پایان نامه با کلید واژگان تربیت شهروندی، آموزش و پرورش، تفکر انتقادی، مسئولیت پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

های زبانی و سایر ارتباطات انسانی را جهت تعامل موثر و ثمر بخش بصورت برابر بین افراد یک جامعه تقویت و بسط دهد. پنجم: در این بخش نهاد آموزش و پرورش و آموزش عالی باید شهروندان جامعه را با هویت و شخصیت فردی، خانوادگی و اجتماعی از همان کودکی- نوجوانی و جوانی آشنا کنند، فرزندان مارا پرورش و به مهارت های شغلی و آینده نگری تشویق کنند؛ که این مسئله باعث نهادینه گردیدن دقت، نظم و مسئله و نو آوری در افراد شده که منجر به شکل گیری هویت اجتماعی و اقتصادی افراد می گردد. ششم: حکومت و دولت در قالب سازمان ها و نهاد های اجتماعی و فر هنگی چون آموزش و پرورش و آموزش عالی و… باید شرایطی را فراهم کند که شهروندان بتوانند به درستی خود را بشناسند و بر اساس شناختی که از استعدادها و خلاقیت های خود دارند شیوه زندگی خود را در قالب اهداف ” کوتاه مدت- میان مدت و دراز مدت ” در راستای تحقق آروزها، سعادت انسانی و توسعه همه جانبه پی ریزی نمایند. هفتم: بخش دیگری از مهارت های شهروندی بدین گونه در زندگی اجتماعی است که شهروندان را به تفکر درست، واقع بینانه، منطقی و هوشیارانه همچنین خلاق و انتقادی جهت توانایی حل مسائل مجهز کند. هشتم وظیفه دولت این است که برای اینکه شهروندان را به آموزش مهارت های زندگی شهروندان در یک جامعه دموکراسی گونه تشویق وترغیب نماید از مشارکت خانواده بهره گیرد زیرا تاثیرات انکارپذیری این نهاد بر چگونگی دست یابی مهارت های زندگی و شکل گیری هویت و شخصیت افراد از همان دوران کودکی اثر گذار است»(لطف آبادی،1385 ).
تربیت شهروندی و جایگاه نظام آموزش و پرورش
نهاد آموزش و پرورش یک کشور نقش اساسی در تربیت شهروندان آن جامعه و آموزش و توسعه حقوق انسانی دارد اگر چه شکل گیری ورشد شخصیت افراد یک جامعه الزاما وابسته به تعلیم و تربیت نیست لیکن باید اذعان داشت؛ بخش اعظمی از رشد فردی و اجتماعی افراد توسط نهاد رسمی آموزش و پرورش صورت می گیرد. در واقع تعلیم وتربیت از طریق نهادهای رسمی یکی از مهم ترین و هدفمند ترین بخش تربیت آدمی است که اثرات آن را به گونه ای همه جانبه می توان در زندگی انسان ها و در ابعاد مختلف؛ فکری، اجتماعی، مذهبی، هنری و اخلاقی آنان مورد مشاهده، بحث وبررسی قرار داد. از سویی دیگر، پویایی و نشاط یک جامعه به مشارکت فعالانه نسل جوان آن در امور مختلف جامعه منوط است، نسلی که آگاهانه و با شخصیتی توسعه یافته بتواند در جامعه اش مشارکت همه جانبه داشته و نقش شهروندی خود را به خوبی ایفا نموده و در برخورد با مسائل و مشکلات، منطقی بیندیشد و عاقلانه در جهت حل آنها تصمیم گیری نماید، بنابراین تربیت و آموزش شهروندی عبارت از دانش و آگاهی فراگیران به حقوق شهروندی و انسان، کسب مهارت های لازم و ارزش هایی که برای زندگی در یک جامعه تعیین و با اهمیت و ضروری فرض شده است و هم چنین درک پیچیدگی هایی که در سطوح؛ ملی، محلی، منطقه ای و جهانی وجود دارد. این آموزش ها در وهله نخست از طریق حضور طولانی مدت در مدرسه و به عهده نظام آموزش و پرورش رسمی و پس از آن نظام های غیر رسمی آموزش است. نظام تربیتی بیش از هر چیز وظیفه آماده کردن نسل جدید را برای جامعه امروز بر عهده دارد و هدف آن نیز این است که افرادی را که می خواهند در جامعه زندگی کنند، با اصول، قواعد، ارزش ها و هنجارهای اجتماع آشنا کند البته نه اینکه کاملا خود را با آن منطبق کنند بلکه باید بتواند به شناخت جدیدی در فرهنگ خود برسند. پس انتظارعموم از آموزش و پرورش در مرحله اول، این است که دانش آموزان را به گونه ای تربیت نمایند که درست در جامعه زندگی کرده و کار مناسب و ارتباط خوبی با مردم داشته باشند و نیز بتوانند مناسبت های اجتماعی را درست سازماندهی کند و هنجارشکنی نکنند(فتحی واجارگاه و واحد چوکده،1385).
دور کیم معتقد است مهارت ها و قابلیت های لازم جهت تربیت شهروندی را می توان از طریق ارائه موضوعات مرتبط با شهروندی در کلیه دوره های تحصیلی، ابتدایی، متوسطه و دانشگاهی و به وسیله محتوای دروس آن ها داد. وی بستر دروس و موسسات آموزشی عالی را به شکل موضوعات بین رشته ای برای آموزش های مدنی، اخلاقی و پرورش روح مشارکت جویی اجتماعی فرد شهروند جهت زندگی مطلوب در جامعه متناسب می داند و برای آن اولویت خاصی قائل است و معتقد است؛ آموزش های شهروندی را باید در درس های ملموس و عینی مدارس به گونه ای گنجاند که فرد شهروند پس از آن آموزش ها، بتواند با الزامات و نیاز های زندگی در جهان فردا، همسازی داشته باشد. مهم ترین این توانایی ها عبار تند از؛
1- توانایی در برخورد منطقی و سنجیده در حل و فصل رضایت بخش معضلات و دشواری ها
2- توانایی در کار کردن با دیگران به صورت همکاری و پذیرفتن مسئولیت های اجتماعی خویش
3- توانایی درک و تفاهم و تحمل تفاوت های فرهنگی
4- توانایی تفکر انتقادی در سامان بخشی و سازندگی
5-توانایی حل تعارضات خود با دیگران با روش های مسالمت آمیز
6 – توانایی درک حقوق بشر و دفاع از آن چه در جامعه خویش و چه در جامعه بین الملل
7- توانایی درک و شناسایی هنجارهای فرهنگی خود در جهت غنی تر ساختن و توسعه فرهنگ بومی و قومی
8- توانایی در نظام پذیری جمعی و بهره گیری از نگرش های علمی از باورهای فرهنگی جامعه خود و جوامع دیگر( آقازاده، 1385).
هاشمیان فرد گنجی(1388) ا بعاد تربیت شهروندی را چنین بیان می کنند :
1-مشارکت جویی 2-رعایت قوانین 3-مسئولیت پذیری
به طور کلی می توان چنین اظهار نمود که آماده سازی افراد برای زندگی در جامعه و آموزش راه و رسم مشارکت در مسائل اجتماعی از جمله مسائل مهم و مورد توجه نظام های آموزشی می باشد که تلاش های آموزشی و پژوهشی بسیاری را صرف شناسایی ابعاد شهروندی و پرورش ارزش ها در دانش آموزان نموده است(فتحی و دیبا،1381).
در این راستا نظام های آموزشی در تلاشند تا از طریق مدارس طراحی و تدوین برنامه های مشخص، ابعاد مختلف تربیت شهروندی را در مدارس مورد توجه قرار داده و دانش آموزان را برای بر عهده گرفتن نقش ها و مسئولیت ها یشان در زندگی آماده سازند(فتحی و واحد،1385).
ویژگی های شهروند مطلوب آینده هر کشور، تنها در صورتی که اهمیت و نقش زمینه و بافت ادراک شود به درستی قابل دسترس است. ماهیت پیچیده و مجادله برانگیز مفهوم شهروندی و خصوصیات شهروند فعال به طیف وسیعی از تعابیر منجر شده است و این تعابیر بدان معناست که روش های مختلفی وجود دارد که در آن می توان شهروندان فعال یک کشور را تربیت کرد(توکلی،1389).
هودسن (2001)10 فلسفه اصلی تربیت شهروندی را دستیابی به اهدافی چون، وفاداری به ملت، افزایش دانش و آگاهی افراد از تاریخ و ساختار موسسات سیاسی، ایجاد نگرش مثبت نسبت به اقتدار سیاسی، تسلیم شدن در برابر قانون وهنجارهای اجتماعی، اعتقاد به ارزش های بنیادی جامعه نظیر تساوی، برابری، علاقه، مشارکت سیاسی و مهارت در تجزیه و تحلیل سیاسی می داند .
آکرمن(1980)11 نیز به ضرورت گفتگو آزاد در تربیت شهروندی اشاره می نماید. این گفتگو بسیار به گفتگوهای سقراطی شبیه است. در این گفتگو ها هیج عقیده ای تحمیل نمی شود و با پرسش و پاسخ همچنان که سقراط انجام می دهد فرد خود را در طی بحث به نتیجه می رساند که خیر چیست. این امر دلالت بر این که تربیت شهروندی باید آن نوع از جامعه ای را که تصمیمات در آن، از طریق گفتگو اتخاذ شوند، شروع کند.
برنارد کریک (1999)12 پیش فرض تربیت شهروندی را فعال بودن درجامعه می داند و از نظر وی شهروندان دارای علایق و ارزش های متفاوتند و باید یاد بگیرند با توجه به چنین شرایطی، یک زندگی مطلوب را بگذرانند.
اهداف تعلیم وتربیت شهروندی از نظر استرایک عبارتند از:
1- ترویج توانایی دستیابی به اطلاعات و فهم آنها
2- ترویج توانایی قضاوت و ارزشیابی اندیشه ها
3- ترویج توانایی تفکر عقلانی و نقادانه
4- ترویج توانایی مشارکت در فرایند های گروهی
5- ترویج ارزش قائل شدن برای فرایند های گفتگویی(استرایک،1988)13.

مؤلفه های شهروندی
به طور کلی می توان مولفه های زیر را برای تربیت شهروندی برشمرد:
الف) دانایی محوری
دانایی محوری که به عنوان مهمترین مولفه متشکله شهروندی، گام اول مشارکت فعال، مسولیت پذیری و غیره به شمار می رود. دانایی محوری عبارت از داشتن آگاهی در زمینه موضوعات تاریخی اجتماعی، فرهنگی، در سطح محلی، ملی، بین الملی است، که به عنوان پیش نیازی اساسی برای شهروندی به شمار می رود. اصولا تصمیم گیری های مهم جامعه اغلب نیاز به شهروندانی دارد که قادر به درک اطلاعات وسیع سطح جامعه، گزارشات و بررسی ها باشند.
ب) وطن پرستی
اصولا یک شهروند، به شهر و کشورش احساس تعلق می کند. وطن پرستی به معنای وفاداری نسبت به کشور خود و دیدن مصالح جامعه در انجام فعالیت های روزانه است. همان گونه که فرد در هنگام تولد خود را عضو یک خانواده می بیند و تلاش می کند تا مرزهای پیشرفت خانواده را فراهم سازد، شهروندان نیز عضو یک جامعه کلان محلی و ملی هستند که باید در توسعه زمینه های مربوط به کشور خود کوشا باشند.
ج) قانون مداری
قانون عاملی است که زمینه انسجام و یگانگی میان افراد جامعه را فراهم می کند. شهروند تلاش می کند قوانین را حتی اگر مغایر با نفع شخصی او باشد، در زندگی به کار گیرد. قانون مداری به معنای گردن نهادن به روال ها و منفعل بودن نیست.
قانون مداری فرایند بسط شعور شهروندی برای وصول به اهداف کلان زندگی اجتماعی و سپس تلاش منطقی برای اصلاح هر گونه قانونی است که امکان استفاده بیشتر را از امکانات و استعدادها فراهم ساخته و زمینه پیشرفت و ترقی را میسر می سازد.
د) مسئولیت پذیری
شهروندی مفهومی است با مسئولیت و مسئولیت پذیری آحاد جامعه همراه است. در جامعه مدنی، شهروند در یافته است که بی مسئولیتی انسان های پیرامونی، او را در مسیر پر نوسانی قرار می دهد و چنانچه خود نیز نسبت به پدیده های پیرامونی بی مسئولیت باشد محیط زندگی خود و دیگران را دچار آسیب می کند. زیباترین احساس خوشایند در مقوله شهروندی، تلاش برای همکاری و تعاون و بار مسئولیت خود ودیگران را به دوش کشیدن است.
ﻫ) مشارکت
بانک جهانی مشارکت را فرایندی می داند که در آن ذینفعان در ایجاد و توسعه نوآوری ها و تصمیم گیری ها و منابعی که بر این نو آوری ها و تصمیم گیری ها موثرند نفوذ و کنترل دارند. براین اساس مشارکت مردم و شهروندان فعل و انفعالی است که برای شهروندان این امکان را فراهم می کند در قاعده سازی و فرمول بندی سیاست ها و خط مشی هایی که بر کل جامعه موثر است، شرکت جویند.
و) انتقاد گری و انتقاد پذیری
یک بعد بسیار مهم از توانمندی شهروندان جامعه دموکراتیک و متکثر که به مشارکت نیاز دارد، تفکر انتقادی است. تفکرانتقادی فرایندی است که به افراد کمک می کند تا شیوه بررسی دقیق آنچه را که به آن معتقدند دریابند و دلائل اعتقاد خود را توسعه دهند. یک تفکر اندیشمندانه، منطقی، خود گردان و منظم تفکری است که شخص در هنگام تصمیم گیری، آنچه را که به آن معتقد است، انجام دهد. جوامع به افرادی نیازمندند که صاحب تفکرات منتقدانه باشند. متفکران منتقد پیشگامان تغییر در جامعه هستند انها آینده خود و جامعه شان را هیچ وقت تمام شده تلقی نمی کنند ( واجارگاه،چوکده،1388).
در برنامه درسی پیشنهادی تربیت شهروندی پیشرفت گرا برای دانش آموزان مؤلفه های زیر برای تربیت شهروندی فعال در نظر گرفته شد:
1- شناخت حقو ق و مسئولیت های فردی؛
2-شناخت تفکر انتقادی و برخوردار بودن آن
3-آشنایی با حقوق و مسئولیت های اجتماعی
4-شناخت رفتارهای نژاد پرستانه و کلیشه ای
5- فهم فرایند پژو هش
6- شناخت تفاوت های فرهنگی و قومی
7- آشنایی با قوانین و مقررارت شهروندی
8- آشنایی با رسانه های جمعی و نقش آن ها
9- آشنایی با هویت ملی وقومی
10- فهم جهانی شدن و تعاملات جهانی
11- آشنایی با تکنولوژی اطلاعات و ارتبا طات
12- شناخت و فهم حقوق بشر
13- درک چیستی امنیت و صلح جهانی
14- آشنایی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، تربیت شهروندی، آموزش شهروندی، جامعه مدنی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزش و پرورش، تحلیل محتوا، مقام معظم رهبری، نظام آموزشی