پایان نامه با کلید واژگان تعدد زوجات، نماز جماعت، نهج البلاغه

دانلود پایان نامه ارشد

سؤالات دینی خویش به وی مراجعه مینمودند.270

2-2-10داستان اعرابی
روزی پیامبر(ص) و تعدادی از یارانشان در مسجد حضور داشتند. یکی از اعراب جاهلی که مسلمان شده بود، در آن جمع حضور داشت و جریان زنده به گور نمودن دخترش را چنین شرح داد: «زمانی مجبور به مسافرتی شدم، در آن هنگام زنم آبستن بود و در آن دوران رسم بر این بود که زنده به گور نمودن دختران فقط توسط پدران انجام می شد. وقتی از مسافرت برگشتم، دیدم دختری در خانه ماست، از زنم پرسیدم: این دختر کیست؟ او پاسخ داد: این دخترت است، و مرا قسم داد که مبادا او را بکشی. حال که او به این سن از رشد رسیده است اجازه بده تا او را نگهداریم. من در ظاهر چیزی نگفتم و صبر نمودم. روزی به زنم گفتم دخترم را زینت کن تا او را به عروسی قبیله ام ببرم. زنم او را آماده نمود و او را به مکانی دور از قبیله به صحرا بردم.
به دخترم گفتم: درهمین مکان بمان تا به دنبال آب بروم. در مکانی دورتر از او به کندن گودالی پرداختم سپس دخترم را نزدیک گودال بردم. دخترم پرسید این چیست؟ من هم در پاسخش گفتم: این گودالی است برای دفن تو. دخترم در ابتدا شروع به گریه کردن نمود و با التماس از من می خواست تا از اینکار چشم پوشی کنم، ولی من قبول نکردم . دخترم با حالتی گریان گفت: پدر من را در صحرا رها کن، قول می دهم هرگز به سراغ تو و قبیله مان نیایم. تو چنین وانمود کن که مرا کشته ای، من هم در بیابان دور از چشم مردم می مانم.»
به اینجا که رسید پیامبر(ص) شروع به گریستن نمود و فرمود آخرالامر چه کار کردی؟ سپس اعرابی سنگدل داستانش را چنین ادامه داد؛ «ولی این سخنان در من کارگر نشد، وقتی که دخترم به شدت اصرار میکرد تا از این کار چشم پوشی نمایم، من با ضربه ای که به سرش زدم او را بی هوش نمودم. سپس او را در گودال انداخته و به سرعت رویش را با خاک پوشاندم. در این حین دخترم به هوش آمد و وقتی تمام بدنش را در زیر خاک مدفون دید و دانست که دیگر ضجّه و التماسهایش در من تأثیری ندارند، گفت: پدر خواهشی دارم، میخواهم که آنرا انجام دهی. به سخنانش گوش دادم. گفت: به نزد مادرم که برگشتی سلام مرا به او برسان و به او نگو که مرا زنده به گور کردهای، به او بگو که مرا درعروسی نزد قبیله ات باقی گذاشتهای و به آنان سپردهای. زیرا اگر مادر بفهمد از غصه میمیرد.» وقتی جریان قصه مرد عرب به اینجا رسید، گریه پیغمبر(ص) شدت یافت، به قسمی که شانههایش از شدت تأثر و ناراحتی تکان میخورد271.

2-2-11نفقه در سنت پیامبر(ص)
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «إن افضل النفقه، ما ینفقه الإنسان علی أهله، زوجه و ابنائه»272
پیامبر اسلام فرمودند: برترین نفقه، نفقهای است که انسان به اهل منزل؛ همسر و دخترانش و میدهد.
عن ابی هریره: قال: قالَ رسول الله دیناراً انفقته فی سَبیل الله و دیناراً نفقته فی رَقبَةَ و دیناراً تَصَدّقت بِِهِ علی مِسکینِِ و دیناراً أنفقته علی أهلَکَ، أعظَمَها أجراً الّذی أنفَقَتَه عَلی أهلَکَ.”273
از «ابی هریره» از رسول الله(ص) روایت شده است که: از بین دیناری در راه خداوند انفاق میگردد، دیناری که برای آزاد نمودن بردهای مصرف میگردد، دیناری که به مسکینی عطا میگردد و دیناری که به اهل منزل داده میشود، بهترین اینها نفقهای است که انسان به خانواده خویش میدهد.

2-2-12 قانون جار و امان دادن
در دوران اسلامی زنان نیز مانند مردان قادر به استفاده از قانون جار و امان دادن به افرادی بودند، که در مواقع خطر برای حفظ جان خویش، به آنان پناه میآوردند. «امّ هانی» در روز فتح مکّه به دو نفر از کفار پناه داد، که با اعتراض عدّهای از مسلمین مواجه گردید و هنگامیکه جهت رفع تعارض به خدمت رسول الله رسید، ایشان فرمودند: « قد اجرنا من اجرت با ام هانی» 274 کسی را که «ام هانی» امان دهد من نیز امان میدهم.
در حدیث حسن از ترمذی از «ابی هریره» از پیامبر(ص) نقل گشته است که: «إنَّ المَرأةَ لِتَأخُذُ لِلقَومِ» که منظور به رسمیت شناختن جار و امان دادن برای بانوان است. همچنین در حدیثی از عایشه نقل شده است: «إن کانَت المَرأة لِتجیر عَلیَ المُؤمِنینَ فَیجوز».275
جایز است که زنان، مؤمنین را با استفاده از قانون جار، امان دهند.

2-2-13 مشورت با زنان
مشورت نمودن در کارها از جمله اصول اخلاقی و عقلانی پذیرفته شده در نزد تمامی انسانها در همه اعصار است، لذا پرداختن به این امر برای هر انسانی مفید و سودمند است. در دین اسلام نیز به این موضوع توجه خاصی شده است. برای مشورت نمودن با هر شخصی فقط توجه نمودن به خیراندیشی و عاقل بودن وی بدون توجه به جنسیتش کافی است ولی در برخی از کتب متقدمین و متأخرین روایاتی مبنی بر عدم مشورت با زنان جود دارد که از پیامبر(ص) نقل شده است:
«عن أحمد بن محمد، عن الحسين بن سيف، عن إسحاق بن عمار رفعه، قال: كان رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) إذا أراد الحرب دعا نساءه فاستشارهن ثم خالفهن».276
«هرگاه رسول الله قصد انجام نبردی را داشتند همسران خویش را صدا زده و با آنان مشورت می نمودند و آنگاه با آنان مخالفت می کردند.»
همچنین در برخی از کتب روائی، روایت «شاوِِروهُنَّ وَ خاِلفوُهُنَّ»277 ، با زنان مشورت نمایید و با آنان مخالفت کنید، به رسول اللّه ( ص ) و در برخی از موارد به حضرت علی(ع) نسبت داده شده است. روایات مذکور با نصّ قرآن و سنت پیامبر اسلام مخالف است، بنابراین نمیتوان چنین سخنی را به ایشان نسبت داد. همچنان زمانیکه این روایات را با عقل سلیم میسنجیم به نادرستی آن پی میبریم، زیرا با کسی مشورت نمودن و سپس مخالفت کردن، کاری عبث و بیهوده است که فرستاده خداوند و جانشین ایشان، هرگز کاری بیهوده انجام نمیدهد.

2-2-14شرکت دادن زنان در نماز جماعت
از جمله سنت رایج درصدر اسلام شرکت بانوان در نماز جماعت بود. همچنین برخی از بانوان در صدر اسلام به آماده نمودن ولیمه جهت میل مسلمین پس از نماز جماعت می پرداختند. بخاری از «سها بن سعد» روایت نموده است که: من دارای همسری بودم که به آماده نمودن ولیمه می پرداخت، ولیمهای که در آن گوشت و روغن وجود نداشت، من پس از فارغ شدن از نماز جماعت از آن میل می کردم.278

2-2-15عقد ازدواج درسیره نبوی
در عصرجاهلی اجازه عقد ازدواج در دستان وليّ دختر بود و در جامعه آن روز شایسته نبود که دختری با نظر پدرش مخالفت نماید279، اما در دین اسلام به دختران اجازه اظهار درباره همسر آیندهشان نظر داده شد. پیامبر هنگام خواستگاری علی(ع) از حضرت فاطمه(س) نظر دخترشان را جویا شدند. قرآن عقد ازدواج را مانند سایر عقدها از قبیل عقد خرید و فروش نمیداند که یک طرف آن کالا و طرف دیگر قیمت آن قرار بگیرد بلکه، آن اندازه از مال را هم که به عنوان مهریه و صداق می پردازند، آنرا به نام «نحله» معرفی کرده است. نحله در زبان عربی به آن اندازه از وجه یا پول گفته می شود که انسان با رضایت خاطر و از صمیم دل بدون دریافت عوض، به کسی می دهد. مهر از نظر اسلام نه غنیمت است و نه عوض چیزی، بلکه نشانه محبت و صداقت است و از همین جهت واجب است که مرد آنرا در ضمن عقد همسری قرار بدهد و اگر، می بایست هر یک از زن و مرد در صورت توافق بتوانند آنرا از ضمن عقد حذف کرده و چیزی قرار ندهند.280

2-2-16تعدد زوجات درسیره نبوی
از جمله قوانینی که در دین اسلام مورد پذیرش واقع گشت، قانون تعدد زوجات بود، منتهی با تعداد مشخص و شرایط خاصّ که در قرآن و سنت بیان شده است، لازم به یادآوری است که هر مردی به شرط رعایت عدالت بین همسرانش، در یک زمان واحد میتواند چهار همسر دائم، و چهار همسر موقت، اختیار نماید. خداوند به پیامبر اجازه دادند تا با هر تعداد از زنان که مایل هستند ازدواج نمایند، و پس از گذشت زمانی خاص فرمودند: از این به بعد اجازه ازدواج را نداری.
پیامبر در یک دوره از زندگانی خویش دارای نه همسر بودند و بقیه مسلمین مجازند در صورت توانای با چهار همسر ادواج نمایند. تعدد زوجات سبب کنترل نگاه، نگهداری فروج از گناهان و ازدیاد نسلها میگردد. بنابراین تعدد زوجات سبب حفظ مردان از اکثر انحرافات است که مردان در صورت رعایت عدالت بین همسران و تمکن مالی، میتوانند به آن اقدام نمایند. تعدد زوجات در صورت وجود نازایی در زن و یا بیماریی که وی را قادر به انجام حقوق همسرش نمینماید جایز است، و در غیر این صورت سبب ایجاد خصومت و اختلاف میان همسران و فرزندان آنان خواهد بود.281
از أحمد بن محمد بن خالد، از پدرش یا کسی دیگر از سعد بن سعد، از الحسن بن الجهم نقل شده است که: حضرت علی (ع) را در حالیکه حنا زده بودند، ملاقات نمودم،ایشان فرمودند: از اخلاق انبیاء، پاکیزگی و بوی خوش و کوتاهی موها و بسیاری زنان است، سلیمان بن داود هزار زن در قصر خویش داشت و سیصد تا از آنان آزاد بودند، هفتصد کنیز، رسول الله دارای چهل و اندی مرد بود و نه همسر داشت و هر روز و شب آنان را ملاقات می نمود.282
خداوند در قرآن کریم درباره تعدد زوجات چنین میفرماید:
« وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلا تُقْسِطوا فى الْيَتَمَى فَانكِحُوا مَا طاب لَكُم مِّنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلَث وَ رُبَعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلا تَعْدِلُوا فَوَحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَت أَيْمَنُكُمْ ذَلِك أَدْنى أَلا تَعُولُوا.»283
« اگر بترسيد كه مبادا درباره يتيمان مراعات عدل و داد نكنيد پس آن كس از زنان را به نكاح خود درآوريد كه شما را نيكو و مناسب با عدالت است: دو يا سه يا چهار (نه بيشتر) و اگر بترسيد كه چون زنان متعدد گيريد راه عدالت نپيموده و به آنها ستم كنيد پس تنها يك زن اختيار كرده و يا چنانچه كنيزى داريد به آن اكتفا كنيد كه اين نزديكتر به عدالت و ترك ستمكارى است.» 284
بنابراین با وجود اجازه شرع، بنا بر تعدد زوجات، مهمترین شرط مبادرت به آن رعایت عدالت میان همسران است، طبق کلام خداوند در قرآن کریم، مردان هرچقدر هم تلاش نمایند قادر به ایجاد عدالت میان همسرانشان نخواهند بود. شاید در خرید هدایا و نفقه و امور مالی بتوانند عدالت را رعایت نمایند، اما رعایت عدالت در عشق ورزیدن و محبت نمودن به چند همسر امری محال است.

2-3زنان درفرمایشات امام علی(ع)
علاوه بر پیامبر بزرگوار اسلام(ص) حضرت علی (ع) نیز که بهترین تربیت یافته مکتب اسلام بودند، رفتار و گفتاری مطابق دستورات دین اسلام، با بانوان داشتند، برای نشان دادن دیدگاه امیرالمؤمنین (ع) نسبت به زن، توجه به بخشی از سخنان وی نادرست است، زیرا سخنان ایشان در خصوص بانوان فقط به «نهج البلاغه» محدود نگشته و در منابع دیگر نیز پراکنده است. همچنین، از آنجا که جمع آوری کننده نهج البلاغه، «سید رضی»، فردی معصوم نبودند و چهار قرن پس از دوران زندگانی حضرت علی به این مهم مبادرت نمودند؛ دارای ایراداتی است که از جمله اینها رسوخ روایات جعلی در نهج البلاغه است که به حضرت علی نسبت داده شده است. لذا برای داشتن درکی درست از سخنان حضرت و تشخیص صحیح از سقیم، بایستی تمامی سخنان حضرت گردآوری گردد، زیرا بخشی از سخنان حضرت، تفسیر کننده سخنان دیگر ایشان است. به علاوه سنجیدن سخنان نسبت داده شده به علی(ع) با نصّ صریح قرآن، عقل و منطق نیز میتواند راهگشای تشخیص درست گردد.

2-3-1خصلتهای زنان از نظر حضرت علی (ع)
برخی از خصوصیاتی که در نهج البلاغه درباره زنان وارد گشته است بدین شرح است: حضرت علی (ع) میفرمایند: «خيارُ خِصالِ النِساءِ شِرارُ خِصالِ الرِجال : الزّهوُ و الجُبنُ و البُخلُ فاذا كانَتِ المرأةُ مَزهُوَّةً لَم تُمَكِّن مِن نَفسِها و اذا كانَت بَخيلَةً حَفِظَت مَالَها وَ مالَ بَعلِها وَ ذا كانَت جَبانَةً فَرِقَب من كُلِّ شَىءٍ يَعرِضُ لَها .»285
« بهترین خصلتهای زنان، بدترین خصلتهای مردان است، یعنی تکبّر و بخل و ترس، چون وقتیکه زنی متکبّر است، مرد بیگانهای را به خود راه نمی دهد و اگر بخیل باشد، مال خود و شوهرش را حفظ می کند و اگر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان سیره نبوی، عقد ازدواج، زنان مسلمان Next Entries پایان نامه با کلید واژگان امام علی (ع)، رسول خدا (ص)، پیامبر اسلام(ص)