييراست و سليقه ها و توقعات از نسلي به نسل ديگر دگرگون مي شود (رهنما وهمکار،1383 :82).
اگرچه شهرهابه منزله ي سيستم اجتماعي پويا و بازي هستند که در آن سه سطح از حرکت مکانيکي، اجتماعي ،زيستي در هم آميخته و با انواع فراسيستم ها و زير سيستم هاي متعدد در ارتباط هستند (مهديزاده ، 1382 :88)؛ ونيزموجود زنده اي هستند كه با همه عناصر خود در ارتباط متقابل بوده و اجزاي مختلف آن پيكره اجتماعي و زنده آن راتشكيل مي دهند بطوريکه همانند سيستم دستگاه عصبي ، اختلالي وارد نظام زنده آن شود به صورت خود كار عمل نموده و نظم جديد ي برقرار مي نمايند (رباني و حيدا ،1381 : 6) .
از منظر شهر سازي، کانون هايي هستند که در آن ها آدمي به تصرف و استفاده از کره خاکي دست يافته و بر نواحي اطراف خود تاثير مي گذارد و هم از آن تاثير مي پذيرد( مزيني،1372: 16 ).
ديدگاه جامعه شناسي نيزآن رامنطقه جغرافيايي مي داندکه داراي جمعيت بوده و افراد در آن به امور غير کشاورزي اشتغال داشته باشند چنين منطقه اي عمدتاً داراي شهرداري مي باشد(شيخي، 1380 :20).
بر اساس تعريف جغرافيدانان شهر ، منظر مصنوعي از خيابانها ،ساختمانها ،دستگاهها و بناهايي مي باشد كه زندگي شهري را امكان پذير مي سازد (وزارت كشور ،1387: 304).
از تعاريف بالا مي توان چنين نتيجه گرفت که شهر، يك واحدجغرافيايي – اجتماعي در حال رشد ،با تعامل دو سويه ميان منابع و اجتماع درون و بيرون خود است .
اگر چه تعريف جامعي از شهر كه بتواند شامل كليه شهرهاي جهان باشد، مشكل است چرا كه شهرها به سيستمهاي اقتصادي و اجتماعي همساني وابستگي نداشته و اکثراً فاقد نكات مشترك هستندتا مباني تعريف عام شمول شهرها؛ بنابراين هر يك از انديشمندان با برداشت خويش از شهر،تعريفي خاص ارائه داده اند.
2 – 1-3-كالبد شهر
هر شهردر طول زمان الگوهاي مختلفي از رشد را ارائه مي نمايد. چگونگي رشد وتوسعه الگوهاي شهري بازتابي از کميت و کيفيت ويژگي هاي طبيعي ، نظام هاي اجتماعي- اقتصادي و فرهنگي هر منطقه جغرافيايي است.
كالبد شهري ،يا به عبارتي طرح فضايي شهر بيانگر وسعت ،محتوا و حدود جغرافيايي و چگونگي استفاده از زمين شهري و فعاليت هايي است كه توسط انسان بر روي اين فضا پياده مي شود(حبيبي ،1375 :1).
در اين رابطه دلايل انتخاب شهر به عنوان يک واحد فضايي را مي توان اينگونه بيان نمود .
1- حل و فصل شهري تعريف شده (مفهوم مورفولوژيک)
2- يک واحد عملکردي
3- يک نهاد قانوني (مفهوم اداري)( eurostate Statistics in focus 82/2008) .
2-2-تبيين نظريه هاي مربوط به ساخت اکولوژيک
فرم شهر از نظرلينچ حاصل رابطه ميان عناصر مرئي شهر و شناسايي گفتاري آن عناصر بوسيله استفاده کنندگان محيط شهري است .بنابراين تحقيقات مربوط به ساخت شهر در سالهاي اخير نشان مي دهد که در همه شهرها نمي توان از الگوي واحدي تبعيت کرده يا نظريه معيني را بکار برد.
در ذيل به عمدهترين الگوهاواستراتژي هاي مرتبط با ساخت شهر اشاره ميگردد:
2-2-1- فرم شهر با دواير متحدالمركز 6
واضع اين نظريه ارنست برگس از مكتب اكولوژي شيكاگو ميباشد. الگوي ساخت شهر براين اصل استوار است كه توسعه شهر از ناحيه مركزي به خارج شهر صورت گرفته و اين مناطق ،با ناحيه مشاغل مركزي شروع و به وسيله منطقه در حال تحول احاطه مي شود .

شكل(2-1) اكولوژي شهري ارنست برگس مأخذ : شكويي، 1387 :510
مطابق اين نظريه در ابتداي پيدايش شهر، همه فعاليتهاي تجاري و صنعتي و همچنين منطقه ي واحدهاي مسكوني در داخل دايره اول به وجود ميآيد. با گذشت زمان و توسعه تدريجي شهر، دايره اولي را دايره ديگري احاطه ميكند. در منطقه سوم، واحدهاي مسكوني كارگران بيشتر بصورت ساختمانهاي دو طبقه شهري ايجاد ميشود كه در بيشتر موارد طبقه اول ساختمان براي سكونت افراد خانواده و طبقه دوم براي اجاره اختصاص مييابد. پيرامون منطقه سوم، منطقه چهارمي تشكيل ميشود كه واحدهاي مسكوني طبقه پردرآمد شهري در آن قرار گرفته است و در نهايت در بيرون از اين منطقه، محل سكونت افرادي است كه براي انجام دادن كارهاي روزانه و اشتغال به مركز شهر عزيمت ميكنند. مخالفان نظريه فوق چنين اظهار نظر ميكنند:
1- شهرها با چنان نظمي كه برگس بيان مي كند توسعه نمييابند. 2- در بيشتر موارد توسعه و گسترش مناطق صنعتي، بازرگاني و مسكوني مثلثي شكل است. 3- صنايع در مجاورت ايستگاههاي راهآهن و راههاي آبي تأسيس ميشود. 4- منطقه ي واحدهاي مسكوني طبقه پايين و فقير جامعه شهري در مجاورت منطقه ي صنعتي و حمل و نقل بوجود ميآيد. 5- در بيشتر موارد مؤسسات، شركتها و مراكز فعاليتهاي تجاري در بخشهاي حساس خيابان هايي تمركز مييابند كه از بخش مركزي شهرها منشعب مي شوند (شكوئي،1387: 512-509 ).
2-2-2-فرم قطاعي 7
همرهويت با توجه به عامل حد متوسط اجارهخانه در مناطق مسكوني نظريه خود را مطرح نموده است. نظريه ي وي متأثر از نظريه ي ارنست برگس ميباشد؛ با اين تفاوت كه در نظريه ي همرهويت گسترش شهر به جاي قالبهاي دايرهاي و جانبي به صورت قطاع دايره و در شكل شعاعي خود ، كه از مركز شهر آغاز شده و در طول راههاي اصلي پيش ميرود صورت مي گيرد. در نظريه همر هويت در هيچ يك از بخشهاي متفاوت اجارهخا نه ثابت و دائمي نميماند. به عبارت ديگر به موازات توسعه شهر، در منطقه واحدهاي مسكوني طبقه اول جا به جايي ديده مي شود ، ولي توسعه ي آن در بيشتر موارد در مسيرهاي همان قطعه ي شعاعي است. از نظر وي اصل و منشأ منطقه ي مسكوني طبقه اول از مجاورت مركز اداري و خرده فروشي شهر آغاز ميگردد؛ جائيكه در آن، فعاليتهاي اقتصادي طبقه ي پردرآمد شهري عرضه ميشود .در ساخت قطاعي شهر، راههاي شعاعي از مركز شهر به اطراف كشيده ميشود و عامل دسترسي به اين راهها و يادآوري آنها، قيمت زمينهاي شهري را در مناطق مختلف شهر تعيين ميكند (شکويي،1387: 514و513 ).
بنابراين مهمترين اصول شكل گيري اينگونه الگوي شهري را مي توان چنين تشريح نمود كه منطقه واحدهاي مسکوني گران قيمت ازکانون اصلي خود درطول خطوط شبکه رفت وآمد شروع به توسعه مي کند؛ وچنين واحدهايي، به طرف زمينهاي دور ازخطر سيلاب وعوامل آلوده کننده محيط زيست ، قرارگرفته است.
واحدهاي مسکوني با اجاره بهاي بيشتر، به سوي فضاهاي باز ودور ازمحدوديتهاي نامساعد طبيعي قراردارد وجابجايي ساختمانهاي اداري وتجاري، توسعه واحدهاي مسکوني گران قيمت را درجهت عمومي عملي مي سازند.
آپارتمانهاي لوکس اجاره اي ، درمجاورت بخشهاي تجاري ومنطقه مسکوني قديمي شهر، به وجود مي آيند، واين درحالي است که واحدهاي خوديار گران قيمت شهر، به طور اتفاقي وبي هدف ونامنظم جابجا نمي شوند. بلکه چنين مناطقي يک يا چند قطعه زمين معين را جهت توسعه انتخاب مي کنند. مناطق صنعتي شهر نيز، درطول خطوط راه آهن وراهها ودردسترس منابع آب به وجود مي آيند وبصورت زنجيره اي توسعه پيدا مي کنند.ازطرف ديگر، تمايل به توسعه مثلثي شکل درمناطق داخلي شهرها ، بيش ازحالت دايره اي مي باشد.

شکل(2-2)ساخت قطاعي شهر مأخذ :شكويي، 1387 : 514
2-2-3- فرم ستاره اي (شعاعي )
چنين شهري داراي يك مركز شهري عمده، با تراكم زياد و كاربريهاي مختلف است كه 4 تا 8 راه ارتباطي اصلي به آن منتهي ميشود.اين الگو با رشد سريع مراکز شهري فشرده در گذشته در امتداد خطوط ارتباطي عمومي جديد التاسيس به صورت خود بخودي پديدار گشته است (کوين لينچ، 1384: 496).
الگوي شهري حاضر به موازات افزايش جمعيت ، سازمانها وتاسيسات بخش مرکزي شهرها، مراحل مختلف اکولوژي شهري( جدايي گزيني، هجوم وجايگزيني ، توالي وتسلسل و…) ظاهر مي شود؛ ودراثرايجاد موج توسعه، شهر به نواحي اطراف وبيروني خود توسعه مي يابد. حرکت جمعيت ،تاسيسات، صنايع وسازمانهاي شهري به اطراف شهرها ، به يک شکل عمل نمي نمايند، وازجهات مختلف شهر به سوي ناحيه مرکزي ، به يک مقياس صورت نمي گيرند. درمقابل توسعه شهر، وجود موانع طبيعي مانند شيبهاي تند، تپه ها وکوهها، عاملي بازدارنده است؛ ولذا شهر يا بدان جهات توسعه پيدا نمي کند ويا درصورت توسعه، مشکلات و هزينه هايي را به دنبال دارد.
مسيرهاي حمل ونقل، شاهراه ها ، خيابانها وخطوط راه آهن ، همه تحت تاثيروجود عوامل نامنظم ونامساعد طبيعي شهرها واطراف آنها واقع مي شوند. چنين شبکه هاي ارتباطي سعي دارند که درشکل شعاعي بوجود آيند. ولي عملاً تعداد معدودي ازآنها به حداکثر ظرفيت وکارآيي خود دست مي يابند. لذا، امکانات دستيابي به مسيرهاي حمل ونقل، ميزان تراکم را درسطوح شهري افزايش مي دهد وزمينهاي شهري با امکانات وسيع حمل ونقل نسبت به ساير زمينها ، داراي ارزش بيشتري مي شوند.
درجريان دگرگونيهايي که درنتيجه عملکرد امکانات حمل ونقل وشبکه راهها درسطوح شهري مشاهده مي گردد، شکل دايره اي مناطق متحد المرکز تعديل يافته وبه شکل شعاعي (ستاره اي) تبديل مي شود وبه توسعه شهر،ساخت ستاره اي مي بخشد (شكوئي ،1387 :518-519).

شکل(2-3) الگوي شهر ستاره اي مأخذ : رهنما و همکار ، 1387 : 22
2-2-4- فرم چند هسته اي 8
چنسي هريس و ادوارد اولمن9 دو محقق برجسته آمريكايي با استفاده از نظريههاي مناطق دايرهاي شكل ارنست برگس و ساختار قطاعي همر هويت به تنظيم و ارائه نظريه تازهاي توفيق يافتند كه با عنوان ساخت چند هستهاي معروف است. اين دو عقيده دارند استفاده از زمينهاي شهر اغلب در اطراف چند هسته مستقل شهري و در كنارههاي يك هسته يا يك مركز معين ظاهر ميشوند. در اين نظريه ،هسته و مرکز به عواملي اطلاق ميگردد كه در اطراف آن امكان توسعه شهر وجود دارد، مانند عوامل مسكوني، تجاري، صنعتي، دانشگاهي، خرده فروشي، عمده فروشي، مذهبي، زيارتگاهي و گذران اوقات فراغت (شكوئي ،1387: 520 ).
ريچارد چورلي و پتر هاگت جغرافيدانان انگليسي تعداد و موقع هسته هاي اصلي شهر را مربوط به وسعت ، جمعيت و عوامل تاريخي آن مي دانند . در شكل گيري هسته هاي متعدد درون شهري عواملي از قبيل :
فعاليت هاي ناهمسان و ناهماهنگ در منطقه اي از شهر،فعاليت هاي ويژه و تخصص در منطقه اي از شهر ، تفاوت فاحش در ميزان اجاره،تمركز و تراكم بخشي از فعاليت هاي شهري مي توانند نقش داشته باشند .
بخش مركز تجاري شهر؛ 2- منطقه صنايع سبك؛ 3- منطقه مسكوني طبقه سوم؛ 4- منطقه مسكوني طبقه متوسط؛ 5- منطقه مسكوني طبقه اول؛ 6- منطقه صنايع سنگين؛ 7- منطقه تجاري دور از مركز شهر؛ 8- حومه مسكوني؛ 9- حومه صنعتي
شكل(2-2-4)ساخت چندهسته اي شهر مأخذ: شكوئي، 1387 : 521
2-2-5- فرم اقماري
نظريه شهرهاي اقماري بيارتباط با شهرهاي ستارهاي شكل نيست. به اين ترتيب كه همهي شهر مركزي بايد بوسيله اقماري كه به اندازه محدود و فواصل معين در اطراف آن قرار ميگيرند، محصور شود. مركز اصلي و شكل كلي شعاعي شهر حفظ شده، ليكن رشد اضافي به جاي اينكه سبب توسعه مداوم شهر در طول خطوط شعاعي گردد، به صورت شهركهايي جدا از شهر اصلي درميآيد.هر شهرك اقماري داراي مركز و خدمات خاص خود بوده و مقداري نيز فعاليت هاي توليدي دارد. رفت و آمد روزانه معمولاً محلي بوده و در داخل شهرك صورت ميگيرد (لينچ، 1384 : 497و496 ).
محدوديت ابعاد منطقه از معايب كلي اين طرح است؛ زيرا هنگامي كه شهر از ابعاد خاص خود گذشت؛ هم بازدهي و هم كيفيت خود را از دست ميدهد.

شکل(2-5)الگوي شهر اقماري مأخذ: شيعه، 1381: 71
2-2-6-فرم خطي (کريدوري) 10
تمرکز رشد در راستاي کناره هاي خطي تقويت شده از بخش تجاري مرکزي و حمايت شده توسط زير ساختار حمل و نقل عمومي را ساختار کريدوري يک شهر مي نامند (ويليامز و ديگران، 79:1383).
کنزو تانگه11 را بايد يکي از پيشگامان طراحي شهري بر اساس طراحي ساختار و استخوان بندي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی هتک حرمت Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی مصلحت و مفسده، وجود خداوند