پایان نامه با کلید واژگان توسعه اقتصادی، رهبران سیاسی، هویت فرهنگی

دانلود پایان نامه ارشد

تلف اجتماعی دارد. همزمان با آغاز توسعه جوامع، بدنبال انقلاب نوسنگی، وظایف افراد تخصصی تر گردید و برخی از افراد از جستجو و جمع آوری روزانه غذا آزاد شدند. متعاقب رشد جوامع متمدن، شاهد ظهور صاحب نظرانی تمام وقت چون فلاسفه، روشنفکران، دانشمندان و منتقدین هنر هستیم که انرژی خود را در تعیین تمایز مابین هنر خوب و هنر بد صرف می کردند. معیارهای قضاوت زیبایی با تعاریف بسیار روشن و جزئی تر توسط متخصصان در جوامع پیچیده تر مطرح گشت. مطمئناً ملاک های زیبایی در جوامع کوچک نیز وجود دارد اما آنها کلی تر، مطلق تر و در سطح وسیعتری، میان کل جامعه انتشار دارد.
• سومین تضاد عمده ناشی از تفاوت در تقسیم کار است. به عنوان یک قانون کلی، همانطور که جوامع تخصصی تر می شوند، لایه های اجتماعی با سطوح مختلفی از قدرت، منزلت و ثروت نیز بوجود می آید. منتقدین هنر که عهده دار بنا نهادن معیارهای زیبایی در جوامع پیچیده هستند، عضو همیشگی طبقات عالیرتبه و یا در استخدام ایشان هستند. بنابراین، هنر در جوامع پیچیده همراه با نخبگان است. نه تنها، کسانیکه تنظیم معیارها را برعهده دارند اغلب از برگزیدگان جامعه هستند بلکه هنر در جوامع پیچیده غالباً شخصی و توسط طبقات بالا کنترل می شود. علاوه بر این، در برخی از جوامع پیچیده، هنر به ستایش و در خدمت منافع طبقات بالای جامعه است. بالعکس، بدلیل آنکه جوامع کوچک خواهان تساوی مابین افراد جامعه است، هنر تمایل دارد دموکراتیک تر باشد تا تمام افراد بطور یکسان به آن دسترسی داشته باشند.
علاوه بر این سه تفاوت اساسی، در جوامع کوچک، هنر اغلب در جنبه های دیگر فرهنگ نیز حضور دارد. اگر چه ما هم می توانیم شاهد ارتباط هنر، کلام، مذهب در جامعه خودمان باشیم، در جوامع کوچک، هنر در دیگر سطوح فرهنگ نفوذ کرده. در حقیقت چون هنر بخش جدایی ناپذیر از کل فرهنگ است، بسیاری از جوامع کوچک حتی کلمه ای جداگانه برای هنر ندارند. به این دلیل که هنر در تمام شئون زندگی مردم نفوذ کرده و آنها هنر را مقوله ای منفک از زندگی خود تصور نمی کنند.در حقیقت، هنرمند دسته ای از اسباب و نشان های بصری و عرفی را برای نشان دادن درک ذهنی خود از جهان پیرامونش را به تصویر می کشد. تصویر ایجاد شده خود، نمایان گر جهان نیست، بلکه نمایش تصویری از جهان است که توسط ذهن او، شناخته و باز تاب یافته است.بر همین اساس، طرح های فرش ترکمن بازتاب سلیقه و زیبایی شناسی عمومی است نه فردی.هنرمند نمادهایی از مذهب، اسطوره، اعتقادات قومی و قبیله ای را در قالب نقوش فرش ارائه می داد.بطور کلی می توان امروزه، فرش را در فرهنگ ترکمن، شیءای اقتصادی و تجملی به شمار آورد. بافنده ترکمن امروز، تقاضای حاکم بر بازار و تجار راتعیین کننده طرح و رنگ قالیچه های خود می داند.

بررسی نقش هنر بر فرد و جامعه:
انسان شناسان، برای بدست آوردن فهم کاملتری از هنر، به بررسی نقشی که هنر برای فرد و جامعه ایفا می کند، می پردازند. این حقیقتی است که بیان هنری در هر جامعه اشاره به کارکرد آن در زندگی بشر دارد. دو رویکرد متفاوت کارکردگرایی که در این رساله به آن توجه شده، رویکرد مالینوسکی و رادکلیف براون است که در تحلیلمان از کارکرد هنر می تواند راهگشا باشد. مالینوسکی تمایل به تأکید بر این نکته داشت که چگونه کارکرد عناصر مختلف فرهنگی بر روی سلامت روانی فرد عمل می کند. رادکلیف براون، بالعکس، متمرکز بر این بود که چگونه یک عنصر فرهنگی منجر به رفاه و یا تداوم جامعه می شود.( Ferraro,2010:380)

3-5-1 کارکردهای هنر3
3-5-1-1 لذت حسی برای فرد:
همگان بر این مورد اتفاق نظر دارند که هنر منبع لذت شخصی برای هنرمند و مخاطب آن است و نیز سمبل های بکار رفته در اثر هنری می تواند برانگیزاننده واکنش های احساسی مثبت بشود. البته این امکان هم وجود دارد که هنر تأثیری معکوس در انگیختن احساسات منفی داشته باشد. این نظریه که بر جنبه های فردی کارکرد هنر تکیه دارد، در راستای نظریه مالینوفسکی قرار می گیرد.

3-5-1-2 یگانگی فرهنگی:
افزون بر تأثیر مثبتی که هنر برای فرد ایفا می کند، از دیگر کارکردهای هنر کمک به حفظ بقای جامعه است. همچنانکه انسان شناسان کارکردگرا به ما یادآوری می کنند، هنر با دیگر بخش های نظام اجتماعی ارتباط دارد. تنها با قدم گذاردن درون مسجد، کلیسا، کنیسه و معبد می توان به ارتباط هنر و مذهب پی برد. هنر در بسیاری از جوامع به منظور برانگیختن احساسات مثبت برای نظام های دولتی و تک رهبران سیاسی استفاده شده است. از اینرو، بر طبق نظر براون، هنر، کارکردی سامان دهنده و تداوم بخشدر اجتماع دارد.

3-5-1-3 هنر و ثبت تاریخ فرهنگی:
یکی از کارکردهای هنر، نشان دادن احساس مردم نسبت به هویت فرهنگی خود از طریق ترسیم گذشته است. استفاده از هنر و نقش کلیدی آن جهت پیوند گذشته با حال در تمام جوامع صادق است، اما در جوامع فاقد نوشتار، از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است. زیرا آنها هویت فرهنگی و تاریخی خود را از طریق دیدن و لمس کردن به نمایش می گذارند. در چنین جوامعی، هنرها، واسطی برای تفسیر و یادآوری واقعیت ها و افسانه های نیاکانشان بشمار می آیند.(Nanda,2007:421-422)اینکارکرداز هنر نیز، ناظر بر نظریه براون، نسبت به نقش هویت بخش یک عنصر فرهنگی، در جامعه است.

3-5-1-4 نقش هنر در تداوم جامعه:
از طریق سمبل های مختلف، هنر ارتباط بسیار زیادی با ارزش ها، اعتقادات و جهان بینی های فرهنگی که خود بخشی از آن است برقرار می کند. فرم های موجود در هر جامعه بازتاب مباحث و دغدغه های عمده فرهنگی یک جامعه محسوب می شوند.کارکرد فرم های اصلی هنر را می توان کمک به ایجاد وحدت در جامعه با نمایان تر کردن موضوعات، ارزش ها، اعتقادات برجسته فرهنگی آن جامعه دانست. با بیان زمینه های فرهنگی بصورت محسوس، کارکرد نهایی هنر، تقویت هویت افراد جامعه بواسطه نیرومند کردن زمینه های فرهنگی آنان است.
هنر همچنین به تقویت و نیرومند شدن تعهدات اجتماعی و زمینه های فرهنگی کمک می کند. برای مثال، ارزش های فرهنگی با استفاده ازرسانه های هنری چون موسیقی، رقص و…از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد.
هنگامیکه یک جامعه به خوبی منسجم است، دارای یک هویت ملی نیرومند و پایدار نیز می باشد. هنر می تواند برای پرورش انسجام اجتماعی و حفظ بقای هویت ملی مورد استفاده قرار بگیرد. این امر زمان تصمیم گیری هدفمند رهبران سیاسی و فرهنگی جامعه، هنگام گزینش ارائه فرم های هنری در موزه ها نمایان تر می گردد.

3-5-1-5 کنترل اجتماعی:
هنر می تواند به القاء ارزشهای مهم فرهنگ در نسل جوان، وادار نمودن مردم به رفتارهای اجتماعی مناسب و حفظ نابرابری نظام طبقاتی در جامعه کمک بکند. بطور خلاصه، به چندین راه که هنرها می توانند از طریق آن به وضع موجود کمک بکنند، اشاره می شود:
– نخست هنر می تواند همچون مکانیزمی در جهت کنترل اجتماع بکار رود. عموماً مورخان هنر، بر این باورند که هنر یک بنیان مذهبی نیرومند دارد ولی آگاهی آنان از نقشی که هنر در دیگر حوزه های فرهنگ ایفا می کرده کم است.
– همچنین هنر نقش مهمی در کنترل رفتار در جوامع پیچیده تر ایفا می کند. در جوامع طبقاتی، دولتهای ایالتی، به منظور القاء اطاعت و حفظ وضع موجود، حامی هنر هستند. مثال: معماری عظیم و به یاد ماندنی همچون اهرام، زیگورات ها و کلیساهای جامع- بازنمایی بصری از قدرت خیره کننده خدایان و فرمانروایان بوده است.
– بعضی اوقات، بخصوص در هزاره جدید، دولت از هنر جهت کنترل ( یا حداقل تأثیر بر) رفتار مردم به شیوه بسیار ظریف و ماهرانه ای بهره می برد.مثال: استفاده از موسیقی در چین
3-5-1-6 حفظ یا به چالش کشیدن وضع موجود:
هر چه جوامع تخصصی تر شوند، نظام های طبقاتی پیچیده تر می گردند و شکاف مابین دارا ها (اغنیا) و ندارها(فقرا) بیشتر می گردد. هنر با حضوری نمادین از اوضاع اجتماعی، در صیانت از وضع موجود مشارکت می کند. به یک میزان یا بیشتر تمام جوامع مابین سطوح قدرت و شأن افراد خود تمایز می گذارند.
قدرت در جهان از راه های گوناگونی بیان می شود. استفاده از قدرت فیزیکی، کنترل بر اساس تصمیمات سیاسی و تجمع منابع ارزشمند. هنر در بسیاری از جوامع طبقاتی وابسته به نمادهای مقامات است. همانند، تمدن های باستانی مصر. در دنیای امروز، موزه های اصلی هر کشور، مملو از هدایای شخصی مقامات است.البته ذکر این نکته ضروری است که هنر، نه تنها قدرت حفظ شرایط حاکم بر جامعه را داراست بلکه اغلب به شیوه ای متضاد هم بکار گرفته می شود. همچون وسیله اعتراض، مقاومت و حتی انقلاب.

– اهمیت کارکرداقتصادی،اجتماعی و فرهنگی فرش دستباف ترکمن:
امروزه، هنر فرشبافی درنزد ترکمنان دارای کارکردی اقتصادی و تزیینی است و از منظر عصبیت اجتماعی، نمادی از موجودیت و حفظ هویت قومی است. زیرا فرش صرف نظر از ماهیت اقتصادی- هنری امروز خود، روابط بین مادر و دختر را استحکام بخشیده، بقاء خانواده را موجب می شود و ترکمن را از غیر ترکمن متمایز می نماید. کارکردهای اجتماعی فرشترکمن را در تجمع بازارهای هفتگی به عینه می توان ملاحظه کرد.در این ایام، نه تنها نیازمندیهای هفتگی ترکمن تأمین می شود بلکه محلی است که برخورد های فرهنگی، حقوقی و آگاهی از شرایط موجود جامعه در آن تبلور می یابد و خانواده ها قدرت اقتصادی خود را به نمایش می گذارند. با فرهنگ غیر ترکمن و طرز برخوردهای فردی و جمعی آشنا شده آنرا پذیرفته یا به سادگی از کنار آن می گذرند.
سیاست های یومیه جامعه حل و فصل می شود و یک نوع تجمع رفتار جمعی شکل می گیرد که تأثیرات آن در روند آتی زندگی کاملاً کارساز خواهد بود. نیازهای مادی و فرهنگی جامعه در بازار هماهنگ شده و راه حل های کاربردی آن ارائه طریق می شود و از این طریق تعلقات قومی – فرهنگی تجلی و دوام پیدا می کند.دلیل آنکه تحصیل در جامعه ترکمن در سطوح مختلف عمومیت یافته و به سرعت نشر پیدا کرده است را می توان، ناشی از عملکرد مثبت تعامل بین جوانان تحصیل کرده ی دختر و پسر با والدین و بزرگان خانواده دانست که انتقال قدرت کارکردی خانوار را بتدریج در اختیار پسران و دختران قرار می دهد. بازار های هفتگی با عصبیت فرهنگی در قدرت سیاسی جامعه نیز تأثیر گذار بوده و هرم قدرت خانواده را دستخوش تغییر قرار داده است.
تحولات اقتصادی و اجتماعی قبل و بعد از انقلاب، بخصوص دردوران پس از جنگ، از جمله رشد فزاینده جمعیت، سیاست تأمین اشتغال کامل به وسیله دولت، بویژه رقابت در زمینه توسعه اقتصادی و افزایش در آمد سرانه در کشور، مسائل گوناگونی را مطرح و اتخاذ تدابیر فوری را اجتناب ناپذیر می ساخت. یکی از راه حل ها و شاید ظاهراً ساده ترین آنها، الگو پذیری از کشور های پیشرفته و صنعتی کردن ممالک در حال توسعه بود. از این رو کلیه منابع انسانی در این راه بسیج و تمامی تمهیدات به کار گرفته شد، ولی نتایج حاصله ، جز در پاره ای موارد، چندان موفقیت آمیز نبود، زیرا اجرای طرح های عظیم صنعتی به موازات مزایایی که داشته و دارد، نمی توانست مشکل اساسی کشور را در امر توسعه و ایجاد کار و اشتغال دائم برای توده های وسیع قالیبافان بطور کامل مرتفع نماید.
باید توجه داشت که هر استان دارای بافت اقتصادی خاص خود است، زیرا بخش قابل ملاحظه ای از نیروی انسانی استان ها در خدمت کشاورزی و دامپروری است. این خصوصیات همراه با ویژگی های دیگر مانند درصد رشد فوق العاده جمعیت، پایین بودن میزان برداشت محصول در واحد سطح و نداشتن بسیاری از امکانات زیر بنایی، موجب شده است که این استان نتواند با اقتباس از الگوهای توسعه اقتصادی، به موفقیت قابل ملاحظه ای دست یابد.عنایت به این واقعیت ، و نیز اینکه دولت مردان ایرانی، به خوبی احساس کرده اند که روز به روز فاصله انها با کشور های پیشرفته افزوده می شود، کوشش کرده اند که از امکانات بالقوه موجود خود را برای پر کردن لااقل بخشی از این فاصله استفاده کنند و لذا برخی از این گونه کشورها نظیر چین، هند، پاکستان، مکزیک و ایران که دارای

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان استان گلستان، زیبایی شناسی، انسان شناسی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان صنایع دستی، قالی بافی، بیکاری پنهان